آشنایی با سازمان F.B.I( اف بی آی )

 

آشنایی با سازمان F.B.I( اف بی آی )

مقدمه :

اداره ي فدرال رسيدگي يا FBI که مخفف عبارت ( Federal Bareau of investigation) قدرتمندترين نهاد دولتي در ايالات متحده آمريکاست . بعضي ها آن را بزرگترين نهاد اجراي قانون در جهان مي دانند . در 100 سال تاريخ آن ، اين نهاد در قلب چندين رسوايي قرار داشته است که بعضي از آنها موفقيت آميز بوده است و بعضي نيز جدل انگيز، در دوران تروريسم ، FBI ، پيچيده تر و قدرتمندتر از هميشه است .
در اين مقاله ما خواهيم فهميد که FBI چه مي کند ، چگونه شروع کرد و شما چگونه مي توانيد عضو آن شويد . ما نگاهي به برخي از ابزارها و تکنيک هاي مورد استفاده ي FBIخواهيم انداخت و در مورد Edgar Hoover مردي که اداره اي قدرتمند براي حل بسياري از جنايات را پايه ريزي کرد ، چيزهايي خواهيم فهميد .
FBI بازوي بازرسي و تحقيق کننده ي وزارت دادگستري آمريکاست و ماموريت ويژه ي آن پيوسته ادامه دارد . در حال حاضر ماموريت اصلي FBI متوقف کردن تروريسم ، خرابکاري ، جرم هاي برنامه ريزي شده ، جرم هاي اينترنتي ، نقض حقوق بشر است (FBI با ايجاد آزار و اذيت بر عليه مسلمانان پس از 11 سپتامبر نشان داد که هدف واقعي اش از مبارزه با نقض حقوق بشر چيست ؟ ) ، به علاوه FBI وظيفه ي رسيدگي به جنايات بزرگ مثل سرقت هاي بزرگ و قتل ها را نيز بر عهده دارد . آنها همچنين به ياري ديگر نهادهاي اجرايي (وقتي که نياز باشد) ، مي پردازند .
جناياتي که به طور اختصاصي در قلمرو FBI قرار مي گيرد ، شامل : جنايت هايي است که در بين ايالت هاي مختلف اتفاق بيافتد ، تجاوز از مواد قانوني فدرال کنترل شده باشد و ديگر قوانين فدرال نقض شود . ( احتمالاً مي دانيد که هر ايالت براي خود حکومت مستقل و در برخي موارد قوانين مستقل دارد )
ماموريت رسمي FBI حمايت از قانون از طريق : رسيدگي جرم هاي تخطي از قوانين جزائي فدرال ، محافظت از ايالات متحده از جاسوسي خارجيان و فعاليت هاي تروريستي ، تامين رهبري و کمک به اجراي قانون به نهادهاي فدرال ، ايالتي ، محلي و بين المللي و انجام تمام اين مسئوليت ها از طريق پاسخ به جامعه و پايبندي به قانون اساسي ايالات متحده است.
براي اينکه يک سري افسانه ها در مورد FBI بر طرف شود ، در اينجا چند چيز که FBI انجام نمي دهد ، آورده ام .
1 ـ FBI يک نيروي پليس ملي نيست : نهادهاي محلي و ايالتي اجراي قانون تابع FBI نيستند . به طور ساده FBI قلمرو قدرت متفاوتي دارد که از آن براي برخورد با جرم هاي متفاوت استفاده مي کند .
2 ـ FBI پرونده هاي نهادهاي محلي را به عهده نمي گيرد اگر يک جرم تا حدودي در حوزه ي کاري FBI قرار گيرد ، يا آنقدر آن جرم جدي باشد که دخالت FBI را نياز داشته باشد ، FBI يک گروه کاري را موظف مي کند که در کنار پليس محلي و ايالتي کار کند.
3 ـ FBI پرونده ها را پيگيري نمي کند . FBI اطلاعات تحقيقي لازم را برا وکلاي ايالات متحده فراهم مي کند تا آنها از آن اطلاعات براي پيگيري پرونده استفاده کنند .
ماموران FBI مي توانند سلاح گرم حمل کنند ، و استفاده ي آنها از اين سلاح ها هم دقيقاً از همان قوانين محدود کننده ديگر نهادهاي اجراي قانون در ايالات متحده پيروي مي کند ( مثل پليس محلي ) . قدرت کشندگي اين سلاح ها فقط وقتي قابل استفاده است که براي جلوگيري از مرگ يا آسيب به ماموران و ديگران نياز باشد . ماموران نمي توانند به استراق سمع از مظنونان بپردازند ( با استفاده از ابزارهاي الکترونيکي به مکالمه هاي تلفني گوش دهند ) مگر اينکه از دادگاه مجوز داشته باشند . براي گرفتن مجوز از دادگاه ، آنها بايد با دلايل باور کردني ثابت کنند که مظنون در حال فعاليت در يک اقدام غير قانوني است و استراق سمع به ماموران براي به دست آوردن اطلاعات قاطع کمک مي کند . يک قاضي فدرال هم بايد بهره برداري را تصويب کند . استراق سمع بدون دستور قاضي جرم است .

کلمه F.B.I از کجا گرفته شده است ؟

به طور فني از عبارت Federal Bareau of investigation مخفف شده است که البته مخفف شعار FBI نيز هست : Fedelity , Bravery , integrity به ترتيب وفاداري ، شجاعت ، راستی.

ساختار F.B.I :

FBI قسمتي از وزارت دادگستري آمريکاست که توسط دادستان FBI تحت نظر دادستان کل فعاليت مي کند که ماموراني براي اجراي قوانين فدرال در دسترس قرار دهد . ( قسمت هاي 533 ، 534 ، سند 28 از مجموعه قوانين آمريکا ) . اما دادستان کل خودش قدرت مستقيم بر FBI اعمال نمي کند ، که البته اين کار از وظايف بازرسي کل است . تا سال 2002 ، بازرس کل مي توانست از FBI تحقيق و تفحص بکند اما فقط با اجازه ي دادستان کل ، اما به دنبال چندين رسوايي در سال 2001 ، ( از جمله آشکار شدن اين مورد که مامور FBI Roberts Hansson اسرار ايالت متحده را براي 15 سال به شوروي مي فروخته است ) کنگره به بازرس کل قدرت بيشتري داد .

 عکس شماره ي 1

مديرRobers.Mueller

عکس شماره ي2

ساختمان J.Edgar hoover از ساختمان هاي FBI در ساختمان J.Edgar hoover


رئيس جمهور مدير FBI را براي 10 سال ( يک دوره ) تعيين مي کند . مدير فعلي Roberts .Mueller است . چندين معاونت در پايين تر از مقام او قرار دارد و يک مدير اجرايي هر يک از 11 قسمت FBI را سرپرستي مي کند . اين بخشها به طور کلي منطبق بر جرائمي است که FBI به آن رسيدگي مي کند . مثلاً يک بخش ضد تروريسم وجود دارد ، يک بخش فناوري اطلاعات و ...

FBIدر واشنگتن مقر اصلي خود را قرار داده است که اين ساختمان در سال 1974 باز شد . اين ساختمان انبار مانند ، مدير ، بيشتر سرپرستان ادارات و آزمايشگاه معروف جنايي FBI را در خود جاي داده است . ادارات ميداني ( محلي ) FBI در بيشتر شهرهاي بزرگ قرار دارند که جمعاً 56 اداره مي شوند . يک مامور ويژه وظيفه سرپرستي اداره ي محلي را بر عهده دارد . در ادارات محلي بزرگ لس آنجلس و نيويورک استثنائاً يکي از معاونين مدير کل FBI رياست را بر عهده دارند . به علاوه ، FBI 400 نمايندگي ديگر در شهرهاي کوچک يا جاهايي که نياز به حضور FBI هست دارد .

سازمان F.B.I
توضيح نمودار سازماني F.B.I :
نمودار بالا را از سمت چپ به ترتيب خانه ها توضيح مي دهيم :

ستون اول از سمت چپ :
1 ـ مدير و قائم مقام مدير
2 ـ ادارات محلي
3 ـ نهادهاي ارتباط خارجي
ستون دوم از سمت چپ ( خاکستري رنگ ) :
1 ـ معاونت اجرايي رسيدگي جرائم
2 ـ معاونت اجرايي ضد تروريسم / ضد جاسوسي
3 ـ معاونت اجرايي سرويس هاي اجراي قانون
4 ـ معاونت اجرايي اداره ي امور
ستون سوم از سمت چپ ( آبي و صورتي رنگ ) :
1 ـ الف ) بخش جرايم اينترنتي
1 ـ ب ) : بخش رسيدگي به جرايم
2 ـ الف ) : بخش ضد تروريسم
2 ـ ب ) : بخش ضد جاسوسي
3 ـ الف ) : بخش آموزش
3 ـ ب ) : بخش سرويس هاي بزهکاري دادگستري ( آبي رنگ )
3 ـ ج ) : بخش آزمايشگاه
4 ـ الف ) : بخش خدمات اداري
4 ـ ب ) : بخش منابع اطلاعاتي ( مربع آبي رنگ )
4 ـ ج ) : بخش امنيت ( مربع آبي رنگ )
4 ـ د ) : بخش مالي
تا 31 مارس سال 2006 ، FBI 30 هزار نفر را استخدام کرده بود که 12515 نفر مامور و 17485 نفر هم پرسنل پشتيباني ، تکنسين هاي آزمايشگاه و مديران بوده اند . در گذشته FBI به عنوان يک مکان غير دوستانه براي زنان و اقليت ها به حساب مي آمد . در سال 1972 ، FBI مامور زن مجرد نداشت و تنها درصد کوچکي از آنها جز اقليت ها بودند . امروز بيش از 13 هزار نفر از کارکنان FBIزنان هستند و 7691 نفر از کارکنان آن از اقليت هستند و 1000 نفر معلول هم در آن مشغول به کارند .
تامين مالي FBI بر عهده ي وزارت دادگستري است و از محل بودجه ي سراسري فدرال تامين مي شود . در سال 2003 ، بودجه ي کل FBI ، 4 ميليارد و 298 ميليون دلار بود . در قسمت بعدي به بررسي تاريخ FBI مي پردازيم .

تاريخ F.B.I :

وزارت دادگستري هميشه قدرت رسيدگي به جرائم فدرال را داشته است . اما اين بدان معني نيست که هميشه وسايل انجام چنين کاري را در اختيار داشته است در قرن نوزدهم ادارات دولتي معمولاً از شرکت هاي کارآگاه هاي خصوصي براي حل کردن جرايم استفاده مي کردند . مثل ( Pinkertons ) .در سال 1908 فروش غير قانوني زمين در غرب ايالات متحده ، رئيس جمهور تئودور روز دولت را عصباني کرد . بنابراين به وزير دادگستري دستور ايجاد اداره اي کوچک از کارآگاهان براي رسيدگي به اين جرائم را داد در سال 1909 آنها نامي رسمي داشتند : اداره ي بازرسي
در ابتدا جرائم کوچکي در حيطه ي قلمرو قدرت اين اداره قرار داشت . کلاهبرداري در املاک ، کلاهبرداري از بانک هاي ملي ، جرايم ضد تشکيل اتحاديه هاي بزرگ صنايع و مجرم هايي که در بين ايالتهاي مختلف سفر مي کردند در حيطه هاي قلمرو اجرايي اين اداره قرار مي گرفتند . در دهه ي بعدي ، قوانين جديد آزادي عمل دولت فدرال براي رسيدگي به جرائم ملي را گسترش داد و تعداد ماموران اين اداره هم به خوبي افزايش يافت . در طي جنگ جهاني اول ماموران بر روي متوقف کردن عمليات هاي جاسوسي و خرابکاري و برخورد با مرداني که از خدمت اجباري خودداري مي کردند متمرکز شد . در سال 1920 متجاوز از 300 مامور و 300 پرسنل پشتيباني رهبري ادارات محلي ( را که در حال افزايش بودند ) بر عهده داشتند .
در اوايل سال 1920 ، ماموران غير حرفه اي که به طرز ضعيفي آموزش ديده بودند و فاقد صلاحيت براي شغل هايشان بودند اين سازمان را آزار مي دادند . سياست مداران نفوذ زيادي داشتند و ماموران مي توانستند به راحتي براي چشم پوشي از جرايم تطميع شوند . بعضي مواقع ماموران اطلاعات متهم کننده ي جمع آوري مي کردند تا مخالفان سياسي را بي اعتبار کنند . همه ي اينها در سال 1924 تغيير کرد از زماني که دادستان کل آن زمان، معاون اجرايي J.Edgar Hoover را ترجيح داد و مدير کرد . او در آن زمان 29 ساله بود . Hoover فوراً شروع کرد که روشها و سوابق ماموران را مرور کند . او شخصاً فايل هر مامور را بررسي کرد و از اينکه تعداد زيادي فقط به علت مساعدت روابط سياسي بر سر کار بودند ، تعجب کرد . او در چند ماه ، بيشتر از 100 نفر از آنان را اخراج کرد . سپس او استانداردهاي استخدام ماموران جديد را ارتقاء داد که با توجه به آن ، تحصيلات دامنشگاهي و سابقه ي اجراي قانون الزامي بود .
او قوانين و آيين نامه هاي هدايت ماموران و رويه هاي رسيدگي به جرائم و وظايف را ايجاد کرد تا مطمئن شود که فعاليت هاي اداره ، در تمام ميهن ، يکسان شود . او گفته است : ما فقط بايد دلواپس يک هدف باشيم ، ريشه کن کردن جرم .
Hoover همچنين عهده دار بسياري از تغييرات در حوزه ي رسيدگي به جرائم شد . او آزمايشگاه جرائم FBI را ايجاد کرد ( در سال 1932 ) و يک آکادمي آموزشي در سال 1935 را به راه انداخت که در همان سال اداره به اداره ي فدرال بازرسي ( يا رسيدگي ) تبديل شد . اين آکادمي ماموران FBI را به خوبي پليس هاي ايالتي و محلي آموزش مي داد . ديگر ابتکار Hoover ايجاد ليست 10 نفر اولویت دار تحت تعقيب بود ( Ten most wanted ) اين ليست که در سال 1950 ايجاد شد ، عکس و اطلاعات 10 فراری تحت تعقيب FBI را اعلام مي کرد که در اماکن عمومي مثل ادارات پست بر ديوار آويخته مي شد ، نشان مي داد . تا سال 2002 ، 458 نفر در اين ليست نشان داده شده اند که 429 نفر از آنان دستگير شدند . امروزه اين ليست به صورت آنلاين در دسترس است .
در خلال جنگ جهاني دوم و درطي جنگ سرد FBI به قبول وظايف جديد تحت رهبري Hoover ادامه داد . اداره از آلمانها و ژاپني هاي جاسوس در طي جنگ بازجويي مي کرد و پس از جنگ ، ريشه ي کمونيست ها را کند . اولويت هاي FBI بار ديگر با بيداري حاصل از حملات يازده سپتامبر تغيير کرد و حالا ، عمليات ضد تروريستي اولويت اول FBI است . اداره ، تروريستهاي شناخته شده را تحت پيگرد قرار مي دهد و با ديگر نهادها مثل سيا ( CIA ) و سازمان هاي اطلاعاتي و اجراي قوانين ديگر کشورها براي جمع آوري اطلاعات همکاري مي کند . بر خلاف بسياري از نهادهاي دولتي ، FBI در اداره ي امنيت ملي جا داده نشد . اين اداره ، به کار خود در زير چتر وزارت دادگستري همچنان ادامه مي دهد .

J.Edgar Hoover :

 دير سابق Hoover ، FBI در طي دوران تصدي خود بر FBI قدرت سياسي زيادي را گردآوري مي کرد . بيشتر اين قدرت با استفاده از FBI براي ترساندن و جمع آوري اطلاعات متهم کننده بر عليه مخالفانش به دست آمد . در جريان افشاگري فساد FBI ، نويسنده Diarmaid Jeffreys نوشت " شايع شده بود که Hoover اطلاعاتي با جزئيات کامل در زمينه هاي فساد اخلاقي ، سياسي و مالي برخي از مشهورترين و معروف ترين افراد کشور داشت و با اين اطلاعات براي راه خودش به سمت قدرت و نفوذ ، باج گيري مي کرد " . عمليات Cointelpro ، عملياتي از سوي Hoover بود که عملياتي جدال انگيز و بيشتر غير قانوني بود . اين عمليات گروه هاي راديکال مخالف جنگ ويتنام ، گروه هاي حمايت کننده از حقوق غير نظاميان و در کنار آنها گروه هاي ديگري که به براندازي دولت کمک مي کردند را هدف قرار داد .
 عضي مواقع ، Hoover تحريک مي شد که مخالفان دولت را ريشه کن کند و اين کار يک حالت جنون و سوءظن شديد بود . در مصاحبه با يک مجله در 1966 ، Hoover علناً اظهار داشت که امريکايي ها با " يک روش جديد از توطئه تهديد مي شوند . توطئه اي به شدت زيرکانه و گمراه کننده و از اين رو به سختي قابل فهم و کشف است . يک توطئه که با حالت ها و گرايش هاي مشکوک منعکس مي شود به وسيله ي اصول آزادي شخصي لجام گيسخته ، به وسيله ي عدم تقيد به لباس و سخنان ، حتي به وسيله ي سخنان وقیح . که از اين طريق گفته شده بيش از عضويت در سازمان هاي خاص استفاده مي کند " .
 م در زندگي و هم پس از مرگ ، شايعات مداومي Hoover را يک همجنس باز پنهان کار و فردي که لباس زنان را مي پوشد ، مي خواندند که مدارک اين کار در دست مافيا بود . اما ، مدارک محکمي براي اثبات اين ادعاها و شايعات هرگز پيدا نشد.

 عکس شماره ي 4
 oover در سال 1961
در قسمت بعدي به برخي روش ها و ابزارهاي FBI مي پردازيم .

بخش هاي F.B.I و ابزارهاي آن :

از آنجا که ماموريت هاي FBI همچنان ادامه دارد و قلمرو گسترده اي دارد ، بخش هاي مختلف زيادي را براي پردازش اطلاعات و رويارويي با حوادث ايجاد کرده است . چند تا از آنها ، اين بخش ها هستند :
بخش خدمات اطلاعات جرائم دادگستري ( CJIS) ، بخش آزمايشگاه يا آزمايشگاه جرم ، واحد تحليل رفتاري و تيم نجات گروگان . اجازه بدهيد به هر يک از اين بخش ها نگاه دقيق تري بيندازيم .
بخش خدمات اطلاعات جرائم دادگستري ( CJIS ) ، بزرگترين بخش FBI است . اين قابل قبول است چون يکي از مهمترين کارهاي FBI جمع آوري ، تحليل و مقايسه ي اطلاعات صحنه هاي جرم است . CJIS چندين برنامه را در بر مي گيرد ، که شامل مجتمع تشخيص اتوماتيک اثر انگشت ( IAFIS ) مي شود . IAFIS اثر انگشت 47 ميليون نفر را در خود دارد که اين بزرگترين پايگاه داده در نوع خود در جهان است . CJIS همچنين مرکز اطلاعات جرائم کشور NCIC را نيز در بردارد .
NCIC اطلاعات جرائمي که در ايالات متحده رخ داده است را در خود ذخيره مي کند . صرف نظر از اينکه که کدام سازمان مسئول رسيدگي به اين جرائم بوده است . نهادهاي اجراي قانون در سطح کشوري ، ايالتي و محلي مي توانند به اطلاعات NCIC , IAFIS دسترسي يابند . با اين کار به آنها کمک مي شود که جنايتکاراني را که از جايي به جايي ديگر مي روند با تشخيص الگوها و شباهت ها بين جرائم ، بشناسند .
نهادهاي اجراي قانون همچنين مي توانند از خدمات بخش آزمايشگاه بهره مند شوند . به عنوان يکي از بزرگترين آزمايشگاه هاي قانون در جهان ، آزمايشگاه جرائم FBI بيشتر از يک ميليون آزمايش دادگاهي انجام داده است و پيشگام تکنيک هاي نوين تحليل هاي قانوني ( دادگاهي ) است . ( محض اطلاعات خوانندگان بگويم ، آزمايشگاه هاي پيشرفته پليس ايران ، يکي از پيشرفته ترين آزمايشگاه ها در جهان به شمار مي رود به طوري که با امکانات وسيع و البته عجيب و غريب اين آزمايشگاه پليس 90درصد از پرونده هاي قتل را حل مي کند ) . آزمايشگاه FBI رسيدگي به همه نوع مدرک فيزيکي را انجام مي دهد ، از جمله DNA ، خون ، مو ، الياف ، اثر انگشت هاي پنهان ، اسناد ، دست خط و سلاح هاي گرم نهادهاي اجراي قانون همچنين مي توانند از قسمت مرکز آموزش و تحقيقات علوم تشخيصي دادگاهي ( FSRTC ) آزمايشگاه در آکادمي FBI بهره مند شوند .
آزمايش گران آزمايشگاه مدارک حرفه اي براي پرونده هاي جرائم تهيه مي کنند که با مدارک قانوني همراه مي شوند .
FBI در در تحليل تحقيقات جنايي يک پيشتاز بوده است . که اين کار توسط کارکنان واحد تحليل رفتاري صورت گرفته است . با توجه به وب سايت بخش هاي FBI ، تحليل تحقيقات جنايي ، فرايندي است که در آن جرائم از منظر رفتاري و بازرسي بررسي مي شود . افراد آموزش ديده که در اين واحد کار مي کنند و به خلاصه برداري از اسناد مشغول هستند ، به مدارک و شرايط محيطي يک جرم و سلسله جرائم نگاه مي کنند و يک خلاصه تهيه مي کنند . اين خلاصه جنبه هاي مختلف شخصيت مظنونان را نشان مي دهد . جنسيت ، سن ، سطح تحصيلات ، نوع شغل ها ، و ديگر عناصري که مي توانند بازرسي ها را کمتر کنند و به ماموران کمک کنند تا مدارک را اولويت بندي کنند . خلاصه برداري جغرافيايي به خوبي کمک مي کند . در اين تکنيک ، کارکنان ، اطلاعات مکان هاي وقوع جرم را به يک کامپيوتر مي دهند . اين کامپيوتر " يک منطقه مورد علاقه " ايجاد مي کند که بازرسان بر آن تمرکز کنند .
کارکنان اين واحد براي آموزش کامل به يک سال نياز دارند و يک سابقه ي تحصيل روانشناسي در آکادمي ها يا علوم اجتماعي مفيد خواهد بود .
همچنين FBI يکي از بزرگترين تيم هاي نجات گروگان در دنيا را در اختيار دارد . تيم نجات گروگان ، قسمتي از شاخه ي پشتيباني تاکتيکي از گروه واکنش به حوادث بحراني است . در ابتدا HRT ( تيم نجات گروگان ) يک واحد نجات تاکتيکي بود که همانند نيروي ويژه ( SWAT ) تجهيز شده بود . وظيفه ي آنها پايان دادن به يک گروگان گيري با استفاده از قدرت بود . واحد مذاکرات گروگان گيري جدا بود و وظيفه داشت قبل از اينکه تيم نجات گروگان ( HRT ) وارد شود ، قضيه را با آرامش به پايان رساند . يک رابطه ي خصمانه بين دو واحد ايجاد شد که در واقعه ي جدال انگيز Ruby Ridge به اوج رسيد . در سال 1992 مارشال هاي آمريکا با يک خانواده ي به شدت مسلح در آيداهو ( يکي از ايالات آمريکا ) مشکل داشتند . FBI وارد عمل شد و تيم HRT بدون توجه به نصيحت هاي مذاکره کنندگان کارآزموده عمل کرد و به تک تيراندازان دستور شليک به خانواده را داد . آن هم قبل از آنکه مذاکره کنندگان هيچ شانسي براي پايان دادن قضايا با آرامش و بدون خشونت داشته باشند . تيراندازان مادر خانواده را کشتند . در واکنش به اين حادثه و حوادث ممشابه ، FBI گروه واکنش به حوادث بحراني را تشکيل داد که واحدهاي مذاکره در زمان بحران و تيم HRT را تحت يک فرماندهي واحد ، و در يک گروه ترکيب کرد .
در پي حوادث 11 سپتامبر 2001 ، مدير FBI ، ريچارد مولر ( که عکس آن را در بالا ديديد ) تغييرات موثرتر و سازماني براي پشتيباني از تغيير هدف FBI انجام داد . اين هدف جديد اين بود " پيشگيري از حملات تروريستي ، جلوگيري از جاسوسي خارجيان بر عليه آمريکا(FBI در مورد جاسوسان اسرائيلي که گهگاه در رسانه ها ، رسوا مي شوند ، ظاهراً نمي تواند کاري بکند ، جالب اينکه عليرغم آشکار شدن جاسوسي هاي اسرائيل ، آمريکا هيچ تجديد نظري در روابط خود با اين متحد عجيب و غريب خود نمي کند و رسم وفاداري را عليرغم بي وفايي اسرائيل ، به طور کامل به جا مي آورد ) و کشف جرائم اينترنت ـ پايه و ديگر جرائم با تکنولوژي بالا " سازمان همچنين در حال کار بر روي ارتقاء فني براي مطابقت با اين تغييرات و حمايت قوي تر از نهادهاي فدرال ، ايالتي و محلي مي باشد .

عضويت در F.B.I :

برای این منظورباید مدرکی دانشگاهی چهار ساله داشته باشید ,  تبعیت امریکایی داشته باشید , و بین 23 تا 39 سال سن باشی . همچنین باید سابقه ی قضایی پاکی داشته باشید بدون محکومیت برای جرائم جدی . فقط 10 درصد درخواست ها پذیرفته میشود . در پی حملات 11 سپتامبر , تعداد درخاست به طرز چشمگیری افزایش یافت . به محض پذیرفته شدن , ماموران در آکادمی FBI آموزش می بینید . این آکادمی در پایگاه نیروی تفنگداران دریایی امریکا در Quantico قرار دارد.

آکادمی 160 هکتاری در سال 1972 باز شد . علاوه بر خوابگاها این آکادمی شامل آزمایشگاه تحقیقات و اموزش های دادگاهی , میدان های تمرین تیر اندازی , یک پارکینگ , پیست تمرین تعقیب و گریز , ورزشگاه و کتابخانه می شود . علاوه بر همه این آکادمی یک شهر ساختگی برای آموزش دارد که به Hogans Alley معروف است . آکادمی برای تورهای عمومی مجوز ورود نمیدهد.

جاسوسی مدرن

 

جاسوسی از همان ابتدای تاریخ ثبت شده بشر، بخشی از امور سیاسی و نظامی بوده اما سیستم مدرن جاسوسی در جریان جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) و دوره پس از آن معروف به جنگ سرد (۱۹۴۵-۱۹۹۱) شکل گرفت. در جریان جنگ جهانی دوم، جاسوسی توسط کشورهایی که مستقیما با یکدیگر در حال نبرد بودند یعنی بریتانیا، فرانسه، روسیه و ایالات متحده آمریکا از یک طرف و آلمان ژاپن و ایتالیا از طرف دیگر به کار گرفته می شد. در دوره جنگ سرد، جاسوسی توسط دو ابر قدرت یعنی ایالات متحده امریکا واتحاد شوروی استفاده می شد.

 

  • مقدمه

جاسوسی اصولا به منظور شناسایی دشمن انجام می شود  و اخبارمربوط به دشمن که به وسیله جاسوسان حرفه ای جمع آوری می شود،به اطلاعات سری مرسوم است. به بیان دیگر جمع آوری اطلاعات پنهانی با استفاده از ترفند و فریب را جاسوسی گویند. جاسوسی قدیمی ترین شیوه جمع آوری اطلاعات سری است. جاسوسی از همان ابتدای تاریخ ثبت شده بشر، بخشی از امور سیاسی و نظامی بوده اما سیستم مدرن جاسوسی در جریان جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) و دوره پس از آن معروف به جنگ سرد (۱۹۴۵-۱۹۹۱) شکل گرفت. در جریان جنگ جهانی دوم، جاسوسی توسط کشورهایی که مستقیما با یکدیگر در حال نبرد بودند یعنی بریتانیا، فرانسه، روسیه و ایالات متحده آمریکا از یک طرف و آلمان ژاپن و ایتالیا از طرف دیگر به کار گرفته می شد. در دوره جنگ سرد، جاسوسی توسط دو ابر قدرت یعنی ایالات متحده امریکا واتحاد شوروی استفاده می شد.

این دو ابر قدرت هرگز وارد جنگ فیزیکی و عینی یا جنگ (گرم) با یکدیگر نشدند، بلکه قریب به نیم قرن، آنها به جنگ روانی با یکدیگر ادامه دادند و در این میان جاسوسان هر دو طرف مشغول فعالیت بودند و این دو ابر قدرت پیوسته یکدیگر را به جاسوسی مدرن برای دست اندازی بر جهان متهم می کردند.

یکی ازنتایج این جنگ (گرم) و (سرد) که بیش از شصت سال به طول انجامید، پیدایش یک سیستم مدرن و کاملا پیشرفته جاسوسی، شامل سازمان های سری در سراسر جهان است. بریتانیا، فرانسه، اسرائیل،روسیه از جمله کشورهایی هستند که دارای گسترده ترین جامعه ها وتشکیلات اطلاعاتی می باشند، اما ایالات متحده آمریکا فعلا دارای بزرگ ترین و گسترده ترین سازمان و تشکیلات اطلاعاتی و جاسوسی است.

  • ابزارهای جامعه اطلاعاتی

جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا از ۱۳ سازمان جاسوسی جداگانه فدرال تشکیل شده که معروف ترین آنها عبارتند از : مرکزتحقیقات فدرال (اف. بی.آی.)، سازمان امنیت ملی ( ان. اس. آ.) وسازمان اطلاعات مرکزی (سیا).

- ستاد اف. بی. آی. در واشنگتن. دی. سی. قرار دارد و مسئول شناسایی و مقابله با فعالیت های جاسوسی خارجی در داخل ایالات متحده آمریکا است.اهمیت این سازمان به حدی بالاست که عوامل اف.بی. آی. توانستند در نهایت جاسوس بودن استانیسلاو گوسف را کشف و او را دستگیر کنند. در ژانویه سال ۲۰۰۱، اف. بی. آی. حدود ۱۱۴۰۰عامل ویژه و ۱۶۰۰۰ پرسنل پشتیبانی استخدام کرد. بودجه این سازمان برای سال مالی ۲۰۰۱، مبلغ ۵۷/۳ میلیارد دلار بود.

- سازمان امنیت ملی که مقر اصلی آن در فورت مید واقع در مریلنداست، خود را سازمان رمز شناسی کشور می داند و فعالیت های کاملا ویژه و تخصصی هماهنگ سازی و جهت دهی برای حفاظت از سیستم های اطلاعاتی آمریکا را انجام می دهد و اخبار اطلاعات خارجی را تهیه وتولید       می کند. به عبارت دیگر، سازمان امنیت ملی دارای دو ماموریت اصلی است. اول اینکه ترتیبی دهد که اطلاعات سری آمریکا همچنان پنهان بماند، دوم اینکه اطلاعات خارجی سری را که به وسیله دستگاه های الکترو مغناطیسی مثل تلفن و رایانه ارسال می شود، جمع آوری کند و چون بیشتر اطلاعات خارجی به صورت رمز گذاری شده مخابره می شود، لذا سازمان امنیت ملی، مسئولیت رمز گشایی ( کدشکنی) از این اطلاعات و نیز رمز گذاری        ( کد سازی) اطلاعات سری آمریکا را هم به عهده دارد.

سازمان امنیت ملی، سری ترین سازمان درجامعه اطلاعاتی آمریکاست و به حدی سری است که خودی هامی گویند باید حروف رمزی به معنی ” چنین سازمانی وجود ندارد” یا “هرگز هیچ چیزی نگو) ابداع شود. تعداد کارکنان سازمان امنیت ملی یک راز ملی است، اما کارشناسان امنیتی تخمین می زنند که این سازمان حدود ۱۰۰ هزار نفر پرسنل در سطح جهان در استخدام دارد. بودجه سازمان امنیت ملی کاملا محرمانه نگهداری می شود.

- سیا، سازمان سری مسئول انجام عملیات جاسوسی در خارج ازمرزهای آمریکاست. کارشناسان امنیتی تخمین می زنند که سازمان سیاحدود۲۰ هزار نفر در سطح جهان پرسنل دارد و بودجه عملیات آن حدود۳۰ میلیارد دلار در سال است.

افسران اطلاعاتی : فعالیت جاسوسی سیا مثل یک فعالیت تجاری اما باسیاست ها و مقررات خاص شرکت خود انجام می شود. افسران اطلاعاتی سیا که به افسران هادی هم موسوم اند، مدیران مسئول عملیات جاسوسی روزمره در کشور متخاصم محسوب می شوند. وظیفه اصلی آنها جذب، آموزش و کنترل عوامل مخفی است که بخش اعظم جاسوسی عملی را انجام می دهند. تمام افسران اطلاعاتی سیا بایدشهروندان آمریکایی باشند و اکثر آنها مرد و دارای تجربه نظامی هستند.آنها حداقل یک سال دوره آموزشی را در مراکز آموزشی سیا که به (مزرعه) موسوم هستند و جایگاه اصلی آنها در کمپ پیری در ویلیامزبورگ ویرجینیا قرار دارد، طی کردند.

این افسران جدید اطلاعاتی پس ازفارغ التحصیل شدن، به ایستگاه های خود بر می گردند. تعدادی از آنهادر ایالات متحده آمریکا مستقر می شوند و به جذب عوامل سری که دراستخدام سفارتخانه ها یا کنسولگری های خارجی در شهرهای آمریکاهستند، می پردازند، اما اکثر افسران اطلاعاتی سیا در کشورهای متخاصم در آن سوی مرزهای آمریکا مستقر هستند. جاسوسی در هرجایی که انجام شود، عملی غیر قانونی است. افسران اطلاعاتی سیا درهر جایی که در بیرون از مرزها مستقر باشند، در واقع مشغول انجام عملیات غیر قانونی هستند. در واقع آن ها پنهانی و با پوشش عمل کنند.به همین دلیل است که اکثر افسران با یک پوشش یا هویت رسمی به عنوان کارمند دولت آمریکا عمل می نمایند که به این وسیله، دلیل قانونی برای زندگی و کار در کشور متخاصم دارند. اکثر پوشش های رسمی، سمت هایی در سفارت یا کنسولگری آمریکا است. این پوشش رسمی همچنین مصونیت دیپلماتیک برای این افسران به وجود می آوردکه چنانچه در حین فعالیت جاسوسی کشف و شناسایی شوند، از مجازات مصون خواهند بود.

داشتن مصونیت دیپلماتیک سبب می شود که افسری که به اتهام جاسوسی دستگیر شده، زندانی نشود. در عوض، این افسر به عنوان عنصر نا مطلوب به کشور متبوع عودت داده می شود.عنصر نا مطلوب به این معنا ست که دیگر در کشور میزبان، جایی برای اووجود نخواهد داشت. ایالات متحده آمریکا همین کار را در مورد افسران اطلاعاتی کشورهای دیگر که در داخل مرزهای آمریکا به جاسوسی پردازند، انجام می دهد. بعضی افسران اطلاعاتی با یک پوشش غیر رسمی فعالیت می کنند. این افسران خطر دایمی دستگیر ومجازات شدن را در پیش دارند، زیرا یک پوشش دایمی، مصونیت دیپلماتیک برای آنها ایجاد نمی کند.اکثر افسران دارای پوشش غیررسمی به عنوان تاجر خصوصی اهل آمریکا فعالیت می کنند که این امراحتمال روبرو شدن آنها با عوامل اطلاعاتی را در جامعه تجاری کشورمتخاصم به شدت افزایش می دهد. مسئولیت اصلی یک افسراطلاعاتی، یافتن عوامل بالقوه و جذب و استخدام آنها به عنوان جاسوس است.

جذب یک عامل اطلاعاتی، کاری وقت گیر است و به شکیبایی و مهارت های شخصی فوق العاده ای احتیاج دارد. چنین کاری به مهارت های شکار گری هم احتیاج دارد. بعد از آشنا شدن با یک عامل اطلاعاتی بالقوه، افسر مورد نظر باید برای دوست شدن با چنین شخصی به سختی تلاش کند و سعی کند آنچه را این شخص دوست دارد و دوست ندارد، ضعف ها و نقاط قوت و مشکلات و نیازهای او را بادقت کشف و شناسایی کند. این افسر همچنین باید اعتماد این شخص را به خود جلب کند و در حال انجام این کارها باید پیوسته یک بازی موش و گربه انجام دهد و بداند که دقیقا چه موقع و چگونه مقاصد وافعی خود را به این شکار بفهماند و در عین حال او را بیمناک و مشکوک نکند.تمام این کارها هفته ها، ماه ها و حتی سالها وقت احتیاج دارد. خلاصه این که افسر در نهایت باید پنهان کاری را کنار بگذارد و علنا به این عامل اطلاعاتی پیشنهاد کند که از وفاداری خود به سازمان اطلاعاتی متبوع صرفنظر کرده، به جاسوسی برای ایالات متحده آمریکا بپردازد.

عوامل سری : عوامل سری سیا رسما توسط سیا استخدام نمی شوند،بلکه سیا پول به آنها می پردازد تا اسراری درباره ارتش، اقتصاد و دولت متبوع خود جمع آوری و این اسرار را به افسران سیا که آنها را جذب کرده اند، گزارش کنند. چون عوامل سری در واقع خودی هستند یعنی شهروندان کشور میزبان هستند لذا از موقعیت بسیار خوبی برای جمع آوری اطلاعات سری نسبت به افسران اطلاعاتی برخوردارند.آنها درعین حال در یک موقعیت خطرناک هم قرار دارند.

عوامل سری باید بدون داشتن مصونیت دیپلماتیک فعالیت کنند و با جاسوسی برای دشمن، به کشور خود خیانت کنند. آنها که به خیانتکار و مزدور معروف هستند، چنانچه کشف و شناسایی شوند، با نهایت خشونت با آنهابرخورد می شود و بعضی از آنها اعدام می شوند. بیشتر عوامل سری،کارکنان عالی رتبه دولت کشور متخاصم هستند. بعضی از آنها افسران اطلاعاتی کشورمتخاصم هستند.آنها طبق وظیفه خود دلیل موجه دارندبا مقامات دولت خود و دیگر منابع بالقوه اطلاعاتی، ملاقات و معاشرت داشته باشند.

بعضی دیگر از عوامل سری، کارکنان دون پایه دولتی مثل راننده، منشی، دربان و دیده بان و شبگرد هستند این جاسوسان دون پایه، این مزیت را دارند که نسبتا نادیدنی و غیر قابل شناسایی هستند واحتمال شناسایی آنها به اتهام جاسوسی نسبت به همتاهای بلند پایه خود به اتهام جاسوسی کمتر است. مساله استفاده از فشار هم درجاسوسی مطرح است. افسران اطلاعاتی سعی دارند عواملی را جذب کنند که مایل به فروختن اخبار سری به آنها باشند. جاسوس هایی که خودشان مایل به این کار باشند، وفادارتر از جاسوسانی هستند که با زورجذب می شوند. اما گاهی افسران به استفاده از اعمال فشار هم متوسل می شوند تا خلاصه جاسوس بالقوه را در تنگنا قرار داده و مایل به همکاری کنند. این فرآیند هنگامی شروع می شود که یک افسراطلاعاتی، نقطه ضعفی در یک عامل جاسوسی بالقوه پیدا می کند.

پات واتسون، رییس سابق اطلاعات اف. بی. آی. می گفت “وقتی که یک روسی به ایالات متحده آمریکا می آید، ما بلافاصله سعی می کنیم او رابرای جذب و خریداری مورد بررسی قرار دهیم. از او هر چیزی بدست آیدکه نشان دهد که او مشکلی دارد، ما سعی می کنیم از آن استفاده کنیم.”انواع مشکلاتی که برای این دسته از افراد به وجود می آورند شامل سکس یا پول است که این عاملان بالقوه را در برابر حق السکوت آسیب پذیر می کند. بعضی از آنها برای عکس برداری سری در لحظه دریافت پول از یک افسر اطلاعاتی یا همراه با یک فاحشه تدارک دیده شده اند.آنگاه عکس ها به خود این افراد نشان داده می شوند و به آنها گفته شود اگرهمکاری نکنند، این عکس ها به کارفرمایان و خانواده های آنها نشان داده خواهند شد.

اطلاعات فنی : تصاویر جمع آوری شده توسط ماهواره جاسوسی برفرازرودونگ نمونه ای از اطلاعات فنی به شمار می رود که عبارت ازاطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آخرین فن آوری به جای عوامل انسانی است. اهمیت اطلاعات فنی در جریان سال های جنگ سرد به شدت افزایش یافت. اتحاد شوروی نهایت تلاش را به کار می برد تا تمام اخبار و اطلاعات مربوط به خود را از حریف اصلی یعنی ایالات متحده آمریکا مخفی نگه دارد.

منابع آشکار سنتی اخبار و اطلاعات مثل روزنامه ها و رادیو و تلویزیون به شدت از سوی دولت کنترل می شود وهرگونه تحرکات معدود آمریکاییانی که اجازه می یافتند از اتحاد شوروی دیدن کنند، با دقت زیر نظر گرفته می شد. آمریکا هم ناچار بود برای دزدیدن اسرار شوروی، راه درازی را طی کند. سیا شبکه گسترده ای ازافسران اطلاعاتی و عاملان سری موسوم به هیومینت تشکیل داده بود وسیا، سازمان امنیت ملی و دیگر اعضای جامعه اطلاعاتی آمریکاپیوسته دست اندر کار وسایل فنی پیشرفته ای به نام اطلاعات فنی برای جمع آوری اطلاعات از فواصل دورتر بودند.

اجزای اطلاعات فنی شامل ماهواره های جاسوسی، هواپیماهای جاسوسی با سر نشین و بی سرنشین و ایستگاه های شنود مستقر در خشکی و دریا است. استفاده ازوسایل فنی برای جمع آوری اطلاعات تصویری، به اطلاعات تصویری موسوم است از جمله شناسایی هوایی عبارت از جمع آوری اطلاعات تصویری از هواپیمای جنگی است. بعضی موارد شناسایی هوایی درواقع در جریان جنگ داخلی آمریکا انجام گرفت.

در سال ۱۸۶۲، ارتش متحد ژنرال مک للان از بالن های پر از هوای داغ برای انجام جاسوسی بر فراز مواضع ارتش کنفدرال در جریان سلسله نبردهای معروف به محاصره ریچموند استفاده می کرد. این کار، یک فعالیت بسیار سخت بااستفاده از دوربین های بزرگ وسنگین بود که در سبدهای بالن برای گرفتن عکس از مواضع دشمن نصب می شد. کیفیت این عکس هابسیار پایین بود.سلک از موفق ترین هواپیماهای جاسوسی یو- ۲ بود.بال های عظیم این هواپیما که ۱۰۳ فوت (۹/۳۰ متر)طول داشت وسلکی فوق العاده آنها که فقط ۴۰۰۰۰ پوند( ۱۸۰۰۰ کیلو گرم) وزن داشتند، به آنها امکان می داد تا در ارتفاع بیش از ۷۰۰۰۰ پایی (۲۱۲/۲۱ متری) پرواز کنند.

در همان زمان که یو۲- برای انجام ماموریت های شناسایی هوایی در اواخر دهه ۱۹۵۰ در حال پرواز بود،ماهواره های جاسوسی مجهز به دوربین برای شناسایی فضایی ابداع شد. انجام این کار، به عهده اداره شناسایی ملی (ان.آر. ا.) از سازمان های متعلق به وزارت دفاع آمریکاست. ان. آر. ا. مسوول تحقیق، توسعه،تولید و عملیات روزمره ماهواره های جاسوسی است.

سفینه های هوانورد: در فاصله نزدیک تر به زمین، نوع جدیدی ازهواپیمای جاسوسی برای جمع آوری اطلاعات تصویری مورد استفاده قرار می گیرد. سفینه های هوانورد بی سر نشین (یو.آ. وی.) که به زنبور هم موسوم اند، هواپیماهای بدون خلبانی هستند که توسط تکنیسین های مستقر بر روی زمین با استفاده ازدستگاهای کنترل از راه دور هدایت می شوند. بعضی از سفینه های هوانورد بی سرنشین می توانند هر بار تامدت ۲۴ ساعت بدون حرکت بر فراز اهداف مورد نظر بمانند و در همان حال جریان پیوسته ای از تصاویر الکترونیکی – چشمی را از طریق تقویت ماهواره ای به زمین ارسال کنند.

سفینه های هوانورد بی سرنشین دارای دو برتری مشخص بر ماهواره های جاسوسی و هواپیماهای جاسوسی سرنشین دار هستند: تهیه آنها نسبتا ارزان و هرکدام حدود ۱۰میلیون دلار است و هیچ خطری هم در بر ندارد.دو سفینه هوانورد بی سرنشین که در حال حاضر مورد استفاده هستند، دارک استار و پریداتورنام دارند. سفینه های هوانورد بی سرنشین دیگری هم اکنون در دست ساخت و آزمایش است. یکی از آنها که عقاب جهان پیما (گلوبال هاوک)نام دارد، برای پرواز در ارتفاعات بیشتر از ۶۰۰۰۰ پا (۲۸۸/۱۸ متر)طراحی شده است و می تواند به مدت بیش از ۲۴ ساعت در هر زمان، برفراز هدف مورد نظر توقف نماید.

ریز سفینه ها: تعدادی سفینه هوانورد بی سرنشین نیز هم اکنون در دست ساخت است. چنانچه این سفینه های هوانورد بی سرنشین بتوانند طبق طراحی خود عمل کنند، می توانند تجهیزات اطلاعات تصویری در یک سطح جدید و شگفت انگیز حمل کنند. یکی از این ریز سفینه های هوانورد بی سرنشین، روبوفلای است که توسط یک تیم تحقیقاتی دردانشگاه برکلی کالیفرنیا در دست ساخت است. یک سازمان دولتی به نام داریا ( سازمان پروژه های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی) ۵/۲ میلیون دلاربودجه به این پروژه تحقیق اختصاص داده و پیش بینی کرده است که تاسال ۲۰۰۴ آن را تکمیل و راه اندازی کند.

طبق طرح ها، روبوفلای بایددارای جثه و وزن یک مگس باشد، اما بر خلاف مگس، دارای دو جفت بال و تنها یک چشم و یک شاخه حس گر برای ضبط تصاویرالکترونیکی – چشمی است. بدن آن از فولاد ضد زنگ به نازکی کاغذ وبال های آن از ماده ای شبیه به پلاستیک به نام مالاریا ساخته خواهدشد. این دستگاه به جای موتور یا باطری، به وسیله دستگاه بسیارکوچکی به نام پیزو الکترونیک که از خورشید نیرو می گیرد، حرکت خواهدکرد. این دستگاه دو جفت بال روبوفلای را ۱۸۰ بار در هر ثانیه به ارتعاش در می آورد. چنانچه روبوفلای بتواند ساخته و راه اندازی شود، انسان ها یاد می گیرند که پرواز حشرات را به طور مصنوعی شبیه سازی و تقلیدکنند. این روش که از اهداف اصلی ابداع روبوفلای است، از بیومتریک،یکی از رشته های علوم حاصل شده که در آن دانشمندان روی مهندسی کارکردهای طبیعت، کار و تحقیق می کنند، آنها کار را با بررسی خودمگس زنده و ترکیب ساختمان بدن و حرکات آن آغازکنند و تمام اجزای بدن پیشه را تا سلول های ذره بینی تشکیل دهنده آن مورد بررسی دقیق قرار می دهند. آنها امیدوارند در نتیجه این تحقیقات پی ببرند که مگس چگونه پرواز می کند تا بتوانند پرواز این حشره را با استفاده ازقطعات مصنوعی عملا شبیه سازی کنند.

اطلاعات مخابراتی : اطلاعات مخابراتی طبق تعریف سازمان امنیت ملی،عبارت از ارتباطات خارجی توسط کسی غیر از گیرنده مورد نظر. سازمان امنیت ملی مسوول تفسیر و تحلیل اطلاعات مخابراتی برای شناسایی هر گونه تهدیدهای بالقوه برای امنیت ملی آمریکاست.اطلاعات مخابراتی هم مانند اطلاعات تصویری تماما به ماهواره های وابسته است. همان ماهواره های جاسوسی که تصاویر را تولید می کند، انتقال بی سیم داده های تلفنی و رایانه ای را رهگیری کرده، آنها را به ایستگاه های زمینی برای تحلیل بر روی زمین مخابره می کنند.

به عنوان مثال،دلالان مواد مخدر در کلمبیا و ایالات متحده آمریکا، یک معامله موادمخدر به وسیله موبایل انجام می دهند که در همین حال ممکن است طرح های آنها شنود شده و برای عوامل جاسوسی مخابراتی ایالات متحده آمریکا فرستاده شود، سپس آنها از این اطلاعات سری رهگیری مواد مخدر هنگامی که از کلمبیا وارد آمریکا می شود، استفاده می کنند.این شنودها به وسیله انتشار میکروویو امکان پذیر می شود. مکالمات تلفن موبایل شامل سیگنال های رادیویی است که به وسیله ایستگاه های میکروویو تقویت و ارسال شوند.

این سیگنال های رادیویی در امتداد خط مستقیم حرکت می کنند. اگر زمین مسطح بود. این امواج می توانستند مستقیما به هر نقطه از زمین ارسال شوند، اما به دلیل کروی بودن زمین، سیگنال های رادیویی باید از ایستگاهی به ایستگاه دیگر در روی سطح کروی زمین ارسال شوند. مکالمات تلفنی راه دورممکن است به ده ها ایستگاه از این نوع برای انتقال مکالمات از یک قاره به شخصی که در قاره دیگر است، احتیاج داشته باشند. هر ایستگاه فقط بخش کوچکی از این سیگنال را که به آن می رسد، دریافت می کندو آن را به ایستگاه بعدی ارسال می کند. بقیه سیگنال یعنی بخش استفاده نشده آن در آسمان پخش می شود و به فضا می رود و در آنجاماهواره ها می توانند این میکروویو را رهگیری کنند و آن را به اطلاعات سری تبدیل کنند.

دستگاه ایکلون(اشلون) : ایکلون یک نام رمزی برای یک شبکه تجسسی جهانی است که توسط سازمان امنیت ملی و شرکای اطلاعاتی آن دربریتانیا، استرالیا، کانادا و زلاندنو اجرا می شود. هدف ایکلون، فراهم کردن دسترسی به تمام ارتباطات الکترونیکی جهان برای کشورهای شریک است. ایکلون به یک جارو برقی بزرگ تشبیه شده است که بی وقفه کوچک ترین مورد اخبار الکترونیکی جهان را می بلعد. ایکلون ابر رایانه ها را در حداقل هفت سایت در نقاط مختلف جهان به هم وصل می کند .

اطلاعات ارسالی از ماهواره های جاسوسی را دریافت، تحلیل و دسته بندی می کنند. ماهواره ها این اطلاعات را از طریق میکروویو پخش شده در فضا جمع آوری می کنند. به علاوه، هواپیماهای نظامی ویژه که به دستگاه های جمع آوری ارتباطات الکترونیکی مجهز هستند، پیوسته درهوا پرواز  می کنند و تمام سایت های زمینی جهان طوری طراحی شده اند که همین کار را انجام دهند. طبق گزارش ها ایکلون می تواند در هرنیم ساعت یک میلیون مورد ارتباط را در سراسر جهان رهگیری و شنودکند.

گفته می شود ایکلون قادر است هر پیام واحد پست الکترونیکی ومکالمه تلفنی در جهان را شنود کند. حجم مکالمات تلفنی ماهواره ای تنها در خاورمیانه به میلیون ها مورد می رسد. جان گانون معاون سازمان سیا می گوید انقلاب در فن آوری اطلاعات، دسترسی ما را به منابع افزایش داده و توانایی ما را در ارایه سریع اطلاعات بالا برده است، اما درعین حال کار ما را سخت تر کرده است، زیرا ما دائما به وسیله اطلاعات دارای کیفیت، ارزش و عمق بسیار متفاوت، بمباران می شویم.

  • فرآیند اطلاعاتی و جاسوسی

بعد از آنکه اطلاعات جمع آوری شد، کارشناسان اخبار رسیده راتحلیل و ارزشیابی می کنند و به نتیجه گیری هایی می رسند و این نتیجه گیری ها را به صورت یک محصول اطلاعاتی تکمیل شده به مصرف کنندگان عرضه می کنند.در جامعه اطلاعاتی، مصرف کننده به سیاست گذاران کلیدی اطلاق می شود. اینها شامل رییس جمهور و اعضای کلیدی کنگره که مسئولیت اداره دولت را به عهده دارند و نیز فرماندهان ارشد کلیدی نظامی هستند.

تحلیل اطلاعات تصویری : تحلیل گران، گزارش های خود را با تمام مطالب جمع آوری شده از تصاویر ماهواره ای، دست نوشته مکالمات تلفنی رهگیری شده، پیام های پست الکترونیکی، گزارش های دولت های خارجی، گزارش های روزنامه ها و منابع دیگر، با هم ترکیب کنند اما قبل از اینکه تحلیل گران اطلاعاتی بتوانند از مطالب خام و اولیه استفاده کنند، بعضی از این مطالب باید تبدیل شود.

اولین کاربرد شناخته شده رمزها برای انتقال اطلاعات سری به وسیله ساکنان اسپارت در قرن پنجم پیش از میلاد در جنگ شان علیه یونانی های دیگر انجام گرفت.مردم اسپارت، نوار باریکی از چرم را دور یک چوب بلند دارای قطرمشخص می پیچیدند، سپس پیام رمزی را امتداد طول این چوب نوشتند. بعد نوار را باز می کردند و آن را برای حمل، لوله می کردند.گیرنده پیام، نوار را باز می کرد و دوباره آن را دور چوب دیگری که دقیقادارای همان قطر چوب مبدا بود، می پیچاند. دراین موقع بود که حروف وشماره های موجود در پیام مرتب می شدند و معنی پیدا می کردند. این رمز به اسکایتیل اسپارتی ها معروف شد اما رمز نگاری کلید خصوصی،علم ارسال و دریافت پیام های سری را متحول کرد.

با استفاده از رمزنگاری کلید خصوصی، فقط گیرنده به نرم افزار رمز گشایی و کلید رمزگشایی سری که رمز پیام فرستنده را می گشاید، دسترسی دارد و معنای این سخن آن است که اگر رایانه و نرم افزار مناسب در اختیار داشته باشد،می تواند یک رمز واقعا نا گشودنی درست کند. رمز نگاری کلید خصوصی،علاوه بر دشوار کردن کار متخصصان کشف رمز و سازمان های انتظامی،کار تحلیل گران اطلاعاتی را مشکل تر کرده است. هرچه پیام های سری تر بیشتر مخفی بماند، تحلیل گران، اطلاعات کمتری برای تحلیل دراختیار خواهند داشت.

ذهن یک تحلیل گر اطلاعاتی مدرن، شبیه به ذهن یک دانشمند عمل می کند. هر دوی آنها از رویه علمی استفاده کرده و فرضیات و نظریاتی را بر پایه بررسی مدون شواهد ارائه می دهند.همچنان هر دو می کوشند دید بازی داشته باشند و همواره درجه ای ازتردید را نسبت به نتیجه گیری های خود حفظ کنند، آنها را آزمایش کرده و در صورت لزوم آنها را تغییر دهند. تحلیل گران اطلاعاتی طوری آموزش می بینند که نتیجه گیری های خود را قاطعانه اعلام کنند و درهمان حال تردیدهای خود را هم با همان قاطعیت بیان کنند. آنها بایددر مورد نتیجه گیری های خود صداقت داشته باشند، به این معنی که نباید دچار خود خواهی شوند. خود خواهی که دست کم گرفتن دیگران است. به سوی داوری و خودفریبی منجرشود.

اطلاعات منبع آشکار: اطلاعات جمع آوری شده توسط جاسوس ها(اطلاعات انسانی) و وسایل فنی سری مثل ماهواره ها و میکروفون های جاسوسی (اطلاعات فنی) حدود ۲۰ درصد اطلاعات جمع آوری شده برای گزارش های اطلاعاتی را تشکیل می دهند. ۸۰ درصد باقیمانده، ازاطلاعات منبع آشکار اطلاعاتی که در دسترس همگان قرار دارد،تشکیل می شود.منابع آشکار شامل اخبار جمع آوری شده توسط رسانه ها مثل گزارش های روزنامه ها و اخبار رادیو و تلویزیون و مقالات فنی منتشر شده در نشریات و بر روی اینترنت است. این اطلاعات شامل منابع مرجع عمومی مثل نقشه، دفترچه تلفن و برنامه های آموزشی واطلاعات دولتی مثل داده های سرشماری، پیش بینی های کشاورزی وسوابق محموله های راه آهن می گردد.

اطلاعات منابع آشکار در پیگیری تحولات متغیر سیاسی در جهان بسیار سودمند است. در دولت یک کشور حریف، چه اتفاقاتی در حال وقوع است. وضعیت سلامت رهبر آن کشور چگونه است ؟ سطح مخالفت با این رهبر در آن کشور تا چه حد است ؟ آیا طرح های دیگری برای یک جنگ داخلی وجود دارد؟ آیاطرح هایی برای سرنگونی نظامی آن دولت وجود دارد؟ آیا امکان به قتل رساندن رییس جمهوری آن وجود دارد؟ سازمان های اطلاعاتی با زیرنظر گرفتن لحظه به لحظه و دقیق منابع آشکار می توانند به پرسش هایی از این قبیل پاسخ دهند.منابع اطلاعات آشکار، منابع سری نیست و با دقت هم از آنها محافظت نمی شود. با این حال، این منابع می توانند اطلاعات ارزشمندی را برای کسی مانند والتر لوی که می داند چطور از آنها استفاده کند، به دست دهد.

گزارش های اطلاعاتی : بعضی از گزارش های اطلاعاتی،خلاصه کوتاهی ازرویدادهای جاری جهان را در ارتباط با امنیت ملی آمریکا ارایه      می دهند،بدون اینکه به شرح کامل یک رویداد خاص بپردازند. بعضی دیگرمفصل بوده،یک حادثه واحد را بطور عمیق مورد بررسی قرارمی دهند.بعضی گزارش های اطلاعاتی به رویدادهای حساس ناگهانی مثل یک حمله تروریستی می پردازند که ممکن است نیازمند اقدام فوری ازجانب تصمیم گیران باشد.

بعضی دیگر از این گزارش ها برای در جریان قرار دادن تصمیم گیران نسبت به شرایط مستمر ومعمول جهانی که برامنیت ملی تاثیر می گزارند مثل وضعیت عرضه نفت جهان طراحی شده اند اما تمام اطلاعات بر اساس معیارهای مشخصی نوشته می شوند که درجزوه آموزشی سیا برای تحلیل گران اطلاعاتی بیان شده است.دراینجا تعدادی از این ملاک ها را فهرست وار آورده، سپس راجع به آنهاتوضیحات مختصری ارایه دهیم.

- در گزارش های اطلاعاتی باید شناخت ودیدگاه ارایه شود، نه فقطمطالب و اخبار خام.

- فقط بخش کوچکی از اطلاعات خام جمع آوری شده عملا در یک گزارش اطلاعاتی درج می شود.

- نباید فقط به ظاهر امور توجه شود. اطلاعات در یک گزارش اطلاعاتی باید با دقت تمام وارسی شود.

- یک گزارش اطلاعاتی حاوی چند نکته کلیدی است که هریک ازآنها، از مطالب کوچک تر متعددی به دست آمده است.

- در یک گزارش اطلاعاتی به این واقعیت توجه می شود که ما درجهانی زندگی می کنیم که درآن،امورهمیشه آن طورکه به نظر می رسند،نیست.

- گزارش های اطلاعاتی از مطالب خامی که ارایه می شود، فراتررود وبه استنباط و داوری می رسد. گزارش های اطلاعاتی، تحولات ورویدادهای آینده را پیش بینی می کند.

- یک گزارش اطلاعاتی، یک شرح حال کامل نیست، بلکه تلاشی برای رسیدن به حقیقت اموری است که هرگز نمی توان آنها را به طورکامل دانست یا فهمید.

- بهترین گزارش اطلاعاتی می تواند ارزیابی دقیقی از وضعیت ظاهری اموردر لحظه مورد نظر با توجه به ناکامل بودن اطلاعات وتغییرشرایط موجود در آینده، به دست دهد.

گسترش روز افزون فن آوری اطلاعاتی ماهواره های جاسوسی،اطلاعات بسیار بیشتر از آنچه که بتوان تحلیل کرد، در اختیار تحلیل گران اطلاعاتی قرار داده است.مصرف کنندگان اطلاعات نیز با چنین معمایی روبه رو هستند. تنها در سال ۱۹۹۴ یعنی فقط ظرف یک سال سازمان سیا حدود ۳۵۰۰۰ گزارش اطلاعاتی منتشر کرد.

جزوه گزارش نویسان اطلاعاتی سیا با اشاره به مصرف کننده اطلاعات مدرن، اورا(یک خواننده پر مشغله توصیف می کند که در واقع عجله دارد تا ازخواندن باز ایستد). به این دلیل، مصرف کنندگان اطلاعات اکنون گزارش های کوتاه و مختصر را بر تحلیل های بلند ومفصل ترجیح می دهند. بارز ترین نمونه این گزارش های مختصر، یک گزارش فوق سری از سوی سیا موسوم به گزارش مختصر روزانه رییس جمهوری (پی.دی.بی.)است.هرروز صبح، رییس جمهوری و ۱۲ نفر از مشاوران نزدیک او این گزارش را دریافت می کنند.

پی.دی.بی. آنچه را که در محافل داخلی قدرت در کشورهای مهم جهان اتفاق می افتد، گزارش می دهد. این گزارش همیشه به صورت مکتوب است اما بعضی از روسای جمهوری به شکل های دیگر هم آن رادریافت کرده اند.رونالد ریگان پی.دی.بی. را روی نوار ویدیویی تماشا می کرد.بعضی دیگر ازروسای جمهوری،این گزارش برایشان توسط یک افسراطلاعاتی خوانده می شد. گزارش های مختصر شفاهی به رییس جمهوری فرصت      می دهد تا مستقیما به محتویات پی.دی.بی. پاسخ دهد و باز خورد فوری از سوی افسر مزبور دریافت کند.تحلیل گرانی که اطلاعات جاری و به روز شده مثل پی.دی.بی. ارایه می دهند، به (بوچر) (قصاب) موسوم اند. آنها باید کار خود را سریع انجام دهند تا تازه بماند. آنها وقت اضافی ندارند. تحلیل گرانی که گزارش های اطلاعاتی بلند مدت ارایه می دهند (بیکر) (نانوا) نام دارند.آنهاتوانند وقت بیشتری صرف کنند و کار خود را با دقت بیشتری انجام داده، آن را پخته و پالوده کنند تا نتایج مستدل تری از آن به دست آید.

نانواها مسوول تهیه گزارش های اطلاعاتی بلند مدت موسوم به برآوردهای اطلاعاتی ملی (ان.آی.ای.) هستند. این گزارش ها به جهت گیری های یک موضوع یا تحول مهم طی چند سال گذشته و پیش بینی جهت گیری های آن در آینده توجه دارد. این گزارش ها عموما بر یک کشور خارجی، یا یک رهبر سیاسی یا مشکل جهانی مثل مقابله باگسترش سلاح های هسته ای تاکید می ورزد.تهیه برآورد اطلاعات ملی می تواند از چند ماه تا یک سال و یا بیشتروقت ببرد. گفته می شود این برآوردها نمایان گر دیدگاه کل جامعه اطلاعاتی است. برآورد اطلاعات ملی بهترین محصولاتی تلقی شوند که اطلاعات می تواند ارایه دهد. به یک نمونه در این مورد توجه کنید:

در ۷ دسامبر سال ۱۹۴۱، نیروهای نظامی در ژاپن به ناوگان آمریکا دراقیانوس آرام که در بندر پرل هاربور در جزیره اواهو درهاوایی و اطراف آن مستقر بود، حمله کردند. آمریکا در آن تاریخ هنوز رسما به جنگ نپیوسته بود و این حمله نیروهای آمریکایی را کاملا غافلگیر کرد. ایالات متحده آمریکا تلفات سنگینی را متحمل شد، و بخش اعظم ناوگان پاسیفیک منهدم گردید.

در نتیجه حمله غافلگیرانه به پرل هاربور، ایلات متحده آمریکا با تمام قوا علیه آلمان و ژاپن وارد جنگ شد. ژوزف جی، روچفورت، کاپیتان نیروی دریایی مسوول بخش اطلاعات در پرل هاربور بود. او می گفت که دلیل اصلی عدم آمادگی نیروهای آمریکا، ناتوانی آنها در گشودن رمزژاپنی ها بود. ارتش ژاپن، استفاده از یک رمز جدید را درست ۶ روز قبل از این حادثه آغاز کرده بود و رمز شناسان آمریکایی هنوز نتوانسته بودنداین رمز را بشکنند. اگر اطلاعات سری آمریکا قادر می شد پیام های ژاپنی ها را طی این ۶ روز رهگیری کند، در آن صورت نیروهای آمریکایی ممکن بود پیشاپیش در مورد حمله به پرل هاربور مطلع شوند.این موفقیت اطلاعاتی برای ژاپن در حقیقت به معنی یک شکست برای ایالات متحده آمریکا بود.

نتیجه : شکست ها و موفقیت ها

علی رغم پیشرفت های اعجاز انگیز در عرصه جاسوسی، ولی هنوزجوامع اطلاعاتی به شدت آسیب پذیرند.به چند نمونه در این باره توجه کنید:در طول سال های جنگ سرد، فقط دو کشور یعنی ایالات متحده آمریکا و اتحاد شوروی دارای سلاح های هسته ای بودند، اما در آغاز قرن بیست و یکم، تعداد کشورهای دارای سلاح هسته ای احتمالا به ۱۰کشور بالغ می شود. یک گزارش در ۱۹۹۹ به گنگره آمریکا تصریح کرده که تکثیر سلاح های هسته ای و گسترش آنها یک تهدید جدی برای آمریکا، نیروهای نظامی آن کشور و برای منافع حیاتی آن در خارج است.این گزارش خواستار یک راهبرد جدید جاسوسی شده که هدف آن نه فقط پیشگیری، بلکه مباررزه با تمام جنبه های تکثیر سلاح های هسته ای باشد.

یک شکست دیگر: در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، تروریست ها،هواپیماهای کشوری را ربوده و به مرکز تجارت جهانی در نیویورک وساختمان پنتاگون در واشنگتن. دی.سی. کوبیدند و هزاران نفر را به قتل رساندند. تروریست ها با سکونت در شهرهای ایالات متحده آمریکا،ماه ها تدارک این حملات را دیده بودند، اما اطلاعات آمریکا هیچ گونه خبری در مورد روش کار، برنامه زمان بندی یا محل حملات ارائه نداد. بااین وصف نمی توان منکر موفقیت های دستگاه های اطلاعاتی شد.

به عنوان مثال : خارجی ها می توانستند به بازدید این دستگاه ها بیایند و آنهارا تماشا کنند. مالکان این دستگاه ها فکرمی کردند که این دستگاه ها به حدی پیچیده هستند که هیچ کس نمی تواند فقط با نگاه کردن به آنها ازسازو کارشان سر در بیاورد. آنها خبر از حافظه بسیار عجیب لوول نداشتند. لوول بعد از بازدید از یک دستگاه پارچه بافی اسکاتلندی،اطلاعات کافی آن را در مغز خود اندوخته کرد و سپس به یک جای خلوتی دور از آن محل رفت و آنچه را در ذهن خود حفظ کرده بود، روی کاغذرسم کرد، به طوری که این نقاشی، یک دستگاه پارچه بافی را به طورکامل نشان می داد. لوول به بوستون بازگشت و با همکاری یک مکانیک توانست یکی از این طرح ها را عملی کند و به زودی دستگاه هایی از این نوع در آمریکا راه اندازی کرد که روزانه بالغ بر سی مایل (۴۸ کیلو متر)پارچه تولید می کردند.

معرفی سازمان ساواک

 

 ساواک: به معنی سازمان اطلاعات وامنیت کشور

 

رؤسای ساواک

آمريكايي ها كه از جنبش های ملي به ویژه از جنبش هاي دوران حکومت مصدق و ملي شدن صنعت نفت تجربه هاي تلخی داشتند , براي تامین و نگهداری منافع اقتصادی كارتل های نفتی خود , سرویس مخفی آمريكا (سیا) را جلو انداختند تا با دار و دسته ي شاه و سایر خانواده هاي ثروتمند ايراني وارد گفتگو و عمل گردند .

بدین ترتیب , ساواک در سال 1335 توسط اعضای سیا پی ريزي شد و با تقدیم لایحه ي تاسیس آن به مجلس در سال 1336 رسما فعّالیت خود را آغاز كرد . بلافاصله پس از تاسیس رسمی ساواک , قدرت دیگری وارد گود شد كه به خاطر منافع کاملا ملموس خود به توسعه ي ساواک كمك مي كرد. این قدرت , سازمان جاسوسی اسرائیل بود كه به خاطر يك هدف درازمدت ماموران ساواک را آموزش مي داد.

با وجود این , ساواک در پس روابط به ظاهر موزون خود با سازمان هاي پدرخوانده ي خارجي , بارها دست خوش بحران داخلی شد. این بحران ها پس از انتصاب نخستین رئیس ساواک يعني ژنرال تیمور بختیار كه توسط اپوزسیون ایران با آدولف آيشمن جنایتکار نازی مقايسه مي شد , آغاز گردید. او این لقب را قبل از هر چیزی در جریان خیزش انقلابی آذربایجان در سال های 1325 ـ1323 كسب كرد و این زمانی بود كه بختیار با درجه ي سرگردی , نیروهای دولتی را در کشتار هولناک قیام كنندگان در پشت خطوط هدایت مي كرد.

بختیار پس از بازگشت به تهران , درجه ي سرهنگی گرفت و كمي بعد به درجه ي ژنرالی ارتقا یافت . او به عنوان فرمانده ي تیپ تانک منطقه ي غرب ایران نقش مهمی در کودتای نظامی سیا كه در اثر آن شاه دوباره به قدرت رسید , ایفا كرد. با این سوابق كافي بود كه او را به مقام فرمانداری نظامی تهران منصوب کنند.

در این زمان بختیار دو واحد تخصصی اطلاعاتی را کنترل مي كرد كه عبارت بودند از :

رکن 2 ارتش كه مسئولیت اصلی آن براندازی مخالفان در ارتش ایران بود و آگاهی كه براي مقابله با احزاب مخالف , اتحادیه هاي کارگران مخالف و انتشارات مخالف به كار   مي رفت .

بختيار از اين قدرت خود به طور نامحدودی استفاده كرد. در دوره مسئولیت وی ده ها هزار نفر از مخالفان سياسي در سیاهچال ها و اسارتگاه ها به بند كشيده شدند.تعداد زيادي اعدام گردیدند و عده اي بیشتر از اعدام شدگان ناپديد شدند.

پا چنین تدابیری بختیار خود را براي ریاست ساواک آماده و شایسته نشان داد. با افزایش قدرت بختیار , در سال های بعد بین او و شاه اختلافاتي بروز كرد كه منجر به درگیری هاي خونيني در تهران و سایر شهرهای ايران شد.

بختیار اصلاحات ارضی شاه را بهانه قرار داد و به تحريك ثروتمندان علیه شاه برخاست. اما شاه كه قدرت بیشتری از رئیس ساواک داشت او را به اروپا تبعید كرد. او در تبعید هم دست از مبارزه علیه رژيم بر نداشت و سرانجام به دست يك انگلیسی كه توسط ساواک اجير شده بود به قتل رسید.

افزون بر ساواك , دو سازمان امنیتی دیگر ـ بازرسی شاهنشاهی و ركن 2 ارتش ـ نیز وجود داشت . اداره سازمان بازرسی را كه در سال 1337 تاسیس شده بود را فرودست , دوست دوران كودكي شاه برعهده داشت . مهم ترین كار ویژه آن , نظارت بر ساواک , جلوگیری از دسیسه های نظامی و ارایه گزارشهایی درباره فعالیت های مالي خانواده های ثروتمند بود. رکن 2 ارتش ، در سال 1342 و به تقلید از اداره دوم فرانسه تاسيس شد . این سازمان به عنوان بخشي از تشكيلات نیروهای مسلح نه تنها اطلاعات سري نظامی را گردآوری مي كرد , بلکه دو سازمان ساواک و بازرسی شاهنشاهی را نیز از نزديك زير نظر داشت . رئیس بعدی ساواک ژنرال پاكروان بود. او كسي بود كه به وسیله آمريكايي ها در زمینه جنگ هاي رواني آموزش دیده بود. وی شیوه كار ساواک را بر همين اساس قرار داد. در دوره پاكروان اعمال فشارهای روانی جایگزین بخش نسبتا مهمی از شکنجه هاي جسمی شد ؛ مانند جعل اظهارات شاهدان , تحريك و دسیسه علیه زندانی ها , تهديد و ارعاب خانواده هاي مخالفان رژيم و ديگر شیوه های جدید. اين شيوه كار به اختلاف عقیده در سلسله مراتب ساواک انجامید , به ویژه فردی چون ژنرال نصيري دوست نزديك شاه و از بازیگران اصلی کودتای 28 مرداد 1332 با این روش مخالف بود. مناسبات دوستانه شاه و نصيري سبب شد تا شاه با پذیرش پیشنهادهای وی , او را به ریاست ساواک منصوب كند. از همين زمان است كه نصيري به عنوان منفورترين مرد ایران , ساواک را به تدریج به يك سازمان جهنمی تبدیل كرد.او مردی فاسد , قسی القلب و مبتلا به ساديسم بود. حساب هاي بانكي گوناگون او در داخل و خارج كشور ظرف چند سال به میلیون ها دلار رسید. بیشتر ماموران ساواک , افسران ارتش و يا افرادی بودند كه سوابق فساد و جنایت داشتند. اين افراد به خاطر وابستگی شاه به ساواک آزادانه هر قانونی را زیرپا مي گذاشتند. گاهی حتي اعضا مجبور مي شدند تصمیم هاي سياسي خود را به علت تضاد با ملاحظات امنیتی ساواک , ملغي كنند. اما قدرت ساواک کاملا نامحدود نبود. مبارزه علیه بختیار , نخستین رئیس ساواک , به شاه این درس را داده بود تا وي در تحكيم موقعیت خود بکوشد. چنان كه اشاره شد , سازمان بازرسی شاهنشاهی و سازمان بازرسی شخصي او , يعني دفتر ویژه , علاوه بر تمام اداره ها و دستگاه ها , ساواک را نيز كنترل مي كرد.

تشكيلات ساواک

سازمان اطلاعات و امنیت كشور « ساواک » از ده اداره کل تشكيل یافته بود :

1 ـ اداره كل يكم : در راس اين اداره رئیس ساواک قرار داشت و شامل بخش هاي كارگزيني , ارتباط و مخابرات , عمليات سري , بخش تشریفات , مشاوران و بازرسان و دبیرخانه بود.

2 ـ اداره كل دوم : كار این شعبه كسب اطلاعات در خارج از کشور بود و با ستاد ارتش همكاري داشت .

3 ـ اداره كل سوم : این شعبه به کمیته شهرت داشته و مسئوليت حفظ امنيت داخلي كشور را به عهده داشت . كميته مركب از نمايندگان ارتش , شهرباني و ژاندارمري بود كه وظایف آن به شرح زير بوده است :

الف ـ دايره گشت : ماموران دايره گشت ماموريت داشتند به هر محلي كه مشكوك شدند بدون اجازه دادستان وارد شوند و مظنونان را دستگير نمايند. افراد دايره گشت هر وقت كسي را دستگير مي كردند , در طول انتقال به زندان در همان اتومبيل گشت شكنجه كرده و اظهار مي داشتند كه افراد بازداشتي درحين دستگيري زخمي شده اند.

ب ـ دایره شکنجه : ماموران این دایره از متخصصان شکنجه بودند و در زندان هاي ساواک افراد دستگیر را شکنجه مي کردند. این ماموران خود به دو دسته تقسيم مي شدند : گروه اول متخصصان شكنجه هاي روحي بودند كه با پخش نوارهای مختلف از تیراندازی , خنده , گریه و التماس یا خواهش , ریختن آب سرد , پخش صدای ماشین و آژیر در زندان به شکنجه افراد مي پرداختند و گروه دوم متخصصان شكنجه هاي جسمي و فيزيكي بودند كه با انواع شکنجه هاي جسمی و بدنی زندانی را وادار به اعتراف مي كردند.

بخش بازجويي : يك زندانی , پس از شکنجه هاي مقدماتی , به بخش بازجويي برده مي شد . گاه از يك زندانی توسط چند بازجو به مدت 24 ساعت بازجويي

مي شد. گاه زندانی را قبل از شروع بازجويي تنها مي گذاشتند تا نوعی حالت تشویش و نگرانی به او دست بدهد. این قسمت مستقیما زیر نظر پرویز ثابتی , چهره معروفی كه به مقام امنیتی معروف شده بود  اداره مي شد

4 . اداره كل چهارم : مسئولین این اداره کنترل ماموران ساواک و جاسوسی در ميان آن ها بود.

5 . اداره كل پنجم : امور فنی و تكنيكي ساواک از قبیل تهیه عکس براي کارمندان ساواک جهت كارهاي اداری و افراد دستگیر شده و زندانی و نيز افرادی كه زیر شکنجه کشته   مي شدند , وظیفه این اداره بود.

6 . اداره كل ششم : قسمت امور مالي و حقوقی ساواک بود و پرداخت حقوق افراد ساواک و مخارج سازمان را به عهده داشت . پرسنل رسمی ساواک حقوق خود را از بانک مركزي دریافت مي كردند و پاداش و مزایای آن ها به صورت نقدی در محل سازمان پرداخت مي شد. هم چنین , يك بودجه محرمانه به میزان نامحدود نیز در اختیار این شعبه قرار داشت كه براي تشویق به افراد ساواک و ماموران وابسته به آن پرداخت مي گرديد.

7 . اداره كل هفتم : مسئول جمع آوري اطلاعات داخلی و خارجی از كادر پرسنلی ساواک و افراد مشكوك و مخالف رژیم و تجزیه و تحلیل آنها بود .

8 . اداره كل هشتم : مسئولیت کنترل اتباع بیگانه و سفارتخانه هاي خارجی و در واقع مسئولیت ضد جاسوسی کشور را برعهده داشت . افراد شاغل در این شعبه گاه براي تعقیب و دستگیری جاسوسان به خارج از کشور مي رفتند.

9 . اداره كل نهم : کليه سوابق پرسنل ساواک و نیز سوابق مخالفان و زندانیان در این شعبه نگهداری و به شدت از آن محافظت مي شد.

10 . اداره كل دهم : امور مربوط به بهداری و بیمارستان ساواک تحت کنترل این اداره بود. براي افراد ساواک يك درمانگاه و بیمارستان مجهز وجود داشت كه محل آن در سلطنت آباد بود . البته بیمارستان 501 ارتش نیز در اختیار ساواک بود و افراد ساواک كه در عملیات شهري زخمی مي شدند براي معالجه به این بیمارستان انتقال مي یافتند.

در راس این ده اداره كه بدنه اصلی ساواک را تشكيل مي دادند , ژنرال نصيري قرار داشت و در این ميان قدرت اصلي در قبضه پرويز ثابتي بود. هر اداره كل يك مدیرکل داشت و هر مدیرکل دو معاون و نیز يك مقام مسئول داشت كه معاونان شامل معاون عملياتي و معاون تخصصی مي شد. هر اداره كل داراي 8 الي 12 اداره بود كه زير نظر معاونان انجام وظيفه مي كرد و نيزهر اداره داراي چند بخش و هر بخش داراي چند دايره بود.

هسته اصلی نیروی انسانی این ده اداره كل كه بدان ها اشاره شد در سلطنت آباد واقع در باغ مهران بود. افراد شاغل در این سازمان از وجود يكديگر بي اطلاع بوده و جز در موارد معدودی يكديگر را نمي شناختند.

حتی افراد شاغل در يك اداره كل که وظایف مشتركي داشتند , در بسیاری از موارد دیگر پرسنل را به خوبي نمي شناختند و ارتباط آن ها توسط مکاتبه و با اسم مستعار انجام     مي شد و نیز در هر اداره كل کارکنان آن دارای کارت هاي شناسايي مجزا با رنگ هاي متفاوت بودند. علت انتخاب رنگ در کارت هاي شناسايي به این منظور بود كه افراد آن با يكديگر در تماس نباشند. بدین صورت كه كساني كه کارت سبز رنگ اداره كل يكم راداشتند نمي توانستند به ساختمان اداره كل دوم وارد شوند و كساني كه کارت سفيد اداره كل دوم را داشتند به ادارات كل ديگر راه نمي يافتند و از ورود آن ها جلوگيري مي شد و در صورتي كه كسي كار شخصی يا اداري داشت فقط با مکاتبه و نام مستعار کارش را انجام مي داد.

اهداف تشكيل ساواك

ساواک به مثابه بخشي از كل مجموعه دستگاه اداری ـ نظامی ایران براي اهداف زیر به وجود آمده بود :

الف ) تامين امنيت رژيم استبدادي و سركوب توده هاي مردم

از اهداف سازمان امنیت تامین منافع امپریالیسم , سرمایه داران , زمین داران و بوروكرات ها بود و چون منافع اینان با منافع توده هاي مردم در تضاد کامل بود , از این رو سرکوب توده هاي مردم از عمده ترین وظایف سازمان امنیت بود.

اين سركوب نه تنها از طریق کشتار , شکنجه , زندان , تبعید , احضار و غدغن كردن اجتماعات انجام مي گرفت , بلکه از راه هايي چون خبرچيني , پرونده سازي , دخالت در زندگی شخصی افراد , توطئه چيني , فاشيزه كردن محيط كار و زندگي , نظامی كردن همه شئون , ایجاد سازمان هاي فاشيستي ونيمه نظامي مانند :

« سازمان نگهبانان انقلاب » و « سازمان دفاع ملي » , « تربيت » , « گروه هاي ضدپارتيزاني » , ايجاد گروه هايي مانند « گروه جانباز »

ايجاد محافل اوباش از قبيل باشگاه هاي ورزشي مانند تاج و غيره , توسعه گانگستريسم سنديكايي (از نوع آمريكا) و سپردن سرنوشت کارگران به این اوباش مزدور ارتش و دربار , نظامي كردن دانشگاه , تبدیل مدارس به محیط اختناق و فشار و… صورت مي گرفت و توسعه مي يافت .

ب ) اشاعه فرهنگ نو استعماري و سركوب فرهنگ مذهبي و ملي مردم

پخش و اشاعه ي فرهنگ نو استعماری گاه به طور مستقیم از طریق سازمان هاي جاسوسی صورت مي گرفت , مانند انجمن هاي دوستی ایران و آمريكا , ایران و انگلیس , سپاهیان صلح , میسيون هاي مذهبي , کلوپ هاي مختلف , کنفرانس هاي علمی كه بودجه آن از طریق بنیادهای خصوصی و گاه از طریق ساواک تامین مي شد.

این سازمان با در دست داشتن رادیو , تلویزیون , اداره هنرهای زیبا , سازمان هدایت جوانان , کاخ جوانان , بنگاه هاي تعاونی روستایی , سازمان هاي دولتی دانشجويی به پخش فرهنگ نو استعماری مي پرداخت .

ج ) كمك به تامين امنيت امپرياليسم در مناطق توفان زا به ويژه در خاورميانه

سازمان امنیت از يك سو از طریق پیمان سنتو با کمیته هاي ضد جاسوسی و تخریب سازمان هاي جاسوسی بيگانه در رابطه و مامور اجراي اهداف آن ها بود و از سوي ديگر مستقيما با سیا و اینتلیجنت سرویسس ارتباط داشت . با توسعه شبکه هاي سازمان امنیت در سال هاي بعد , همكاري با كميته هاي جاسوسي و تخريب پيمان هاي نظامي سنتو , ناتو و سيتو گسترش پيدا كرد. همكاري ساواك با سازمان هاي جاسوسي بيگانه هم براي توطئه , خرابكاري , پرونده سازي , تربيت گروه هاي ضدپارتيزاني , اجراي نقشه كودتا , كمك به سازمان هاي ارتجاعي و فاشيستي , حزب سازي وسنديكاسازي بود. همكاري ساواك با پليس در كشورهاي خارجي و روابط باسازمان هاي جاسوسي آن ها به منظور پرونده سازي براي دانشجويان مبارزخارج از كشور و توطئه عليه آنان و سازمان هاي آن ها بود.

معروف ترين شكنجه گران ساواك:

1. رضا عطارپور معروف به دكتر حسين زاده

2. محمدحسين ناصري معروف به عضدي

3. مصطفي هراد معروف به مصطفوي

4. احمد بيگدلي معروف به احمدي

5. بهمن نادري پور معروف به تهراني

6. هوشنگ ازغندي معروف به منوچهري

7. محمدعلي شعباني معروف به حسيني

8. فريدون توانگري معروف به آرش

9. جهانگير تارخ معروف به جهانگيري

10. محمد نويد معروف به نبوي

11. هوشنگ فهافي معروف به هونگ

12. پرويز فرنژاد معروف به دكترجوان

13. بهمن معروف به شاهين

14. كاوياني

15. ايرج جهانگيري

16. عطاشهري مقدم

17.ناصر خداياري

18. كامبيز اروم

19. كريم باستان نيا

20. يهودا عاقل

21. فريدون شادافزا

22. منوچهروظيفه خواه

23. سرهنگ زيبايي

24. صميم

25. آريايي

26. كمالي

27.رضوان

28. رامين

و غیره...

این شکنجه گران هیچکدام دکتر نبوده بلکه در بي رحمی و شقاوت مفتخر به دریافت لقب «دکتر» شده بودند و برخی چون شعباني (حسيني ) و عطارپور (حسين زاده ) از این نظر يك چهره بین المللي و از کارگزاران این اداره بودند.

شكنجه های رواني متداول در زندان هاي ساواك :

1 . صحنه هاي اعدام ساختگی : در این گونه موارد متهم را با چشمان بسته به محل اعدام مي بردند; جوخه مرگ هم کاملا آماده مي شد; سپس يك نفر با بيان جرم زندانی , حکم اعدام وی را قرائت مي كرد و در حالي كه چشمان متهم بسته بود يكي از شکنجه گران كه مهارت خاصی داشت با دهان خود صدايي را درمي آورد كه انگار تيري شليك شده زنداني به خیال این كه به طرف او شليك شده بیهوش مي شد. این اقدام يك تفریح براي شکنجه گران و يك عذاب سخت براي زندانیان بود. گاه براي اين كه شخص را وادار به اعتراف و همكاري کنند , پس از این كه کاملا او را براي اعدام آماده مي كردند در حالي كه يك نفر مشغول قرائت حکم اعدام بود , ناگاه يك نفر دوان دوان مي آمد و مي گفت , نخیر , نباید ایشان اعدام شود , من با او صحبت مي كنم , حتما اعتراف خواهد كرد. بعد براي اين كه صحنه کاملا طبيعي جلوه نمايد , يكي ديگر از شکنجه گران با حالت اعتراض فریاد مي زد : اين چه مسخره بازي است  چرا اول دستور مي دهيد و بعد آن را لغو مي كنيد  و امثال اين حرکات.

2 . گاهی برخی افراد را تا مدت مديدي در توالت زندانی مي كردند كه این عمل غير از اينكه خوردن و خوابیدن او را مشکل مي كرد , از نظر روانی نيز قابل تحمل نبود.

3 . در كنار سلول زندانی , نوارهايي پخش مي كردند كه از آن صداهای مختلفی مانند خنده , گریه , ریزش آب , فریادهای دلخراش زندانی تحت شکنجه , صدای آژیر ماشین و… به گوش مي رسید. زندانی با شنیدن این صداها در يك وضعیت مشوش و غیرقابل تحمل قرار مي گرفت .

4 . بيداری دادن به زندانی به مدت طولانی كه در يك مورد تا 16 شبانه روز نیز ادامه داشته است .

5 . قرار دادن زندانی سياسي در ميان زندانیان جاني و تبهکار .

6 . ناسزاهاي ركيك .

7 . تراشیدن ریش روحانیون با تیغ خشک و درآوردن لباس روحانیت آن ها كه گذشته از عذاب جسمی از نظر روحی نیز بسیار ناراحت کننده بود.

8 . ریختن اجباری مشروبات الکلی در دهان افراد مذهبي .

9 . جلوگیری از خواندن نماز و روزه گرفتن مبارزان مسلمان .

10 . بیدار كردن ناگهانی زندانی در نیمه شب .

11 . وادار کردن زندانی به فحاشی نسبت به دوستان زندانی خود .

12 . سعی در وادار كردن زندانی به كتك زدن دوستان زندانی خود .

همه اين ها فقط نمونه هايي از شکنجه هاي جسمی و روانی بود كه توسط

شکنجه گران متخصص صورت مي گرفت .

شکنجه هاي جسمی متداول در زندان های ساواک :

1. زدن زندانی در ساعت ها و روزهای متوالی با مشت و لگد .

2. زدن با کابل به کف پاها كه از بدترین و موثرترین انواع شکنجه بود .

3. سوزاندن نقاط مختلف بدن با سیگار و فندک .

4. کشاندن زندانی بر روي اجاق برقی و سوزاندن بدن وی .

5 . قرار دادن قسمت هايي از بدن زندانی در روغن زیتون جوشیده به نحوی كه آن قسمت از بدن وي کاملا مي سوخت . معروف است كه آیت الله غفاری به این ترتیب شکنجه شده است .

6 .خواباندن زندانی بر روي ميزي كه به تدریج داغ مي شد .

7 . شوك الكتريكي و اتصال برق به اعضای حساس بدن , كه بر اثر آن , زندانی دچار تشنج غیرقابل تحمل و طاقت فرسايي مي شد.

8 . بستن متهم به تخت مخصوص و وارد کردن ضربات بي وقفه با کابل به پاهای وي تا آن جا كه باعث تورم شدید پاها شده و خون مردگی شدید در آن ایجاد مي شد و سپس وادار کردن فرد شکنجه شده به راه رفتن تا تورم آن بخوابد و باز دوباره زدن شلاق به پاي زندانی و چركي شدن پاي زندانی و زدن شلاق روي پانسمان .

9 . كشيدن ناخن ها .

10. آویزان کردن زندانی به سقف و وارد كردن ضربات کابل و مشت به بدن وی و چرخاندن او.

11 . شکستن دست و انگشتان زندانی .

12 . قطع انگشتان دست به وسیله گيوتين .

13 . كندن گوشت بدن .

14 . دستبند قپاني ؛ يك دست را از بالای شانه و دست دیگر را از پشت به هم رسانده و با دستبند قپانی مي بستند و مدت ها به همين حالت نگه مي داشتند که تحمل آن براي زندانی بسيار دردناک بود.

15 . سوزاندن بدن متهم و بعد از آن گذاشتن پارچه خیس روي بدن او . در اين هنگام روي بدنش اتو مي کشیدند. اين عمل باعث مي شد تا بدن زندانی تاول بزند. سپس شکنجه گر این تاول ها را مي تركاند و دوباره عمل اتو کشیدن را تکرار مي كرد.

16 . اغلب آن قدر زندانی را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند كه وی خون استفراغ مي كرد و ادرار او خونی مي شد. استفراغ خون و ادرار خونی در اکثر موارد فوق اتفاق مي افتاد.

17 . شکنجه آپولو ؛ آپولو يك صندلی مخصوص بود كه زندانی را روي آن مي نشاندند و سر او را داخل كلاهي مانند کلاه فضانوردان قرار مي دادند ودست هاي او را پرس کرده و پاها را صاف مي بستند و با کابل به زیر پا مي زدند يا ناخن را مي کشیدند. این صندلی حدود يك متر از زمین فاصله داشت خاصیت این آلت شکنجه چینن بود كه فریادهای شخص بیرون نمي آمد و در داخل کلاه آپولو انعکاس مي يافت و خود موجب شکنجه مضاعف زندانی مي شد.

اهميّت حفاظت اسرار و اطلاعات

 

اهميّت حفاظت اسرار و اطلاعات
از مـهـمـتـريـن عـوامـلى كـه مـا را در نـبرد با دشمنان اسلام ، با تلفاتى اندك به پيروزى مى رسـانـد و اسـتـكـبار جهانى را در رسيدن به اهداف شومش ناكام مى گذارد، رعايت هرچه تمامتر، حفاظت اخبار و اطلاعات است .
سهل انگارى در حفظ اسرار جنگ يا افشاى اسرار، موجب شكست است و تلفات جبران ناپذيرى در پـى دارد. از ايـن رو عـقل سليم و شرع مقدس اسلام به ماحكم مى كند كه اسرار نظامى را هر چند بـه نـظـر مـا كـوچـك و بـى اهـمـيـّت و بـى ارزش بـاشد، افشا نكنيم و در اختيار افراد غير مسئول نگذاريم ، بلكه در حفظ آنها بكوشيم ، زيرا دشمن در پى كسب اطلاعات است . تا با شناخت از نقاط ضعف و قوّت ، ضربه اى اساسى بر ما وارد كند و خود را فاتح ميدان نبرد سازد. پس چرا عاقل كند كارى كه باز آرد پشيمانى ؟
در روايـات اسـلامـى اهميّت فوق العاده اى به حفظ و كتمان اسرار داده شده و سفارشات مؤ كّدى در اين زمينه بيان گرديده است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم :
1 ـ اسرار به مثابه خون در رگهااسرار نظامى به منزله خون در رگهاى بدن است و جريان طبيعى آن باعث ادامه حيات و زندگى است . اگر به جاى جريان يافتن در رگها، به بيرون ريخته شود، بلافاصله منجرّ به مرگ مى شود.
امام صادق (ع )فرمود:
((سِرُّكَ مِنْ دَمِكَ فَلا يَجْرِيَنَّ مِنْ غَيْرِ اَوْداجِكَ))
راز و اسرار تو به منزله خون توست ، پس سعى كن كه جز در شاهرگهايت به جريان نيفتد.
2 ـ دژ نفوذ ناپذير
حـفـاظـت اطـلاعات به دژى استوار مى ماند كه انديشه قوى و طرح پيروز را در ميان خود دارد. از ايـن رو خـود اطـلاعـات بـايـستى در جاى امن و غير قابل نفوذ قرار گيرد تا از خطر افشا مصون بماند.
امام صادق (ع )فرمود:
وَالرَّاْىُ بِتَحْصينِ الاَْسْرارِ))
راءى و انديشه درست آن است كه اسرار در پوشش حفاظتى محكمى قرار گيرد.
اگر اطلاعات لو برود و يا افشا شود، پيروزى نيز از دست رفته است .
امـام صـادق (ع )يـك خـطـبه و گفتار طولانى درباره حفظ اسرار خطاب به محمدبن نعمان معروف بـه ((مـؤ مـن طـاق ))دارد. ابـو جـعـفـر مـحـمـد بـن نـعـمـان احـول از بـرازنـده تـريـن اصحاب امام صادق (ع )و در شمار اصحاب سرّ آن جناب است . در اين گفتار امام (ص )ضمن گله از دوستان خام و كم ظرفيت خود، اهميّت تقيّه و حفظ اسرار و اطلاعات را بـيـان مـى كـنـد. تـقـيـّه يـا راز نـگـهـدارى ، از اصـول مـسـلم جـنـگ و از عـوامـل مهمّ پيروزى به شمار مى رود. به دليل اهميّت حفاظت اطلاعات و اسرار جنگ ، و وجود نكته هـاى بـسـيـار ظريف و با ارزش در اين سفارش امام (ع )، سعى مى كنيم بخش اعظم آن را با تيتر بندى و توضيحى مختصر ذكر كنيم .
3 ـ نكوهش افشاگرى خـداونـد در قـرآن كـريـم كـسـانى را كه اخبار و اطلاعات را افشا مى كنند و راز دار نيستند، سخت نكوهش كرده است ابو جعفر مى گويد: امام صادق (ع )به من فرمود:
((اِنَّ اللّهَ عـزَّوجـَل عـَيَّر اَقـْوامـاً فـِى الْقُرآن بِالاِذاعَه ، فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِداكَ، اَيْنَ قالَ؟ قالَ قـَوْلُهْ: ((وَ اِذا جـاءَهـُمْ اَمـْرٌ مـِنَ الاَْمـْنِ اَوِ الْخَوْفِ اَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوه اِلَى الرَّسُولِ وَ اِلى اُولىِ الاَْمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَذّين يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ))
خداوند عزوجل در قرآن گروههايى را به جرم افشاى اسرار و اطلاعات سرزنش كرده است .گفتم : قربانت ، كجا؟ فرمودند: در اين آيه : و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست در جنگ به آنها بـرسـد، (بـدون تحقيق ) آن را شايع و افشا مى كنند. در حالى كه اگر آن (خبر) را به پيامبر (ص ) و پـيـشـوايـان (و فـرمـانـدهـان كه قدرت تشخيص كافى دارند) ارجاع دهند، از ريشه هاى مسائل آگاه خواهند شد.
افشاگر، شمشير بر امام كشيده است
امام صادق (ع ) فرمود:
((اَلْمُذيعُ عَلَيْنا سِرُّنا كَالشّاهِرِ بِسَيْفِهِ عَلَيْنا، رَحِمَ الّلهُ عَبْدا سَمِعَ بِمَكْنُونِ عِلْمِنا فَدَفَنَهُ تَحْتَ قَدَمَيْهِ))
كـسى كه اسرار ما را فاش سازد، چون كسى است كه شمشير به روى ما كشيده است . خدا بر آن بنده رحمت آرد كه چون علم نهانى (و سرّى ) مارا بشنود آن را زير قدمهاى خود دفن كند.
اشرار امّت
شـرورتـرين افراد امّت اسلامى كسانى اند كه زبانشان را حفظ نمى كنند و آنچه از اسرار مى دانند براى ديگران بازگو مى كنند.
امام صادق (ع ) فرمود:
((وَ اللّه اِنـّى لَاءَعـْلَمُ بـِشـَرارِكـُمْ مـِنَ الْبَيْطارِ بِالدَّوابِ، شِرارِكُمُ الَّذينَ لايَقْرَؤُُونَ الْقُرْآنَ اِلاّ هَجْرا وَ لايَاءْتُوُن الصَّلا ه اِلّ ا دَبْرا وَ لايَحْفَظوُن اَلْسِنَتِهِمْ
بـه خـدا سـوگـنـد، مـن بـدكـاران شـمـا را مـى شـناسم بهتر از بيطار كه چهار پا را بشناسد. بدكرداران شما آنهايند كه قرآن نخوانند جز نا هنجار، نماز نگزارند جز آخر وقت ، و زبان خود نگه ندارند.
4 ـ راز، سپر مؤ من
اسرار، سپر مؤ من هستند و او را از خطرات و شبيخون دشمن و غافلگير شدن حفظ مى كند.
امام صادق (ع ) فرمود:
((يَا بْنَ النُّعْمانِ اِنّى لاَُحَدِّثُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ بِحَديثٍ فَيَتَحَدَّثَ بِهِ عَنّى فَاُسْتُحَلَّ بِذلِكَ لَعْنَتَهُ وَ الْبَراءَه مِنْهُ فَاِنَّ اَبى كانَ يَقُولُ: وَاَىُّ شَىْءٍ اَقَرُّ لِلْعَيْنِ مِنَ التَّقِيَه . اِنَّ التَّقيَه جُنَّه الْمُؤْمِنْ وَ لَوْ لاَ التَّقيِه ما عُبِدَ اللّهُ))
اى پسر نعمان ! من گاه به يكى از شما سخنى (محرمانه ) مى گويم . او افشا مى كند و مستوجب لعـنـت و بـيـزارى مـن مى شود، پدرم فرمود: چه چيز چون تقيّه (و راز نگهدارى ) مايه روشنايى چشم است ؟ تقيّه و حفظ اسرار، سپر مؤ من است ، اگر تقيّه نبود (قدرتها و دشمنان ، اساس دين را در هم ريخته بودند و) خدا پرستى از ميان رفته بود.
5 ـ افشاى راز، گناهى سنگين تر از قتل
افـشـاى اسـرار، گـنـاهـى فـراتـر از كـشـتـن و قـتـل نـفـس اسـت ، زيـرا قـاتـل در نـهـايت مى تواند يك نفر از فرماندهان و يا تعدادى از افراد را بكشد. امّا چون اسرار محفوظ است ، بقيه افراد حركت را ادامه داده و عمليات را به پايان مى برند، در حالى كه اگر كسى اسرار عمليات و اطلاعات مربوط به سازمان و يا شيوه كار و طرح عمليات را افشا كند و دشـمـن از آن آگـاه گـردد، مـوجـب شـكست همه افراد مى شود و در حقيقت با همدستى دشمن دست به قـتـل و غـارت گـسـتـرده اى زده اسـت . (زيـرا اگـر اطلاعات او نبود، دشمن قدرت چنين تهاجمى را نداشت .)
امام صادق (ع ) فرمود:
((يَا بْنَ النُّعْمانِ! اِنَّ الْمُذيعَ لَيْسَ كَقاتِلِنا بِسَيْفِهِ بَلْ هُوَ اَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ اَعْظَمُ وِزْراً، بَلْ هُوَ اَعْظَمُ وِزْراً))
اى پـسـر نـعـمـان ! افـشـاگـر راز مـا هـمـچـون كـسـى نـيـسـت كـه بـا شـمـشـيـرش مـا را بـه قتل برساند، بلكه گناهش بيشتر است ، گناهش بيشتر است ، گناهش بيشتر است .
يا بْنَ النُّعْمانِ! اِنَّهُ مَنْ رَوى عَلَيْنا حَديثاً، فَهُوَ مِمَّنْ قَتَلْنا عَمْداً وَ لَمْ يَقْتَلْنا خَطاءا))
پسر نعمان ! هر كه حديثى به زيان ما نقل كند، ما را بعمد كشته است ، نه بخطا.
6 ـ سكوت رمز بندگى امام صادق (ع ) فرمود:
((اِنَّ مـَنْ كـانَ قـَبـْلَكـُمْ كـانـُوا يـَتعَلَّمُونَ الصَّمْتَ وَ اَنْتُم تَتَعَلَّمُونَ الْكَلامَ كانَ اَحَدُهُمْ اِذا اءَرادَ التَّعبُّدَ يَتَعلَّمُ الصَّمْتَ قَبْلَ ذلِك بِعَشْرِ سِنين فَاِنْ كانَ يُحْسِنَهُ وَ يَصْبَرَ عَلَيْهِ تَعَبَّدَ وَ اِلاّ قال : ما اءَنَا لِما اَروُم بِاَهلٍ اِنَّما يَنْجُو مَنْ اَطالَ الصَّمْتَ عَنِ الْفَحْشاءِ))
پـيـشـيـنـيـان خـاموشى را فرا مى گرفتند، چنان كه شما سخن را. آنگاه كه كسى مى خواست به عبادت پردازد، نخست ده سال تمرين سكوت مى كرد، اگر از عهده بر مى آمد و مى توانست صبر كند، عبادت پيشه مى كرد و گرنه مى گفت : من شايسته اين مقصد نيستم ، آن كس نجات يابد كه مدّتها از گفتار نابجا دم فرو بندد.
امير مؤ منان (ع )خطاب به امام حسن (ع )مى فرمايد:
((وَ تـَلافـيـكَ مـا فـَرَطَ مـِنْ صـَمـْتـِكَ اَيـْسَرُ مِنْ اِدْراكِكَ مافاتَ مِنْ مَنْطِقِكَ وَ حِفْظِ ما فِى الْوِعاءِ بِشَدِّالْوِكاءِ ... وَالْمَرْءُ اَحْفَظُ لِسِرِّهِ وَ رُبَّ ساعٍ في ما يَضُرُّهُ مَنْ اَكْثَرَ اَهْجَرَ))
و تدارك و به دست آوردن چيزى كه به واسطه سكوت و صمت از دست رفته ، آسان تر است از دريـافـتـنى كه با سخن گفتن از دست رفته است . (زيرا سخن در اختيار تو است . تا زمانى كه نـگـفـتـه بـاشـى ، و چـون گـفـتى تو در اختيار آنى ، پس خاموشى بهتر از پرگويى است . و نـگـاهـدارى چـيـزى كـه در ظرف است به استوارى بند آن است (اگر بند مشك سست باشد آب مى ريـزد و از بـيـن مـى رود، همچنين اگر بند زبان شخص محكم نباشد، سخن بيجا از آن بيرون مى آيـد و رازى بـر مـلا مى شود) ... و مرد راز خود را بهتر نگه مى دارد (چون كوشش براى پنهان داشـتـنـش از ديـگـرى بـيشتر است .) و بسا كوشش كننده در چيزى است كه او را زيان مى رساند، پرگو هرزه گو مى شود.
7 ـ محافل دوستانه
بيشتر اوقات اخبار و اسرار در محافل دوستانه مطرح شده ولو مى رود. امام صادق (ع ) فرمود:
((وَ لا تـَطَّلِعْ صـَديـقـَكَ مِنْ سِرِّكَ اِلاّ عَلى ما لَوِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرُّكَ، فَاِنَّ الصّديقَ قَدْ يَكُونُ عَدُوُّكَ يَوْماً))
پـسـر نـعمان ! تنها اسرارى را با دوست خود در ميان گذار كه اگر دشمن هم اطلاع يابد زيانت نرساند كه ممكن است دوست نيز روزى دشمن شود.
شاعر مى گويد:
زنهار مكن تكيه كلّى بر يار
راز دل خود ز دوست پنهان مى دار
روزى شود كه دوست دشمن گردد
برگردد و دشمنى كند آخر كار
بطانه (محرم اسرار)
مـؤ مـن بـايـد هوشيار و زيرك باشد و هر كسى را محرم اسرار خويش نگيرد. بخصوص دشمنان اسـلام كـه كـيـنـه اى ديـريـنـه از مـسـلمانان در دل دارند. قرآن كريم مؤ منان را هشدار مى دهد مى فرمايد:
((يـا اَيُّهـَا الَّذيـنَ آمـنـوا لا تـَتَّخـِذُوا بـِطانَه مِنْ دُونِكُمْ لا يَاءْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبـَغـْضـاءُ مـِنْ اَفـْواهـِهـِمْ وَ مـا تـُخـْفـى صـُدوُرهـُمْ اَكـْبـَر قـَدْبـَيـَنـّا لَكـُمُ الْآيـاتِ اِنْ كـُنـْتُمْ تَعْقِلُونَ))
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد! آنها از هر گونه شرّ و فـسـادى دربـاره شـما، كوتاهى نمى كنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد. (نشانه هـاى ) دشـمـنـى از دهـان (و كـلام ) شـان آشكار شده ؛ و آنچه در دلهايشان پنهان مى دارند، از آن مـهـمـتـر اسـت . ما آيات (و راههاى پيشگيرى از شرّ آنها) را براى شما بيان كرديم اگر انديشه كنيد!
8 ـ عذاب دنيوى و اخروى بـرخـى افـراد سـست ايمان كه به افشاى اسرار دست مى زنند، بايد بدانند كه عذاب الهى در دنيا و آخرت در تعقيب آنان است .
امام صادق (ع ) فرمود:
((يـَابـْنَ النُّعـمـانِ ... وَ مـَنِ اسـْتَفْتَحَ نَهارَهُ بِاِذاعَه سِرِّنا سَلَّطَ اللّهُ عَلَيْهِ حَرَّ الْحَديدِ وَ ضيقَ (عَلَيْهِ الَْمحابِسِ).))
اى فـرزنـد نـعـمـان ! كـسـى كـه روزش را بـا افشاى اسرار ما آغاز كند، خدا بر او آهن و تنگى زنـدانـهـا را مـسـلّط خـواهـد كـرد. (يـعـنـى در دنـيـا بـه جـزاى عمل ننگين خود خواهد رسيد، و عذاب آخرت هم پابرجاست .)
9 ـ شكست
امام صادق (ع )به مؤ من طاق فرمود:
((فـَوَاللّهِ لَقـَدْ قـَرُبَ هـذَا الْاءَمـْرِ ثـَلاثَ مـَرّاتٍ فـَاءَذَعـْتُموُهُ، فَاَخَرَّهُ اللّهُ وَ اللّهُ مالَكُمْ سِرٌّ اِلاّ وَ عَدّوكُمْ اَعْلَمُ بِهِ مِنْكُمْ))
بـه خـدا سـوگـنـد سـه بـار ايـن امـر (حـكـومت عدل ) نزديك شده و بر اثر افشاگرى شما به تاءخير افتاده است . به خدا شما هيچ سرّى نداريد، جز اينكه دشمنانتان از آن آگاه ترند.

تجهیزات دید در شب AN/PVS 5

 

 

 

 AN / PVS-5 يك سيستم ديد در شب باتري دار است كه به سربازان اين امكان را مي دهد كه كارهاي مختلفي را در شرايط كم نور انجام دهند . سهولت در خواندن را ممكن مي سازد و مي توان كارهاي دستي را به آساني انجام داده يا در مدت زمان و محدود رو ، از آن مراقبت كرد . قطعه مادون قرمز روي دگمه كنترل اشعه مادون قرمز را كنترل مي كند كه مي توان براي مشخص شدن صفر يا دادن علائم از آنها استفاده كرد .

ويژگي ها :

وزن : 9 / 1 پوند

برد اندازه آدم : نور ستاره 150 متر ، نور ماه 165 متر

برد اندازه خودرو : نور ستاره 300 متر ، نور ماه 330 متر

بزرگنمايي : صفر و FOV 40 درجه .

محدوديــت ها :

باران ، مه ، كولاك ، برف يا دود ، كيفيت عمل دوربين را كاهش مي دهد . هنگام نگاه كردن به سايه ها و ساير مناطق تاريك كمتر مؤثر و مفيد است . همچنين براي كار كردن در سطوح نورهايي كه يك تصوير رگه رگه يا دانه دانه ايجاد خواهند كرد . ( نور ستاره ، نور ماه و …. ) به مقداري نور شبانه نياز دارد . قطعه مخصوص صورت پلاستيك جامد از هر گونه ديد پيرامــوني زماني كه با بنــد سر پوشيده شده باشد ، جلوگيري مي كند . AN / PVS-5 در گروه هاي تفنگ  دار شركت كننده در عمليات يافت نمي شود .

ملاحظات 

AN / PVS-5 به اندازه ي PVS-7 مؤثر نيست و در اكثر يگانهاي پياده QUS-7 جايگزين آن شده است ، مزيت بزرگ اين عينكها آن است كه امكان ديده باني با برد وسيع را مي دهد .

PAS-5A
                Night Vision Goggles Battery Compartment

 

PVS-5 CR123 Battery Adapter fits in
                case

PAS-5A
                Night Vision Goggles Left Side

 


Timely silence dresses you in the garment of dignity and saves you from having to apologize

بیشتر از این منتظرش نگذاریم

 

کمی در زنگ تفریح هایمان به جای تفریح به خودمان فکر کنیم

این روزها شیطان فریاد میزند : آدم پیدا کنید سجده میکنم....

قحطی آدم آمده آن هم از نوع خوبش....

چقدر خوب است به جای اینکه بنشینیمو بگوییم دوستدار امام زمانیم

کاری برایش انجام دهیم هرچند کوچک

چرا همیشه کودکانمان هزاران شعر را حفظ میکنند اما در حفظ دعای فرج یک پایشان لنگ است...؟

چرا همیشه مردمانمان بازیگران را خوب میشناسند ولی وقتی حرف امام زمان میشود هیچ شناختی از او ندارند...؟

کمی به خودمان فکر کنیم و جامعه ای که پیش روی ماست

شاید پشت در قلبمان مهمان عزیزی منتظر باشد بیشتر از این منتظرش نگذاریم

 

با تشکر از منتظر و کامنت خوبش

قمپز در کردن

 

 

قمپوز توپی بود کوهستانی و سرپر به نام قمپوز کوهی که دولت امپراطوری عثمانی در جنگهای با ایران مورد استفاده قرار می داد .

این توپ اثر تخریبی نداشت زیرا گلوله در آن به کار نمی رفت بلکه مقدار زیادی باروت در آن می ریختند و پارچه های کهنه و مستعمل را با سنبه در آن به فشار جای می دادند و می کوبیدند تا کاملا سفت و محکم شود . سپس این توپها را در مناطق کوهستانی که موجب انعکاس و تقویت صدا می شد به طرف دشمن آتش می کردند . صدایی آنچنان مهیب و هولناک داشت که تمام کوهستان را به لرزه در می آورد و تا مدتی صحنه جنگ را تحت الشعاع قرار می داد ولی کاری صورت نمی داد زیرا گلوله نداشت .
در جنگهای اولیه بین ایران و عثمانی صدای عجیب و مهیب آن در روحیه سربازان ایرانیان اثر می گذاشت و از پیشروی آنان تا حدود موثری جلوگیری می کرد ولی بعدها که ایرانیان به ماهیت و توخالی بودن آن پی بردند هرگاه صدای گوشخراشش را می شنیدند به یکدیگر می گفتند :" نترسید قمپوز درمی کنند." یعنی تو خالی است وگلوله ندارد .
... کلمه قمپوز مانند بسیاری از کلمات تحریف و تصحیف شده رفته رفته به صورت قمپز تغییر شکل داده ضرب المثل شده است.

به گفته علامه دهخدا به معنی :" دعاوی دروغین کردن ، بالیدن نابجا و فخر و مباهات بی مورد کردن " است.

10 فرمـان بـراي سـال اول ازدواج

 

 
وقتي درباره تلخي ها و شيريني هاي ازدواج با افراد متاهل صحبت مي کنيد، همگي معتقدند اولين سال زندگي مشترک، سخت تر از بقيه آن است. حتي بعضي متاهل ها وقتي به يک مجرد مي رسند فورا شروع به نصيحت مي کنند: «تا ازدواج نکردي فکر مي کني چه خبره» يا «مرغ همسايه غازه». ولي اين حرف ها واقعا چقدر روي شما تاثير دارد؟ مثلا ممکن است باعث شود از ازدواج کردن منصرف شويد؟! اکثر مواقع اين طور نيست. يعني بيشتر افراد به خاطر شنيدن چنين چيزهايي تمايل به ازدواج را از دست نمي دهند. اما همه دوست دارند روش هايي را ياد بگيرند تا ورود به دنياي تاهل از همان اول خوب و موفقيت آميز باشد. اين روش ها درست مثل زيربناي يک ساختمان هستند. وقتي از همان ابتدا براي زندگي مشترک خود زحمت بکشيد و مسووليت پذير باشيد، مطمئنا بناي اصلي زندگي شما هم بهتر خواهد شد. کارشناسان خانواده اين روش ها را در 10 فرمان طبقه بندي مي کنند:

1 - قبل از هر چيز عاشق خودتان باشيد:تعجب نکنيد! تا وقتي که هر يک از شما براي خودش ارزش قايل نشود، نمي تواند براي ديگري مفيد باشد. به خودتان اهميت بدهيد. سعي کنيد هميشه طوري زندگي کنيد که کمترين فشار و استرس را متحمل شويد. شاد بودن شما فاکتوري است که باعث احساس رضايت و شادي در همسرتان هم خواهد شد.


2 - آسان گير و شوخ طبع باشيد: با شروع زندگي مشترک، بايد کم کم بياموزيد که بهتر است به مشکلات خنديد. اگر براي حل مسايل خود راه هاي منطقي را که بلد بوديد به کار برديد ولي باز هم مشکل حل نشد، خيلي سخت نگيريد. مطمئن باشيد خوش اخلاقي شما و گذر زمان 2 عاملي هستند که دست به دست هم مي دهند و هر ناممکني را ممکن مي کنند.


3 - نوبتي عصباني بشويد: تصور کنيد همسرتان پس از يک روز کاري سخت به شما مي رسد و شروع مي کند به شکايت کردن از در و ديوار و غر زدن و نق زدن. بهتر است اجازه بدهيد خودش را خالي کند، البته تا جايي که رفتارش شما را آزار ندهد. بعد از تمام شدن حرف هاي همسرتان، شما هم فرصت داريد مشکلاتي را که در طول روز برايتان پيش آمده براي او تعريف کنيد. به اين شکل هر دوي شما هم مي شنويد و هم شنيده مي شويد. مي توانيد بعد از برگشتن اوضاع به حالت عادي بيشتر و مفصل تر در مورد مسايل با هم بحث کنيد.


4 - با هم حرف بزنيد: شما و همسرتان هر دو انسان هاي بالغي هستيد. پس نيازها و خواسته هايتان را خيلي روشن و منطقي با هم در ميان بگذاريد. هر دوي شما بايد بدانيد که همسرتان کجا و چه وقت به شما نياز دارد. علاوه بر آن خط قرمزهاي يکديگر را هم بايد بشناسيد يعني وقتي در حل مساله اي نيازي به دخالت شما نيست، به زور خود را وارد ماجرا نکنيد.


5 - پيش هرکسي که مي رسيد، درددل نکنيد: تا حد ممکن مشکلات زندگي مشترک خود را بيرون از خانه نبريد. سعي کنيد همه مسايل را خودتان دو نفري حل کنيد. نهايتا اگر به نتيجه نرسيديد، فقط از کارشناسان و مشاوران خانواده کمک بگيريد. مثلا فرض کنيد همسر شما خيلي شلخته است. اگر اين مساله را پيش دوستان و نزديکان خود بازگو کنيد، احتمالا هرکس نظر خودش را براي بهبود اوضاع مي گويد ولي هيچ يک از نظراتي که اطرافيان مي دهند علمي و کارشناسانه نيست. بنابراين به احتمال خيلي زياد مشکل به هيچ وجه حل نخواهد شد. تنها اتفاقي که مي افتد اين است که اعتبار و شخصيت همسر شما و به تبع آن آبروي شما به خطر مي افتد.


6 - نقاط قوت و ضعف يکديگر را بشناسيد و سپس تقسيم کار کنيد: بيشتر آدم ها دوست ندارند قبول کنند که برخي ديگر مي توانند کار خاصي را بهتر از آنها انجام دهند ولي پس از ازدواج بايد وجود بعضي استعدادها ي خاص را در همسر خود قبول کنيد. درست همان طور که او هم وظيفه دارد توانايي هاي ويژه شما را بشناسد. مثلا ممکن است يکي از شما دو نفر استعداد بهتري در برنامه ريزي مالي داشته باشد. خوب بهتر است تنظيم خرج خانه به اين فرد سپرده شود. البته مواظب باشيد اين تقسيم وظايف تبديل به ديکتاتوري نشود. يعني مشورت هر دوي شما در چنين اموري لازم است اما بهتر است برنامه ريزي کلي را کسي که توانايي بيشتري دارد انجام بدهد.


7 - محبت و عشق خود را ابراز کنيد: اهميت ابراز عشق به همسر را شايد بارها در مقالات روان شناسي مختلف شنيده يا خوانده باشيد اما واقعا چند نفر را مي شناسيد که هميشه و هر روز اين کار را انجام  دهند؟ خود را عادت بدهيد که حتما اين توصيه را عملي کنيد چون واقعا ساده و موثر است. اگر در خانه هستيد و همسرتان از بيرون برمي گردد، به پيشواز او برويد. هر روز يکديگر را در آغوش بگيريد و ببوسيد. از گفتن جمله دوستت دارم هرگز خسته نشويد. اين جمله هيچ وقت تکراري نمي شود و هميشه اثرگذار است.


8 - به هر بهانه اي از همسر خود تعريف کنيد: وقتي همسرتان لباس خود را عوض مي کند به او بگوييد چقدر دوست داشتني شده. يا مثلا بگوييد فلان رنگ چقدر به او مي آيد. چقدر خوب آشپزي مي کند، چقدر خوب صحبت مي کند يا چقدر زيبا مي خندد...


9 - لازم نيست هميشه کارهاي مشترکي انجام دهيد: شما و همسرتان هر دو به زمان هايي براي تنها بودن نياز داريد. در اين اوقات هريک از شما مي تواند به سرگرمي مورد علاقه خودش برسد. مثلا وقتي شما کتاب مي خوانيد همسرتان تلويزيون ببيند. يا وقتي شما در اينترنت وب گردي مي کنيد او آشپزي يا باغباني يا هر کار ديگري که دوست دارد انجام دهد.


10 - تاريخ هاي مهم رابطه تان را جشن بگيريد: از هر مناسبتي براي جشن گرفتن استفاده کنيد. تاريخ اولين آشنايي، اولين قرار، خواستگاري، ازدواج يا هر چيز ديگري. اين جشن مي تواند خيلي ساده، رمانتيک و به اصطلاح دونفره باشد. مثلا شام مخصوصي درست کنيد و روي ميز شمع بگذاريد. همين کار به نظر ساده موجب تداوم عشق شما خواهد شد.


چه موقع به روانپزشک مراحعه کنیم ؟

 

 
چرا خیلی وقت ها به سهولت بدنمان را به تیغ جراحان می سپاریم اما برای سپردن بخش کوچکی از ذهن و روحمان به روان شناسان و روان پزشکان مقاومت می کنیم؟ چرا حتی زمانی که به هر دلیل، اندکی عقب نشینی می کنیم و رو در روی روان شناس، روان پزشک یا مشاور می نشینیم، تلاش می کنیم واقعیت را طور دیگری نشان دهیم؟

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان ؛ بعضی از ما وقتی در اتاق روان شناس یا روان پزشک می رویم و رو به روی او می نشینیم از اول در مقابل او جبهه می گیریم؛ به راستی چرا ما تا این حد از تاریکی های درون خودمان هراس داریم؟ برای دریافت چرایی آن به عوامل متعددی می توان اندیشید. دکتر علیرضا اکرمی نژاد روان پزشک و مشاوره خانواده درباره این سوال ها به خراسان چنین می گوید: یکی از دلایل این است که قبل از پیدایش دانش روان شناسی به مفهوم علمی و دانشگاهی آن در طول تاریخ برخی از افراد برای درمان بیماران روانی به جادوگران و جن گیران روی می آوردند. این عامل در ناخودآگاه و در هزارتوی ذهن بشر تاثیر خود را گذاشته است. در آن زمان یکی از تبعات بیماری روانی یا حتی عصبی طرد از جامعه بود؛ امری که انسان همواره از آن گریزان است.


یکی دیگر از دلایل مراجعه نکردن مردم به روان شناس باورهای عجیبی است که وجود دارد. باورهایی نظیر این که روان شناس یا روان پزشک با نگاه کردن به فرد می تواند تمام رازها و مشکلات او را بخواند و...


وی می افزاید: از دیگر دلایل مراجعه نکردن به متخصصان بهداشت روان، فقر فرهنگی و اقتصادی است، به طوری که جامعه ما هنوز به یک تفکر علمی در این باره نرسیده است.اگر بخواهیم با تفکر علمی پیش برویم، باید رویکرد علت و معلولی را دنبال کنیم، در هر حال مردم ما هنوز به این رویکرد عادت نکرده اند.


دکتر اکرمی نژاد با اشاره به این که در زمان قدیم خانواده ها هسته ای نبودند و ۳ تا ۴ نسل کنار هم زندگی می کردند می افزاید: به این ترتیب، کوچک ترها بسیاری از اطلاعات و مهارت های زندگی شان را از بزرگ ترها دریافت می کردند، اما حالا شکل خانواده ها تغییر یافته است که از طرفی با فروپاشی خانواده های بزرگ، عملاً ساز و کارهای قبلی از بین رفته است.هر نسلی تجربه خاص خود را دارد، تجربه هایی که خیلی از موارد تعمیم پذیر به دیگران نیست. در حال حاضر با توسعه فناوری های نوین اطلاعاتی و افزایش دامنه آگاهی های نسل جدید، جوانان تجربه قدیمی ترها را کمتر قبول می کنند. این جاست که تعارض به وجود می آید. از آن طرف نیز نه برای مراجعه به روان شناس و روان پزشک زمینه سازی لازم انجام شده است و نه جوانان تن به شیوه های سنتی می دهند.


علت بیماری های اعصاب و روان


وی با اشاره به این که یکی از علت های بروز بیماری های اعصاب و روان تغییر(کاهش یا افزایش) ناقل های عصبی در مغز است، می افزاید:ناقل های عصبی مواد شیمیایی طبیعی مغز است که نقش مهمی در تنظیم خلق و خو و روحیات و تنظیم حالات اضطرابی و تنظیم جریان و محتوای تفکر دارد.


کاهش یا افزایش این ناقل های عصبی اختلالات روانی در فرد ایجاد می کند؛ به عنوان مثال کاهش ناقل های عصبی مانند دوپامین(Dopamin) یا سروتونین موجب ایجاد حالات افسردگی، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و کاهش انگیزه در شخص می شود و ترکیبات دارویی مانند فلوکستین یا سیتالوپرام با افزایش تدریجی میزان سروتونین باعث تنظیم خلق و خو وکاهش افسردگی در بیمار می شود. ناگفته نماند که اثر این داروها تدریجی ظاهر می شود.نکته مهم این است که تا دوره درمان کامل نشده است بیمار نباید داروهایش را قطع کند.


علت های مراجعه به روان پزشکان

این روان پزشک گروه های مراجعه کننده را به ۴ دسته تقسیم می کند که عبارت است از:

۱
- گروه اول کسانی هستند که مشکل را می بینند، مانند فرد مضطربی که هر اتفاقی او را نگران می کند و او واکنش های شدید نشان می دهد یا این که درباره وقایع معمول زندگی خود دچار دل نگرانی می شود و این دل نگرانی به ناراحتی خود و بستگانش می انجامد. یا افراد مبتلا به وسواس که قادر به کنترل افکار مزاحم خود در زمینه های مختلف نیستند و به دلیل وقت زیادی که صرف شست وشو یا کنترل کردن می کنند، باعث ناراحتی نزدیکان می شوند.

۲
- گروه دوم افرادی هستند که در روابط بین فردی دچار مشکل و نارضایتی می شوند، این افراد بیش از آن که به مشکل خود توجه کنند، در سازگاری با رفتارهای دیگران که مطابق میلشان نباشد، دچار تنش و نارضایتی می شوند و علت مراجعه خود را نیاز به افزایش تحمل برای سازگاری با محیط و افراد می دانند؛ اما نگرش و رفتارهای غیرانطباقی خود را قبول ندارند.

۳
- گروه سوم افرادی هستند که اصولاً علایم و مشکلات خود را قبول ندارند و باوری هم به مراجعه به روان پزشک ندارند. این افراد بیشتر در گروه اختلالات شخصیت شدید یا بیماران روان پریش قرار می گیرند. بین مراجعان روان پزشکی سرپایی کمتراز ۱۰ درصد را این گروه تشکیل می دهند؛ این افراد به اصرار اطرافیان و گاه با حکم پزشکی قانونی و به اجبار مراجعه می کنند.

۴
- گروه چهارم، افرادی هستند که برای گرفتن تصمیم خاصی یا مدیریت مسائل معمولی زندگی خود به مشاور مراجعه می کنند. از طرفی زندگی پیچیده امروزی و امکانات و انتخاب هایی که افراد دارند و از طرف دیگر میل به بهتر شدن و کمال طلبی زمینه ای می شود تا افراد برای انتخاب برتر به فردی مراجعه کنند که در این زمینه تخصص دارد. مشاوره در زمینه چگونگی رفتار با فرزند نوجوان، مشاوره های ازدواج و... دلایلی است که مردم به روان پزشک و یا روان شناس مراجعه می کنند.

تاثیر اختلالات روانی بر روابط فرد

اختلالات روانی ممکن است تاثیر مخربی هم بر خود بیمار و هم بر خانواده بگذارد. تصور کنید بیماری دچار بدبینی شدید شده است و هر روز به بهانه ای از همسرش ایراد می گیرد و به وی معترض می شود که به عنوان مثال کجا بودی؟ با که بودی؟ چه کار کردی؟ هر روز تلفن همراه همسرش را بررسی می کند و دائم دنبال مچ گرفتن بدون دلیل از همسرش است؛ فضای چنین خانواده ای همیشه پرتنش است و حتی بچه ها در این خانواده ها آسیب های جدی می بینند. از طرفی این فرد که بدبینی شدید بیمارگونه دارد یا به اصطلاح دچار حالت «پارانوئید» شده است، هیچ گونه بینشی نسبت به بیماری خود ندارد از این رو خود برای درمان اقدام نمی کند و اگر از بیمار خواسته شود برای درمان مراجعه کند، ناراحت و پرخاشگر می شود.

در این موارد بهتر است خانواده خودشان گزارشی از وضعیت بیمار به روان پزشک بدهند و روان پزشک راهنمایی های لازم را بکند. در این مواقع بهتر است بیمار تحت درمان دارویی قرار گیرد.ممکن است بپرسید که چگونه با مصرف دارو بدبینی بیمار کنترل می شود؟ جالب است بدانید این داروها با کنترل فعالیت دوپامین مغزی باعث کاهش شدید علایم روان پریشی در بیمار می شود.اگر بیماری شدید باشد و بیمار برای درمان سرپایی همکاری نکند، بهتر است در بیمارستان بستری شود.


ممکن است بیمار علایم خفیف تری داشته باشد به عنوان مثال دچار علایم اضطرابی باشد و از حضور یافتن در جمع هراس داشته باشد. در این زمینه با رفتار درمانی و در صورت نیاز دارو درمانی، می توان برای درمان بیمار اقدام کرد. ترس های مختلف مانند ترس از ارتفاع، ترس از خون، ترس از فضاهای بسته، اختلال وسواس و در نتیجه اقدام به شست وشوهایی مکرر و وسواس کنترل کردن، طوری که بیمار قبل از خوابیدن بارها و بارها گاز و یا در اتاق را بررسی کند، از جمله اختلالاتی است که با رفتار درمانی و در صورت لزوم دارو درمانی می توان آن را درمان کرد. اغلب بیماران وسواسی نسبت به بیماری خودشان بینش دارند و خودشان داوطلب درمان می شوند. در این زمینه به خانواده ها تاکید می شود که تاحد امکان باید محیط خانواده کم استرس باشد. بعضی خانواده ها معتقد هستند که اگر بیمار اراده کند می تواند بر بیماری خود غلبه کند و همه این ها تلقینی است و با تلقین می توان همه بیماری ها را درمان کرد! این سخن درستی نیست زیرا ریشه بیماری وسواس اضطراب و ناتوانی در کنترل علایم آن است و بیماری خود خواسته ای نیست و خود بیمار هم رنج زیادی می کشد.


وی می افزاید:در بیمارانی که دچار اختلالات اضطرابی از جمله بیماری وسواس هستند نیز به دنبال کاهش سروتونین مغزی علایم شروع می شود. از این رو روان پزشک داروهایی مانند فلوکستین، سیتالوپرام و سرترالین و... تجویز می کند تا فعالیت سروتونین مغزی افزایش یابد و به دنبال آن علایم بیماری کاهش پیدا کند. البته زمینه های اجتماعی و محیط پراسترس ممکن است تشدیدکننده علایم باشد و زمینه های ژنتیکی هم نقش زیادی در شروع علایم دارد.


به عنوان مثال اگر پدر یا مادر مبتلا به وسواس شدید باشند احتمال بروز این اختلال در کودکان این خانواده زیاد است.از علل دیگر مراجعه به روان پزشک، اختلالات سوء مصرف مواد است، با توجه به این که مصرف مواد آثار مخربی بر سیستم اعصاب و روان افراد می گذارد، کار درمان اعتیاد مربوط به روان پزشکان است.در مجموع علل مراجعه به روان پزشکان بسیار وسیع است. این موارد از یک اختلال ساده مانند اضطراب ضعیف و تا مواردی مانند روان پریشی را شامل می شود.

پارکینسون

 

 
مقایسه روشهای درمانی بیماری پارکینسون در طب جدید و طب سنتی و بررسی دو بیمار
تعریف و مشخصات بیماری:
پارکینسونیسم بیماری است که در تمام نژادها رخ می دهد ، شیوع آن با افزایش سن بیشتر می شود و هر دو جنس تقریبا به یک میزان مبتلا می شوند. علائم این بیماری شامل 4 علامت اصلی است:
1-لرزه 2- هیپوکنیزی 3- رژیدیته 4- اختلال راه رفتن و قامت
جز موارد نادری که اتیولوژی ارثی دارد یا به دنبال مصرف داروها یا بعضی سموم می باشد در بقیه موارد علت این بیماری ایدیوپاتیک است.
پاتولوژی
از بین رفتن سلولهای پیگمانته در ماده سیاه و دیگر مراکز ساقه مغز، از بین رفتن سلولهای گلوبوس پالیروس و پوتان در هسته های قاعده ای، ساقه مغز و نخاع و گانگلیون های سمپاتیک.
از نظر نوروشیمیایی مهم ترین عامل شناخته شده کاهش دوپامین در سیستم ترشح کننده دوپامین نگیرواستریاتال می باشد.
یافته های بالینی:
الف: لرزه: معمولا لرزه پارکینسونیسم 4-6 هرتز و مشخصا در حالت استراحت بارز تر است و با فشارهای عاطفی تشدید شده، غالبا در حین فعالیت ارادی کاهش می یابد.
ب: رژیدیته: با افزایش توان عضلات سبب مقاومت در برابر حرکات غیر فعال می شود.
ج: هیپو کنیزی : ناتوان کننده ترین تظاهر بیماری هیپوکنیزی است که در آن حرکات ارادی آهسته شده و حرکات خودکار مانند نوسان دستها به هنگام راه رفتن کاهش می یابد. همچنین صورت بیمار نسبتا بدون حرکت است.
د: اختلال راه رفتن و قامت: بلند شدن از تخت یا مبل مختل می گردد و بیمار به هنگام ایستادن قامتی خمیده دارد. شروع راه رفتن نیز مشکل است.
داروهای مورد استفاده در طب جدید برای پارکینسون همراه با ذکر عوارض جانبی آنها به طور فهرست وار:
1-آنتی کولینوژک ها:                        
عوارض: خشکی دهان – یبوست، احتباس ادرار- اختلال تطابق
2- آما ئتادین:
عوارض: بی قراری، کننوزیون، عدم پاسخ در بسیاری از بیماران- پاسخ کوتاه مدت
3-    لوودوپا:
عوارض: تهوع – استفراغ- افت فشار خون- حرکات غیر طبیعی، بی قراری نوسانات در پاسخ به درمان و عود ناتوان کننده پس از چند سال مصرف
4-آگونیست های دوپامین:
عوارض: مشابه عوارض لوودوپا بعلاوه اثرات روانی مثل هزیان و توهم
5-سلژنین:
این دارو در بعضی مطالعات تا حدی پیشرفت بیماری را کنترل می کند، مطالعات کافی در دست نیست.
بررسی متون طب سنتی در رابطه با پارکینسون:
در طب سنتی معادل لغتی این بیماری رعشه می باشد، صاحب خلاصه الحکمه در تعریف رعشه می نویسد: « رعشه علتی است که هرگاه مردم خواهد که حرکتی کند حرکتی دیگر نه به اختیار او با حرکت اختیاری آمیخته می شود، و حرکت اختیاری ناقص آید. و اگر خواهد که عضوی را فرو آراماند ، حرکتی نه به اختیار با سکون اختیاری بیامیزد و رعشه تولید کند»
علت این بیماری از دیدگاه طب سنتی، سستی و ضعت در اثر رطوبت های بلغض و سوء مزاج سرد است و لذا دستوراتی که برای این افراد لازم است، استفاده از داروهای دافع بلغم و ضد رطوبت می باشد . در دستورات قدیمی داروئی از ایارج فیقرا ، ایارج لوغاذیا، تریاق فاروق و معجون بلادر استفاده می کردند.
بررسی بیمار مورد اول
1- بیمار آقایی حدود 68 سال که از حدود 3 سال قبل علائم پارکینسون در ایشان بروز کرده و در مراحل اولیه با تشخیص متخصص مغز واعصاب تحت درمان با داروهای سلجیلین و آرتان قرار داشت. در مرحله اول مراجعه به مطب در معاینات عمومی حال ایشان خوب بوده و در معاینات مزاجی، مزاج ایشان علائم بلغمی دیده می شود. در نوبت اول با دستورات داروئی گرم و خشک، شامل حذف همه غذاهای سرد و مرطوب و استفاده از ادویه های گرم تا یک ماه بعد مرخص شد. در نوبت دوم مراجعه با توجه به درخواست زیاد مریض یک نوبت حجامت عام انجام شد که طبیعت خون ایشان نیز علائم بلغوریت مزاج را تایید داشت. لذا با تاکید بیشتر بر دستورات غذایی قبلی مرخص شده و حدود شش ماه بعد مجدد مراجعه کرده، علائم بیماری مختصری پیشرفت کرده بود این بار پزشک معالج مغز و اعصاب پس از حدود 5/3 سال مصرف سلجیلین و آرتان ، دز داروها را کمی افزایش داده بود. در این مراجعه دستور به مصرف دم کرده اسطوخدوس روزی یک بار همراه با کمی گل گاو زبان داده شده این بار بیمار یک ماه بعد مراجعه کرد، علائم لرزش و هیپوکنیزی بیمار بهتر شده بود. در این مراجعه توصیه شد که یک بار در روز از دم کرده سنبل الطیب نیز استفاده نماید . مراجعه بعدی دو ماه بعد انجام شد. در این مدت بیمار تقریبا روز در میان از اسطوخدوس، گل گاو زبان و سنبل الطیب استفاده می کرده زمانی که مراجعه کرد ، بسیار راضی از نتیجه درمان بود وی همچنین نزد دکتر مغز و اعصاب رفته بود و ایشان داروهای سلجیلین و آرتان را کاهش دز داده بود. در پیگیریهای بعدی ایشان کماکان از داروها استفاده می کرد و بعد از گذشت حدود 6 سال از بیماری پارکینسون در وی، نه تنها علائم بیماری پیشرفتی نکرده بود، بلکه پس از شروع کردن اسطو خدوس،  گل گاو زبان و سنبل الطیب ، به مراتب بهتر شده بود .
مورد دوم
خانمی 70 ساله با شروع پارکینسون از حدود 10 سال که قبل تحت درمان با داروهای آرتان و لوودوپا بود و اخیرا دچار عوارض ناتوان کننده حرکتی و دیس کنزی شده بود برای ایشان نیز دستورات مشابه تکرار شد. این مورد با توجه به اینکه معرفی شده توسط یکی از پرستاران کلینیک بود خیلی زود، یعنی دو روز پس از مصرف دارو از بهبودی مشهود در رابطه با علائم بیماری به خصوص دیس کنزی و رژیدیته شدید خبر داده بود.
خلاصه و نتیجه گیری
در متون قدیم اسطو خدوس اختصاص به بیماری های ؟؟؟(مغز)دارد و لذا مصرف ان به خصوص همراه با سنبل الطیب که جزو ترکیبات اصلی داروهای ضد رعشه می باشد، نقش بسیار خوبی در کنترل بیماری پارکینسون (رعشه) می تواند داشته باشد و علاوه بر این هیچ گاه عوارض مخرب داروهای جدید را ندارد. همچنین توصیه هایی برای استفاده از داروهای بلغم زدا و مصرف ادویه های گرم و خشک در این بیماران مفید می باشد . از طرفی گل گاو زبان داروئی برای تقویت حواس، نشاط‌آور و آرام بخش می باشد و مصرف کم آن برای پارکینسون حداقل بعد از ایجاد فرح و آرامش می تواند داروی کمکی خوبی باشد. لازم به ذکر است که در صورت دسترسی کامل به همه ترکیبات گیاهی موجود در دستورات داروهای مخصوص رعشه، مطمئنا درمان کامل تر و بهتری حاصل خواهد شد و نتایج آن بسیار ارزشمند می باشد و چه بسا بتوان این بیماران را فقط با داروهای گیاهی کنترل و درمان نمود.
امیدوارم این تحقیق گامی کوچک و نخستین مرحله برای بررسی کاملتر و تحقیقات بعدی در این زمینه باشد.


وسواس کندن مو

 

وسواس کندن مو
وسواس کندن مو (تریکوتیلومانیا Trichotillomania)

تعریف : وسواس کندن مو (Hair Pulling) جزو اختلالات کنترل تکانه دسته‌بندی می‌شود و عبارت است از کندن مکرر موها که می‌تواند منجر به از دست دادن مقدار قابل توجهی از مو شود. به طور معمول فرد پیش از کندن مو تنش و اجباری را برای انجام این کار در خود احساس می‌کند، متعاقب آن مبادرت به این عمل می‌نماید و سپس حالتی از رضایت و آرامش موقت را تجربه می‌کند. پس از مدت کوتاهی این چرخه بار دیگر آغاز می‌شود و بدین ترتیب شخص مکرراً موهای خود را می‌کند. در بسیاری از موارد قبل از کندن، فرد دسته‌ای از موهای خود را دور انگشت می‌پیچد (Hair Twirling).
همه‌گیری شناسی :
تریکوتیلومانیا در زنان شایع‌تر از مردان است. همچنین قسمت عمده‌ی کودکانی که موهای خود را دور انگشتانشان می‌پیچند و یا آن را می‌کَنند، دختر بچه‌ها هستند. میزان شیوع این اختلال را کمتر از یک درصد می‌دانند ولی چنانچه کندن مو بدون احساس تنش و اجبار قبل از کندن و نیز بدون احساس رضایت و آرامش پس از کندن را نیز جزو موارد این بیماری به حساب آوریم، شیوع بسیار بالاتری خواهیم داشت.
تظاهرات بالینی :
موی تمام قسمت‌های بدن ممکن است توسط فرد کنده شود ولی بیشترین مناطق درگیر به ترتیب شیوع عبارتند از موی سر، ابرو، مژه و صورت. معمولاً سایر اختلالات پوستی وجود ندارند و پوست سر بجز در مناطق کنده شده سالم است.
در موارد نسبتاً شدید، این بیماری می‌تواند نشانه‌ای از اضطراب، افسردگی و یا وسواس فکری-عملی باشد. در چنین حالاتی، درمان همزمان اختلالات مذکور ضروری است. اغلب کسانی که با این مشکل دست به گریبانند، متوجه شده‌اند که رفتار کندن مو در شرایط استرس، ناراحتی و اضطراب تشدید می‌شود.
روند و پیش‌آگهی بیماری :
بطور معمول این اختلال پیش از 17 سالگی آغاز می‌شود. در مواردی که سن آغاز علایم قبل از 6 سالگی باشد - در صورت اقدام تخصصی مناسب - پاسخ به درمان بهتر و موفقیت‌تر خواهد بود. در این مرحله استفاده از درمان‌هایی نظیر هیپنوتیزم-درمانی (هیپنوتراپی)، رفتاردرمانی و درمان‌های حمایتی نتایج بسیار خوبی خواهند داشت. در صورتی که سن آغاز علایم بعد از 13 سالگی باشد، احتمال مزمن شدن بیماری بیشتر و نیازمند درمان طولانی‌تری می‌باشد.
عادت پیچیدن مو به دور انگشت اغلب در دوران کودکی ایجاد می‌شود. اگرچه در برخی موارد این عادت پس از مدتی از بین می‌رود ولی ممکن است زمینه‌ساز ابتلا به وسواس کندن مو باشد. بنابراین با مشاهده‌ی آن باید اقدامات درمانی لازم را آغاز نمود تا از تثبیت بیماری و تبدیل آن به تریکوتیلومانیا پیش‌گیری شود.
درمان :
از آنجایی که اضطراب همواره به عنوان عامل ایجاد و تشدید بیماری مطرح می‌باشد، ایجاد محیطی امن و به دور از تنش در تخفیف علایم بیماری بسیار مؤثر است. لازم است کسانی که با بیمار در ارتباطند، از سرزنش یا توبیخ وی بپرهیزند و با روش‌های حمایتی که توسط درمانگر به آنها آموزش داده می‌شود، فرد را در راستای بهبودی یاری نمایند. درمان‌های دارویی متداول عبارتند از داروهای ضد اضطراب، ضد افسردگی‌ها و داروهای آنتی‌سایکوتیک. در مطالعات مختلف، نشان داده شده که استفاده از داروهای ضد افسردگی حتی در غیاب افسردگی بالینی واضح، مؤثر می‌باشند.

درمان‌های غیردارویی موفق تریکوتیلومانیا عبارتند از هیپنوتراپی و درمان‌های رفتاری (مانند بیوفیدبک، پایش و کنترل خود، حساس‌سازی، معکوس سازی رفتار عادتی و درمان‌های بیزار کننده). بر اساس تحقیقات مختلف به عمل آمده، تلقینات هیپنوتیزمی بر اصلاح واکنش‌های پوستی تأثیر بسیار مناسبی دارند لذا هیپنوتراپی برای تمامی اختلالات پوستی که تحت تأثیر عوامل روانشناختی ایجاد یا تشدید شده‌اند (مانند وسواس کندن مو، خارش مزمن و حتی واکنش‌های حساسیتی)، درمان بسیار مفید و مؤثری می‌ باشد .


 

تست افسردگی

 

سوالات زیر با جواب های 1- اصلا 2-کمی 3-تا اندازه ای 4-خیلی زیاد پاسخ دهید.
سوالات آزمون:
1-اندوه: آیا در هفته گذشته اندوهگین بوده اید؟
2-دلسردی: آیا آینده خود را نومید کننده تصور کرده اید؟
3-عزت نفس کم: آیا خود را شکست خورده و بی ارزش پنداشته اید؟
4-احساس حقارت: شخصیت خود را در مقایسه با دیگران حقیر ارزیابی کرده اید؟
5-احساس گناه: آیا خود را گناه کار و مستحق سرزنش دانسته اید؟
6-فقدان قاطعیت: در تصمیم گیری ها با دشواری رو به رو بوده اید؟
7-احساس رنجش: در بیشتر روزهای هفته احساس رنجیدگی داشته اید؟
8-بی علاقگی به زندگی: علاقه خود به شغل،سرگرمی ها یا خانواده و دوستان را از دست داده بودید؟
9-کاهش انگیزه: برای انجام کارهایتان ناچار بودید به خود فشار بیاورید؟
10-تصور ذهنی بد: خود را پیر و خسته احساس می کردید؟
11-تغییر اشتها: اشتهای خود را از دست داده بودید و یا بیش از اندازه غذا می خورید؟
12-تغییر خواب: از کم خوابی رنج می برید و یا خوابیدن در شب برایتان دشوار بوده یا بیش از اندازه می خوابیدید؟
13-کاهش توجه به جنس مخالف: علاقه و توجه به جنس مخالف خود را از دست داده اید؟
14-خیال باطل: بیش از اندازه نگران سلامتی خود می بوده اید؟
15-میل به خودکشی: به این نتیجه رسیده اید که زندگی بی ارزش است و احتمال دارد بخواهید خود را خلاص کنید؟

اصلا: صفر امتیاز
کمی: 1 امتیاز
تا اندازه ای: 2 امتیاز
خیلی زیاد: 3 امتیاز

تحلیل امتیازات:
چنانچه امتیاز شما بین صفر تا 4 است از نظر روحی کاملا سالم هستید و هیچ گونه نشانه افسردگی در شما وجود ندارد.
اگر امتیاز شما بین 5 تا10 است در مرز افسردگی قرار دارید اما هنوز ابتلای شما به افسردگی محرز نیست.
در صورتی که امتیاز شما بین 11 تا 20 است. گرفتار افسردگی جزئی شده اید.
اگر امتیاز شما بین 21 تا 30 است نشانه افسردگی متوسط است.
اگر امتیاز شما بین 31 تا 45 است به افسردگی شدید مبتلا شده اید.


 

سرگذشت قوم لوط در قرآن

 

 

فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ82مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمينَ بِبَعيدٍ

82) پس همین که امر ما آمد سرزمین شان را زیر و رو نموده بلندیهایش را پست ، و پستی هایش را بلند کردیم و بارانی از کلوخ بر آن سرزمین باریدیم ، کلوخ هایی چون دانه های تسبیح ردیف شده .     

   
83) کلوخ هایی که در علم پروردگارت نشان دار بودند و این عذاب از هیچ قومی ستمگر به دور نیست
 


تقواى عملى از ديدگاه پيشواى متقيان على (عليه السلام)

 

1 - گفتار: گفتارشان راست و سنجيده است.
2 - لباس: در لباس، معتدل و ميانه رو هستند.
3 - مشى: در روش زندگى و در راه رفتن فروتن و متواضع‏اند.
4 - تقواى چشم: چشمان خويش را از آنچه خداوند بر آنها حرام نموده پوشيده‏اند.
5 - تقواى گوش: گوشهاى خود را وقف شنيدن دانش سودمند ساخته‏اند.
6 - ثبات نفس: در بلا و آسايش حالشان يكسان است.
7 - اشتياق به لقاء الله: اگر روز مرگشان معين نبود، از شوق ثواب و خوف عقاب، روح آنان حتى براى لحظه‏اى هم در كالبدشان قرار نمى‏يافت.
8 - توجه به عظمت خالق: بزرگى و هيبت الهى، دل آنان را فرا گرفته است.
9 - كوچك ديدن مخلوق: خالق در دل آنان بزرگ و غير خالق در ديدگانشان كوچك است.
10 - مشاهده بهشت: آنان چون كسى هستند كه بهشت الهى را ديده و در آن متنعم است.
11 - مشاهده جهنم: و نيز مانند كسى است كه آتش جهنم را مشاهده كرده و در آن معذّب است.
12 - غم دل: قلبهايشان اندوهگين است (غمهاى آنان در دلشان است)
13 - بى آزارى: ديگران از شرشان در امانند.
14 - تناسب جسم: اندامشان نحيف و لاغر است.
15 - كوچكى حاجات: حاجاتشان كوچك و اندك است.
16 - عفت نفس: روح و نفسشان پاك و عفيف است.
17 - صبر: با صبر و استقامت در اين چند روزه دنيا، به راحتى و آسايش ابدى دست يافتند. آنها در شدايد و گرفتارى‏ها بردبار و صبورند.
18 - عدم دلبستگى به دنيا: در برابر جلوه‏گريها و فريبهاى دنيا مقاومت كرده و بدان پشت نمودند و به اسارت آن در نيامدند.
19 - شب زنده دارى: در شب همواره بر پا ايستاده‏اند.
20 - قرائت و ترتيل قرآن: قرآن را با شمردگى و تدبير قرائت مى‏كنند.
21 - درمان با قرآن: جان خويش را با قرآن محزون ساخته و درمان دردهاى خود را از آن مى‏گيرند.
22 - تحقق قرآن در خويش: هرگاه به آيه رحمت و تشويق برسند با طمع و اشتياق تمام بدان روى آورند و آنرا نصب العين خود سازند و هرگاه به آيه عذاب و خوف رسند گوش خويش را براى شنيدن آن باز مى‏كنند، و صداى ناله و به هم خوردن زبانه‏هاى آتش مهيب و هولناك جهنم در گوششان طنين انداز است.
23 - در خواست نجات: با ركوع و سجود و به خاك افتادن در دل شب، از خداوند درخواست رهايى از عذاب و آتش مى‏نمايند.
24 - حلم: در روز بردبارانى دانا و نيكوكارانى پرهيزكارند. عملشان با حلم توأم است.
25 - علم: با آگاهى و علم و معرفت عمل مى‏كنند. در كسب دانش حريصند.
26 - تأثير عجيب خوف خدا: ترس و خوف از خدا آنها را همچون چوبه تيرى لاغر ساخته چنانكه ديگران آنان را بيمار و بى‏خبران ايشان را ديوانه مى‏پندارند، در حالى كه بيمار نبوده، بلكه انديشه‏اى بس بزرگ آنان را بدين وضع در آورده است.
27 - اعمال: اعمال زياد خود را به چيزى نشمرده و از اعمال قليل خويش راضى نيستند، اعمال نيك را انجام مى‏دهند اما باز هم ترسانند.
28 - خود كوچك بينى: همواره خود را (در پيشگاه خداوند) متهم و مقصر مى‏بينند.
29 - در برابر مدح ديگران: در برابر مدح و ستايش ديگران به هراس افتاده و در مقام مناجات عرضه مى‏دارند: من از ديگران نسبت به خودم آگاهترم، و پروردگارم به من از خودم آگاهتر است. خدايا مرا به آنچه به من نسبت مى‏دهند مؤاخذه مفرما و از آنچه درباره من تصور مى‏كنند برترم قرار داده و گناهانى را كه نمى‏دانند بيامرز.
30 - دين: در دين خدا نيرومندند. دين خود را محفوظ نگاه مى‏دارند.
31 - اخلاق: نرم خوى و دورانديشند.
32 - ايمان: با ايمانى مملو از يقين‏اند.
33 - ميانه روى: در حال غنى، ميانه رو هستند.
34 - عبادت: در عبادت خاشعند. قلبشان با خشوع است.
35 - آراستگى: در عين تهيدستى آراسته‏اند.
36 - صبر: در سختى صبورند.
37 - كسب: طالب (كسب و روزى) حلال‏اند.
38 - طمع: از آز و طمع بدورند.
39 - نشاط: در طريق هدايت با نشاط و چالاكند.
40 - كارهاى شايسته: حتى از كارهاى شايسته خود بيمناكند (مبادا پذيرفته نشود).
41 - ياد خدا: شبشان به سپاسگزارى و روزشان به ياد خدا مى‏گذرد.
42 - خواب و بيدارى: با خوف مى‏خوابند و شادمان برمى‏خيزند. ترسشان از غفلت و سرورشان به خاطر فضل و رحمت الهى است كه به آن عطا شده است.
43 - مهار و تأديب نفس: هرگاه نفس او در انجام وظايفى كه خوش ندارد سركشى كند، او هم از آنچه دوست دارد محرومش مى‏سازد.
44 - تعالى روح و علو همت: روشنى چشمش در چيزى است كه زوال در آن راه ندارد (خدا و آخرت)
45 - زهد: بى‏علاقگى و زهدش در چيزى است كه باقى نمى‏ماند (دنيا و غير خدا)
46 - صدق گفتار و كردار: علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با كردار هماهنگ ساخته است.
47 - آرزو: آرزوهايش كوتاه و نزديك است.
48 - لغزش: لغزشش كم است.
49 - خشوع: جانش خاشع و ترسان است.
50 - قناعت: نفسش قانع است.
51 - خوراك: خوراكش اندك است.
52 - آسانى امور: امورش آسان (و بدون زحمت و اذيت) است.
53 - نگاهبان دين: نگاهبان دين خويش است.
54 - در برابر خشم و شهوت: شهوتش مرده (و آن را سركوب كرده). و خشمش را فرو خورده است.
55 - محل اميد: همگان به خيرش اميدوارند.
56 - ياد خدا: اگر در ميان غافلان باشد از ذاكران (خدا) محسوب شده، و اگر در ميان ذاكران باشد از غافلان به حساب نمى‏آيد.
57 - عفو: كسى را كه به او ظلم كرده (و پشيمان شده) مى‏بخشد.
58 - عطا: به آنكس كه او را محروم ساخته عطا مى‏كند.
59 - پيوستن: به آنكس كه پيوندش را قطع نموده مى‏پيوندند.
60 - خوش زبانى و عفت كلام: گفتارش نرم است. از گفته‏هاى زشت و ناسزا بركنار است. مردم را به نامهاى زشت نمى‏خوانند.
61 - تنزه از بدى: زشتى و بدى از او آشكار نمى‏گردد. نيكيهايش هويدا و عيان است.
62 - شكر نعمت: در موقع نعمت و آسايش سپاسگزار است.
63 - دورى از ظلم: نسبت به كسى كه دشمنى دارد، ظلم روا نمى‏دارد. به خاطر دوستى با كسى مرتكب گناه نمى‏شود.
64 - اعتراف به حق: قبل از اينكه شاهد و گواهى بر ضدش اقامه شود، خود به حق اعتراف مى‏كند.
65 - امانت: آنچه را به او سپرده‏اند ضايع نمى‏سازد.
66 - اهميت موعظه: آنچه را به او تذكر داده‏اند به فراموشى نمى‏سپارد.
67 - دورى از القاب زشت: ديگران را با القاب زشت نام نمى‏برد.
68 - رعايت به حقوق همسايگان: به همسايگان زيان نمى‏رسانند.
69 - شماتت نمى‏كند: مصيبت زده را شماتت نمى‏كنند.
70 - دورى از باطل: در محيط و امر باطل وارد نمى‏شود.
71 - همگامى با حق: هيچگاه از دايره حق فراتر نمى‏روند.
72 - سكوت: اگر سكوت كند، سكوتش او را مغموم نمى‏سازد.
73 - سختى براى آسايش ديگران: خود را در سختى قرار مى‏دهد، اما ديگران از جانب او در آسايش‏اند.
74 - خنديدن: اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمى‏گردد.
75 - شكيبايى: هرگاه بر او ستم شود شكيبايى مى‏كند تا خداوند انتقام او را بگيرد.
76 - سختى براى آخرت: خويش را براى آخرت به زحمت مى‏اندازد و ديگران را در راحتى قرار مى‏دهد.
77 - حفظ مرز دوستى: دورى كردنش از ديگران از روى كبر نيست و اگر كناره‏گيرى كند براى پاك ماندن است. نزديكيش به كسى به خاطر مكر و خدعه نيست. و در معاشرت با نرمى و مهربانى رفتار مى‏كند.

نحن فداک یا سیدنا و مولانا خامنه ای

 


 

دعایم کنید تا که باران شوم
که شاید منم لایق جان شوم
دعایم کنید خسته ام از خودم
که شاید شهید ره جان شوم
دعایم کنید تا که شاید منم
فدایی راه جانان شوم
نحن فداک یا سیدنا و مولانا خامنه ای

عکس امام خامنه ای،عکس رهبر

ای بد بخت درس عبرت بگیر

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیمِ

 برای برخی دوره امدادهای الهی محدود به هزاران سال پیش است و در عصر مدرن قرار نیست که دیگر چنین اتفاقاتی بیفتد؛ این دسته از افراد چه بدانند و چه ندانند ادامه دهنده راه نیچه ای هستند که عصر مدرن را دوره مرگ خدا دانست چرا که در این عصر دیگر ارتباط زمین و آسمان قطع می شود و هر  اتفاقی فقط با معادلات مادی محاسبه می شوند. در همین دوران، انقلابی به رهبری امام خمینی رحمه الله علیه در ایران به پیروزی رسید که تمام معادلات مادی حسگرایان لذت جوی غربی و شرقی را بهم ریخت و مجددا به تمام جهانیان یادآور شده که هنوز خداوند است که حاکم جهانیان است.

 

پنجم اردیبهشت در تاریخ کشورمان، روزی است که ملت مسلمان ایران آشکارا تحقق وعده های حق الهی را مشاهده کردند و تفسیر سوره فیل در عصر مدرن را همراه جهانیان به نظاره نشستند تا همگان بدانند سنتهای الهی را تغییری نیست (1) و اگر امتی در راه او مقاومت کنند، بی شک از امدادهای غیبی اش بهره مند خواهند شد(2).

امریکایی ها تمام محاسبات مادی را به منظور نفوذ به عمق خاک ایران انجام دادند، منطقه مورد هجوم را به منظور ایجاد فضای واقعی تمرین برای نیروها، ساختند و نیروهای ویژه خود را در صحرا آموزش دادند. نیروهای نفوذی در ارتش ایران را یافتند و با استفاده از ماهواره های هواشناسی و ابرکامپیوترهایشان پیش بینی دقیق آب و هوا را انجام دادند. حال همه چیز آماده بود تا ابرقدرت جهان مادی، برنامه بی نقص خود را به مرحله اجرا درآورد.
 
 

پدافند ایران خاموش شد، نیروی هوایی بپاخواست و تا دل کویر ایران توانست نفوذ کند، همه چیز طبق برنامه پیش می رفت و جز خائنان وطن فروش نامسلمان کسی از حضور امریکایی ها در قلب وطن خبرندارد. هنوز شش ماهی از سخنرانی انقلابی حضرت امام رحمه الله علیه و جمله معروف ایشان نمی گذرد (3) که امریکایی ها براحتی توانسته اند تا نزدیکی پایتخت ایران نفوذ کنند و تا موفقیت فاصله چندانی ندارند... لیکن امریکایی ها حساب همه چیز را کرده بودند الا آنچه آن را خرافات می نامیدند.

ام القرای اسلام و کعبه ای که اگر ویران شود، ذکر خدا از زمین برچیده خواهد شد، در آنروز ایران بود و این بود که باد نقش ابابیل را برعهده گرفت و ریزه های شن، حجاره(4) شدند و خداوند امدادی فروفرستاد که تمام محاسبات مادیون عالم را به هم ریخت و این برای خداوند سخت نبود. ملتی که برای خدا بپا خواست در سالهای پایانی قرن بیستم هم خدا را در کنارش دید و دست غیب الهی پشتیبان خود یافت و شن ها مأمور خدا بودند تا بینی فرعون زمان را به خاک بمالند.

اما این اولین امداد الهی در حق ملت مسلمان ایران نبود و آخرین آنها هم نخواهد بود، اما یکی از بارزترینشان بود و ملتی که به چشم خود امداد غیبی الهی را دید، نه از تحریم مادیون می هراسد و نه از نغمه های ناامیدکننده مزدوران، به تنگ می آید و در انتخابات به ندایی متمایل می شود که نه به سوی تسلیم و سازش می خواند و نه راهکارهای مادی غرب را به عنوان راه حل ارائه می کند چرا که می داند اگر وصل به قدرت لایزال الهی باشد، ابرقدرتی است که تمام قدرتهای پوشالی مادی در مقابلش هیچند.
 

مروری بر سخنان حضرت امام رحمه الله علیه در مور این اتفاق به عنوان حسن ختام خالی از لطف نخواهد بود :"اين جز اين بود كه يك دست غيبى در كار است؟! نبايد بيدار بشوند آنهايى كه توجه به معنويات ندارند و به اين غيب ايمان نياورده‏اند؟ نبايد بيدار بشوند؟ كى اين هليكوپترهاى آقاى كارتر را كه مى‏خواستند به ايران بيايند ساقط كرد؟ ما ساقط كرديم؟ شنها ساقط كردند، شنها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست، قوم عاد را باد از بين برد. اين باد مأمور خداست، اين شنها همه مأمورند. تجربه بكنند باز.
لكن ما نبايد مغرور بشويم. من به ملت ايران عرض مى‏كنم كه مغرور نشويد. تمام قدرت، قدرت خداست و بايد اتكال به او بكنيد، و خودتان را فانى بكنيد در آن قدرت بزرگ. مادامى كه ملت ايران همان قدرت اول را كه قدرت معنوى بود و با اللَّه اكبر پيش برد، مادامى كه اين حفظ بشود شما بيمه هستيد؛ بيمه الهى هستيد. خدا نكند كه دستهايى كه الآن در كار هست و مى‏خواهند شما را مأيوس بكنند، اينها در اين شيطنتشان پيروز بشوند، و شما را از آن حالى كه در اول انقلاب داشتيد منحرف كنند، كه آن روز، روزى است كه خداى تبارك و تعالى عنايتش را خداى نخواسته از شما بر مى‏دارد و شما به همان حالها مى‏افتيد. حفظ كنيد؛ حفظ كنيد آن حالى كه در اول نهضت داشتيد. شما نهضت براى شكم نكرديد، شما نهضت براى اتاق و حياط نكرديد، شما نهضت نكرديد براى اينكه يك مقامى پيدا بكنيد. شما آرزوى شهادت نمى‏كنيد به اينكه برسيد به يك مثلًا فرشى و يك نوايى. اين حال را كه حالى است الهى حفظ كنيد، و مادامى كه اين حفظ بشود شما پيروز هستيد. و من وعده پيروزى به شما مى‏دهم. و خداى تبارك و تعالى، وعده پيروزى داده است به شما: انْ تَنْصُرُوا اللَّه يَنْصُرْكُمْ. (5) اقدامتان را ثابت نگه داريد و مشتهاى گره كرده را كه مشتهاى الهى است حفظ كنيد، و از هيچ ابرقدرتى نترسيد، و از هيچ تبليغاتى، داخلى و خارجى، هيچ خوفى نداشته باشيد. ما راه خودمان را مى‏رويم و آن راه خداست (6)." 
 

(1) اشاره به آیه 62 سوره مبارکه احزاب
 
(2) اشاره به آیه 30 سوره مبارکه انفال
 
(3) اشاره به جمله معروف "امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند" که در 16 آبان 58 ایراد شد.
 
(4) سنگ، اشاره به آیه 3 سروه مبارکه فیل :"ترمیهم بحجارة من سجیل"
 
(5) آیه 7 از سوره مبارکه محمد (ص)
 
(6) صحيفه امام، ج‏12، ص: 381


 

 

عملیات تاخیری
عملیات تاخیری به منزله کند کردن پیشروی دشمن و وارد نمودن ضربه و تلفات به پیکره او بدون درگیر شدن قطعی است.در عملیات تاخیری هدف معطل شدن دشمن و گرفتن زمان می باشد. یکی از مهمترین اصول اساسی رزم تهاجم گسترده و حملات غافلگیرانه بوده که نیروهای مهاجم را به اهداف خود می رساند. با اجرای عملیات تاخیری مناسب می توان از غافلگیر شدن خودی جلوگیری کرد و طی زمان گرفته شده از دشمن نیروهای رزمی خودی را برای عملیات سازماندهی و آماده مقابله با دشمن کرد سپس با ایجاد سد دفاعی مناسب اجرای عملیات پدافند نمود و دشمن را در همان مرحله اول تهاجم سرکوب و منهدم کرد.

در عملیات تاخیری هدف کند کردن تهاجم دشمن جهت جلوگیری از غافلگیر شدن نیروهای خودی بوده که این کار با گرفتن بیشترین تلفات و خسارت ممکن به دشمن عملی می شود. البته این نکته را در نظر گرفت که عملیات تاخیری در زمانی صورت می گیرد که نیروهای خودی از لحاظ نفرات و تجهیزات بسیار کوچکتر از دشمن هستند و توان انهدام کامل دشمن را ندارند پس نیروهای عمل کننده از درگیر شدن قطعی به منظور انهدام کامل دشمن پرهیز کنند در غیر اینصورت به دشمن این اجازه داده می شود که کلیه نیروهای مدافع را با اجرای تاکتیک های گوناگون از میان بردارد و عملیات تاخیری به صورت مطلوب صورت نگیرد.
در طول تاریخ بارها فرماندهان ارشد نظامی توانستند با بهره گیری از تاکتیک عملیات تاخیری قویترین دشمنان خود را به زانو درآورده و شکست دهند. برای مثال می توان به نمونه زیر در جنگ جهانی دوم اشاره کرد. همه کارشناسان نظامی بر این باورند یکی از اشتباهات هیتلر که در شکست نهایی او تاثیر زیادی داشت حمله به روسیه است اصول دکترین نظامی آلمان بر پایه حملات سریع و برق آسا طرح ریزی شده بود اما روسها با اجرای عملیات تاخیری و مقاومت توانستند با از بین بردن نفرات و تجهیزات آلمان طولانی نمودن مدت جنگ و خستگی نیروهای مهاجم آلمانی آنها را شکست دهند.
یک طراح زیرک و زبده برای طراحی عملیات تاخیری و زدن ضربه کاری به دشمن قطعا احتیاج به اطلاعات زیر دارد و بدون داشتن اطلاعات لازم اجرای عملیات موفق امکان پذیر نیست به دست آوردن اطلاعات از طریق گشتی شناسایی جاسوس اسرای جنگی افراد بومی و ... امکان پذیر است.
در موردمسائل زیر باید اطلاعات کافی و لازم را جمع آوری کرد.

الف) برآورد دشمن :
جمع آوری اطلاعات و اخبار در زمینه های زیر برای اجرای عملیات حیاتی می باشد تعداد نفرات نوع تجهیزات وضعیت نیروهای پشتیبانی (شامل هوابرد هلی برد زرهی توپخانه سلاحهای نامتعارف ) مسیر حرکت و هدف نهایی و شناسایی نقاط ضعف و قوت دشمن

ب) برآورد خودی :
شامل شناسایی استعداد و توان عملیاتی نیروهای خودی جهت چینش آنها در مواضع تاخیر و طراحی عملیات است برای اینکار باید سازماندهی چینش صحیح توجیه افراد و فرماندهی مقتدر را در نظر گرفت.

ج) وضعیت زمین :
شناخت کامل مسیرها برای مستقر شدن درگیری و عقب نشینی مواضع حساس و استراتژیک مکان دقیق درگیر شدن با دشمن نوع پوشش منطقه میزان روشنایی و ... همچنین وضعیت جوی در نظر گرفته شود.

عملیات تاخیری را می توان بصورت عملیات منظم (کلاسیک) و عملیات نامنظم (چریکی) اجرا کرد.
دردر جنگ منظم و کلاسیک عملیات تاخیری به این شکل انجام می شود که قبل از هر چیز نیروها به سه رده با وظایف زیر تقسیم شوند و اجرای عملیات کنند :
1- رده تامین : این نیروها در مواضع استراتژیک یا لبه جلویی منطقه نبرد مستقر می شوند و برقراری تامین را بر عهده می گیرند.

2- رده پدافند مقدم : رده فوق مهمترین وظیفه را در عملیات تاخیری به عهده دارد بیشترین نیروها در این رده متمرکز می شود تا جلوی پیشروی سریع دشمن را بگیرند. نفرات شرکت کننده در این رده باید در موضع خود مستقر شود و اصول استتار اختفا و پوشش را رعایت نمایند پس از دستور فرماندهی با دشمن درگیر شده و تا دستور عقب نشینی درگیری را ادامه دهند بعد از دستور عقب نشینی با رعایت کامل اصول تاکتیکی از راه های پوشیده و مخفی عقب نشینی کنند.

3- رده احتیاط : این رده حجم کمتری از لحاظ نفرات نسبت به سایر رده ها دارد کار اصلی رده احتیاط ایجاد پوشش آتش لازم برای رده پدافند مقدم هنگام درگیری و عقب نشینی می باشد.

در جنگهای نامنظم و چریکی نیز عملیات تاخیری عمدتا به شیوه های زیر اجرا می شود :
1- کمین : غافلگیری دشمن از ارکان اصلی اینگونه عملیات ها است در کمین با از بین بردن نفرات تجهیزات و روحیه دشمن از پیشروی سریع او ممانعت بعمل می آید.

2- تخریب و انفجار : در بسیاری از مواقع که دشمن قصد عبور از منطقه را دارد می توان با شناسایی مسیر عبور دشمنو یا قطع یا مسدود نمودن مسیر با استفاده از مواد منفجره حرکت او را متوقف و به تاخیر انداخت انفجار در پلها تونل ها خطوط راه آهن و ... از این جمله اقدامات است.

3- میدان موانع : به دو دسته موانع طبیعی و مصنوعی تقسیم می شوند دشمن راه عبور خود را از بین موانع طبیعی انتخاب می کندباید در بین راه دشمن را با موانع متعدد مصنوعی مواجه کرد دشمن هنگام برخورد با موانع کلافه شده و زمان زیادی را برای عبور از آن سپری خواهد کرد از مهمترین موانع می توان به میادین مین سیم خاردار کانال پدافندی و ... اشاره نمود گاهی اوقات باید یکی از روشها یا ترکیبی از آنها را بکار گرفت حتی با استفاده از تاکتیک های ابداعی نیز اقدامات موثری در جلوگیری از پیشروی سریع دشمن می توان اجرا کرد برای مثال با هدایت آب رودخانهبه طرف مسیر حرکت زرهی دشمن زمین را برای او غیر قابل عبور می کند.

در اجرای عملیات تاخیری حین درگیر شدن با دشمن بایستی به نکات زیر توجه داشت :
1- موضع مناسب : باید در نقطه ای واقع شده باشد که از آن بتوان دشمن را به راحتی دید و او را زیر نظر گرفت و نسبت به آن برتری آتش داشت.

2- رعایت اصول استتار اختفاء پوشش : داشتن استتار و اختفا تاثیربسزاییدر غافلگیر شدن دشمن دارد و در صورتیکه این دو اصل رعایت نگردد دشمن سریع حالت پدافندی به خود گرفته و قبل از اینکه به موقعیت مورد نظر برسد درگیری آغاز می شود. پوشش مناسب می تواند جانپناه مناسبی در مقابل آتش دشمن باشد.

3- ایجاد سد آتش : بایستی نیروهای شرکت کننده در عملیات تاخیری به شکلی روی دشمن ایجاد سد آتش کنند که آرایش دشمن بهم ریخته و قبل از اینکه حالت پدافندی به خود بگیرد با اینکار نباید اجازه داد که دشمن پاسخ آتش بدهد دقت تیراندازی از ارکان اصلی ایجاد سد آتش بوده و حجم آتش زیاد به تنهایی کار ساز نمی باشد.

4- برپایی میدان موانع : موانع می تواند به تنهایی حرکت دشمن را موقتا متوقف و یا آهسته کند از موانع می توان استفاده تاکتیکی کرد. برای مثال دشمن را در نقطه دلخواه نگه داشت و سپس روی آن آتش کرد و از ورود دشمن به مناطق استراتژیک و ... جلوگیری نمود البته در نظر داشته باشید که موانع به تنهایی قادر نیست دشمن را به صورت دائم متوقف کند بلکه وقفه ای در حرکت او ایجاد می کند.

نکات زیر را بایستی در اجرای عملیات تاخیری در نظر گرفت :
1- نقاط ضعف دشمن را شناسایی و از آن طریق به دشمن ضربه زد.
2- نیروهای تامین را حتما در نظر گرفت بدون داشتن تامین افراد خودی ممکن است محاصره و به اسارت درآیند.
3- از درگیری قطعی با دشمن اجتناب کرد این کار باعث تلف شدن افراد خودی می شود.
4- در صورت امکان و آمادگی افراد خودی به دشمن شبیخون زده و او را در شب مورد تهاجم قرار دهد.
5- نیروها را در مواضع بصورت پراکنده چید. این کار علاوه بر چند برابر نشان دادن خودی باعث می شود در صورت اصابت گلوله های سنگین حداقل تلفات به خودی وارد شود

طبس شما را بس!...

 

 

طبس : ۱۳۸۹

طبس : ۱۳۹۰

طبس شما را بس !...

از شما انبوه دشمنان ، سوره ی فیل و داستان پرندگان را

                                                                             آیا خوانده است هیچکس ؟

و باز از شما کسی به یاد دارد آیا

                             سالیانی پیش تر، بر پدران گردنکشتان ، چه رفت در طبس ؟

برای شما ، از آن ماجرا ، چه مانده بر جا

                                 جز خاطراتی زخمی ، آرزوهایی سوخته ، با چند عکس ؟!...

و اینک سال ها ، از پس آن ماجرا ، در حالی که روزگار ما

                                                           باز حکایتی نو، سر داده است از طبس

                                    وقت است به هوش آیید

                                                     و دست بر دارید از خواب و خیال و هوس

                                    که نبرد با ایران

                                                         این گرد دلیر، وین شیر رها شده از قفس

                                                     این توفنده موج از خلیج فارس تا مرز ارس

                                                                  نیست کار هر روبه و خار و خس

                                     وز جنگ با ایمان

                                                                   اگر در خانه ی عقلتان هست کس

                                                                                          طبس شما را بس !...

قهرمان تک تیر اندازان زن دنیا و پنجمین تک تیرانداز برتر تاریخ

 

در حمله ارتش آلمان نازی به روسیه ، زنان بسیاری در واحدهای نظامی ارتش سرخ خدمت می کردند ، خلبانان زن ، تانکیست های زن و از همه مهمتر ، موفق ترین تک تیر اندازان ارتش سرخ را زنان تشکیل می دادند . در میان این تک تیر اندازان زن ، موفق ترین تک تیر انداز زن طول تاریخ ، سرهنگ " لودمیلا پاولیچنکو"  Lyudmila Pavlichenko  قرار داشت

ماهرترین تک تیر انداز جهان یک اوکراینی بود ، لودمیلا پاولیچنکو ، در تاریخ 12 جولای 1917 در روستای کوچک " بلیا تسکرکوف " ( کلیسای سفید به زبان اوکراینی ) به دنیا آمد ، لودمیلا یکی از شاگردان خودسر و شلوغ مدرسه به شمار می رفت ، همزمان که او سیکل خود را دریافت می کرد به همراه والدین خود به شهر " کیف " پایتخت اوکراین مهاجرت کرد ، زیرا پدر او یک شغل کوچک در کارخانه مهمات سازی کیف بدست آورده بود ، پاولیچینکو نیز توانست به عنوان یک کارگر تراشکار در کارخانه مذکور مشغول به کار شود ، لودمیلا در این زمان به یک کلوپ تیراندازی ملحق شد و پس از مدتی به یک تیر انداز ماهر مبدل گشت .در 22 ژوئن 1941 ، حمله بزرگ ارتش آلمان به روسیه شروع شد در این زمان لودمیلای 24 ساله در دانشگاه کیف مشغول تحصیل رشته تاریخ بود ، او به همراه دیگر همکلاسان خود با اشتیاق فراوان درخواست ملحق شدن به ارتش سرخ را کردند . افسر پذیرش زمانی که لودمیلا را در لباس آراسته و ناخنهای بلند دید که درخواست تفنگ برای جنگیدن با سربازان نخبه " ورماخت " را می کرد برای دقایقی به شدت خندیده و از او با استهزا پرسید که آیا چیزی در مورد تفنگ می داند ، در پاسخ لودمیا ، گواهینامه کلوپ تیر اندازی را به افسر پذیرش ارائه نمود ، افسر پذیرش از او خواست که به عنوان یک پرستار در ارتش خدمت کند ولی او بشدت اعتراض کرد و سرانجام با اصرار فراوان به عنوان یک تک تیرانداز به لشکر 25 ام پیاده پیوست ، در آگوست 1941 ، لشکر 25 پیاده در حال دفاع کردن از منطقه " بلیایوکا بود که لودمیلا توانست اولین موفقیت خود را بدست آورده و در یک روز دو سرباز آلمانی را از پای در آورد.
سربازان تک تیر انداز روسی در آن زمان مجهز به تفنگ قدرتمند موسین –ناگانت با برد موثر 600 یارد و مجهز به دوربین بودند .

لودمیلا در مدت دو ونیم ماهی که در بندر ادسا می جنگید ، میزان رکورد خود را به 187 سرباز کشته شده آلمانی افزایش داد ، زمانی که واحدهای ارتش آلمان در حال تسخیر بندر استراتژیک " سواستوپل " بودند واحد لودمیلا در کنار تفنگداران نیروی دریایی ارتش سرخ دست به مقاومت شدیدی زدند و در ژوئن 1942 ، به اثر انفجار یک خمپاره بشدت مجروح شد ، در این هنگام رکورد او 309 سرباز کشته شده آلمانی بود . به دستور فرماندهان ارشد نیروی دریایی ، لودمیلا مجروح به سرعت توسط یک زیر دریایی از بندر در شرف سقوط سواستوپل خارج گردیده و به مکان امنی منتقل گردید .

بعد از بهبودی ، او به درجه سرهنگی ارتقا پیدا کرده و سپس به همراه یک هیت سیاسی در 1943 به آمریکا مسافرت نمود ، در آمریکا فرانکلین روزولت در کاخ سفید به استقبال او آمد و به او خوشامد گفت . لود میلا به دعوت الینور روزولت ، همسر وقت رئیس جمهور آمریکا به ایراد سخنرانی در سرتاسر آمریکا پرداخت .با دستور مقامات ارشد ارتش سرخ برای حفظ جان لود میلا از شرکت او در جنگ جلوگیری شد ، در عوض لودمیلا به آموزش تک تیراندازان پرداخته و ده ها تک تیرانداز ماهر تا پایان جنگ توسط او آموزش دیدند . لودمیلا جزء معدود زنانی بود که مدال قهرمان اتحاد جماهیر شوروی ( یکی از معتبرترین مدالهای نظامی جهان ) به او به خاطر شجاعتهایش در جنگ با  آلمان نازی در سال 1943 میلادی اعطا شد .
بعد از پایان جنگ ، قهرمان تک تیرانداز ارتش سرخ به ادامه تحصیلات خود در دانشگاه کیف پرداخت و همچنین از سال 1945 تا سال 1953 در مرکز فرماندهی و ستاد اصلی نیروی دریایی به عنوان پژوهشگر همکاری کرد .
لودمیلا یکی از اعضای فعال کمیته قربانیان جنگ جهانی دوم به شمار می رفت ، وی سرانجام در تاریخ 10 اکتبر 1974 در سن 58 سالگی ، به عنوان معروفترین تک تیر انداز زن دنیا با رکورد 309 سرباز کشته شده دشمن ، در گذشت ، پس از مرگ وی ، جسد سرهنگ لودمیلا پاولیچنکو در گورستان نوودویچی مسکو در کنار مشاهیر معروف روسیه به خاک سپرده شد.


ده خاطره از شهید حسین علم الهدی

ده خاطره از شهید حسین علم الهدی

1)چهارده ساله بود كه شنید یک سیرک مصری آمده اهواز. مسئول سیرک آدم فاسدی بود. فقط برای خنداندن اهوازی ها نیامده بود. حسین همراه چند تا از دوستانش، چادر سیرک را آتش زدند و فرار كردند.

دو سال بعد، مسیر دسته های سینه زنی عاشورا، میدانی بود که مجسمه شاه در آن نصب شده بود. حسین دلش نمی خواست دور شاه بگردد. مسیر را عوض کرد و بعد از آن، همه هیئت ها پشت سر هم مسیر حرکت خود را تغییر دادند. پلیس عصبانی شده بود و دنبال عامل می گشت. با همکاری ساواک، سرنخ ها رسید به حسین. در مدرسه دستگیرش کردند. برای بازجویی، می خواستند خانه حسین را هم بگردند. ریختند توی خانه. حسین فریاد زد: «ما روی این فرش ها نماز می خوانیم، کفش هایتان را دربیاورید.» مأمور ساواک خشکش زده بود.

2) حسین را انداختند توی بند نوجوانان بزهکار. صبوری به خرج داد. چند روز بعد صدای نماز جماعت و تلاوت قرآن از بند، بلند بود. مأموران حسین را گرفتند زیر مشت و لگد. می گفتند تو به اینها چه کار داشتی؟! از آن به بعد شکنجه حسین، کار هر روز مأموران شده بود. یکبار هم نشد که زیر شکنجه، اطلاعات را لو بدهد. نوجوان شانزده ساله را می نشاندند روی صندلی الکتریکی و یا این‌که از سقف آویزانش می کردند.

3)رشته مورد علاقه اش «تاریخ» بود. سال 1356 در دانشگاه فردوسی مشهد قبول شد. هر روز نماز صبحش را در حرم می خواند. توی مسجد کرامت مشهد جلسات تفسیر قرآن آیت الله خامنه ای را پیدا کرده بود. بچه های دانشجو را به این جلسات می‌برد.

4)هل مطالعه و تحقیق بود. با اشتیاق می خواند. گاهی با اساتید به شدت بحث می کرد، مخصوصاً اساتیدی که برداشت صحیحی از تاریخ اسلام نداشتند. می گفتند: «اگر حسین در کلاس باشد، ما به کلاس نمی آییم.» اهل تحلیل بود. در دوره ای که گروه های مختلف سیاسی در حال جذب جوانان بودند، با رهنمودهای آیت الله خامنه ای و شهید هاشمی نژاد، ذره ای از مسیر صحیح انقلاب دور نشد.

5) قبل از پیروزی انقلاب یک بار به اهواز آمد. از این‌که روی دیوارها شعاری نوشته نشده بود، بسیار ناراحت شد. شبانه با یکی از دوستانش رفتند و اولین شعاری که نوشت این بود: «تنها ره سعادت، ایمان، جهاد، شهادت.» اهل آرامش نبود. گروه «موحدین» را تشکیل داده بود و مرتب برای انقلاب فعالیت می کرد. تکبیر می گفت. بعد از تبعید امام از عراق به مقصد نامعلوم، شبانه برای نشان دادن خشم ملت ایران، کنسولگری عراق را در خرمشهر به آتش کشید. برنامه چریکی بعدی اش زمینه سازی برای اعتصاب شرکت نفت بود.

6)بنی‏ صدر دستور داده بود كه باید نیروهای مستقر در هویزه عقب‏نشینی كنند و به سوسنگرد بیایند. حسین می‏گفت: هویزه در دل دشمن است و ما از اینجا می‏توانیم به عراق ضربه بزنیم. شخصاً با بنی‏صدر هم صحبت كرده بود. وقتی كه دید راه به جایی نمی‏برد، نامه‏ای به آیت‏الله خامنه‏ای نوشت و گفت كه تعداد اسلحه‏های ما از تعداد نیروها هم كمتر است، ولی می‏مانیم!

7)چهارم دی 1359 بیست تا سی نفر از جوانان با دست خالی، اما با دل استوار از ایمان و توكل، مقابل دشمن تا دندان مسلح ایستادگی كردند. هیچ كس زنده نماند!

8)عراقی‏ها با تانك از روی اجساد مطهر شهدای هویزه گذشتند، طوری كه هیچ اثری از شهدا نماند. بعدها جنازه‏ها به سختی شناسایی شدند. حسین را از قرآنی كه در كنارش بود شناختند. قرآنی با امضای امام خمینی(ره) و آیت‏ الله خامنه‏ ای.

9)مادر حسین نیز شیرزنی بود. بعد از تبعید امام در سال 1342، تلگرافی برای شاه فرستاد: «اگر مسلمانی چرا مرجع تقلید ما را تبعید كرده‏ای و اگر مسلمان نیستی، بگو ما تكلیف خودمان را بدانیم.» زینب‏وار در تمام سختی‏ها ایستادگی كرده بود. در سال 67 به رحمت ایزدی رفت و بنا به وصیتش در كنار حسین، در هویزه آرام گرفت.

10)اتاق كوچكى از ساختمان نهضت سوادآموزى اهواز در اختیار سید حسین بود، ایشان و چند نفر از دوستانش از جمله من، به آنجا رفت و آمد داشتم. یكى از شب‏ها، من و حسین در این اتاق مشغول مطالعه بودیم.

نیمه‏ هاى شب بود كه نهج البلاغه می‏خواند. من نگاه كردم به ایشان، دیدم چهره ‏اش برافروخته شده و دارد اشك می‏ریزد. من با زیر چشم، شماره صفحه نهج البلاغه را نگاه كردم و به ذهن سپردم پس از مدتى، سید حسین نهج البلاغه را بست و براى استراحت به بیرون رفت. من صفحه نهج البلاغه را باز كردم، دیدم همان خطبه‏اى است كه حضرت على (ع) در فراق یاران باوفایش ناله می‏كند و مب‏فرماید :أین َ عمار؟ أین َ ذوالشهادتین؟ كجاست عمار؟ كجاست...

 

 

 

 

 

آيات وارده در شأن امام علىـ عليه السلام ـ در منابع اهل سنت.

 

 

*بخش اول: آيات وارده در شأن امام علىـ عليه السلام ـ در منابع اهل سنت.

آيات فراوانى را علماى اهل سنت در شأن امام علىـ عليه السلام ـ تفسير كرده اند و در تأييد آن رواياتى را از پيغمبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـآورده اند به طورى كه بعضى از علماى اهل تسنن مانند ابن حجر، خطيب بغدادى، سيوطى، گنجى شافعى، ابن عساكر، شيخ سليمان قندوزى حنفى و... از ابن عباس روايت كرده اند كه گفت: (نَزَلَتْ فِى عَلىٍّ ثَلاثُ مِائَةِ آية)(1) در شأن علىـ عليه السلام ـ سيصد آيه نازل شده است.

و گروه ديگرى از علماء عامّه از يزيد بن رمّان چنين روايت كرده اند: (عَنْ يَزِيد بْنِ رُمّان قَالَ: مَا نَزَلَ فِى أَحَد مِنَ القرآنِ مَا نَزَلَ فِى عَلِىِّ بْنِ اَبِى طالِب)(2) گفت: «تعداد آياتى كه در شأن علىـ عليه السلام ـ نازل شده در مورد هيچ كس نازل نشده است.»

نمونه هايى از آيات وارده در شأن امام علىـ عليه السلام ـ

1) جريان خوابيدن امام علىـ عليه السلام ـ در بستر پيامبر و نزول آيه در فضيلت امام

قال الله تبارك و تعالى: (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاةِ اللّه)( بقره: 207(.

قال ابو العباس أحمد بن عثمان بن أبى على، أَنَّ رسولَ اللّهَـ عليه السلام ـ لَمَّا أرادَ الْهِجْرَةَ خلّف عَلى بْن أَبى طالب

بِمَكَة لِقَضاءِ دُيُونِهِ وَردّ الوَدَائع الّتى كَانَتْ عِنْدَهُ وَ أَمَرَهُ لَيْلَةً خَرَجَ اِلَى الغِارِ وَ قَدْ أَحَاطَ المُشْرِكوُنَ بِالْدّارِ اَنْ يَنامَ عَلى فِراشِهِ فَفَعَلَ ذلِك فأوحى اللّه اِلى جبرئيلَ وَ ميكائِيلَ اِنّى آخَيتُ بَيْنَكُما وَ جَعَلْتُ عُمرَ اَحَدِكُما أَطْوَلَ مِنْ عُمرِ الآخَر فَأَيُّكُما يُؤَثِّر صاحِبَهُ بِالحَياة؟ فَاختارا كِلاهُما اَلحَياةَ فَأَوحَى اللّهُ عزّوجلّ اِلَيهِما اَفَلا كُنتُما مِثلَ علىّ بن ابيطالبـ عليه السلام ـ آخَيتُ بِينَهُ وَ بِينَ مُحَمَّدـ صلى الله عليه وآله وسلم ـفَبَاتَ عَلى فِراشِهِ يَفديَهُ بِنَفْسِهِ وَ يُؤثِرَهُ بِالحَياةِ. اَهْبَطا ـ جبرئيل و ميكائيل ـ الى الارض فَأحْفَظاهُ مِنْ عَدُوِّهِ فَنزَلا فَكانَ جَبرئيلُ عِندَ رأسِ على و ميكائيلُ عِندَ رِجْلَيْهِ وَ جَبْرَئيلُ يُنادى بَخ بَخ مِنْ مِثْلِكَ يا ابن أبى طالب يُباهى اللّه عزّوجلّ بِهِ الملائكة فَأَنْزَلَ اللّه عزّوجلّ عَلى رَسولِهِ وَ هُوَ مُتَوَجَّهٌ اِلَى المَدينَةِ، فى شأن على (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرَضَاة اللّه)(3)

ابو عباس احمد بن عثمان بن ابى على مى گويد: هنگامى كه پيامبرـ صلى الله عليه وآله وسلم ـمى خواستند به (مدينه) هجرت كنند علىـ عليه السلام ـ را جهت رسيدگى به كارهاى خويش و اداى امانات و پرداخت ديون مأمور نمود و شبى كه مشركين خانه پيامبر ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ را محاصره كرده بودند تا ايشان را به قتل برسانند، پيامبر اسلامـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ (به امر خدا) خانه خويش را به سوى غار ترك كردند و علىـ عليه )ازجان و دل) آن شب را در بستر پيامبر خوابيدند و جان خويش را فداى پيامبر نمودند. در اين حال خداوند به جبرئيل و ميكائيل فرمود: من بين شما پيمان برادرى بستم و عمر يكى از شما را طولانى تر از ديگرى قراردادم، اكنون كداميك از شما عمر طولانى را انتخاب مى كنيد؟ هر دو عمر طولانى را انتخاب كردند و خداوند فرمود: آيا نمى خواهيد از على بن ابيطالب سرمشق بگيريد كه چگونه حيات پيامبر را بر حيات خويش ترجيح داد و در بستر رسول خدا به جاى او خوابيد و براى فداكارى و ايثار آماده شد؟ به سوى على رويد و او را مراقبت و محافظت نماييد. آنگاه جبرئيل و ميكائيل فرود آمده در حالى كه جبرئيل در نزد سر آن حضرت و ميكائيل در نزد پاى ايشان بود، به آن حضرت تبريك گفتند و اظهار داشتند كه: مبارك بادبر تو اى پسر ابوطالب، خداوند به وجود تو در برابر ملائكه مباهات مى كند. سپس اين آيه شريفه نازل شد: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرَضَاة اللّه).

2) امام علىـ عليه السلام ـ اسرار قرآن كريم

 (قُلْ كَفى بِاللّهِ شَهيداً بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)( - رعد: 43.)

طبق نقل عده اى از علماء اهل سنت، آيه شريفه فوق درباره امام علىـ عليه السلام ـ نازل شده است. (عَنْ عَبْدِ اللّهِ بنِ سَلامِ رضى اللّه عنه فى قولِهِ تَعالى «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» قَالَ: سأَلْتُ رَسُولَ اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ قَالَ: اِنَّمَا ذَلِكَ عَلىُّ بْن اَبى طالِب)از عبدالله بن سلام نقل شده كه: از رسول خداـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ درباره آيه شريفه (وَ مَنْ عنده علم الكتاب)

«كسى كه نزد اوست علم و (اسرار) كتاب (قرآن) سؤال شد، حضرت فرمود: اين آيه منحصراً درباره حضرت على بن ابيطالب است(4  )

3) امام علىـ عليه السلام ـ و انفاق آشكار و پنهان

(عن ابن عباس فى قوله تعالى (الذين يُنْفِقونَ أَمْوالَهُمْ بِالَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرَّاً وَ علانيّة فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوفٌ عَلَيْهِم وَ لا هُمْ يَحْزَنُونْ)( بقره: 274.)(قال نَزَلَتْ فِى عَلِىِّ بْنِ أَبِى طالِب كانَ عنده اَرْبَعَة دراهم فَأَنْفَقَ بِالَّيْلِ واحداً و فِى السرّ واحِداً و فى العلانية واحداً.)(5) «ابن عباس مى گويد: اين كلام خدا «كسانى كه مال خود را در شب و روز، پنهان و آشكارا، انفاق مى كنند مزدشان نزد پروردگارشان است و نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى شوند» در شأن على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ نازل شده است كه نزد على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ چهار درهم بود، آن حضرت يك درهم را شب و درهم ديگر را در پنهانى و يك درهم ديگر را آشكارا انفاق نمود.

و خداوند به جهت اهميت اين عمل، آيه فوق را بر پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـنازل كردند كه از اين طريق شخصيت معنوى و برجسته امام علىـ عليه السلام ـ را به همگان معرفى نمايد.

4) امام علىـ عليه السلام ـ و انفاق انگشتر به سائل در حال ركوع

(عَنْ ضُرَيسْ عَنْ عَلىّـ عليه السلام ـ قَالَ: (نَزَلَتْ هذِهِ الآيَةُ عَلَى رَسوُلِ اللّهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ: (اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسوُلُهُ وَ الَّذِينَ آمَنوُا اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ)( مائده: 55.) فَخَرَجَ رَسوُلُ اللَّهُـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فَدَخَلَ الْمَسْجِدَ وَ النَّاسُ يُصَلُّونَ بَيْنَ راكِع وَ قَائِم وَ اذا سَائِلٌ فَقَالَ: يَا سَائِلُ هَلْ أَعْطَاكَ أَحَدٌ شَيْئَاً؟ فَقالَ: لا إِلاَّ هَاذَاكَ        

به خدا قسم علىـ عليه السلام ـ زبان پيامبر است

الرَّاكِعُ (لِعَلىـ عليه السلام ـ ) أَعْطَانِى خَاتَمَةً.(6)

ضريس از علىـ عليه السلام ـ نقل مى كند: اين آيه (اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه...) بر پيامبر نازل شد، پس از آن در حالى كه مردم مشغول نماز بودند پيامبر وارد مسجد شد و ديد يك نفر سائل ايستاده است، حضرت رو به سائل كرد و فرمود: اى سائل آيا كسى چيزى به تو داده است؟ عرض كرد: نه يا رسول اللّه، جز آن ركوع كننده (به علىـ عليه السلام ـ اشاره كرد) كه انگشتر خود را به من داد، غير از او كسى چيزى به من نداده است.

5) به خدا قسم علىـ عليه السلام ـ زبان پيامبر است

(عن انس (فى قوله تعالى): «افمن كان على بيّنة من ربه» قالَ هُوَ رَسُولُ اللّهِ، «و يتلوه شاهد منه» قالَ هو علىُّ بن ابى طالب، كانَ وَ اللّهِ لِسانَ رَسُولِ اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ)(7)

«از أنس بن مالك در تفسير اين آيه شريفه روايت شده است كه گفت: مراد از «أفمن كان على بينة من ربه» پيامبر اكرمـ عليه السلام ـ است و منظور از «و يتلوه شاهد منه» على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ مى باشد. به خدا سوگند كه على زبان پيامبر بوده است.

6) در روز قيامت خداوند از ولايت علىـ عليه السلام ـ سؤال خواهد كرد

طبق نقل مفسرين خاصّه و عامّه، آيه شريفه زير درباره ولايت علىـ عليه السلام ـ بوده و در روز قيامت از ولايت آن حضرت سؤال خواهد شد:

(وَقِفُوهُمْ اِنَّهُمْ مَسئولُونَ)( - صافات: 24. )

«در روز قيامت خداوند به ملائك فرمان مى دهد كه آنها يعنى مردمان كفر پيشه و گمراه را متوقف سازيد كه در كارشان سخت مسؤول هستند و بايد مورد بازپرسى قرار بگيرند.

و روايات متعددى جهت تأييد اين مطلب از طريق عامه نقل شده است كه ذيلا به نمونه هايى از آن اشاره مى شود:

الف) (عن ابى سعيد الخدرى، عن النبىـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فى قوله «وقفوهم انّهم مسئولون» قال: عن ولاية علىّ بن ابى طالب).

از ابى سعيد خدرى روايت شده است كه پيغمبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ در تفسير اين آيه شريفه «وقفوهم انهم مسئولون» مى فرمود: از ولايت على بن ابى طالب، سؤال مى شود.

ب) (وَ عَنْ أَبى اِسْحاقِ فى قولِهِ تَعالى: «وقفوهم انّهم مسئولون» قال: يَعنى مِنْ وِلايَةِ علىِّ بن ابى طالبـ عليه السلام ـ ، اِنَّهُ لا يَجُوزُ اَحَدٌ الصّراطَ اِلاّ وَ بِيَدِهِ بَراةٌ بِولايةِ عَلى بنِ ابى طالب)

از ابو اسحاق روايت كرد كه او در مورد تفسير اين آيه شريفه «وقفوهم انهم مسئولون» گفت: يعنى از ولايت على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ (پرسيده مى شود). به درستى كه كسى حق عبور از صراط را ندارد مگر آن كه در دستش برات ولايت على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ باشد.

ج) (عن ابن عبّاس فى قوله عزّوجلّ: «وقفوهم انّهم مسئولون» قال: عَنْ وِلايةِ عَلىِّ بنِ ابى طالب)(8)

7) در روز قيامت از نعمت ولايت سؤال خواهد شد

(ثُمَّ لَتسأَلُنَّ يَوْمَئِذ عَنِ النَّعيم)(2)

(عَنْ جَعْفَر بن محمدـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فى قَولِهِ عَزَّوَجَلَ «ثُمَّ لتسألنَ يَوْمَئِذ عن النَّعيم» قَالَ: عَنْ وِلايَةِ عَلىِّ بنِ أبِى طالِبـ عليه السلام ـ ).(9)

از امام جعفر بن محمدـ عليه السلام ـ روايت شده كه در مورد آيه «ثم لتسألن يومئذ عن النعيم» فرمود: مراد از نعمتى كه در قيامت از آن سؤال مى شود، ولايت على بن أبى طالبـ عليه السلام ـ است.

8ـ جريان انتصاب امام علىـ عليه السلام ـ بر ولايت

(يا اَيُهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ، وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ، اِنَّ الله لا يَهدِى الْقَوْمَ الْكافِرينَ.( مائده/67.)

اى پيامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را كاملا (به مردم) ابلاغ كن و اگر چنين نكنى رسالت او را انجام نداده اى، و خداوند تو را از (خطرات) مردم نگاه مى دارد و خداوند جمعيت كافران را هدايت نمى كند.

 (عن ابن عباس فى قوله تعالى: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك...) قال: نزلت فى علىـ عليه السلام ـ ، أمر رسول اللهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ اَنْ َيبْلُغَ فيه، فأَخَذَ رَسول اللهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ بيدِ علىٌـ عليه السلام ـ فقال: من كنت مولاهُ فعلىٌ مولاه اللّهُمَّ وال من والاه و عاد من عاداه)(10)

از ابن عباس در مورد اين آيه شريفه «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك...» روايت شد كه گفت، در مورد علىـ عليه السلام ـ نازل شد. (خداوند در اين آيه) به پيامبرش فرمان داد كه در مورد على ـ عليه السلام ـ تبليغ نمايد. (ولايت) علىـ عليه السلام ـ را ابلاغ كند. پس پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـدست على ـ عليه السلام ـ را گرفت و فرمود: هر كس كه من آقا و مولايش هستم، پس على آقا و مولاى اوست، خداوندا; دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كسى با او دشمنى مى كند. 9ـ ولايت امام علىـ عليه السلام ـ كمال دين و اتمام نعمت

(اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ ديناً)( مائده/4.).

امروز دين شما را به حد كمال رسانيدم و بر شما نعمت خود را تكميل نمودم، و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) براى شما پذيرفتم.

ابو سعيد خدرى مى گويد: وقتى اين آيه بر پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـنازل شد، حضرتـ صلى الله عليه وآله وسلم ـفرمودند:

(اللهُ اكبرُ عَلى اِكْمالِ الدّينِ وَاِتْمامِ النِّعْمَةِ وَرِضَا الرَّبِ بِرِسالَتى وَ وِلايَةِ علىِّ بنِ ابى طالب مِنْ بَعْدى.)

«الله اكبر بر تكميل شدن دين و اتمام نعمت پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولايت على بعد از من.»(11)

على با قرآن و قرآن با على است

*بخش دوّم: روايات وارده در شأن امام علىـ عليه السلام ـ در منابع اهل سنت

على با قرآن و قرآن با على است

1) ـ (عن ابى ذر عن ام سلمه عن النبىـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ: علىُّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلىَّ الحَوْض)(12)

از امّ سلمه روايت شد كه گفت: از پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ شنيدم كه مى فرمود: على با قرآن است و قرآن با على است، از هم جدا نمى شوند تا نزد حوض كوثر بر من وارد مى شوند.

حق با على و على با حق آميخته است و ابداً از هم جدا نمى شوند

2) ـ (عَنْ اَبى ثابِت مَوْلى أَبِى ذَرٍّ، قالَ: دَخَلْتُ عَلى أُمّ سَلَمَةَ فَرَأَيْتُها تَبْكى وَ تَذْكُرُ عَلِيَاً وَ قالَتْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـيَقُولُ: عَلِىٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلِىٍّ، وَ لَنْ يَفْتَرِقا حَتَّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضِ يَوْمَ الْقِيامَةِ)(13)

ابو ثابت غلام ابوذر(رحمه الله) گفت: بر امّ سلمه وارد شدم و او را گريان ديدم در حالى كه اميرالمؤمنين علىـ عليه السلام ـ را ياد مى كرد و مى گفت: از رسول اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـشنيدم مى فرمود: على با حق است و حقّ با علىـ عليه السلام ـ است و هرگز از يكديگر جدا نمى شوند، تا در روز قيامت در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.

پيامبر شهر علم و على باب آن

3) ـ (عَن اِبْنِ عَبَّاس، قالَ، قالَ رَسُولُ اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ اَنَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلىٌّ بابُها، فَمَنْ اَرادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ بابَ الْمَدينَةِ)(14)

ابن عباس مى گويد: پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: منم شهر علم و على درِ آن شهر، پس هر كس علم مى خواهد از درِ شهرِ (علم) وارد شود.

دوستان علىـ عليه السلام ـ مؤمن و دشمنان او منافق هستند

4) ـ (عَنْ زَر بْنِ جَيْش، قالَ سَمِعْتُ عَلِياً يَقُولُ: وَ الَّذى فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَىء النَّسَمَةَ، اِنَّهُ لَعَهِدَ النَّبِىُّ اِلىَّ اَنْ لا يُحِبُّكَ اِلاّ مُؤمِنُ وَ لا يُبْغِضُكَ اِلاّ مُنافِقٌ)(15)

زرّ بن جيش گفت از علىـ عليه السلام ـ شنيدم كه مى فرمود: قسم به خدايى كه دانه را بشكافت و مخلوقات را به وجود آورد پيمانى است كه پيغمبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ با من كرده است كه: (اى على) تنها شخص مؤمن دوستدار تو است و كسى با تو دشمنى نمى كند مگر شخص منافق.

علىـ عليه السلام ـ و شيعيان او رستگارند

5) ـ (عَن علىـ عليه السلام ـ قالَ، قالَ رَسُولُ اللّهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ يا عَلِىُّ اِذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ يَخْرُجُ قَوْمٌ مِنْ قُبُورِهِمْ، لِباسُهُمُ النُّورُ عَلى نَجائِبَ مِنْ نُور، أزِمَّتُها يَواقِيتُ حُمْر، تَزُفُّهُم الْمَلائِكَةُ اِلى الَْمحشَرِ، فَقالَ عَلِىٌّ: تَبارَكَ اللّهُ ما أَكْرَمَ قَوْماً عَلَى اللّهِ. قَالَ رَسُولُ اللّهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ: يا عَلِىُّ هُمْ اَهْلُ وِلايَتِكَ وَ شيعَتُكَ وَ مُحِبُّوكَ، يُحِبّونَكَ بِحُبّى، وَ يُحِبُّونى بِحُبِّ اللّهِ، هُمُ الْفائِزُونَ يَوْمَ الْقِيامَةِ)(16)

از اميرالمؤمنين علىـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرمود، پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـفرمودند:

يا على روز قيامت گروهى از قبرهاى خود بيرون مى شوند كه لباسشان نور است و بر ناقه هايى از نور سوار مى باشند كه لجامهاى آن ناقه ها از ياقوت سرخ است و فرشتگان، آنان را به سوى محشر حركت مى دهند، پس علىـ عليه السلام ـ گفت: تبارك اللّه، اين قوم چقدر در پيشگاه خداوند گرامى هستند! رسول خداـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: يا علىـ عليه السلام ـ آنان شيعيان و دوستداران تو مى باشند، كه تو را به دوستى من دوست دارند و مرا به دوستى خداوند دوست مى دارند، آنان در روز قيامت كامياب و رستگارند.

پيامبرـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ و علىـ عليه السلام ـ حجت خداوند بر بندگانش

6) ـ (عَنْ أَنَس، قالَ، قالَ النَّبِىُّـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ أَنَا وَ علىٌّ حُجَّةُ اللّهِ عَلى عِبادِهِ)(17)

انس گويد رسول اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: من و على حجّت خداوند بر بندگانش هستيم.

هر كس بر علىـ عليه السلام ـ آزار رساند پيامبرـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ را آزرده است

7) ـ (عَنْ عَمْرِو بْنِ شاس اَنَّهُ سَمعَ النِّبِىَّـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ يَقُولُ: مَنْ اَذى عَلِيّاً فَقَدْ اَذانى)(18)

از عمرو ابن شاس روايت است كه از پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ شنيد كه مى فرمود: هر كس على را بيازارد در حقيقت مرا آزرده است.

دوست داشتن علىـ عليه السلام ـ (در انديشه و عمل) سبب بخشش گناهان

8) ـ (عَنْ اِبْنِ عَبّاس قالَ، قالَ رَسُولُ اللّهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ: حُبُّ عَلِىّ اَبى طالِب يَأْكُلُ السَّيِّئاتِ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَب)(19)

ابن عباس گفت كه پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: دوست داشتن على بن ابى طالب، سيّئات و گناهان را مى خورد (و نابود مى كند) همان گونه كه آتش هيزم را مى خورد (و از بين مى برد).

اطاعت از علىـ عليه السلام ـ اطاعت از پيامبر است

9) ـ (عن ابى ذر (رضى اللّه عنه) قال قال: رَسولُ اللّهِـ صلى الله عليه وآله وسلم ـمَنْ اَطَاعَنى فَقَدْ اَطاعَ اللّه و من عصانى فَقَدْ عَصىَ اللّهَ وَ مَنْ اَطاعَ عَليّاً فَقَدْ اَطاعَنى وَ مَنْ عَصى عَلِياً فَقَدْ عَصَانى)(20)

ابوذر مى گويد: پيامبر اكرمـ صلى الله عليه وآله وسلم ـفرمود: هر كس از من اطاعت كند از خدا اطاعت كرده است و هر كس از من دورى كند از خدا دورى كرده است و هر كس از على اطاعت كند، از من اطاعت كرده است و هر كس از على اطاعت نكند، از من اطاعت نكرده است.

علىـ عليه السلام ـ رهبر تمام مؤمنين است

10) ـ (عن عمرو بن ميمون عن ابن عباس انّ رسول اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ قال لِعَلىٍّـ عليه السلام ـ : «اَنْتَ وَلِىُّ  

كُلِّ مُؤْمِن بَعْدى»)(21)

عمرو بن ميمون از ابن عباس نقل مى كند كه رسول خداـ صلى الله عليه وآله وسلم ـبه علىـ عليه السلام ـ فرمود: يا على تو بعد از من ولى و رهبر تمام مؤمنين هستى».  

علىـ عليه السلام ـ آقاى دو جهان است و دوستى او دوستى خدا است

11) ـ (عن ابن عباس أنّ رسول اللّهـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ نَظَرَ اِلَى عَلىٍّ فَقَالَ: «اَنْتَ سيّدٌ فِى الدُّنيا وَ الْاَخِرَة، مَنْ أَحَبَّكَ فَقَدْ احَبّنى و حَبيبُكَ حَبيبَ اللّهِ، وَ مَنْ أبْغَضَكَ فَقَدْ أبْغضنى و بَغيضُكَ بَغيضُ اللّه، وَ وَيلٌ لِمَنْ أبغضك من بعدى)(22)

ابن عباس مى گويد: رسول خداـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ به علىـ عليه السلام ـ نگاه كرد و فرمود: (يا) على تو آقاى دنيا و آخرت هستى، هر كس تو را دوست دارد به حق مرا دوست داشته است. دوستى تو دوستى خداست، و هر كس تو را دشمن بدارد با من دشمنى كرده است، دشمنى با تو دشمنى با خداست. واى بر كسانى كه بعد از من تو را دشمن بدارند.

اين ها نمونه هايى از روايات وارده در منابع اهل سنت، درباره فضائل اميرمؤمنان حضرت علىـ عليه السلام ـ است.

منابع :

-1 خطيب بغدادى در ترجمه اسماعيل بن محمد بن عبدالرحمن در شماره 3275 از تاريخ بغداد، ج 6، ص 221.

ـ شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع الموده، باب 42، ص 148 (...اكثر من ثلاث مائة آيه.

ـ حافظ بن عساكر در حديث 941 از ترجمه اميرالمؤمنين از تاريخ دمشق، ج 2، ص 431، ط 2.

ـ گنجى شافعى در باب 62 از كتاب كفاية الطالب، ص 231.

ـ سيوطى، تاريخ الخلفاء، ص 172.

ـ ابن حجر صواعق المحرقه، ص 76.

2- ابن عساكر در حديث 940 از ترجمه اميرالمؤمنينـ عليه السلام ـ از تاريخ دمشق، ج 2، ص 430، ط 2.

ـ ابن حجر در كتاب صواعق، ص 76.

ـ سيوطى در تاريخ الخلفاء، ص 171 (عن ابن عباس)

ـ حافظ الحسكانى در حديث 50 در اول فصل 5 از مقدمه كتاب شواهد التنزيل، ج 1، ص 39، ط 1. و در حديث 55، ص 41 از همين كتاب.

ـ گنجى شافعى، در باب 62 از كفاية الطالب، ص 253. .

3-الف) أسد الغابة فى معرفة الصحابة، لابن الأثير (بيروت، دار احياء التراث العربى، باب العين) المجلد الرابع، ص 25.

ب) ترجمة الامام على بن أبى طالبـ عليه السلام ـ من تاريخ مدينة دمشق، لابى القاسم على بن الحسين بن هبة الله الشافعى المعروف بابن عساكر بتحقيق الشيخ محمد باقر المحمودى (بيروت، مؤسسة المحمودى، للطباعة و النشر، الطبعة الثانية، 1399 هـ 1978) ج 1، ح 187ـ190

ج) مستدرك على الصحيحين، ابى عبدالله الحاكم النيابورى. و بذيله حافظ الذهبى، (بيروت، دار المعرفه) ج 3.

د) التفسير الكبير، ج 5 ص 204. ج 3، ص 132.

4-تفسير ثعلبى. ـ شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، باب مناقب السبعون، ص 284، حديث 60. ـ سيوطى الاتقان، ج 1، ص 13 و تفسير درّ المنثور در ذيل آيه شريفه. 

5- التفسير الكبير، ج 7، ص 89. در ذيل آيه شريفه. ـ اسد الغابة فى معرفة الصحابة (با مشخصات سابق) ج 4، ص 25. ـ ابراهيم بن محمد الجوينى الخراسانى، فرائد السمطين، حققه و علّقه الشيخ محمد باقر المحمودى (مؤسسة المحمودى، الطباعة بيروت، الطبعة الاولى، 1398 هـ ق) ج 1، ص 356، ح 282. 

6-- ابوالفداء الحافظ ابن كثير الدمشقى، البداية و النهاية (مكتبة المعارف ـ بيروت) الجزء السابع، ص 358. ـ فرائد السمطين، (با مشخصات سابق) ج 1، ص 195، ح 153. ـ فخر الدين راضى، تفسير الكبير (دار الكتب العلميه، طهران ـ ايران) ج 12، ص 26 ذيل آيه شريفه، عبارتى با مختصر تفاوت. ـ شيخ سليمان قندوزى، ينابيع المودة، ص 251.

7-- تفسير ثعلبى، ج 2، ص 239 ذيل آيه شريفه. حافظ بن عساكر، ترجمة الامام على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ ، ج 2، ص 420، ح 928. گنجى شافعى، كفاية الطالب، ص 235، باب 62. شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ص 115، باب 26. ابن مغازلى شافعى، مناقب، ص 270، ح 318.

8-1- منابع هر سه حديث فوق به عبارت ذيل است: ـ محمد الجوينى الخراسانى، فرائد المسطين، مع تعليق الشيخ محمد باقر المحمودى (بيروت مؤسسة المحمودى، الطبعة الاولى، 1398 هـ ق) ج 1، ص 78، ح 46ـ47. ـ ذهبى، ميزان الاعتدال، ج 3، ص 118، شماره 5802. ـ گنجى شافعى، كفاية الطالب، ص 247، باب 62. ـ شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ص 133، باب 37. ـ هيثمى، صواعق المحرقه، ص 89.

9-حافظ ابى نعيم اصبهانى، ما نزل من القرآن فى علىـ عليه السلام ـ ، ذيل آيه شريفه. ـ حافظ الحسكانى، شواهد التنزيل، ج 2، ص 368.

10-سيوطى، تفسير الدرالمنثور، ج 2، ص 327، ذيل آيه شريفه.    ـ فخر رازى، تفسيرالكبير، ج 3، ص 636، ذيل آيه شريفه.    ـ ترجمة الامام على ابن ابيطالبـ عليه السلام ـ ، (با مشخصات سابق)، ج 2، ص 86، حديث 589.    ـ شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع الموده، ص 140، باب 39.    ـ شهاب الدين آلوسى شافعى، روح المعانى، ج 6، ص 172، ذيل آيه شريفه.    ـ قاضى شوكانى، فتح القدير، ج 3، ص 57.    ـ و دهها كتاب ديگر كه نقل آنها از حوصله اين مختصر خارج است.

11-فرائد السمطين، (با مشخصات سابق)، ج 1، ص 74.    ـ ابن كثير در تفسير خود، ج 2، ص 491، ذيل آيه شريفه.    ـ البدايه و النهايه، (با مشخصات سابق)، جلد 7، ص 347.    ـ گنجى شافعى، كفاية الطالب، ص 60، باب 62.    ـ سيوطى، تفسير الدرالمنثور، ج 2، ص 284، ذيل آيه شريفه.    ـ ابن مغازلى شافعى، المناقب، ص 19، حديث 24.    ـ و دهها كتاب ديگر كه نقل آنها از حوصله اين مختصر خارج است.

12- أبى عبداللّه الحاكم النيسابورى، المستدرك على الصحيحين. بذيله التلخيص للحافظ الذّهبى (دار المعرفة، بيروت ـ لبنان) ج 3، ص 124. حاكم بعد از نقل اين حديث مى گويد: هذا حديث صحيح الاسناد و در ذيل مستدرك حافظ ذهبى نيز بعد از نقل حديث فوق مى گويد: اين حديث صحيحى است. ـ شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، باب 20، ص 103. ـ سيوطى، تاريخ الخلفاء، ص 173 (باب فضائل علىـ عليه السلام ـ ). ـ متقى هندى، كنزالعمال، ج 11، ص 603 (مؤسسة الرساله بيروت، چاپ پنجم).

13- ترجمه الامام على بن ابيطالبـ عليه السلام ـ (با مشخصات سابق) ج 3، ص 119، ح 1162. ـ حاكم، المستدرك، (با مشخصات سابق) ج 3، ص 124، ح 61، فرائد المسطين، (با مشخصات سابق) ج 1، ص 439. ـ شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، باب 20، ص 104. ـ هيثمى، مجمع الزوائد، ج 9، ص 135.

14- اسد الغابة فى معرفة الصحابه (با مشخصات سابق) ج 4، ص 22. ـ فرائد المسطين، (با مشخصات سابق) ج 1، ص 98، ح 67. ـ البداية و النهاية (با مشخصات سابق) ج 7، ص 359. ـ المستدرك على الصحيحين (با مشخصات سابق) ج 3، ص 126. ـ ترجمة الامام على بن ابى طالب (با مشخصات سابق) ج 2، ص 464، ح 984.

15- الحافظ أبى عبدالله محمد بن يزيد القزوينى ابن ماجه، سنن، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقى (بيروت، دار احياء التراث، 1395 هـ ق 1975 م. فرائد السمطين (با مشخصات سابق) ج 1، ص 130، ح 93ـ95. ـ البداية و النهاية (با مشخصات سابق) ج 7، ص 355. ـ ترجمه الامام على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ (با مشخصات سابق) ج 2، ص 190، ح 6740.

16- ترجمة الامام على بن ابى طالب (با مشخصات سابق) ج 2، ص 346 و 846. ـ گنجى شافعى، كفاية الطالب، باب 86، ص 313. ـ هيثمى، مجمع الزوائد، ج 10، ص 21 و ج 9، ص 173. ـ بلاذرى، حديث 215، شرح حال اميرالمؤمنين از انساب الأشراف، ج 2، ص 182، ط 1.

17ترجمة الامام على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ (با مشخصات سابق) ج 2، ص 272، ح 793 تا 796. ـ خطيب، شرح حال محمد بن اشعث، تاريخ بغداد، ج 2، ص 88. ـ ابن مغازلى، مناقب، حديث 67 و 234، ص 45 و 197، ط 1. ـ ذهبى، ميزان الاعتدال، ج، ص 128، شماره 8590. ـ شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، باب مناقب السبعون، ص 284، حديث 57.

18- ترجمه الامام على بن ابى طالبـ عليه السلام ـ من تاريخ مدينة دمشق (با مشخصات سابق) ج 1، ص 388، ح 459. ـ المستدرك الصحيحين (با مشخصات سابق) ج 3، ص 122. حاكم بعد از نقل اين حديث مى گويد: هذا حديث صحيح الاسناد. ـ شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، باب مناقب السبعون، ص 275، حديث 9. ـ احمد بن حنبل در عنوان «حديث عمرو بن شاس الاسلمى» از المسند، ج 3، ص 483، ط 1.

19- ابن عساكر، شرح حال امام علىـ عليه السلام ـ ، تاريخ دمشق، ج 2، ص 103، حديث 607 (شرح محمودى). ـ خطيب، شرح حال احمد بن شبوية بن معين موصلى، تاريخ بغداد، ج 4، ص 194، شماره 1885. ـ متقى هندى، كنزالعمان، ج 15، ص 218، شماره 1261. ـ شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، باب مناقب السبعون، ص 279، حديث 33. در باب 56، ص 211 و نيز در ص 252.

20- المستدرك الصحيحين (با مشخصات سابق) ج 3، ص 121. حاكم بعد از نقل حديث فوق مى گويد: هذا حديث صحيح الاسناد.

21-- ابوالفراء الحافظ ابن كثير الدَّمشقى، البداية و النهاية (بيروت ـ لبنان، مكتبة المعارف) ج 7، ص 346.

22- البداية و النهاية (با مشخصات سابق) ج 7، ص 356.

 

چشمش ببرد دلها ، دلها ببرد چشمش

 

چشمش ببرد دلها ، دلها ببرد چشمش


باور نکند خلق آن ، خلق آن نکند باور


حیران شده و عاجز ، عاجز شده و حیران


بنگر ز رخش چون بت ، چون بت ز رخش بنگر


عاشق شده ام بر وی ، بر وی شده ام عاشق

 
...یک سر دل من اوبرد، برد او دل من یک سر

نالم ز رخش دایم ، دایم ز رخش نالم

داور ندهد دادم ، دادم ندهد داور


گریان من و او خندان ، خندان من و او گریان

لاغر من و او فربه ، فربه من و او لاغر

منت به سرم برنه ، برنه به سرم منت

ساغر به کفم بر نه ، برنه به کفم ساغر

ژاله همه شب بارد ، بارد همه شب ژاله

دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر

آذر به دلم برزد،برزد به دلم آذر

امامِ صبح آزادی،

 

امامِ صبح آزادی،

قسم بر عشق،

که تو فریادِ این قرنی،

و فریادت،

تمامِ قرن ها را بعد از این،

با بوسه هایت می نوردد ...

امامِ عاشقان ای مردِ آزادی،

تو یک غوغای جاویدی،

خداوندِ شعور و عزّتِ نفسی،

تو بر ضدِّ تمام یاغیان،

فرمانروای فلبِ انسانهای بیداری...

زِ نادان کی هراسم ،

باز می گویم:

« تویی آدم،

تویی خاتم،

تویی آن آفریده صبحِ آزادی،

اناالحق بر تو می زیبد،

و تا خود چرخ می چرخد،

بزن بانگِ اناالحق را...»

 

قسم بر عشق،

که تو فریادِ این قرنی،

و فریادت،

تمامِ قرن ها را بعد از این،

با بوسه هایت می نوردد ...

امامِ عاشقان ای مردِ آزادی،

تو یک غوغای جاویدی،

خداوندِ شعور و عزّتِ نفسی،

تو بر ضدِّ تمام یاغیان،

فرمانروای فلبِ انسانهای بیداری...

زِ نادان کی هراسم ،

باز می گویم:

« تویی آدم،

تویی خاتم،

تویی آن آفریده صبحِ آزادی،

اناالحق بر تو می زیبد،

و تا خود چرخ می چرخد،

بزن بانگِ اناالحق را...»

چه چیز برای من در نظر گرفته ای؟

 

به خدا گفتم : «چه چیز برای من در نظر گرفته ای؟»
خدا گفت: «آنچه تو بخواهی»
گفتم: « مثلا من تمام دنیا را می خواهم، می شود؟»
خدا خندید و گفت:« همه ی دنیا را برای تو خلق کرده ام»
گفتم : «خودت را..»
گفت: « تصاحب من کار سختی ست »
گفتم: « چرا؟ »
فرمود: « من از آنِ آن بنده ای هستم که در دنیا چیزی جز من ندارد»

بندگی

 

به خدا گفتم : «چقدر بخشنده ای؟»

خدا گفت: «بسبار ...»

گفتم : «پس آن آتش جهنم تو از چیست؟»

خدا گفت : «سعی کن با خودت هیزمی نیاوری»

گفتم : «چگونه ؟»

فرمود : «بندگی کن»

یادی از مرگ...

 

 
 

امروز کمی سکوت کنیم و فکر کنیم...

 

تا کی به هم تیکه و طعنه بزنیم؟

 

تا کی دل بشکنیم؟

 

تا کی حرام بخوریم؟

 

تا کی بدویم برای این دنیا؟

 

تا کی ظلم؟

 

تا کی بدی؟

 

تا کی افکار بد راجع به دیگران؟

 

تا کی حق گردنمون باشه؟

 

تا کی حسادت؟

 

تا کی قضاوت؟

 

تا کی قساوت؟

 

تا کی بد رفتاری؟

 

تا کی حلالیت نخواستن؟

 

تا کی برتری جویی؟

 

زمانش نرسیده بر گردیم؟

 

هنوز سیاهی

 

بدی

 

و...

 

بسه بسه

 

به خدا ما هم میمیریم...

 

 

رنج

 

""رنج بخشی از زندگی است و آموزنده است...

 

 اگر رنج نصیبمان نشود :

 

بهترین درسهای زندگی را نمی آموزیم.""

 

قدر بودن ها

 

 

كاش بودنها را قدر بدانیم

به خـــــدا قسم

نبودنها

همین نزدیكیهاست . . . !

 

 

 

چه کسی میگوید که گرانی شده است ؟؟؟

 

چه کسی میگوید که گرانی شده است ؟؟؟

دوره ی ارزانیست...!

دل ربودن ارزان...!

دل شکستن ارزان...!

دشمنی ها ارزان...!

چه شرافت ارزان...!

تن عریان ارزان...!

آبرو قیمت یک تکه نان...!

و دروغ از همه چیز ارزان تر...!

قیمت عشق چقدر کم شده است...!

کمتر از اب روان!

و چه تخفیف بزرگی خورده ست قیمت هر انسان...!!!