ماجرای برخورد دختر و پسری با رهبری در کوهپیمایی

💝 ماجرای برخورد دختر و پسری با رهبری در کوهپیمایی

✅ یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت :  یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع  نامناسبی داشتند.
آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را فورا صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟(البته آقا می دانست)؛  آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواحه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیرمن و این دختر دوست هستیم.
ـ
آقا ابتدا در باره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود : بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، ومن هم آمادگی دارم که شخصا خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود در همــان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .
آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند. با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.

 🔹به نقل از: محمد امین نژاد، آب، آیینه، آفتاب، ص 56

ده ویروس کلامی که موجب تخریب ارتباط می شود:

ده ویروس کلامی که موجب تخریب ارتباط می شود:

🚩۱. نصیحت تکراری
🚩۲. تذکر مداوم
🚩۳. سرزنش
🚩۴. منت گذاشتن
🚩۵. مقایسه کردن
🚩۶. جرو بحث کردن زیاد
🚩۷. برچسب منفی زدن
🚩۸. پیش بینی منفی
🚩۹. گله و شکایت مداوم
🚩۱۰. متهم کردن

«body language (زبان حرکات بدن ) چیست ؟

یکی از مهم ترین خصوصیات انسان که او را نسبت به سایر موجودات برتری می دهد قدرت تکلم و سخن گفتن اوست. او می تواند با به کارگیری کلمات و جملات احساسات و نیات درونی اش را بیان کند و دیگران را از آن آگاه نماید.

۶۵۸۷۶۸۶.jpg 

از طرفی خواسته یا ناخواسته در فضایی که آن را سکوت و خاموشی می نامیم و با زبان بی زبانی تنها با آنچه «body language» یا زبان حرکات بدن و اجزای آن خوانده می شود، می تواند به خوبی احساسی را انتقال داده یا معنای کلامی را تغییر دهد. هرگز اظهار دوستی و علاقه شخصی در حالی که اخم کرده و ترشرویی نشان می دهد، قابل قبول نیست. بنابراین به کارگیری این ۲ زبان در یک جهت و راستا می تواند به خوبی در بیان هیجانات، عواطف و احساسات به کار رود. اما در میان دنیای خاموش و بی زبانی، زبان های گویای دیگری هم هستند.

ادامه نوشته

داستان زندگی مشترک همه ما....

این داستان زیبا رو اگه کاملا درک کنیم خیلی از مشکلاتمون حل میشه...

ادامه نوشته

تقویت هوش به شیوه جدید

آیا بدنبال افزایش حافظه و هوش خود هستید؟با چند روز بازی و تمرین ذهنی، هوش خود را افزایش دهید. بر طبق مطالعات علمی انجام تمرین های ذهنی Dual n-back در کوتاه مدت باعث افزایش هوش می شوند.

ادامه نوشته

چرا از دیدن عکس‌های خودمان، ‌نفرت داریم؟!

این من هستم؟! چرا این طور در عکس بد افتاده‌ام؟

بسیاری از ماها از عکس‌های خودمان راضی نیستیم یا دست‌کم تصور می‌کنیم عکس‌هایی که از ما گرفته شده‌اند، زاویه مناسبی ندارند، اگر سعی کرده باشید از خودتان عکس بگیرید هم قضیه به همین ترتیب است، باید بارها و بارها عکس بگیرید تا سرانجام از کارتان راضی شوید.

 

ادامه نوشته

ترک استمناء و درمان عوارض حاصله

ریشه اصلی استمناء یا خود ارضایی، ریشه ذهنی است و به اعصاب و روان فرد بیمار مربوط می باشد. با توجه به این که تعدادی زیادی از کاربران سایت، درخواست ارایه روشی جهت ترک عادت استمناء و درمان عوارض آن از جمله زود انزالی را داشتند، در ذیل نسخه ای از منابع طب سنتی در این خصوص ارایه می گردد تا ان شاء الله جهت جلوگیری از انجام این عمل و همچنین رفع علایم و عوارض حاصله، دستورات ذیل موثر واقع گردد:


 

ادامه نوشته

روان‌درمانی در پزشكی قدیم ایران

شادروان دکتر سیدجلال مصطفوی کاشانی

* برگرفته از کتاب «مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی جلد دوم»

یكی از بزرگ‌ترین مزایای پزشكی قدیم ایران، كه بر اكثر پزشكان كنونی پنهان مانده است، توجه به تقویت روانی بیماران، ضمن درمان بیماری‌های جسمانی آنان و روان‌درمانی در موارد لزوم بوده است که این امر حتی در بیماری‌های حاد عفونی و میكروبی انجام می‌گرفته است.

این نقش مهم پزشك، در اروپا متروك شد ولی چند سالی است كه مجدداً، استادان پزشكی جهان متمدن غرب به اهمیت آن پی‌برده و حتی تدریس روان‌شناسی را در دانشكده‌های پزشكی، برای توجه دادن دانشجویان به وضعیت روانی بیماران ضمن درمان آنها معمول كرده‌اند؛ از جمله در سال اول دانشكده علوم پایه پزشكی دانشگاه تهران هم، درس روان‌پزشكی تدریس می‌شود

یک نمونه جالب از روان‌درمانی در ایران قدیم

 

ادامه نوشته

طرحواره چیست؟

طرحواره چیست؟

طرحواره به عنوان هسته اصلي باورهاي انسان، مدت زيادي است که مورد بررسي روان شناسان قرار گرفته است. آن ها مي گويندتجربيات دوران کودکي و زندگي باعث شکل گيري طرحواره در ذهن افراد مي شود؛ يعني همان قالب فکري ما و آن چه به وسيله آن دنيا را مي بينيم و مسائل را حلاجي مي کنيم، رفتار ديگران را معنا مي کنيم و به اتفاقاتي که پيرامون ما رخ مي دهد، بار معناييمي دهيم. طرحواره ها يک سري جملات خبري غيرمشروط است که درباره زندگي، محيط پيرامون و روابط با ديگران آن ها را باور داريم و در همين قالب فکري مي مانيم. به عنوان مثال کودکي را تصور کنيد که پدر سختگيري دارد که در بيشتر موارد از فرزندش راضي نيست. وي در طول زمان مي انديشد، ايرادي دارد که قابل رفع نيست براي همين هرگز پدرش از او راضي نيست. به اين ترتيب طرحواره نقص در ذهن وي شکل مي گيرد و با همين تفکر وارد دنياي بزرگسالي يا زندگي مشترک مي شود. عباس کيوانلو کارشناس ارشد روان شناسي باليني و مشاور با بيان اين مقدمه مي گويد: خوب است بدانيد انسان با ۳شيوه با طرحواره هاي منفي که در ذهن دارد، روبه رو مي شود؛ گاهي تسليم مي شود گاهي به اجتناب و گاهي به جبران افراطي رو مي آورد. طرحواره ها به خودي خود فعال نيست بلکه در موقعيت هاي مختلف ظاهر مي شود و فرد ناخودآگاه براي مقابله با آن از يکي از ۳شيوه اي که نام برديم، استفاده مي کند. در صورتي که تسليم شود، خود را رها مي کند و تسليم شرايط مي شود. اگر از اجتناب استفاده کند از شرايط و روبه رو شدن با موقعيت دوري مي کند و در حالت جبران سعي مي کند به شيوه جبراني، طرحواره خود را ناکارآمد کند اما به دليل عملکرد نادرست در بيشتر موارد موفق نمي شود. نکته اين جاست که در بيشتر موارد، فرد فرصت اصلاح رفتارها و باورهاي ذهني خود را پيدا نمي کند. او نمي تواند دريابد که طرحواره اي که او را به فعاليت و تحرک واداشته، از اساس نادرست است.وي به اين ترتيب وارد چرخه باطلي مي شود که خارج شدن از آن جز با کمک مشاور امکان ندارد. طرحواره افراد به دليل ادامه يافتن رفتارهاي نادرست تداوم پيدا مي کند. آن ها با باورهاي تثبيت شده ذهني به زندگي فردي و اجتماعي ادامه مي دهند و طبيعي است که در طول زندگي اشتباه هاي خود را تکرار مي کنند. کيوانلو با اشاره به اين که افراد در مراجعه به مشاوره دلايل متفاوتي را ذکر مي کنند اما ريشه مشکلات بسياري از افراد معمولا مشکلات ارتباطي است، تصريح مي کند: ريشه شکايات ناشي از اضطراب، افسردگي و... در واقع مشکلات ارتباطي است. زيرا اگر فردي در ارتباط و تعامل با ديگران مشکلي نداشته باشد، طبيعي است که کمتر احتمال دارد به اضطراب يا افسردگي مبتلا شود.

تداوم طرحواره

هنگامی که درمانگر تلاش می کند طرحواره ها را مورد چالش قراردهد یاآنها رازیر سوال ببرد، اغلب با مقاومت بیماران روبرومی شود. بیماراغلب تلاش های فعالانه ای انجام می دهد تابه درمانگر ثابت کند که طرحواره های اوبا واقعیت تطابق دارند. برای اینکه طرحواره ها سالم بمانند اطلاعا ت باید تحریف شوند. درسطح رفتاری، تداوم طرحواره هااز طریق الگوی رفتاری خود آسیب رسان به دست می آید. این الگوهای رفتاری طرحواره خاست ممکن است درمحیط اولیه خانوادگی انطباق وکار آمد بوده باشند.به مرور زمان وخارج از محیط خانواده این رفتارهااغلب خود آسیب رسان می شوند ونهایتا طرحوارۀ بیماررا تقویت می کنند.

ادامه نوشته

محاسن هیجان های منفی

احساس ترس ، غم ، گناه و يا خشم ناخوشاينداست در دنياي آرماني و

خيالي قطعاً چنين هيجانهايي وجود ندارد. اما آيا عجب نخواهد بود كه ديگر

احساس غم ، ترس و گناه وجود نداشته باشد؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟

ت رررررررررررررررر س

ادامه نوشته

تولدی دوباره

برداشتی روانشناختی از سوره مبارکه کهف در قران و کاربرد آن در مشاوره

مولانا : "تنگ است مرا هر هفت فلک،چون مي رود او در پيرهنم "

ادامه نوشته

اصالت بهتر است یا تربیت خانوادگی؟

اصالت بهتر است یا تربیت خانوادگی؟

روانشناسان عزیز ادامه مطلب را حتما بخوانید...........

ادامه نوشته

گریه ، اشگ ، حزن ، و چگونگی بروز و ظهور آن

 

گریه ، اشگ ، حزن ، و چگونگی بروز و ظهور آن


 

تعریف گریه ، اشگ ، حزن و چگونگی ظهور و بروز آن

بسم الله الرحمن الرحیم

گریه ، صفتی است که حاکی از یک تحول روحی و روانی در درون جان آدمی می باشد.

بعضی از بزرگان – از جمله علامه میر جهانی – می فرمایند : گریه خونی است که در اثر سوزش قلب ، رگ هایی که اتصال به چشم دارد دهان باز می کند و آن  خون از راه رگها به چشم انتقال پیدا می کند . پس از استحاله شدن و تبدیل به اشگ شدن و رنگ خود را از دست دادن و ظاهر شدن از چشم جاری می شود و گاهی ممکن است که در اثر شدت و زیادی سوزش قلب استحاله نشده بصورت خون از دیده جاری گردد ، چنانچه در زیارت وارد شده « و لا بکین بدل الدموع دما » یعنی : هر آینه گریه می کنم برای تو خون ، بدل از اشگ چشم . *

حضرت امام خمینی ( ره ) می فرمایند : خنده و گریه مظهر شدید ترین حالات احساساتی انسانی است . آن وقتی که کسی بتواند مالک خنده و گریه ی مردم شود ، به حقیقت مالک قلب آن ها شده است ، کارهای قلبی غیر از کارهای عقلی است . **

اشگ همان قطرات آب چشم است که به علت های گوناگون ( مثل تحول درونی ) از چشم جاری می شود . اشگ نتیجه ی گریه محسوب می شود نه این که خود گریه باشد .

بنابر این ارزش اشگ ها بسته به عامل آن دارد و فرق است مابین اشگ ناشی از ترس جهنم و عذاب و اشگ فراق از حضرت جل و علا.

هنگاهی که گریه در جان آدمی محبوس گردد ، یعنی صاحب گریه از ظهور و بروز آن جلوگیری بعمل آورد ، به این حالت که از درون می سوزد و در ظاهر از این سوختن خبری نباشد حزن می گویند . به تعبیر حضرت آقای دولابی رحمه الله علیه : حزن به دیگ زود پز می ماند که درش بسته باشد .

بنابر این حزن انرژی حرکتی اش از اشگ صرف ، بیشتر بوده و انسان را در راه ارزش ها صبور تر و پایدارتر می نماید .

*بکاءالحسین ، ص 5 – 6

** مجله پاسدار اسلام ، تیتر 79 ، شماره 223 ، ص 31

کمک‌های والدین و مربیان در کاهش لکنت زبان کودکان

 

آیا کودک شما هم لکنت زبان دارد ؟؟ آیا خود کودک از لکنت زبانش رنج میبرد ؟؟ آیا شما چاره ای برای کودک خود اندیشیده اید ؟؟؟!!!

 

کمک‌های والدین و مربیان
کودکی که لکنت دارد تنها گفتارش قدری طولانی‌تر می‌شود، وگرنه تمامی خواسته‌ها و نیازهایش مشابه سایر کودکان است. او باید در وهله اول خود را عادی بداند، ارزش‌های اجتماعی، مسؤلیت‌های گوناگون و رفتارهائی که از سایر کودکان انتظار دارید، باید از او هم نیز انتظار داشته باشید، اختصاص دادن زمان کافی برای شنیدن صحبت‌های کودکی که مبتلا به لکنت است، سبب می‌شود تا احساس اعتماد به نفس کند و نظرات و گفته‌هایش را با ارزش بداند. فراهم آوردن فرصت‌هائی برای شنیدن حرف‌های کودک تا حد زیادی می‌تواند لکنت او را کاهش دهد.

اگر زمانی که کودک صحبت می‌کند احساس کند گفتارش قطع نمی‌شود، با آرامش و راحتی بیشتری صحبت خواهد کرد، و بالعکس چنان چه احساس کند کلامش از جانب والدین، خواهران، برادران و دیگر اعضاء خانواده‌اش قطع خواهد شد، نمی‌تواند به سهولت و روانی صحبت کند.

هنگامی که با کودک درباره لکنت زبان صحبت می‌کنید، سعی‌تان بر این باشد که مثال‌ها و نمونه‌هائی عینی از زندگی روزمره آشنای او برایش بیاورید تا نگرشی عادی، ملموس و قابل حل از آن در ذهنش داشته باشد. با این کار اطرافیان کودک می‌توانند هم زمینه‌ای برای گفت و گوئی راحت و صمیمانه با فرزندشان ایجاد کنند وهم به او کمک کنند تا به‌گونه‌ای مثبت درصدد حل مشکل خود برآید.

چنان‌چه والدین، مربیان و اعضاء مؤثر خانواده بتواند شرایطی را که موجب کاهش و یا افزایش لکنت زبان کودک می‌شود تشخیص دهند، می‌توانند نقش فعالانه‌ای در بهبودی کودک و درمان لکنت او ایفا کنند. به کودکی که به لکنت مبتلاست، هیچ‌گاه با اضطراب و نگرانی نگاه نکنید و هرگز ترس خود را از این که ممکن است کلمات کودک از گیرها و تکرارها خلاص نشود، ابراز نکنید. به‌همین منظور توجه به نکات زیر در خانه می‌تواند سودمند باشد.
▪ هنگام صحبت، سخنان یکدیگر را قطع نکنند.

▪ رعایت نوبت در صبحت کردن می‌تواند فشار و تنش‌های کودک را کاهش دهد.
▪ به‌‌جای یکدیگر صحبت نکنند (هرکس باید حرف خودش را بزند).
▪ انتظارات غیر معقول از کودک نداشته باشند.

▪ هنگام سخن گفتن و گفت و گو با کودک رقابت نکنند.
روش‌های درمانی لکنت‌زبان برای درمان لکنتزبان کودکان روش‌های بی‌شماری وجود دارد که هر یک بر دیدگاهی خاص تدوین شده‌اند

 

از جمله؛ روش‌های روان‌کاوی، گروه درمانی، خود درمانی، دارو درمانی، شناخت درمانی و...
▪ کودک را با سئوالات مکرر و گوناگون خود تحت فشار قرار ندهند.
▪ از کودک نخواهند تا بالاجبار جلوی جمع سخنرانی کند و یا شعر بخواند، بلکه او را تشویق کنند تا از صحبت کردن در جمع نهراسد و به تدریج احساس آرامش و راحتی کند.

▪ شرایطی که موجب ناراحتی، ضعف و ناتوانی کودک می‌شود، برایش ایجاد نکنند.
▪ سرعت و شتاب را از جریان زندگی کودک حذف کنند.

▪ هنگام صحبت کردن با کودک از جمله ساده و کوتاه استفاده کنند.
▪ وقتی با کودک صحبت می‌کنند، موضوع صحبت را پشت سر هم تغییر ندهند، زیرا ذهن کودک را خسته می‌کنند.

▪ لکنت پدیده‌ای است که اغلب قطع و وصل می‌شود. اگر والدین و مربیان بتوانند در طول شرایطی که لکنت در آن شروع می‌شود را پیدا کنند، می‌توانند برای قطع آن به کودک کمک کنند.
▪ زمانی که کودک می‌خواهد صحبت کند، شهامت و جرأت او را از بین نبرند.

▪ کودک را تشویق کنند تا در مورد ترس‌ها. هیجانات و اضطراب‌هایش صحبت کند.
▪ اگر کودک ترجیح می‌دهد درباره لکنتش صحبت نکند، افراد خانواده هم عکس‌العمل خاصی نشان ندهند.

هنگامی که برای کودک داستانی می‌خوانند، با صدائی بلند و شمرده بخوانند. در صورت تمایل کودک، اجازه دهند که او هم داستان را تعریف کند.

▪ در مواردی با تقویت اعتماد به نفس کودک، میزان لکنت او کاهش می‌یابد، بنابراین والدین و اعضاء مؤثر خانواده می‌توانند با مهم‌ نشان دادن توانائی‌های کودک و کم اهمیت نشان دادن لکنت او، عزت نفس او را تقویت کنند (نقاط قوتش را تشویق کنند و کمک کنند تا به هدف‌هایش ـ هر چند کوچک و ناچیز باشد ـ برسد).

▪ هیچ گاه با کودک با خشم و عصبانیت صحبت نکنند.
▪ حداقل روزی ۱۰ ـ ۵ دقیقه با کودک آرام صبحت کنند.
▪ علاقه و محبت خود را با روش‌های گوناگون به کودک نشان دهند و حس اعتماد به نفس و ارزشمندی را در او تقویت کنند.
هیجان بالا از هر منبعی که باشد، میزان لکنت را افزایش می‌دهد.

لکنت حاصل اضطراب و عدم آگاهی از چگونگی ساختار گفتار قابل قبول است. اگر شما بتوانید به جای آن چه که در گذشته رخ داده است، بر آن‌چه اکنون و در آینده می‌توانید انجام دهید، توجه و تمرکز داشته باشید، کمک بزرگی به کودک خواهید کرد.

مشکلات گفتاری در کودکان

 

 


در محدوده‌ی سنی 2 تا 3 سال گفتن این مسأله که آیا کودک در گفتار مشکلی دارد و نیاز به کمک گرفتن از گفتار درمانی هست، زیاد ساده نیست،‌ در سن 2 سالگی اغلب مشکل تلفظ درست کلمات و قرار دادن کلمات در جمله به طرز صحیح آن وجود دارد که طبیعی هم هست. می‌توانید بدون راهنمایی و با حدس زدن متوجه شوید که یک کودک 2 ساله چه می‌گوید بسیاری از 2 ساله‌ها حروف را جا به جا می‌کنند مثلاً لِ به جای رِ می‌لم (به جای) میرم یا ش به جای س شَلام (به جای) سلام که دو حرف مصمت با هم ترکیب می‌شود. گاهی کلمات چند سیلابی را به کلمات کوتاه‌تر تبدیل می‌کنند.

اَخ و فَلَه (به جای) چرخ وفلک، تمام این تلفظ‌های غلط می‌توانند تا 6 سالگی هم ادامه داشته باشند، شما آسوده خاطر باشید که صحبت کردن کودکان به مرور زمان درست می‌شود رفته رفته در 3 سالگی بیشتر چیزهایی که بچه‌ها می‌گویند قابل درک می‌شود.

ولی اگر کودک شما خیلی کم صحبت می‌کند باید بیشتر و بیشتر سعی کنید واین روش‌های زیر را دنبال کنید:

1- در هر مقطع سنی چه قدر انتظار داشته باشیم؟ خود شما بهترین مقیاس اندازه‌گیری پیشرفت مهارت‌های گفتاری کودکتان هستید – بیشتر 2 ساله‌ها حدود 50 کلمه در اختیار دارند و به کار می‌برند هر چند در این سن، خودسرانه به محدوده‌ی لغات و قابلیت‌های خودشان در گفتن کلمات متفاوت و صداهای درست عمل می‌کنند دومین سال عمر، زمان بسیار عالی و فوق‌العاده‌ای برای رشد گفتاری کودک است ممکن است بشنوید که از گفتن یک جمله‌ی کوتاه به پرسیدن سؤال می‌رسد جهت می‌دهد هر نوع داستانی که می‌تواند می‌سازد اگر با یک توقف کوتاه در مسیررشد روبرو شدید شگفت‌زده نشوید.

در اینجا چند راهنمایی برای شما داریم:

– چه چیزهایی ممکن است بشنوید؟

1- تلفظ غلط= بسیاری از بچه‌ها در برابر بعضی اصوات گنگ می‌شوند گاهی نمی‌تواند حروف صدا دار را بگویید و یا گاهی بیشتر از آنها استفاده می‌کند.

2- جا انداختن حروف کامل صدا دار= تا وقتی که بچه‌ها بیشتر از آنکه حرف بزنند می‌شنوند جا انداختن کامل حروف صدا دار شاید علامتی باشد مبنی بر اینکه بچه قادر به شنیدن تمام صداهای کلمه نیست حتی نشیدن لحظه ای و موقتی یک صدا از راه گوش، قابلیت درک کافی از زبان را برای صحبتی شفاف کند می‌کند و گاهی حتی واکنش‌هایی به صداهایی بی‌‌اهمیت مثل جاروبرقی و سشوار نشان می‌دهد.

3- استفاده از یک کلمه تنها برای یکبار

4- اشاره نکردن به موضوعی که از او خواسته شده: مثلاً در کتاب به او می‌گویید عکس پروانه‌ای که روی گُل نشسته رو به من نشون بده، ولی او یا آخر جمله را تکرار می‌کند یا صفحه را بدون نشان دادن موضوع رد می‌کند.

5- بی‌نتیجه بودن ظاهری، وقتی خواسته‌ی کودک را نمی‌دانید او به سادگی موضوع دلخواه را می‌گیرد و یا به آن اشاره می‌کند.

6- جواب دادن به سؤال با تکرار قسمت آخر سؤال شما= دوست داری با ماشینت بازی کنی؟ و او جواب می‌دهد، با ماشینت بازی کنی؟ یا بازی کنی؟ به جای تکان دادن سرش به علامت آره یا نه، به این حالت «اکولیا» گفته می‌شود و می‌تواند یکی از علایم ابتدایی «اوتیسم» باشد.

7- نگفتن خداحافظی یا بای بای و نداشتن واکنش به بازی‌ها

8- گفتن تنها یک کلمه، نه جمله و عبارت

9- نداشتن پیشرفت ماهانه و عدم گسترش زبان و لغات

10- نوک زبانی حرف زدن بعضی بچه‌های برای تلفظ س و ز زبان را پشت دندانهای بالا قرار می‌دهند اگر کودک شما اینطور صحبت می‌کند نگران نباشید خیلی از بچه‌ها نوک زبانی هستند و این حالت گاهی تا سن 7 سالگی هم ادامه پیدا می‌کند.

11- سلیس و روان صحبت کردن درگیر شدن با چهار چوب‌های اولیه‌ی گفتاری کاملاً‌ طبیعی است و اینکه کودک سعی می‌کند جملات را درست ادا کند یک علامت خوب است مخصوصاً وقتی که شما جمله‌ی او را درست درک نکرده و تفهیم شدن جمله‌ی او به شما بی‌نتیجه مانده است و این یعنی کودک به معانی توجه کرده و به گفتگو با شما مشتاق است.

12- لکنت زبان – اگر کودک در ابراز یک جمله با لکنت رو به رو شود طبیعی خواهد بود مخصوصاً وقتی در دوران رشد سریع قابلیت‌های ذهنی‌اش می‌باشد. در حقیقت در این سن بچه‌ها یک (لکنت درست) دارند که در بخش اول کلمات یا تکرار می‌کنند یا گیر می‌کنند.

مشکل زمانی است که قدرت مغز از مهارت‌های شفاهی گفتاری عقب می‌ماند،‌ لکنت‌ها گاهی به دلیل خستگی زیاد و یا تحریک برای گفتن آنچه در ذهن دارد و یا عصبانیت است کودک نمی‌تواند به راحتی کلمه‌ی مورد نظرش را ادا کند، اگر لکنت بدتر شد یا به مرور زمان با دهان کجی و فشار آوردن به صورت و دهانش برای گفتن کلمه کوشش کرد باید با دکتر مشورت کنید.

13- آپراکسیا – یک بی‌نظمی و اختلال در سیستم عصبی است و به دلیل ضعف یا سستی ماهیچه‌ها یا فلج بودن آنها قابلیت ادای سیلاب کلمات کم می‌شود اما در عوض مغز دستور درست به قسمت‌هایی که نیاز به دستور درست برای ساختن و متابعت اصوات با هم دارند می‌دهد بچه‌ها با مشکل آپراکسیا اغلب صداهای مشکل را حذف می‌کنند یا با نوع ساده‌تری جایگزین می‌کنند ممکن است حروف صدادار را غلط تلفظ کنند و گاهی یک صدای ساده را درست تلفظ می‌کنند این بچه‌ها اغلب به درمان متمرکز در سن پایین نیاز دارند که بی‌نظمیِ آن را از میان ببرد و شما با یک تلاش حرفه‌ای موفق خواهید شد.

چه می‌توانید بکنید، خواندن برای کودک یک راه عالی برای محکم کردن چهار چوب گفتار است کتابها به بچه‌ها کمک می‌کنند که به دامنه‌ی لغاتشان کلمات جدید اضافه کنند، با دستور زبان معانی‌ را با احساس‌تر و به‌تر کنید و با تصاویر یک گفتگوی عادی یا کودک 2 ساله انجام دهید، زمان خواب یا غذا خوردن فرصت خوبی برای صحبت کردن در مورد یک روز پرکاراست، محققان دریافته‌اند هر چه بچه‌ها کلمات بیشتری بشنوند دامنه‌ی لغاتشان زیادتر می‌شود.

تلفظ غلط – مادامی که کودکان می‌شنوند زبان یاد می‌گیرند. موضوع این است که چرا یک کودک با هوش کلمات را غلط تلفظ می‌کند، شما وقتی با او صحبت می‌کنید روی کلمات یا صداهایی که با زحمت می‌گوید تأکید کنید مجبور نیستید با سر و صدا گفتار او را تصحیح کنید فقط کلماتی که اشتباه می‌گوید را درست تقلید و تکرار کنید گاهی سختی‌ در تلفظ با صدای یک حرف ویژه کمتر است از ترتیب کلمات، مثلاً کِرِم را دِلِم تلفظ می‌کند چون گفتن «ک» نیازمند تغییر حالت زبان است که برای 2 ساله‌ها سخت است، روی آنچه که کودک برای گفتن درست انجام می‌دهد تمرکز کنید چون زمانی که احساس کند صحبت کردنش درست نیست و تلاشش بی‌نتیجه مانده صحبت را قطع می‌کند.

نوک زبانی- دقت کنید به راحتی می‌تواند نفس بکشد؟ از نظر هر نوع آلرژی و سرماخوردگی یا مشکلات سینوسی که باعث می‌شود کودک از دماغ و دهان با هم نفس بکشد بررسی کنید در تنفس با دهان باز زبان در دهان پهن می‌شود روی تنفس از راه بینی هم دقت کنید چون گاهی یک بینی خفه و پُر هم مقصر است. انگشتان کودک را از دهانش تا جایی که ممکن است دور نگه دارید عادت مکیدن شست و خوردن شیشه را ترک بدهید و در عوض جرعه جرعه خوردن را به او یاد بدهید. در غیر این صورت موتور زبان آنها خوب تقویت نمی‌شود و این تقویت برای گسترش گفتار مهم است از طرفی نوشیدن با نی هم همین کار را می‌کند چون به جای فشردن دندانها به هم از لب استفاده می‌شود.

روانی و سیلیسی – برای کمک به کودک برای روان‌گویی اجازه دهید که کودک بداند هر جمله چطور باید ادا شود بگذارید او چیزی از شما بخواهد مثلاً: مامان، جوراب من، جوراب شما لطفاً. بیشترین چیزها خیلی سریع اتفاق می‌افتد بدون هیچ توضیحی او می‌گوید، مامان (جمله‌ی مامان لطفاً به من کمک کن را محدود می‌کند و می‌گوید مامان!) تا زمانی که برای گذاشتن جمله‌ها کنار هم صراحتاً تلاش می‌کنند بیشتر جملاتش محدود می‌شود اگر نه بیشتر آن را تکرار می‌کند.

لکنت زبان – عکس‌العمل شما نسبت به کودکی که لکنت دارد خیلی مهم است اگر در پایان این سال هنوز هم به جای جملات 2، 3 و 4 کلمه‌ای، جمله‌ی یک کلمه‌ای می‌گوید کلمات جدید را یکبار به کار برده و دوباره چند بار تکرار می‌کند،‌ سؤال نمی‌کند و یا جواب و عکس‌العملی به سؤالهای کوتاه و ساده مثل این چیه؟ کتابت کجاست؟ نمی‌دهد ممکن است مشکلات گفتاری داشته باشد در هر یک از این موارد با یک درمانگر صحبت کنید اگر به مهدکودک می‌رود از معملمش کمک بگیرید، دکتر هم می‌تواند شما را به یک گفتار درمانگر خصوصی برای ارزیابی اولیه ارجاع بدهد و ممکن است یک برنامه‌ی تداخلی و هم سطح با مهد کودک ارایه دهد.

نگران نباشید چرا که ارزیابی‌ها معمولاً کامل هستند و اینکه شما مشکل را بدانید خیلی بهتر است چون محدوده‌ی نرمال را شناخته و در طول آن حرکت خواهید کرد فراموش نکنید که ارزیابی‌ها هر چه زودتر انجام شوند در آینده بهتر می‌توانند به شما کمک کنند وقتی به او «شکل»‌ها را آموزش می‌دهید خودتان معانی را با یک صدای جدید ترکیب کنید وقتی به او شکل جدیدی را نشان می‌دهید یا موضوعی را با نام مطرح می‌کنید یا چیزی را نشان می‌دهید کودک به این مجموعه لغات و صداها تخیل خودش را هم اضافه می‌کند حالا اگر حالت را عوض کرده و از او بپرسید این شکل چیه؟ ممکن است متوجه نشود که شما می‌خواهید او مشخصاً موضوع را با کلمات و صداهای جدیدی که یاد گرفته جواب بدهد.

اسم گذاری روی موضوعات – مجموعه‌ی لغات کودک محدود است و اسم‌گذاری موضوعات و تشخیص دقیق آن برای کودکان با سطح فکری بالاتر در سن بالاتر آسان می‌شود بهرحال توسعه در یک مقیاس وسیع از مقدار توقع ما دورتر است که البته عاقبت به آن محدوده خواهند رسید فقط ممکن است کاملاً انتظار شما را درک نکنند. در موارد حادتر بهتر است کودک از نظر اوتیسم بررسی شود مثلاً‌ وقتی که کودک 5/3 ساله پیشرفت گفتارش با تأخیر است او با شما صحبت می‌کند ولی دایماً عبارات را تکرار می‌کند اغلب جواب‌های بی‌ربط به سؤالها می‌دهد مثلاً: امروز چه کار کردی؟ او ممکن است بگوید: بابا من را برد، بچه دیده، رفت!‍ 6 ماه قبل هم همینطور جواب می‌داد ولی به صورت ابتدایی حرف‌های شما را تکرار می‌کرد حالا کمی اصلاح شده او در درک و دانستن مشکلی ندارد مشکل عمده‌ی او زبان است.

شخصیت شناسی دست دادن!

 

اگر می‌خواهید بدانید فرد مقابل‌تان چطور آدمی است اما فرصت زیادی برای شناخت او ندارید، بهتر است از دست‌هایش کمک بگیرید. دست‌ها می‌توانند بگویند او تا چه اندازه صبور و منطقی و چقدر عجول و خشن است پس این چند ثانیه فرصت را از دست ندهید.


 

مراقب اولین برخورد باشید، چراکه نه‌تنها لباس و نگاه و حرکات چهره افراد، بلکه نحوه دست دادنشان هم می‌تواند شخصیت آنها را آشکار کند. اگر می‌خواهید بدانید فرد مقابل‌تان چطور آدمی است اما فرصت زیادی برای شناخت او ندارید، بهتر است از دست‌هایش کمک بگیرید. دست‌ها می‌توانند بگویند او تا چه اندازه صبور و منطقی و چقدر عجول و خشن است پس این چند ثانیه فرصت را از دست ندهید و دست دادن او را مثل یک روانشناس تحلیل کنید.

 

 

 

می‌خواهد در لاک خودش باشد

فردي كه تنها انگشتان دستش را دراز مي‌كند يا دست‌هايش هنگام تماس با دست شما شل است، به شما مي‌گويد: «مايل نيستم به من دست بزنيد، من صميميت را دوست ندارم». از طرف دیگر، آدم‌هایی که به این شکل دست می‌دهند احتمالا آدم‌های ضعیف، مطيع و تسليمی هستند. اما اگر مردی به این شکل با شما دست می‌دهد، احتمالا آدم مرموزی است که قصد دارد به شکل مخفيانه اعمال نفوذ کند.

 

مایل نیستم به من دست بزنید، من صمیمیت را دوست ندارم

 

 

 

می‌خواهد شما را کنترل کند

آدم‌های کنترل‌گر از همان لحظه اول شخصیت خود را نشان می‌دهند. اگر کسی هنگام دست دادن كف دستش را روی دست شما گذاشت، باید بدانید فرد با اعتمادبه نفسی است که می‌خواهد بر همه چیز تسلط داشته ‌باشد و رابطه را کنترل کند. اما اگر كف دست او زیر دست شما قرار بگیرد، یعنی می‌خواهد همه تصمیم‌گیری‌ها را به شما واگذار کند.

 

او می‌خواهد نقل مجالس باشد و به همین دلیل با میل و رغبت رهبری جمع رابر عهده می‌گیرد

 

شما را آزار نمی‌دهد

فردی که هنگام دست دادن به دست‌ها نگاه می‌کند، می‌خواهد تنها باشد و از شلوغی خوشش نمی‌آید. او دوست ندارد به کسی نزدیک شود و معمولا احساسات خود را پنهان می‌کند. چنین شخصی همیشه از اینکه دیگران را برنجاند نگران است و خیلی زود دچار عذاب وجدان می‌شود.

 

مهمانی با او خوش می‌گذرد

فردی که هنگام دست دادن چند بار دست شما را بالا وپایین می‌برد، می‌تواند به سرعت با دیگران رابطه دوستانه برقرار کند. او می‌خواهد نقل مجالس باشد و به همین دلیل با میل و رغبت رهبری جمع را بر عهده می‌گیرد. او از خود انتظار زیادی دارد و برای داشتن یک زندگی خوب و مرفه تلاش می‌کند.

 

 

 

با شما صمیمی شده

اگر فردی با هر دو دست با شما دست می‌دهد، احتمالا آنقدر شیفته‌تان شده است که دوست دارد شما را در آغوش بکشد. استفاده از دست چپ براي گرفتن و پوشاندن دست‌ها، دست دادن دستكش‌وار ناميده می‌شود و نشان‌دهنده صداقت و صميميت زياد است.

 

اگر هنگام دست دادن خیلی نزدیک می‌ایستد و دست می‌دهد، می‌خواهد با شما یک دوستی پایدار همراه با وابستگی ایجاد کند. چنین فردی به روابط شخصی و احساسی با دیگران اهمیت زیادی می‌دهد و اگر به او فرصت دهید، خیلی خوب می‌تواند خودش را در دلتان جا کند.

 

 

 

رئیس بازی می‌کند

اگر با فردی روبه‌رو شده‌اید که هنگام دست دادن، دست خود را بالاتر از حد معمولی(كمر) می‌آورد، در مقابلش کمی محتاط‌تر باشید. احتمالا او فرد متكبر و رئیس مآبی است که از موضع بالا به شما نگاه می‌کند.

 

در حالی که فردی که هنگام دست دادن کمتر از حد معمول، دست شما را می‌فشارد، معمولا احساسات خود را پنهان می‌کند و دوست دارد تنها باشد. چنین فردی عصبانیت خود را پنهان می‌کند و قدرت نشان دادن نارضایتی خود را ندارد.این شیوه دست دادن به شما می‌گوید او احتیاج به محبت کسی ندارد اما اگر کسی از او یاری بطلبد با کمال میل به او کمک می‌کند.

 

از وابستگی می‌ترسد

اگر با فردی روبه‌رو شده‌اید که هنگام دست دادن به اطراف نگاه می‌کند، بدانید که دلش نمی‌خواهد خودش را به کسی تحمیل کند یا به کسی وابسته شود. او تنهایی را ترجیح می دهد و از آنجا که در زندگی‌اش احساس کمبود می‌کند، زیاد با آدم‌های دیگر صمیمی نمی‌شود. در حالی که کسی که هنگام دست دادن به چشم‌های شما نگاه می‌کند، دوست دارد به شما نزدیک شود اما نمی‌خواهد که این صمیمیت به وابستگی منجر شود. او می‌تواند یک مدیر موفق باشد و زندگی خوبی را برای همسرش بسازد اما گاهی ترسش از وابستگی به خراب شدن روابطش منجر می‌شود.

 

 

 

می‌خواهد کمک کند

اگر شخصی هنگام دست دادن شما را به طرف خود می‌کشد، احتمالا دوست دارد به همه کمک کند. چنین فردی دوستان زیادی در اطراف خود دارد و خیلی زود باب دوستی ر ا با دیگران باز می‌کند. او در میان جمع همیشه مورد توجه است و به شما می‌گوید به کمک دیگران هم احتیاج دارد. در حالی که فردی که هنگام دست دادن شما را به عقب هل می دهد، دوست دارد کسی با او کاری نداشته باشد. چنین شخصی گرچه به راحتی می‌تواند مدیریت گروهی را بر عهده بگیرد اما از آنجا که زیاد اهل مشورت و همکاری با دیگران نیست، تمام کارها را به شیوه مورد علاقه خود انجام می‌دهد. اما اگر هنگام دست دادن خیلی نزدیک می‌ایستد و دست می‌دهد، می‌خواهد با شما یک دوستی پایدار همراه با وابستگی ایجاد کند. چنین فردی به روابط شخصی و احساسی با دیگران اهمیت زیادی می‌دهد و اگر به او فرصت دهید، خیلی خوب می‌تواند خودش را در دلتان جا کند.

 

دلش می‌لرزد

آدم‌هایی که كف دستشان عرق كرده وخیس است، نوعی دلهره و نوعی هیجان غیرعادی در خود دارند. شاید فردی که به این شکل دست می‌دهد، از ملاقات با شما هیجان‌زده شده است و شاید هم در تمام زندگی‌اش، فردی مضطرب و نگران است. باید چنین فردی را بیشتر بشناسید، چراکه ممکن است این اضطراب در همه جنبه‌های زندگی با او همراه باشد.

 

می‌خواهد فرار کند

با کسی روبه‌رو شده‌اید که با حركت انگشتانش ضربه آهسته و مضراب‌گونه‌ای به انگشتان شما می‌زند و گرچه بدنش بی‌حرکت است اما انگشتانش روی دستان شما، عمل راه رفتن را انجام می‌دهد؟ چنین فردی شخصیتی بي‌تاب و ناشكيبا دارد و دلش می‌خواهد خیلی زود از آن موقعیت بیرون بیاید. شاید شما نتوانسته‌اید او را جذب کنید و شاید هم در آن لحظه در موقعیتی قرار دارید که این فرد از بودن در آن لذت نمی‌برد.

 

نمی‌تواند دلتان را بشکند

اگر کسی دست خود را خوب و کامل در دست شما قرار داد، باید بدانید که او خیلی مهربان، دلجو و یاری‌کننده است و دوست دارد دیگران هم با او همین‌طور رفتار کنند. این فرد دوست ندارد به کسی محتاج باشد و از خود انتظارات زیادی دارد.

 

می‌خواهد فرمانده باشد

دست دادن بسيار محكم فقط خاص ورزشکار‌ها نیست. افرادی که به این شکل دست می‌دهند،‌ 2 خصوصیت ویژه دارند؛ آنها آدم‌هایی پرشور و اشتياقي هستند اما از سوی دیگر به دنبال سلطه‌گري و اثبات فرمانده بودنشان هم هستند؛ پس در مقابل آنها بیشتر مراقب استقلال و عقـایدتان باشید، چراکه می‌تواننـد آنها را از شما بگیرند.

شخصیت شناسی از روی امضا

 

حتی اگر هم خودش بخواهد، نمی‌تواند آنچه درونش است را پنهان کند. کافی است کمی با فوت‌و‌فن‌های شخصیت‌شناسی آشنا باشید و نتیجه چند تحقیق را به دقت خوانده باشید، تا دست هر کسی برایتان رو شود. اگر می‌خواهید بدانید بغل دستی‌تان، واقعا کیست و چه ویژگی‌هایی دارد، بهتر است یک قلم و کاغذ جلویش بگذارید و بخواهید برای یادگاری هم که شده به شما امضا بدهد. متخصصان نشانه‌شناس و گروهی از روانشناسان، معتقدند شیوه امضا کردن آدم‌ها می‌تواند برخی از خصوصیات‌شان را آشکار کند و به ما بگوید که در مقابل‌شان باید چه رفتاری را در پیش بگیریم.

 

امضای منطقی‌ها

اگر در زمان امضا کردن، خودکار را به طرف عقربه‌های ساعت حرکت می‌دهد، فردی منطقی است. اما اگر برعکس این حرکت را انجام می‌دهد، احتمالا با فردی روبه‌رو هستید که به آسانی دلایل شما را نمی‌پذیرد و قانع نمی‌شود، چراکه افرادی که برخلاف عقربه‌های ساعت امضا می‌کنند، معمولا آدم‌هایی غیرمنطقی هستند. پس بهتر است زمانی که فرد مقابل‌تان امضا می‌کند، در کنارش حضور داشته باشید تا علاوه بر شکل امضا، بتوانید جهت حرکت خودکار روی کاغذ را هم ببینید.

 

امضای بی‌خیال‌ها

کسانی که امضایشان، گنگ و خط‌خطی است و با عجله و بدون درنگ امضا می‌کنند، زندگی را آسان می‌گیرندو به خاطر موانع‌‌ای که برسر راه‌شان است، زندگی را به کام خود تلخ نمی‌کنند. اگر شما هم آدم آسان گیری باشد،‌در کنار آنها خوش‌خواهید گذراند؛ اما اگر سخت گیر و عصبی باشید بودن با آنها برای‌تان سخت‌ترین کار خواهد بود.

 

امضای جدی‌ها

آدم‌هایی که هنگام امضا کردن، خودکار را روی کاغذ فشار می‌دهند، اغلب افراد جدی و منظمی هستند. اگر کاری را به آنها سپرده‌اید، نیازی نیست که نگران انجام شدنش باشید، چون نظم آنها نگرانی شما را برطرف می‌کند اما باید بدانید که این افراد استرس زیادی دارند و احتمال دارد از ضربه‌ای یا سختی‌ای که در کودکی خورده‌اند، آسیب دیده باشند.

 

امضای مرموز‌ها

اگر هنگام امضا کردن، خودکار را آرام حرکت می‌دهد و مراقب است که به بهترین شکل امضا کند، احتمالا شخصیتش با آنچه بروز می‌دهد متفاوت است و می‌خواهد در مقابل شما، خود را بهتر از آنچه که هست جلوه دهد. در مقابل چنین فردی کمی محتاط باشید و زمان بیشتری را صرف شناختن خود واقعی‌اش درنظر بگيريد، چراکه به احتمال زیاد، او چیزهای زیادی را برای پنهان کردن از شما دارد.

 

امضای آدم‌های مغرور

آدم‌هایی که به‌جای امضا کردن، نام خود را می‌نویسند، خود را فردی باارزش می‌دانند و به توانایی‌هایشان ایمان دارند. آنها دوست دارند نامشان را در همه جا مطرح کنند و آنقدر خود را مطرح و توانمند می‌دانند که ممکن است گاهی مغرور و خودخواه جلوه کنند. این افراد تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا در موقعیت‌های شایسته‌ای قرار بگیرند و از این راه احساس غرور‌شان را ارضا کنند.

 

امضای برونگراها

اگر با فردی روبه‌رو هستید که بزرگ و با حروف درشت امضا می‌کند، احتمالا با یک برونگرا در ارتباط هستید. بررسی‌ها می‌گوید آنها افراد با اعتماد به نفسی هستند که گاهی خودشان را بیش از حد باور دارند اما به‌دليل اراده قوی‌شان می‌توانید روی آنها حساب کنید. از طرف دیگر، کسانی که در سمت راست یک متن امضا می‌کنند، آدم‌هایی برونگرا و اجتماعی هستند که خیلی راحت با غریبه‌ها صمیمی می‌شوند و اگر با چنین فردی به مهمانی دعوت شوید، حتما به شما خوش می‌گذرد.

 

امضای صادق‌ها

برای آنکه بدانید با فردی صادق روبه‌رو هستید یا نه، می‌توانید از او بخواهید یک فرم را هم امضا کند. بررسی‌ها مaی‌گوید اگر او بالای فرم را امضا کرد، احتمالا آدم راستگویی نیست، اما اگر پایین فرم را امضا کرد، بیشتر می‌توانید به گفته‌هایش اعتماد کنید. از نظر آنها کسانی که بالای فرم را امضا می‌کنند، کمتر به تعهدات‌شان پایبند می‌مانند؛ پس بهتر است قبل از اعتماد کردن بهانه‌ای برای گرفتن امضایش پیدا کنید.

 

امضای لجباز‌ها

اما اگر طرف مقابل‌تان در امضایش از خطوط عمودی استفاده می‌کند، باید بدانید با فردی لجباز روبه‌رو هستید که معمولا هر کاری که بخواهد، انجام می‌دهد، چراکه این افراد، معمولا روی تصمیم‌ها و کارهایی که می‌خواهند انجام دهند، پافشاری می‌کنند. البته این خصلت آنها همیشه هم بد نیست، چون برای رسیدن به چیزی که می‌خواهند تلاش و پافشاری می‌کنند، اگر شما هم آدم لجبازی هستید، ‌احتمالا آسان با چنین فردی کنار نمی‌آیید.

 

امضای عصبی‌ها

اگر با فردی روبه‌رو هستید که امضایش شلوغ ‌است، بدانید که شخصیتی مضطرب و ناآرام دارد به ویژه اگر این شخص، امضایی با شکل‌های در هم و آشفته را انتخاب کرده ‌است، می‌توانید آسان‌تر احتمال مضطرب بودنش را مطرح کنید. چنین فردی آسان از کوره در می‌رود، پس در مقابل او کمی محتاط‌تر رفتار کنید. بعید نیست که این افراد آدم‌های شکاکی باشند و بخواهد از همه رفتارهای شما سر در بیاورند.

 

امضای درونگراها

افرادی که سمت چپ صفحه را برای امضا کردن انتخاب می‌کنند، آدم‌های خجالتی و درونگرایی هستند که راحت با هرکسی کنار نمی‌آیند. این افراد از اینکه به جمعی وارد شوند که کسی را در آن نمی‌شناسند عذاب می‌کشند و دوست ندارند کسی سر از کار‌شان در بیاورد. آنها سرشان به کار خودشان گرم است و قرار گرفتن در موقعیت‌های ناگهانی، می‌تواند آنها را به شدت مضطرب و حتی ناامید کند.

 

امضای مهربان‌ها

آدم‌های مهربان و بخشنده، هنگام امضا کردن، قلم را بسیار آرام روی کاغذ حرکت می‌دهند. سادگی امضای آنها، از قلب ساده‌شان خبر می‌دهد. آنها یا شخصیتی ساده دارند یا سواد بالایی ندارند. این افراد به راحتی حرف دیگران را باور می‌کنند و خودشان هم برای بزرگ‌تر جلوه دادن شخصیت‌شان به دروغ و فریب رو نمی‌آورند.

امضای سختکوش‌ها

کسانی که در امضایشان از خطوط منحنی و بدون زاویه استفاده می‌کنند، آدم‌های سختکوشی هستند که با هوش و پشتکار فراوانشان به هر چه بخواهند می‌رسند. این افراد برای رسیدن به اهداف خود بسیار مصمم و پر تلاش هستند و تا رسیدن به هدفشان، صبور و بردبارند.آنها حتی با وجود مشکلات هم، هرگز از تصمیم‌شان منصرف نمی‌شوند.

 

امضای‌خجالتی‌ها

کسانی که کوتاه و کوچک امضا می‌کنند، افرادی خجالتی هستند که اعتماد به نفس پایینی دارد. آنها از توانایی‌های خودشان a و معمولا خود را در حاشیه قرار می‌دهند وa در مهمانی‌ها به راحتی با غریبه‌ها صمیمی نمی‌شوند. آنها آنقدر به خودشان بی‌اعتماد هستند که حتی نمی‌خواهند در صفحه کاغذ جای زیادی را اشغال کنند و سعی می‌کنند امضایی کوچک داشته باشند.

روانشناسی نقاشی کودک - دنیای پر رمز و راز نقاشی کودکان

 



مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان :
چشم، چشم، دو ابرو / نقاشي و شخصيت كودكان:




روانشناسان به طرق مختلف درباره کودکان تحقيق کرده اند که يکي از مهمترين آنها تجزيه و تحليل نقاشي هاي کودکان است. نقاشي، کودک را در مراحلي که حواث اطراف خود را دسته بندي و عرضه مي کند و روند تکامل يافته اي را از زمان خط خطي کردن ساده تا زماني که خطوط معني دار و مبتني بر قوانين پرسپکتيو و شالوده منطقي را رسم مي کند مي توان چيزي شبيه خواب و رويا معني کرد. نقاشي مانند خواب و رويا به کودک فرصت مي دهد اطلاعات و اعمالي را که از دنياي بيرون کسب مي کند از هم جدا و سپس آنها را دوباره تنظيم کند.

 

در نقاشي همانند خواب و رويا کودک خود را از ممنوعيت ها رها کرده در حالي ناخدا آگاهانه درباره مسائل، کشفيات و مشکلات و دلهوره هايش صحبت مي کند. به همين دليل اگر آموزش نقاشي را بر پايه تصحيح نقاشي قرار دهيم در آن به کودکان از سنين پايين کمترين کپي و تقليد کردن از مدل را بياموزيم مرتکب اشتباه شده ايم. در نقاشي کودک خطي که بر تصوير صورت برادر کشيده است يا حذف شدن، به کارگيري رنگ خاص، از ميان بردن يا بيش از حد بزرگ جلوه دادن بعضي حوادث، همگي حکايت از نشانه ها و علائمي مي کند که داراي معاني روشن هستند و بزرگسالان با کمي شناخت و دقت قادر به مشاهده و تعبير آن مي شود.


کودک يک ساله مداد را در دست مي گيرد ولي به سهولت نمي تواند روي کاغذ خط بکشد.مداد را روي کاغذ مي کوبد و سرانجام کاغذ را پاره مي کند). کراني و مارتين مي گويند: « توانايي ترسيم خطهاي افقي قبل از خطهاي عمودي ظاهر مي شود (

-کودک 18 تا 20 ماهه موفق به کشيدن خط مي شود.
- در 2 سالگي خطهاي دايره اي يا زاويه دار ظاهر مي شود.
- در 2 سال و نيمي به علت افزايش قدرت عضلات، وقتي خطي را رسم مي کند با چشم مراقب است که خط از محدوده تعيين شده خارج نشود.
- در 3 سالگي فقط لذت بردن از حرکت يا فشار مداد روي کاغذ نيست، بلکه مايل است احساسات دروني خود را که در ارتباط با تجربه هاي زندگي کوتاه است را بيان کند. در 3 سالگي خطهاي عمودي را بيشتر از افقي رسم مي کند. خط عمودي بيانگر اظهار وجود کودک است و توسعه آن نشان مي دهد کودک از وجودش آگاه است. در اواخر 3 سالگي شروع به کشيدن اشکالي شبيه خانه يا خورشيد مي کند.
- در 4 سالگي خط نگاري هاي او جمع مي شود و حتي براي بزرگسالان نيز معنا پيدا مي کند.
- در 5 تا 6 سالگي امکان دستيابي کودک به درک حروف الفبا يا نوشتن که بيشتر از رسم و نقاشي جنبه آموزشي دارد، فراهم مي شود.
رنگها:
بين نقش رنگ و زندگي عاطفي کودک با در نظر گرفتن دوران تکاملي او يک حالت متوازي است.
- 3 تا 6 سالگي کودک بيشتر تحت تأثير فشارهاي دروني است، بنابراين علاقه وافري به استفاده از رنگ دارد و آن را مقدم بر شکل ظاهري مي داند ولي به تدريج که سن او بالا مي رود از وابستگي اش به رنگ کم مي شود و علاقه او به تقدم شکل بر رنگ فزوني مي يابد.
- هر قدر کودک کوچکتر باشد رنگ هاي زنده تر را به کار مي برد. در کودکستان کودکان ترجيح مي دهند رنگ هاي گرم و تند استفاده کنند و فقط کودکاني که در خانه تحت نظارت شديد هستند رنگ هاي سرد را انتخاب مي کنند که علت اصلي به مشکلات عاطفي و رواني مربوط مي شود.
- فقدان رنگ در تمام يا قسمتي از نقاشي نشانگر خلاء عاطفي و گاهي دليل بر گرايش هاي ضد اجتماعي است.
- کودکان سازگار در نقاشي هايشان به طور متوسط از 5 رنگ مختلف استفاده مي کنند.
- کودکان گوشه گير يا آنها که ارتباط با دنياي خارج را دوست ندارن از يک يا دو رنگ بيشتر استفاده نمي کنند.
- علاقه واقعي کودک به رنگ زماني شروع مي شود که او سعي در کشيدن شکلهايي مي کند. اين مرحله تا 7 يا 8 سالگي به درازا مي کشد. کودک براي استاده از رنگ ها فقط تحت تأثير احساسات خود قرار دارد. مثلا ممکن است چمن را بنفش بکشد چون هم مي خواهد چمن را نشان دهد و هم از رنگ بنفش خوشش مي آيد.کودک در حين بزرگ شدن به تدريج ارتبازط ميان اشيا و رنگ حقيقي آنها را درک مي کند، ولي بدو امر اين موضوع فقط در مورد چيزهايي است که برايش ارزش عاطفي دارند؛ مثلا اگر مادرش موهاي بور داشته باشد هر زني را که مي کشد موهايش را بور مي کند زيرا اين رنگ برايش انباشته از نيروي عاطفي است.
نماد رنگها:
رنگ ها تحت تأثير عوامل جسمي و رواني و در فرهنگ هاي مختلف داراي معاني خاصي است. در قبايل موزامبيک رنگ سياه رنگ خوشي و شادي و قرمز تقريباً در همه جا معناي قدرت را القا مي کند, زيرا با خون که به معناي زندگي است هم رنگ است.
در مذهب اهالي تبت و مردم مسيحي نماد عفت و پاکي زنانه، رنگ آبي است که نشانه صلح نيز هست. در کابوکي ژاپن رنگ قرمز نشانگر شيطان و ابليس، رنگ سفيد و طلايي مخصوص رهبانيت الهي است. رنگ زرد نشان دهنده شادماني است، رنگ آبي نشانگر ترس و غم و رنگ سبز نشانگر بوالهوسي است.
از نظر رواني 2 گروه رنگ هاي گرم ( قرمز، زرد و نارنجي ) و رنگ هاي سرد ( سبز، آبي و بنفش ) با هم تفاوت عميق دارند. رنگ هاي گرم تحريک کننده، سبب فعاليت و جنب و جوش، الهام دهنده روشني و شادي زندگي و مولد حرکت هستند. در حالي که رنگ هاي سرد حالت هاي انفعالي، سکون، بي حرکتي و تلقين کننده غم و اندوه هستند. رنگ هاي خنثي ( خاکستري ) مبين درونگري، استدلال، خودمختاري و حمله وري و تمايل به آغشته سازي است.
رنگهاي سرخ در ابتدا مورد توجه کودکان خردسال است. بعد ها مبين فعاليت هاي غير دوستانه و پرخاشخويي مي شود.
آنها که قواعد و قوانين را به درستي قبول ندارند ولي مي کوشند تا خود را با آن منطبق کنند و ديگر آنها که از نظر رشد و تکامل به مرحله درک قوانين و قواعد اجتماعي رسيده اند و مي کوشند در عمل آنها را به کار برند, از آبي استفاده مي کنند.
رنگ سياه منع، ترس، تشويق، وسواس و اضطراب است. رنگ نارنجي آرامش و خوشي را به ياد مي آورد.
رنگ سبز گوياي عکس العمل عليه نظام هاي خشک و طاقت فرساست. رنگ بنفش تمايلات درهم و برهم و نامتجانس را نشان مي دهد.


موضوع نقاشي و شخصيت کودک:
کودک با تمام وجود و شخصيت ذهني و عاطفي خود نقاشي مي کند. موضوعاتي که در نقاشي کودکان ديده مي شود آدم، خانه، درخت، خورشيد، ماه، حيوانات و خانواده است.


شکل آدم:
هنگامي که کودک شکل آدمي را مي کشد پيش از هر چيز شکل خود يا درکي که از بدن و تمايلات دارد را بيان مي کند. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسياري وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر اگر آدمک مثلا در اندازه اي خيلي کوچک يا در گوشه اي از کاغذ کشيده شده باشد به معناي آن است که کودک خود را کم ارزش و از ديگران پايين تر مي داند. اگر اين کم بها دادن به خود در چند نقاشي کودک ادامه پيدا کرده باشد نشانگر خجالتي بودن اوست که ممکن است تا حد تمايل به ناپديد شدن نيز پيش برود. در نقاشي فقدان دست و بازو نيز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنيت است.
کودکاني که خود را بالاتر از بقيه مي دانند آدمک هايي با اندازه بزرگ رسم مي کنند. اين نوع نقاشي مخصوص کودکاني است که اختلال عاطفي دارند يا به طور معمول کودکاني هستند زودرنج و حساس که هميشه فکر مي کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.


خانه:
خانه نماد پناهگاه و هسته اصلي و گرمي خانواده است که ممکن است مورد علاقه يا تنفر کودک باشد.
- زندگي سعادتمند در خانه باغچه، گل، درهاي بزرگ، پنجره و دودکش بخاري را مي کشد، خانه خانه با حالت دلباز عرضه مي شود.
- خانه بدون در ورودي در 5 تا 8 سالگي نشانه خجالتي بودن کودک و وابستگي شديد به مادر، بعد از 8 سالگي نشانگر احساس خود کوچک بيني و تنهايي کودک در نوجواني نشانگر شرم و حياي زياده از حد و داشتن احساسات رقيق است. هنگامي که پدر و مادر جدا شده باشند خانه به دو قسمت تقسيم مي شود و اغلب داراي دو در ورودي است که يک قسمت از خانه نماد زندگي خانوادگي واقعي و در ديگر نشانه زندگي تحميل شده به کودک است.
- خانه به صورت قصر به منزله پناهگاهي مطلوب است.
- خانه به صورت زندان نشانگر فشارهاي خانوادگي و ناسازگار و از هم پاشيده است.
- کوچه امکان خارج شدن از خانه و محيط محدود خانواده و بالاخره از خود بيرون آمدن است.
- جاده به صورت پيچ وخم مبين مشکلات در برقراري ارتباط با ديگران است. خيابان هاي باز و عريض شادي و صداقت را نشان مي دهد.
- کوچه تنگ و بسته کمبودهاي عاطفي را القا مي کند.
- افراد پويا و خيالپرور بيشتر به ترسيم امواج دريا يا پرندگان مي پردازد.
درخت:
براي تحليل نقاشي درخت بايد 3 قسمت آن مشخص شود: ريشه، تنه و شاخه ها و برگ ها.
ريشه درخت در زمين فرو رفته و درخت را تغذيه مي کند نماد نا خداگاه نشانه هاي دروني است.
تنه بيانگر مشخصات دائمي و عميق پايدار شخصيت است. شاخه ها و برگ ها بيانگر طريق ارتباطي کودک با دنياي خارج است.
بچه ها در سنين پيش دبستاني تنه درخت را بلند ترسيم مي کنند ولي پس از اين سن بلند بودن درخت نشانگر عقب افتادگي فکري يا بيماري عصبي يا آرزوي بازگشت به دنياي دوران کودکي پيش از مدرسه است.
تنه درخت اگر کوتاه کشيده شود نشانگر جاه طلبي و بلند پروازي کودک است. تنه درخت اگر کج کشيده شود نشانگر عدم ثبات کودک است و تنه صاف نشانگر ثبات فکري کودک است . برگهاي زياد و درهم بيانگر شخصيت در خود فرو رفته کودکي است که آمادگي تغيير و تحول ندارد.
درختي که شاخه هاي آن به هر سويي کشيده شده اند ( درختي که شاخه هاي فراوان دارد ) نمايانگر حساسيت شديد کودکي است که مسائل را به سادگي مي فهمد و قادر به ارتباط با ديگران است و در عين حال به راحتي مي تواند خود را با محيط سازگار کند.


خورشيد و ماه:
تصوير خورشيد بيانگر امنيت، خوشحالي، گرما، قدرت و به نظر برخي نماد پدر مطلوب است.
خورشيد به طور کامل در حال درخشيدن نشانگر رابطه خوب پدر و کودک است.
خورشيد پشت کوه نشانگر ارتباط نا مطلوب پدر با کودک است.
خورشيد به رنگ قرمز تند يا سياه نشانگر ترس کودک از پدر است که مضطرب کننده است.
طرز کشيدن به حال و حوصله لحظه اي کودک نيز بستگي دارد. بايد پي در پي در نقاشي هايش باشد تا بتوانيم درباره او قضاوت کنيم.
ماه بيشتر نشانگر نيستي است زيرا او زماني که خورشيد يعني نماد زندگي ناپديد مي شود ظهور مي کند. بسياري از کودکان ماه را در نقاشي هايي که از قبر و قبرستان مي کنند به کار مي گيرند.


مراحل تكاملي چهره نگاري:
در ابتدا اشيا از نظر كودكف فقط خانه و آدمك است. در 3 تا 4 سالگي كودك سعي مي كندتصوير شخص يا اشخاص را بكشد.اين تصاوير شامل يك دايره بجاي سر،و در اطراف آن چند خط به عنوان بازوها و پاها است. علت ساده بودن نقاشي در اين سنين ناشي از عدم شناخت تكنيك نقاشي نيست، بلكه اين درست همان تصويري است كه كودك از بدن در ذهن دارد.كودك در سالهاي اول زندگيش هنگام كشيدن آدمك بدن را فراموش مي‌كند، زيرا به نظر او وظيفه و عمل بدن مهم نيست.بعد از اين مرحله كم كم در داخل دايره، دو چشم بزرگ نمايان مي شود. مرحله بعدي گوشهاست كه خيلي بزرگ هستند.
در 6 سالگي تصوير كودك از بدن خود در مغزش كاملتر است و داراي 2 دست و گردن است كه در انتهاي بازو قرار گرفته اند. بلندي آدمك معمولاً 4 برابر پهناي آن رسم مي شود. 10 سال طول مي‌كشد تا كودك بتواند تصوير كاملي با تمام اعضا و حركات بدن رسم كند. به گفته گودينف، اصولاً نقاشي آدمك نشانگر پختگي فكري كودكان است.


10 فرمـان بـراي سـال اول ازدواج

 

 
وقتي درباره تلخي ها و شيريني هاي ازدواج با افراد متاهل صحبت مي کنيد، همگي معتقدند اولين سال زندگي مشترک، سخت تر از بقيه آن است. حتي بعضي متاهل ها وقتي به يک مجرد مي رسند فورا شروع به نصيحت مي کنند: «تا ازدواج نکردي فکر مي کني چه خبره» يا «مرغ همسايه غازه». ولي اين حرف ها واقعا چقدر روي شما تاثير دارد؟ مثلا ممکن است باعث شود از ازدواج کردن منصرف شويد؟! اکثر مواقع اين طور نيست. يعني بيشتر افراد به خاطر شنيدن چنين چيزهايي تمايل به ازدواج را از دست نمي دهند. اما همه دوست دارند روش هايي را ياد بگيرند تا ورود به دنياي تاهل از همان اول خوب و موفقيت آميز باشد. اين روش ها درست مثل زيربناي يک ساختمان هستند. وقتي از همان ابتدا براي زندگي مشترک خود زحمت بکشيد و مسووليت پذير باشيد، مطمئنا بناي اصلي زندگي شما هم بهتر خواهد شد. کارشناسان خانواده اين روش ها را در 10 فرمان طبقه بندي مي کنند:

1 - قبل از هر چيز عاشق خودتان باشيد:تعجب نکنيد! تا وقتي که هر يک از شما براي خودش ارزش قايل نشود، نمي تواند براي ديگري مفيد باشد. به خودتان اهميت بدهيد. سعي کنيد هميشه طوري زندگي کنيد که کمترين فشار و استرس را متحمل شويد. شاد بودن شما فاکتوري است که باعث احساس رضايت و شادي در همسرتان هم خواهد شد.


2 - آسان گير و شوخ طبع باشيد: با شروع زندگي مشترک، بايد کم کم بياموزيد که بهتر است به مشکلات خنديد. اگر براي حل مسايل خود راه هاي منطقي را که بلد بوديد به کار برديد ولي باز هم مشکل حل نشد، خيلي سخت نگيريد. مطمئن باشيد خوش اخلاقي شما و گذر زمان 2 عاملي هستند که دست به دست هم مي دهند و هر ناممکني را ممکن مي کنند.


3 - نوبتي عصباني بشويد: تصور کنيد همسرتان پس از يک روز کاري سخت به شما مي رسد و شروع مي کند به شکايت کردن از در و ديوار و غر زدن و نق زدن. بهتر است اجازه بدهيد خودش را خالي کند، البته تا جايي که رفتارش شما را آزار ندهد. بعد از تمام شدن حرف هاي همسرتان، شما هم فرصت داريد مشکلاتي را که در طول روز برايتان پيش آمده براي او تعريف کنيد. به اين شکل هر دوي شما هم مي شنويد و هم شنيده مي شويد. مي توانيد بعد از برگشتن اوضاع به حالت عادي بيشتر و مفصل تر در مورد مسايل با هم بحث کنيد.


4 - با هم حرف بزنيد: شما و همسرتان هر دو انسان هاي بالغي هستيد. پس نيازها و خواسته هايتان را خيلي روشن و منطقي با هم در ميان بگذاريد. هر دوي شما بايد بدانيد که همسرتان کجا و چه وقت به شما نياز دارد. علاوه بر آن خط قرمزهاي يکديگر را هم بايد بشناسيد يعني وقتي در حل مساله اي نيازي به دخالت شما نيست، به زور خود را وارد ماجرا نکنيد.


5 - پيش هرکسي که مي رسيد، درددل نکنيد: تا حد ممکن مشکلات زندگي مشترک خود را بيرون از خانه نبريد. سعي کنيد همه مسايل را خودتان دو نفري حل کنيد. نهايتا اگر به نتيجه نرسيديد، فقط از کارشناسان و مشاوران خانواده کمک بگيريد. مثلا فرض کنيد همسر شما خيلي شلخته است. اگر اين مساله را پيش دوستان و نزديکان خود بازگو کنيد، احتمالا هرکس نظر خودش را براي بهبود اوضاع مي گويد ولي هيچ يک از نظراتي که اطرافيان مي دهند علمي و کارشناسانه نيست. بنابراين به احتمال خيلي زياد مشکل به هيچ وجه حل نخواهد شد. تنها اتفاقي که مي افتد اين است که اعتبار و شخصيت همسر شما و به تبع آن آبروي شما به خطر مي افتد.


6 - نقاط قوت و ضعف يکديگر را بشناسيد و سپس تقسيم کار کنيد: بيشتر آدم ها دوست ندارند قبول کنند که برخي ديگر مي توانند کار خاصي را بهتر از آنها انجام دهند ولي پس از ازدواج بايد وجود بعضي استعدادها ي خاص را در همسر خود قبول کنيد. درست همان طور که او هم وظيفه دارد توانايي هاي ويژه شما را بشناسد. مثلا ممکن است يکي از شما دو نفر استعداد بهتري در برنامه ريزي مالي داشته باشد. خوب بهتر است تنظيم خرج خانه به اين فرد سپرده شود. البته مواظب باشيد اين تقسيم وظايف تبديل به ديکتاتوري نشود. يعني مشورت هر دوي شما در چنين اموري لازم است اما بهتر است برنامه ريزي کلي را کسي که توانايي بيشتري دارد انجام بدهد.


7 - محبت و عشق خود را ابراز کنيد: اهميت ابراز عشق به همسر را شايد بارها در مقالات روان شناسي مختلف شنيده يا خوانده باشيد اما واقعا چند نفر را مي شناسيد که هميشه و هر روز اين کار را انجام  دهند؟ خود را عادت بدهيد که حتما اين توصيه را عملي کنيد چون واقعا ساده و موثر است. اگر در خانه هستيد و همسرتان از بيرون برمي گردد، به پيشواز او برويد. هر روز يکديگر را در آغوش بگيريد و ببوسيد. از گفتن جمله دوستت دارم هرگز خسته نشويد. اين جمله هيچ وقت تکراري نمي شود و هميشه اثرگذار است.


8 - به هر بهانه اي از همسر خود تعريف کنيد: وقتي همسرتان لباس خود را عوض مي کند به او بگوييد چقدر دوست داشتني شده. يا مثلا بگوييد فلان رنگ چقدر به او مي آيد. چقدر خوب آشپزي مي کند، چقدر خوب صحبت مي کند يا چقدر زيبا مي خندد...


9 - لازم نيست هميشه کارهاي مشترکي انجام دهيد: شما و همسرتان هر دو به زمان هايي براي تنها بودن نياز داريد. در اين اوقات هريک از شما مي تواند به سرگرمي مورد علاقه خودش برسد. مثلا وقتي شما کتاب مي خوانيد همسرتان تلويزيون ببيند. يا وقتي شما در اينترنت وب گردي مي کنيد او آشپزي يا باغباني يا هر کار ديگري که دوست دارد انجام دهد.


10 - تاريخ هاي مهم رابطه تان را جشن بگيريد: از هر مناسبتي براي جشن گرفتن استفاده کنيد. تاريخ اولين آشنايي، اولين قرار، خواستگاري، ازدواج يا هر چيز ديگري. اين جشن مي تواند خيلي ساده، رمانتيک و به اصطلاح دونفره باشد. مثلا شام مخصوصي درست کنيد و روي ميز شمع بگذاريد. همين کار به نظر ساده موجب تداوم عشق شما خواهد شد.


چه موقع به روانپزشک مراحعه کنیم ؟

 

 
چرا خیلی وقت ها به سهولت بدنمان را به تیغ جراحان می سپاریم اما برای سپردن بخش کوچکی از ذهن و روحمان به روان شناسان و روان پزشکان مقاومت می کنیم؟ چرا حتی زمانی که به هر دلیل، اندکی عقب نشینی می کنیم و رو در روی روان شناس، روان پزشک یا مشاور می نشینیم، تلاش می کنیم واقعیت را طور دیگری نشان دهیم؟

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان ؛ بعضی از ما وقتی در اتاق روان شناس یا روان پزشک می رویم و رو به روی او می نشینیم از اول در مقابل او جبهه می گیریم؛ به راستی چرا ما تا این حد از تاریکی های درون خودمان هراس داریم؟ برای دریافت چرایی آن به عوامل متعددی می توان اندیشید. دکتر علیرضا اکرمی نژاد روان پزشک و مشاوره خانواده درباره این سوال ها به خراسان چنین می گوید: یکی از دلایل این است که قبل از پیدایش دانش روان شناسی به مفهوم علمی و دانشگاهی آن در طول تاریخ برخی از افراد برای درمان بیماران روانی به جادوگران و جن گیران روی می آوردند. این عامل در ناخودآگاه و در هزارتوی ذهن بشر تاثیر خود را گذاشته است. در آن زمان یکی از تبعات بیماری روانی یا حتی عصبی طرد از جامعه بود؛ امری که انسان همواره از آن گریزان است.


یکی دیگر از دلایل مراجعه نکردن مردم به روان شناس باورهای عجیبی است که وجود دارد. باورهایی نظیر این که روان شناس یا روان پزشک با نگاه کردن به فرد می تواند تمام رازها و مشکلات او را بخواند و...


وی می افزاید: از دیگر دلایل مراجعه نکردن به متخصصان بهداشت روان، فقر فرهنگی و اقتصادی است، به طوری که جامعه ما هنوز به یک تفکر علمی در این باره نرسیده است.اگر بخواهیم با تفکر علمی پیش برویم، باید رویکرد علت و معلولی را دنبال کنیم، در هر حال مردم ما هنوز به این رویکرد عادت نکرده اند.


دکتر اکرمی نژاد با اشاره به این که در زمان قدیم خانواده ها هسته ای نبودند و ۳ تا ۴ نسل کنار هم زندگی می کردند می افزاید: به این ترتیب، کوچک ترها بسیاری از اطلاعات و مهارت های زندگی شان را از بزرگ ترها دریافت می کردند، اما حالا شکل خانواده ها تغییر یافته است که از طرفی با فروپاشی خانواده های بزرگ، عملاً ساز و کارهای قبلی از بین رفته است.هر نسلی تجربه خاص خود را دارد، تجربه هایی که خیلی از موارد تعمیم پذیر به دیگران نیست. در حال حاضر با توسعه فناوری های نوین اطلاعاتی و افزایش دامنه آگاهی های نسل جدید، جوانان تجربه قدیمی ترها را کمتر قبول می کنند. این جاست که تعارض به وجود می آید. از آن طرف نیز نه برای مراجعه به روان شناس و روان پزشک زمینه سازی لازم انجام شده است و نه جوانان تن به شیوه های سنتی می دهند.


علت بیماری های اعصاب و روان


وی با اشاره به این که یکی از علت های بروز بیماری های اعصاب و روان تغییر(کاهش یا افزایش) ناقل های عصبی در مغز است، می افزاید:ناقل های عصبی مواد شیمیایی طبیعی مغز است که نقش مهمی در تنظیم خلق و خو و روحیات و تنظیم حالات اضطرابی و تنظیم جریان و محتوای تفکر دارد.


کاهش یا افزایش این ناقل های عصبی اختلالات روانی در فرد ایجاد می کند؛ به عنوان مثال کاهش ناقل های عصبی مانند دوپامین(Dopamin) یا سروتونین موجب ایجاد حالات افسردگی، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و کاهش انگیزه در شخص می شود و ترکیبات دارویی مانند فلوکستین یا سیتالوپرام با افزایش تدریجی میزان سروتونین باعث تنظیم خلق و خو وکاهش افسردگی در بیمار می شود. ناگفته نماند که اثر این داروها تدریجی ظاهر می شود.نکته مهم این است که تا دوره درمان کامل نشده است بیمار نباید داروهایش را قطع کند.


علت های مراجعه به روان پزشکان

این روان پزشک گروه های مراجعه کننده را به ۴ دسته تقسیم می کند که عبارت است از:

۱
- گروه اول کسانی هستند که مشکل را می بینند، مانند فرد مضطربی که هر اتفاقی او را نگران می کند و او واکنش های شدید نشان می دهد یا این که درباره وقایع معمول زندگی خود دچار دل نگرانی می شود و این دل نگرانی به ناراحتی خود و بستگانش می انجامد. یا افراد مبتلا به وسواس که قادر به کنترل افکار مزاحم خود در زمینه های مختلف نیستند و به دلیل وقت زیادی که صرف شست وشو یا کنترل کردن می کنند، باعث ناراحتی نزدیکان می شوند.

۲
- گروه دوم افرادی هستند که در روابط بین فردی دچار مشکل و نارضایتی می شوند، این افراد بیش از آن که به مشکل خود توجه کنند، در سازگاری با رفتارهای دیگران که مطابق میلشان نباشد، دچار تنش و نارضایتی می شوند و علت مراجعه خود را نیاز به افزایش تحمل برای سازگاری با محیط و افراد می دانند؛ اما نگرش و رفتارهای غیرانطباقی خود را قبول ندارند.

۳
- گروه سوم افرادی هستند که اصولاً علایم و مشکلات خود را قبول ندارند و باوری هم به مراجعه به روان پزشک ندارند. این افراد بیشتر در گروه اختلالات شخصیت شدید یا بیماران روان پریش قرار می گیرند. بین مراجعان روان پزشکی سرپایی کمتراز ۱۰ درصد را این گروه تشکیل می دهند؛ این افراد به اصرار اطرافیان و گاه با حکم پزشکی قانونی و به اجبار مراجعه می کنند.

۴
- گروه چهارم، افرادی هستند که برای گرفتن تصمیم خاصی یا مدیریت مسائل معمولی زندگی خود به مشاور مراجعه می کنند. از طرفی زندگی پیچیده امروزی و امکانات و انتخاب هایی که افراد دارند و از طرف دیگر میل به بهتر شدن و کمال طلبی زمینه ای می شود تا افراد برای انتخاب برتر به فردی مراجعه کنند که در این زمینه تخصص دارد. مشاوره در زمینه چگونگی رفتار با فرزند نوجوان، مشاوره های ازدواج و... دلایلی است که مردم به روان پزشک و یا روان شناس مراجعه می کنند.

تاثیر اختلالات روانی بر روابط فرد

اختلالات روانی ممکن است تاثیر مخربی هم بر خود بیمار و هم بر خانواده بگذارد. تصور کنید بیماری دچار بدبینی شدید شده است و هر روز به بهانه ای از همسرش ایراد می گیرد و به وی معترض می شود که به عنوان مثال کجا بودی؟ با که بودی؟ چه کار کردی؟ هر روز تلفن همراه همسرش را بررسی می کند و دائم دنبال مچ گرفتن بدون دلیل از همسرش است؛ فضای چنین خانواده ای همیشه پرتنش است و حتی بچه ها در این خانواده ها آسیب های جدی می بینند. از طرفی این فرد که بدبینی شدید بیمارگونه دارد یا به اصطلاح دچار حالت «پارانوئید» شده است، هیچ گونه بینشی نسبت به بیماری خود ندارد از این رو خود برای درمان اقدام نمی کند و اگر از بیمار خواسته شود برای درمان مراجعه کند، ناراحت و پرخاشگر می شود.

در این موارد بهتر است خانواده خودشان گزارشی از وضعیت بیمار به روان پزشک بدهند و روان پزشک راهنمایی های لازم را بکند. در این مواقع بهتر است بیمار تحت درمان دارویی قرار گیرد.ممکن است بپرسید که چگونه با مصرف دارو بدبینی بیمار کنترل می شود؟ جالب است بدانید این داروها با کنترل فعالیت دوپامین مغزی باعث کاهش شدید علایم روان پریشی در بیمار می شود.اگر بیماری شدید باشد و بیمار برای درمان سرپایی همکاری نکند، بهتر است در بیمارستان بستری شود.


ممکن است بیمار علایم خفیف تری داشته باشد به عنوان مثال دچار علایم اضطرابی باشد و از حضور یافتن در جمع هراس داشته باشد. در این زمینه با رفتار درمانی و در صورت نیاز دارو درمانی، می توان برای درمان بیمار اقدام کرد. ترس های مختلف مانند ترس از ارتفاع، ترس از خون، ترس از فضاهای بسته، اختلال وسواس و در نتیجه اقدام به شست وشوهایی مکرر و وسواس کنترل کردن، طوری که بیمار قبل از خوابیدن بارها و بارها گاز و یا در اتاق را بررسی کند، از جمله اختلالاتی است که با رفتار درمانی و در صورت لزوم دارو درمانی می توان آن را درمان کرد. اغلب بیماران وسواسی نسبت به بیماری خودشان بینش دارند و خودشان داوطلب درمان می شوند. در این زمینه به خانواده ها تاکید می شود که تاحد امکان باید محیط خانواده کم استرس باشد. بعضی خانواده ها معتقد هستند که اگر بیمار اراده کند می تواند بر بیماری خود غلبه کند و همه این ها تلقینی است و با تلقین می توان همه بیماری ها را درمان کرد! این سخن درستی نیست زیرا ریشه بیماری وسواس اضطراب و ناتوانی در کنترل علایم آن است و بیماری خود خواسته ای نیست و خود بیمار هم رنج زیادی می کشد.


وی می افزاید:در بیمارانی که دچار اختلالات اضطرابی از جمله بیماری وسواس هستند نیز به دنبال کاهش سروتونین مغزی علایم شروع می شود. از این رو روان پزشک داروهایی مانند فلوکستین، سیتالوپرام و سرترالین و... تجویز می کند تا فعالیت سروتونین مغزی افزایش یابد و به دنبال آن علایم بیماری کاهش پیدا کند. البته زمینه های اجتماعی و محیط پراسترس ممکن است تشدیدکننده علایم باشد و زمینه های ژنتیکی هم نقش زیادی در شروع علایم دارد.


به عنوان مثال اگر پدر یا مادر مبتلا به وسواس شدید باشند احتمال بروز این اختلال در کودکان این خانواده زیاد است.از علل دیگر مراجعه به روان پزشک، اختلالات سوء مصرف مواد است، با توجه به این که مصرف مواد آثار مخربی بر سیستم اعصاب و روان افراد می گذارد، کار درمان اعتیاد مربوط به روان پزشکان است.در مجموع علل مراجعه به روان پزشکان بسیار وسیع است. این موارد از یک اختلال ساده مانند اضطراب ضعیف و تا مواردی مانند روان پریشی را شامل می شود.

پارکینسون

 

 
مقایسه روشهای درمانی بیماری پارکینسون در طب جدید و طب سنتی و بررسی دو بیمار
تعریف و مشخصات بیماری:
پارکینسونیسم بیماری است که در تمام نژادها رخ می دهد ، شیوع آن با افزایش سن بیشتر می شود و هر دو جنس تقریبا به یک میزان مبتلا می شوند. علائم این بیماری شامل 4 علامت اصلی است:
1-لرزه 2- هیپوکنیزی 3- رژیدیته 4- اختلال راه رفتن و قامت
جز موارد نادری که اتیولوژی ارثی دارد یا به دنبال مصرف داروها یا بعضی سموم می باشد در بقیه موارد علت این بیماری ایدیوپاتیک است.
پاتولوژی
از بین رفتن سلولهای پیگمانته در ماده سیاه و دیگر مراکز ساقه مغز، از بین رفتن سلولهای گلوبوس پالیروس و پوتان در هسته های قاعده ای، ساقه مغز و نخاع و گانگلیون های سمپاتیک.
از نظر نوروشیمیایی مهم ترین عامل شناخته شده کاهش دوپامین در سیستم ترشح کننده دوپامین نگیرواستریاتال می باشد.
یافته های بالینی:
الف: لرزه: معمولا لرزه پارکینسونیسم 4-6 هرتز و مشخصا در حالت استراحت بارز تر است و با فشارهای عاطفی تشدید شده، غالبا در حین فعالیت ارادی کاهش می یابد.
ب: رژیدیته: با افزایش توان عضلات سبب مقاومت در برابر حرکات غیر فعال می شود.
ج: هیپو کنیزی : ناتوان کننده ترین تظاهر بیماری هیپوکنیزی است که در آن حرکات ارادی آهسته شده و حرکات خودکار مانند نوسان دستها به هنگام راه رفتن کاهش می یابد. همچنین صورت بیمار نسبتا بدون حرکت است.
د: اختلال راه رفتن و قامت: بلند شدن از تخت یا مبل مختل می گردد و بیمار به هنگام ایستادن قامتی خمیده دارد. شروع راه رفتن نیز مشکل است.
داروهای مورد استفاده در طب جدید برای پارکینسون همراه با ذکر عوارض جانبی آنها به طور فهرست وار:
1-آنتی کولینوژک ها:                        
عوارض: خشکی دهان – یبوست، احتباس ادرار- اختلال تطابق
2- آما ئتادین:
عوارض: بی قراری، کننوزیون، عدم پاسخ در بسیاری از بیماران- پاسخ کوتاه مدت
3-    لوودوپا:
عوارض: تهوع – استفراغ- افت فشار خون- حرکات غیر طبیعی، بی قراری نوسانات در پاسخ به درمان و عود ناتوان کننده پس از چند سال مصرف
4-آگونیست های دوپامین:
عوارض: مشابه عوارض لوودوپا بعلاوه اثرات روانی مثل هزیان و توهم
5-سلژنین:
این دارو در بعضی مطالعات تا حدی پیشرفت بیماری را کنترل می کند، مطالعات کافی در دست نیست.
بررسی متون طب سنتی در رابطه با پارکینسون:
در طب سنتی معادل لغتی این بیماری رعشه می باشد، صاحب خلاصه الحکمه در تعریف رعشه می نویسد: « رعشه علتی است که هرگاه مردم خواهد که حرکتی کند حرکتی دیگر نه به اختیار او با حرکت اختیاری آمیخته می شود، و حرکت اختیاری ناقص آید. و اگر خواهد که عضوی را فرو آراماند ، حرکتی نه به اختیار با سکون اختیاری بیامیزد و رعشه تولید کند»
علت این بیماری از دیدگاه طب سنتی، سستی و ضعت در اثر رطوبت های بلغض و سوء مزاج سرد است و لذا دستوراتی که برای این افراد لازم است، استفاده از داروهای دافع بلغم و ضد رطوبت می باشد . در دستورات قدیمی داروئی از ایارج فیقرا ، ایارج لوغاذیا، تریاق فاروق و معجون بلادر استفاده می کردند.
بررسی بیمار مورد اول
1- بیمار آقایی حدود 68 سال که از حدود 3 سال قبل علائم پارکینسون در ایشان بروز کرده و در مراحل اولیه با تشخیص متخصص مغز واعصاب تحت درمان با داروهای سلجیلین و آرتان قرار داشت. در مرحله اول مراجعه به مطب در معاینات عمومی حال ایشان خوب بوده و در معاینات مزاجی، مزاج ایشان علائم بلغمی دیده می شود. در نوبت اول با دستورات داروئی گرم و خشک، شامل حذف همه غذاهای سرد و مرطوب و استفاده از ادویه های گرم تا یک ماه بعد مرخص شد. در نوبت دوم مراجعه با توجه به درخواست زیاد مریض یک نوبت حجامت عام انجام شد که طبیعت خون ایشان نیز علائم بلغوریت مزاج را تایید داشت. لذا با تاکید بیشتر بر دستورات غذایی قبلی مرخص شده و حدود شش ماه بعد مجدد مراجعه کرده، علائم بیماری مختصری پیشرفت کرده بود این بار پزشک معالج مغز و اعصاب پس از حدود 5/3 سال مصرف سلجیلین و آرتان ، دز داروها را کمی افزایش داده بود. در این مراجعه دستور به مصرف دم کرده اسطوخدوس روزی یک بار همراه با کمی گل گاو زبان داده شده این بار بیمار یک ماه بعد مراجعه کرد، علائم لرزش و هیپوکنیزی بیمار بهتر شده بود. در این مراجعه توصیه شد که یک بار در روز از دم کرده سنبل الطیب نیز استفاده نماید . مراجعه بعدی دو ماه بعد انجام شد. در این مدت بیمار تقریبا روز در میان از اسطوخدوس، گل گاو زبان و سنبل الطیب استفاده می کرده زمانی که مراجعه کرد ، بسیار راضی از نتیجه درمان بود وی همچنین نزد دکتر مغز و اعصاب رفته بود و ایشان داروهای سلجیلین و آرتان را کاهش دز داده بود. در پیگیریهای بعدی ایشان کماکان از داروها استفاده می کرد و بعد از گذشت حدود 6 سال از بیماری پارکینسون در وی، نه تنها علائم بیماری پیشرفتی نکرده بود، بلکه پس از شروع کردن اسطو خدوس،  گل گاو زبان و سنبل الطیب ، به مراتب بهتر شده بود .
مورد دوم
خانمی 70 ساله با شروع پارکینسون از حدود 10 سال که قبل تحت درمان با داروهای آرتان و لوودوپا بود و اخیرا دچار عوارض ناتوان کننده حرکتی و دیس کنزی شده بود برای ایشان نیز دستورات مشابه تکرار شد. این مورد با توجه به اینکه معرفی شده توسط یکی از پرستاران کلینیک بود خیلی زود، یعنی دو روز پس از مصرف دارو از بهبودی مشهود در رابطه با علائم بیماری به خصوص دیس کنزی و رژیدیته شدید خبر داده بود.
خلاصه و نتیجه گیری
در متون قدیم اسطو خدوس اختصاص به بیماری های ؟؟؟(مغز)دارد و لذا مصرف ان به خصوص همراه با سنبل الطیب که جزو ترکیبات اصلی داروهای ضد رعشه می باشد، نقش بسیار خوبی در کنترل بیماری پارکینسون (رعشه) می تواند داشته باشد و علاوه بر این هیچ گاه عوارض مخرب داروهای جدید را ندارد. همچنین توصیه هایی برای استفاده از داروهای بلغم زدا و مصرف ادویه های گرم و خشک در این بیماران مفید می باشد . از طرفی گل گاو زبان داروئی برای تقویت حواس، نشاط‌آور و آرام بخش می باشد و مصرف کم آن برای پارکینسون حداقل بعد از ایجاد فرح و آرامش می تواند داروی کمکی خوبی باشد. لازم به ذکر است که در صورت دسترسی کامل به همه ترکیبات گیاهی موجود در دستورات داروهای مخصوص رعشه، مطمئنا درمان کامل تر و بهتری حاصل خواهد شد و نتایج آن بسیار ارزشمند می باشد و چه بسا بتوان این بیماران را فقط با داروهای گیاهی کنترل و درمان نمود.
امیدوارم این تحقیق گامی کوچک و نخستین مرحله برای بررسی کاملتر و تحقیقات بعدی در این زمینه باشد.


وسواس کندن مو

 

وسواس کندن مو
وسواس کندن مو (تریکوتیلومانیا Trichotillomania)

تعریف : وسواس کندن مو (Hair Pulling) جزو اختلالات کنترل تکانه دسته‌بندی می‌شود و عبارت است از کندن مکرر موها که می‌تواند منجر به از دست دادن مقدار قابل توجهی از مو شود. به طور معمول فرد پیش از کندن مو تنش و اجباری را برای انجام این کار در خود احساس می‌کند، متعاقب آن مبادرت به این عمل می‌نماید و سپس حالتی از رضایت و آرامش موقت را تجربه می‌کند. پس از مدت کوتاهی این چرخه بار دیگر آغاز می‌شود و بدین ترتیب شخص مکرراً موهای خود را می‌کند. در بسیاری از موارد قبل از کندن، فرد دسته‌ای از موهای خود را دور انگشت می‌پیچد (Hair Twirling).
همه‌گیری شناسی :
تریکوتیلومانیا در زنان شایع‌تر از مردان است. همچنین قسمت عمده‌ی کودکانی که موهای خود را دور انگشتانشان می‌پیچند و یا آن را می‌کَنند، دختر بچه‌ها هستند. میزان شیوع این اختلال را کمتر از یک درصد می‌دانند ولی چنانچه کندن مو بدون احساس تنش و اجبار قبل از کندن و نیز بدون احساس رضایت و آرامش پس از کندن را نیز جزو موارد این بیماری به حساب آوریم، شیوع بسیار بالاتری خواهیم داشت.
تظاهرات بالینی :
موی تمام قسمت‌های بدن ممکن است توسط فرد کنده شود ولی بیشترین مناطق درگیر به ترتیب شیوع عبارتند از موی سر، ابرو، مژه و صورت. معمولاً سایر اختلالات پوستی وجود ندارند و پوست سر بجز در مناطق کنده شده سالم است.
در موارد نسبتاً شدید، این بیماری می‌تواند نشانه‌ای از اضطراب، افسردگی و یا وسواس فکری-عملی باشد. در چنین حالاتی، درمان همزمان اختلالات مذکور ضروری است. اغلب کسانی که با این مشکل دست به گریبانند، متوجه شده‌اند که رفتار کندن مو در شرایط استرس، ناراحتی و اضطراب تشدید می‌شود.
روند و پیش‌آگهی بیماری :
بطور معمول این اختلال پیش از 17 سالگی آغاز می‌شود. در مواردی که سن آغاز علایم قبل از 6 سالگی باشد - در صورت اقدام تخصصی مناسب - پاسخ به درمان بهتر و موفقیت‌تر خواهد بود. در این مرحله استفاده از درمان‌هایی نظیر هیپنوتیزم-درمانی (هیپنوتراپی)، رفتاردرمانی و درمان‌های حمایتی نتایج بسیار خوبی خواهند داشت. در صورتی که سن آغاز علایم بعد از 13 سالگی باشد، احتمال مزمن شدن بیماری بیشتر و نیازمند درمان طولانی‌تری می‌باشد.
عادت پیچیدن مو به دور انگشت اغلب در دوران کودکی ایجاد می‌شود. اگرچه در برخی موارد این عادت پس از مدتی از بین می‌رود ولی ممکن است زمینه‌ساز ابتلا به وسواس کندن مو باشد. بنابراین با مشاهده‌ی آن باید اقدامات درمانی لازم را آغاز نمود تا از تثبیت بیماری و تبدیل آن به تریکوتیلومانیا پیش‌گیری شود.
درمان :
از آنجایی که اضطراب همواره به عنوان عامل ایجاد و تشدید بیماری مطرح می‌باشد، ایجاد محیطی امن و به دور از تنش در تخفیف علایم بیماری بسیار مؤثر است. لازم است کسانی که با بیمار در ارتباطند، از سرزنش یا توبیخ وی بپرهیزند و با روش‌های حمایتی که توسط درمانگر به آنها آموزش داده می‌شود، فرد را در راستای بهبودی یاری نمایند. درمان‌های دارویی متداول عبارتند از داروهای ضد اضطراب، ضد افسردگی‌ها و داروهای آنتی‌سایکوتیک. در مطالعات مختلف، نشان داده شده که استفاده از داروهای ضد افسردگی حتی در غیاب افسردگی بالینی واضح، مؤثر می‌باشند.

درمان‌های غیردارویی موفق تریکوتیلومانیا عبارتند از هیپنوتراپی و درمان‌های رفتاری (مانند بیوفیدبک، پایش و کنترل خود، حساس‌سازی، معکوس سازی رفتار عادتی و درمان‌های بیزار کننده). بر اساس تحقیقات مختلف به عمل آمده، تلقینات هیپنوتیزمی بر اصلاح واکنش‌های پوستی تأثیر بسیار مناسبی دارند لذا هیپنوتراپی برای تمامی اختلالات پوستی که تحت تأثیر عوامل روانشناختی ایجاد یا تشدید شده‌اند (مانند وسواس کندن مو، خارش مزمن و حتی واکنش‌های حساسیتی)، درمان بسیار مفید و مؤثری می‌ باشد .


 

تست افسردگی

 

سوالات زیر با جواب های 1- اصلا 2-کمی 3-تا اندازه ای 4-خیلی زیاد پاسخ دهید.
سوالات آزمون:
1-اندوه: آیا در هفته گذشته اندوهگین بوده اید؟
2-دلسردی: آیا آینده خود را نومید کننده تصور کرده اید؟
3-عزت نفس کم: آیا خود را شکست خورده و بی ارزش پنداشته اید؟
4-احساس حقارت: شخصیت خود را در مقایسه با دیگران حقیر ارزیابی کرده اید؟
5-احساس گناه: آیا خود را گناه کار و مستحق سرزنش دانسته اید؟
6-فقدان قاطعیت: در تصمیم گیری ها با دشواری رو به رو بوده اید؟
7-احساس رنجش: در بیشتر روزهای هفته احساس رنجیدگی داشته اید؟
8-بی علاقگی به زندگی: علاقه خود به شغل،سرگرمی ها یا خانواده و دوستان را از دست داده بودید؟
9-کاهش انگیزه: برای انجام کارهایتان ناچار بودید به خود فشار بیاورید؟
10-تصور ذهنی بد: خود را پیر و خسته احساس می کردید؟
11-تغییر اشتها: اشتهای خود را از دست داده بودید و یا بیش از اندازه غذا می خورید؟
12-تغییر خواب: از کم خوابی رنج می برید و یا خوابیدن در شب برایتان دشوار بوده یا بیش از اندازه می خوابیدید؟
13-کاهش توجه به جنس مخالف: علاقه و توجه به جنس مخالف خود را از دست داده اید؟
14-خیال باطل: بیش از اندازه نگران سلامتی خود می بوده اید؟
15-میل به خودکشی: به این نتیجه رسیده اید که زندگی بی ارزش است و احتمال دارد بخواهید خود را خلاص کنید؟

اصلا: صفر امتیاز
کمی: 1 امتیاز
تا اندازه ای: 2 امتیاز
خیلی زیاد: 3 امتیاز

تحلیل امتیازات:
چنانچه امتیاز شما بین صفر تا 4 است از نظر روحی کاملا سالم هستید و هیچ گونه نشانه افسردگی در شما وجود ندارد.
اگر امتیاز شما بین 5 تا10 است در مرز افسردگی قرار دارید اما هنوز ابتلای شما به افسردگی محرز نیست.
در صورتی که امتیاز شما بین 11 تا 20 است. گرفتار افسردگی جزئی شده اید.
اگر امتیاز شما بین 21 تا 30 است نشانه افسردگی متوسط است.
اگر امتیاز شما بین 31 تا 45 است به افسردگی شدید مبتلا شده اید.


 

تربیت کودک

 
جان دیوئی که شهرت جهانیش مدیون آموزش وپرورش است می گویددوره آموزش وپرورش به منزله مقدمه زندگانی فردنیست،بلکه عین زندگانی است،معلم حق نداردکه دردوره آموزش کودک اوراازمقتضیات سنی خودمحروم سازدواورابه کسب اموروادارکردکه ازحوصله واحتیاجات موجوداوبیرون است،نبایدزندگی امروزاورافدای فرداکنیم ونقدرابه نسیه بفروشیم،اوبایدمطابق تمایلات بچه گانه خودرفتارکندوگرفتارمحدودیت های طاقت فرسانباشدودرضمن عمل های کودکانه،راه ورسم بزرگتران راآموخته واستعدادهای درونی خودراتاسرحدامکان توسعه داده وآشکارسازدمعلم بایداحساس مسئولیت کندوبداندکه سرنوشت یک مشت افرادی که بزودی واردجامعه خواهدشدبدست اوسپرده شده است وبایدتاآنجاکه ممکن است،آنهارابرای این زندگانی آماده کندوبکوشدتابرای جامعه انسان واقعی بسازدنه گرگان ودرنده خویان آدم نمایی که به هیچ عنوان نشودآنهارانسان نامیدودرحالی که ظاهری آراسته وقابل توجه دارندباطنی مخوف ووحشتناک داشته،منافق وریاکار،مردم فریب ونیرنگ باز،دروغگوودزدباشندمعلم بایدمانندیک سربازفداکاردرراه خدمت به انسانها-انسانهایی به کمک تربیت،به اوج ترقی وتعالی میرسندوبراثرغفلت وبی توجهی،درحضیض پستی ونابخردی سقوط میکنند،معلم بایدبکوشدوباازخودگذشتگی ازاین رهگذرطرفی ببندد،معلم بایدمانندیک پزشک نبض یکایک نوآموزان رادردست داشته باشدودرراه ریشه کن ساختن صفات زشت که ازهربیماری خطرناکترووحشتناکتراست ازجان ودل آنهامحافظت کندمعلم زمام دارمستبدوخودسرکلاس نیست،تانوآموزان کورکورانه ازاوپیروی کنند،بلکه پدری مهربان ودلسوزوپیشوایی روحانی وعالی قدراست که حس احترام نوآموزان رابه خودجلب نموده وبااحترام متقابل راهنمایی های عاقلانه وعالمانه آنهارابه شاهراه سعادت رسانیده وازپرتگاه سقوط وانحراف حفظ میکند.معلم بایدسمبل فضیلت باشدوشاگردان به حدکافی به اواطمینان داشته ومعتقدباشندکه اومظهرصفات پسندیده وعالی انسانی است وازهرگونه بی نظمی وعیب اخلاقی منزه است وهرپندواندرزی که به آنهامیدهددردرجه اول خودش به آنهاعمل میکندواعظ وعالم بیعمل نیست معلم اگرحائزچنین شرایطی باشدشاگردان به اوتأسی جسته وسعی میکنندازکارهای نیک واخلاق پسندیده اوپیروی کرده ونسخه وجودی خودرابرابراصل وجوداوگردانند

تنبیه کودک  آزادیاممنوع؟

 
ازیک طرف عذرمتصدیان آموزش وپرورش این است که بدون توسل به تنبیه،کنترل افرادممکن نیست،ونتیجه ترک تنبیه پیدایش هرج ومرج درزندگی کودکان است،روی همین اصل می بینیم حتی)جان لاک(هم اعمال نفوذرادرتربیت،روامی شماردبعضی ازدانشمندان ماهم تنبیه وخشونت را روامیشمارندچنانکه غزالی معتقدبودکه معلم بایددرحدامکان باترساندن طفل اوراادب کندوچنانچه مؤثرنشداورابزندفردی که تحت تربیت است اگرکارزشتی رامرتکب شدیاازروی عمدوعلم مرتکب شد،یاازروی جهل وخطادرصورت مورددوم یک معلم لایق بایک تذکردوستانه ویادآوری مضرات خطاکاری ونافرمانی اوراآگاه میکندوپیش ازآنکه اشتباه اوبه صورت عادت درآیدازآن جلوگیری میکندولی اگربرخشونت متوسل شودنتیجه ای جزدرهم کوبیدن شخصیت اونداشته وهیچگونه اثرتربیتی نخواهدداشت درصورت اول معلم وظیفه اش این است اول بدون اینکه اورامعرفی کندومخاطب سازدراجع به مضرات آن کارزشت یانافرمانی باافرادکلاس وغیره صحبت کندوبه طورغیرمستقیم اسباب تنبیه اورامهیاسازدیااینکه درمحیط صمیمیت وصفااوراراهنمایی وتنبه سازدبه این ترتیب درمحیطی دموکراسی به شخص مجال تفکروتنبیه داده شودونیازی به اعمال نفوذ وایجادمحیط استبدادی ودیکتاتوری وحشت پیدانشود***تشویق وپاداش کودک*** برای تربیت کودک مربی ازدوصلاح مؤثرمیتوان استفاده کندیکی تنبیه ودیگری تشویق وپاداش است،همه کس درانتظارتأییددیگران هستنددرحقیقت همه افرادازخودودیگران انتظاردارندکه براعمالشان صحه بگذارندمیل به تشویق وپاداش به قول روانشناسان ازهمین منشأروانی سرچشمه میگیردوبرسطح پهناورشخصیت انسان جریان پیدامیکندولی بازهم نوع تشویق وپاداش درتربیت کودک فرق میکندشمااگربرای اینکه کودکانتان رابه کاری واداریدباتشویق وپاداش پولی اورابه کارموردنظرتان بگماریدطفل راممکن است به حقه بازی وپشت هم اندازی بکشانیددرحالی که اگرازراه های دیگری اوراموردتشویق قراردهیدو))پاداش محبت وسرور((به اوبدهیدچنین خطری اوراتهدیدنمیکندآری اگرنوازش وسرپرستی گلهای باغچه رابه کودک واگذارکنیدودربرابراین کاربه جای تشویق وپاداش پولی ،ازطراوت ومنظره دل انگیزوزیبای گلهاسخن به میان آوریدوبااین کارشایسته اوراموردستایش قراردهید،یقینا اثرتربیتی بیشتری داردتاتشویق وپاداش پولی.رعایت اعتدال مهمترین وظیفه مربی است دردرجه اول بایدطفل راطوری به بارآوردکه خودش دارای شخصیتی کامل باشدبه طوری که بتواندازتأییدوتأمین درونی برخوردارباشدونیازی به تأییدوتوجه دیگران نداشته باشد،پس در درجه دوم وظیفه مربی به طورکلی وظیفه همه افراداجتماع است که از راه تشویق وپاداش،انرژی فوق العاده ای به کودکان وجوانان وخلاصه همه خدمتگذاران اجتماع بدهند،تاآنهابانشاط وپایداری به کارخودادامه دهندوهمچنین نسبت به آنهایی که کجروی وخیانت میکنند،بااظهارتنفروهرگونه صلاحی که مؤثروبجاوعاقلانه،تشخیص داده شود،به مبارزه پردازند

محبت درتربیت کودک

 


 
ازنظرروانشناسی کودکانی که همواره ازپرتوی محبت خانواده برخورداراند،سالمتروباهوشترازکودکان پرورشگاهی وکودکستانی هستندیکی ازعوامل مهم عقب افتادگی کودکان دوری ازمحیط خانواده است زیراثابت شده است که محیط خانواده دررشت عقل وعواطف کودکان تأثیرداردناراحتی عصبی درمیان کودکانی که درمحیط های شبانه روزی بسرمیبرندبیشترشایع است ازاین روپرورشگاهای مترقی حتی کودکان یتیم رازیاددورازخانواده نگه نمیدارندبرای اطفالی که پدرومادرخودراازدست داده اندتدبیردیگری بکاربرده اندیعنی سعی میکنندکه افرادخیرخواه آنهارابه فرزندی بپذیرند آیین مقدس اسلام پدران ومادران راموظف میسازدکه نسبت به اطفال خوددرکمال مهرومحبت رفتارکنندپیامبرعالی قدراسلام فرمودکودکان رادوست بداریدوبه آنهارحم کنیدوهرگاه به آنهاوعده دادیدبه وعده خودوفاکنیدزیراآنهاشماراروزی رسان خودمیدانندازطرف دیگرافراط وزیاده روی درمحبت نیزسبب میشودکه کودکان فاقداراده واعتمادبنفس بارآیندوهمواره طفیلی وانگل دیگران باشندآنهاقوه ابتکارندارندودربرابرمشکلات وحوادث و فراز و نشیب های زندگی شکست میخورندواز پای درمی آیندازاینروامام باقر-علیه السلام-می فرمایدبدترین پدران کسانی هستندکه درمحبت ونیکی،نسبت به فرزندان زیادروی نمایند.

تاثير نماز بر اختلال شخصيت پارانوئيد

 

    

يا أيها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم
سوره مباركه حجرات ـ آيه 12

    

     شايد بد نباشد “ شخصيت پارانوئيد “ را به “ شخصيت ظنينترجمه نمائيم . چرا كه مبتلايان به اين اختلال ، دچار سوء ظن عميق و عدم اعتماد نسبت به بسياري از اطرافيان خودمي باشند . اين اختلال كه به طور شايعي در مردان بيش از زنها ديده مي شود معمولا در اوايل جواني آغاز مي گردد و در جامعه ما با عناوين مختلفي مثل بدبين ، متعصب يا دل سياه ! و .. شناخته مي شود.

     مبتلايان به اين عارضه كارهاي اطرافيانشان را براي خود به شدت تحقير كننده يا تهديد آميز مي دانند و پيوسته نگران نوعي آسيب ديدن يا سوء استفاده از جانب ديگران هستند . اين افراد با اين كه به كرات ، وفاداري و قابل اعتماد بودن دوستان و خويشاوندان خود را مورد ارزيابي و پرسش قرار مي دهند ، اما با اين وجود باز هم به دوستي و همراهي آنان شك دارند.

     مسئله شايع در مورد مبتلايان به اين بيماري ، شك و سوء ظن دائمي و بدون دليلي است كه در مورد وفاداري همسران خود به خرج مي دهند و پيوسته در جستجوي شواهدي از خيانت همسران خود بر مي آيند . بدين ترتيب رفتار آنها پيوسته در اطرافيانشان ترس و تعارض ايجاد مي كند و به طور كلي اين بيماران در زمينه كار و زندگي با ديگران دچار مشكلات هميشگي هستند و مسائل شغلي و زناشوئي فراواني برايشان ايجاد مي شود . چرا كه آنها در بسياري از مسائل ساده و خوش خيم زندگي ، نشانه هايي از تحقير يا اهانت مي يابند . مثلا “ تصور مي كنند كه فلان همسايه به قصد آزارشان ظرف زباله را دم در گذاشته است !؟

     در مورد درمان اين بيماري دانش پزشكي چندان توفيقي نداشته است و چه بسا كه اين بيماري در تمام طول عمر فرد برطرف نشود ، اما آيين اسلام كثير الظن بودن را نوعي گناه به حساب مي آورد و در واقع مهر تاييد بر بيمار بودن اين افراد مي زند . پس مي توان انتظار داشت هر دستور اسلامي از جمله نماز ، كه گناه را از انسان دور مي كند ، در زدودن بيماري گناه آلود نيز موثر واقع شود .     همانطور كه اشاره كرديم شروع اين اختلال در آغاز جواني مي باشد ، يعني زمانيكه چند سالي از وجوب فريضه نماز گذشته است و انسان نمازگزار سالهاست كه در نماز خود

الحمدلله رب العالمين ” گفته است و خداي را به بزرگي و احاطه كامل بر جهان و جهانيان ستوده است و بدين ترتيب اين باور را در وجود خويش ملكه ساخته است كه “” جهان را صاحبي است خدا نام ، كه برگي بي اذن و اجازت او بر زمين نمي افتد “ و با زمزمه مدام

اياك نعبد و اياك نستعين ” بدين باور قلبي رسيده است كه همه كار خود ، همه زندگي خود و همه هستي خودش را فقط به خدايي اينچنين قدرتمند بسپرد و از هيچ اتفاق ناگواري ، نگران نباشد و نينديشد .

     تكرار اين باور عميق ايماني ، بارها و بارها در طي شبانه روز ، نمازگزار را بدانجا مي رساند ، كه حتي اگر در اطرافيان خود رفتاري را تهديدكننده يا تحقير آميز بيابد و يا به ظني در رابطه با همسر يا بستگان خود برسد ، با تكيه بر همان نماز و ايمان ، از سوء ظن گناه آلود بپرهيزد و حساب را با پروردگار منتقم و حضرت كرام الكاتبين اندازد .

به قول حافظ شيرازي گوي شيراز :

كار خود گر به خدا بازگذاري حافظ                       اي بسا عيش كه با بخت خدا داده كني

     هر چند كه به نظر مي رسد در بعد پيشگيري ، با توجه به آن كه سن شيوع و شروع اين اختلال در آغاز جواني و سالها پس از وجوب نماز است ، بروز اين اختلال در نمازگزاران بسي غير قابل معمول تر از افراد تارك الصلوه باشد .

تاثير نماز بر اختلال شخصيت اسكيزوئيد

 

 
آنچه اين دنيا را همواره به صورت جهنم درآورده، اين است كه انسان هميشه تلاش كرده تا آن را براي خودش به صورت بهشت درآورد.((هولدرنين))

 

تاثير نماز بر اختلال شخصيت اسكيزوئيد

 

برخي روانپزشكان ايراني “ شخصيت منزوي ” را بعنوان بهترين ترجمه ، به جاي “ شخصيت ” اسكيزوئيد پيشنهاد كرده اند . چرا كه مبتلايان به اين اختلال ، عمري را در كناره گيري از اجتماع گذرانده اند و در نظر ديگران آدم هائي مردم گريز ، منزوي و تنها هستند . مطالعات آماري در ايالات متحده آمريكا ، احتمال اين كه از هر 100 آمريكايي حدود 7 نفر مبتلا به اين اختلال باشند را مطرح كرده است كه دلالت بر شيوع بالاي آن دارد .

     مبتلايان به اين حالت اكثرا مشاغل انفرادي كه حداقل تماس با ديگران را ايجاب مي كند ، انتخاب مي كنند و حتي برخي كارشبانه را به كار روزانه ترجيح مي دهند تا مجبور به مدارا با افراد بيشتري نباشند .

     اين افراد آرام ، مردم گريز ، درون گرا و غير اجتماعي هستند و ضمن كناره گيري و عدم دخالت در امور روزمره به ديگران چنان اهميتي نمي دهند وشايد اگر مختصر ذوق ادبي هم داشته باشند ، با برداشتي سطحي از اين بيت مشهور عارفانه ، پيوسته زمزمه مي كنند :

دلا خوكن به تنهايي كه از تن ها بلا خيزد            سعادت آن كسي دارد كه از تن ها بپرهيزد

     همين وضعيت آنهاست كه باعث مي شود غير از بستگان درجه يك ، دوستان نزديك يا محرم خاصي نداشته باشند و علاوه بر آن هيچ ميلي نيز براي ايجاد روابط نزديك با ديگران در خود احساس نكنند .

     روشهاي مورد استفاده در روانپزشكي امروز براي درمان اين عارضه اعم از روان درماني ، گروه درماني و يا حتي دارو درماني ، به خصوص در شرايط و امكانات كشور ما چندان عملي و مورد استفاده و كاربرد نمي باشند .

     اما چنانچه در پيشگيري و يا درمان اين اختلال شايع شخصيت ، روش عملي بي نظيري را جويا باشيم ، كلمه درخشان “ نماز ” باز هم راهگشا خواهد بود .

     توصيه مؤكد اسلام مبني بر اقامه نمازهاي واجب يوميه به جماعت و علاوه بر آن بانگ روح افزاي نماز جمعه در فراخواندن به يك اجتماع شكوهمند و پر شور هفتگي بعنوان سمبل بزرگي از اصالت “ اجتماعي بودن ” و ترك رهبانيت در همه تعاليم اسلامي مطرحند و گويي همه اين قبيل تعاليم ، خود به خود نمازگزار را از گوشه نشيني و تنهايي ، به بطن اجتماع مي كشاند .

     بعلاوه نكته مهم ديگري كه در آموزشهاي متعالي نماز در زدودن روحيه انزوا و مردم گريزي در انسان ، خودنمايي مي كند ، اين مطلب است كه ضماير سوره مباركه “ حمد ” بعنوان ‚ ام الكتاب ” و هسته اصلي نماز و تعاليم اسلامي ، همگي به صورت جمع ادا مي شوند : ( .. اياك نعبد و اياك نستعين ، اهدنا صراط المستقيم )

     “ دكتر حسن توانايان فرد ” در كتاب ارزشمند “ بهره وري در آموزشهاي نماز ” :

“ اين كه نعبد مي گوئيم و نه اعبد و اين كه نستعين مي گوئيم و نه استعين ” ، به عبارت ديگر اين كه ‚ مي پرستيم ” مي گوئيم و نه مي پرستم و “ كمك مي جوئيم ” مي گوييم و نه كمك مي جويم ، يعني ضمير جمع به كار رفته و نه ضمير متكلم وحده ، به اين دليل است كه به ما بياموزد ، در اسلام ، جمع مقدم بر فرد است .. ”

     اين مطلب ، يعني وجود ضماير جمع و تكرار ” ما بودن ” و نه ” من بودن ” در جاي جاي نماز عموميت دارد و در اساسي ترين اذكار نماز به چشم مي خورد . مثلا در سلام دوم نماز مي گوئيم : ( السلام علينا و علي عباد الله الصالحين ) و يا حتي در معروفترين دعاهاي مستحب در قنوت ، دعا مي كنيم : ( ربنا آتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار )

به اين ترتيب ، نماز نه تنها از ابتلا به اختلال اسكيزوئيد پيشگيري مي كند ، بلكه توانايي دارد كه مبتلايان به اين عارضه را براي هميشه از كنج عزلت ، به قلب جامعه بكشاند .

 

تاثير نماز بر اختلال شخصيت نارسيتيك

 

حضرت علي (ع:( نماز ، داروي تكبر است .

     نارسيس ( نرگس ) نام پسر جوان افسانه اي است ، كه در دوران كهن ، تصوير خود را در آب زلالي ديد و يك دل نه صد دل ، عاشق خود شد !؟!  و اين داستان عجيب ، وجه تسميه اي براي معرفي نوعي اختلال شخصيت موسوم به اختلال شخصيت خود شيفته (narcissistic  personality  disorder)  گرديد .

     افراد مبتلا به اين اختلال ، با احساس عميق اهميت شخصي ، احساسات خود بزرگي بيني و به نوعي ، اعتقاد به بي نظير بودن خودشان مشخص هستند ! اين اختلال عميق شخصيت كه در اوايل بزرگسالي به ظهور مي رسد ، روي افكار ، اعمال و رفتار شخص به شدت تاثير مي گذارد بدين نحو كه آنان خود را آدم هاي خاصي مي پندارند و انتظار دارند كه به طور خاصي ، با آنان مدارا شود ، اينان هرگز تحمل انتقاد را ندارند و چنانچه كسي از آنان انتقادي بكند ، دچار خشم مي گردند يا ممكن است چنان به رفتار خود اطمينان داشته باشند كه شخص انتقاد كننده را جز ابلهي به شمار نياورند و نسبت به انتقاد او ، كاملا “ بي تفاوت باشند .

     خودشيفته ها ، چنانچه مختصر استعداد ، يا اندك موفقيتي در زمينه اي داشته باشند در آن مورد به شدت مبالغه مي كنند و انتظار  دارند ، بدون هيچ دليلي با آنها ، به صورت فردي بي نظير . مخصوص و استثنايي رفتار شود !

     اين بيماران براي رسيدن به اهداف خود ، به راحتي از ديگران سوء استفاده مي كنند و در اشتغال ذهني دائم ، با مفاهيمي چون : موفقيت ، قدرت ، استعداد درخشندگي ، زيبائي و ايده آليسم به سر مي برند و پيوسته در پي شكار اظهارات محبت آميز و تعريف و تمجيد ديگران مي باشند .

     نمونه مبتلايان به اين اختلال را ، در جامعه ما نيز بسيار مي توان يافت ، مثلا “ كساني كه تصور مي كنند ضرورتي ندارد آنها هم در صفي كه ديگران منتظر ايستاده اند ، انتظار بكشند !

     اين تافته هاي جدا بافته ، كه “ من ” خود بر همه چيز و بر همه كس ترجيح مي دهند ، با عناويني چون : از خود متشكر ، خودخواه ، مغرور ، از خود راضي و .. در جامعه ايراني شناخته مي شوند و بوسيله اينن صفت بد خود ، ناراحتي هاي متعددي را براي خود و اطرافيانشان ايجاد مي كند .

     به اعتقاد بسياري از روانپزشكان “درمان اختلال شخصيت خود شيفته بي نهايت مشكل است ، چون براي پيشرفت درمان خود اين افراد بايد دست از خودشيفتگي بردارند “ كه اين كار راحتي نيست و در واقع هنوز ساخت داروي شيميايي كه بر “ عدم تعادل ناقل هاي عصبي ” مربوط به خودخواهي انسان غلبه كند هم ، ممكن نشده است .

     اما پزشكان معنوي بشر ، از قرنها پيش ، راه حل هاي بي نظير و درخشاني ، براي مقابله با خودخواهي و تكبر او ، پيشنهاد كرده اند كه بنابرفرمايش حضرت علي (ع) در صدر اين راه حلها “نماز ” جاي دارد .

      در سرتاسر اذكار نمازهاي يوميه ، ضماير متكلم مع الغير ) جمع ) به جاي ضماير متكلم وحده ( مفرد ) بكار رفته است . بدين معني كه پيوسته “ ما بودن ” و نه “ من بودن ” در آموزش هاي نماز ، تكرار و تلقين مي گردد و اين موضوع در رفع بسياري از اختلالات پيچيده شخصيت ، از جمله اختلال شخصيت اسكيزوئيد ( منزوي ) ، اختلال شخصيت ضد اجتماعي ، اختلال شخصيت اسكيزوتايپي ( اسرار آميز ) ، اختلال شخصيت خودشيفته و .. نقش مهم و اساسي دارد . چرا كه در همه اين اختلالات كه ما به شرح مختصر برخي پرداخته اين ، اصالت يافتن و تفوق “ من ” نسبت بهما ” زير بناي اختلال به حساب مي آيد .

     در حاليكه در جريان “ نماز ” اين  “ ما ” ست كه اهميت مي يابد و “ من ” بودن انسان    ( به عنوان مثال خودخواهي و تكبر او ) به فراموشي سپرده مي شود .

     اما جالب اينجاست كه اشاره كنيم كه در اذكار نماز تنها يك جاست كه سخن از “ من ” به ميان مي آيد و آن زماني است كه بنده ناتوان در نهايت ذلت در مقابل پروردگار خود ، كرنش مي كند ( ركوع ) پس آن گاه خود را در مقابل آفريننده خويش به خاك مي اندازد و به سجده مي رود و نغمه سر مي دهد : سبحان ربي الاعلي و بحمده و “ سجده ” در روايات بالاترين مرتبه قرب نمازگزار ، به پروردگار معرفي شده است .

     و شايد سخن گفتن از “ من ” در لحظاتي سرشار از خشوع و هنگام افتادن به خاك و فلسفه آن كه سجود نزديكترين لحظه بنده به خدا معرفي شده است . اين نكته باشد كه “ من ” را بايد از ميان برداشت و به خاك سپرد تا به “ او ” نزديك شد . به قول ملامحسن فيض كاشاني (ره : (

با من بودي ، منت نمي دانستم

يا من بودي ، منت نمي دانستم

چون “ من ” شدم از ميان ، تو را دانستم

تا من بودي ، منت نمي دانستم

 

تاثير نماز بر ثبات شخصيت

 

 
مولى الموحدین على بن ابی طالب (ع) فرموده اند : «روزه ماه صبر (ماه رمضان) و روزه سه روز در هر ماه ، زنگارها و غم و اندوه و وسواس را از قلب بیرون مى برد. » 

    

 ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا
پروردگارا ! صبر و
شكيبايي را بر ما فرو ريز و قدمهايمان را ( در زندگي ) ثابت و پايدار نما
.
( سوره مباركه بقره ـ آيه شريفه 250
)

   

 “ شخصيت ” در تعريف روانشناسي و روانپزشكي ، معرف مجموعه اي از صفات ، رفتارها ، افكار و تمايلات عاطفي و هيجاني هر فرد مي باشد ، كه او را از ديگران متمايز مي كند .

دانش امروز ، عوامل شكل دهنده شخصيت انسان را در دو گروه دروني و بيروني ، طبقه بندي مي نمايد . صرفنظر از عوامل دروني و جسمي تاثير گذار بر روي شخصيت ( از جمله مسائل ژنتيكي ، وضعيت فيزيكي و ظاهري بدن ، مسائل هورموني و شيميايي و .. ) عوامل بيروني ( محيطي ) نقش عمده اي را در شكل دادن به شخصيت انسان ، ايفا مي كنند.

     اين عوامل بيروني شامل :
1. تاثير والدين و خانواده

2. عوامل فرهنگي ـ اجتماعي

3. تجارب زندگي مي باشند (1)

 و تاثير هر كدام از اين عوامل بر شخصيت انسان توسط مطالعات متعدد پژوهشي به اثبات رسيده است .(2)

     با توجه به نقش اين عوامل متعدد ، بر روي تشكيل شخصيت ، مي توان رسيدن به ثبات شخصيت و برخورداري از آرامش و پايداري شخصيتي را يكي از ايده آلترين ، خواسته هاي بشري دانست ،چرا كه وجود ناهنجاري در هر كدام از عوامل شكل دهنده شخصيت مي تواند اثرات فاجعه آميزي مثلا “ به صورت اختلالات پيچيده و متعدد شخصيت به بار آورد .

     اما بي ثباتي شخصيت ( پسيكوپاتي ) كه گاهي از اصطلاح آن در ممالك غربي براي برچسب زدن به مخالفان سياسي و مذهبي نيز استفاده مي شود (3) ، دلالت بر يك نوع شايع از اختلال شخصيت دارد كه مبتلايان به آن از تغييرات دائمي حالات و رفتارها و افكار رنج مي برند ، به نحوي كه هر لحظه به رنگي در مي آيند و نغمه جديدي ساز مي كنند !

     اين بيماران كه بدون آن كه با عنوان بيمار شناخته شوند و به وفور در جامعه حضور دارند ، كساني هستند كه از كمترين درجه سازشكاري و انطباق در خانه ، مدرسه محل كار يا حتي در امر ازدواج برخوردارند ، بعنوان مثال به تغيير مكرر شغل مي پردازند يا گروه و جناح سياسي خود را پيوسته تغيير مي دهند .

     مبتلايان به اين اختلال كه در جامعه ايراني با عناويني چون بوقلمون صفت ، عضو حزب باد ، دمدمي مزاج و .. معرفي مي شوند در واقع از بيماري “ بي ثباتي عمومي شخصيت ” رنج مي برند .

        پذيرفتن مطلق و تسليم در مقابل “ يك دين ” و پيروي از “ يك مذهب ” و پيمودن “ يك راه كه همانا صراط مستقيم است ، ويژگي مهم و برجسته نمازگزاران است . نمازگزار ضمن تكرار مكرر “ يك مجموعه ” از الفاظ و اذكار واحد در طي نمازهاي روزانه خود ، پيوسته “ يك عقيده واحد ” و يك خط مشي مشخص ” را در زندگي خود دنبال مي كند و بدين ترتيب گويي “ يك شخصيت ثابت ” و “ يك روش و منش معين ” و “ يك ايدئولوژي هميشگي ” را براي خود انتخاب مي نمايد و در حين تكرار جزء به جزء اصول اساسي ايدئولوژي خود در نماز ( كه همگي آن اصول در مضامين نماز متجلي است ) پيوسته به تثبيت شخصيت واحد و ثابت خودمي پردازد ، بدين ترتيب براي آن گروه كه نماز را تكرار مكررات مي دانند شايد توجه به همين يك نكته كافي باشد ، كه در وراي همين تكرار هميشگي ، موهبت بزرگ ثبات شخصيت  و تعادل كامل رواني نهفته است كه مي توان آنرا به نوعي سر منشاء تمام موفقيت هاي بشري در عالم ماده ومعنا دانست .(4)     

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. روانپزشكي لينفورد ـ ريس مقاله شخصيت ترجمه : دكتر حسن مرندي صفحه 63
2. از جمله مطالعات راث بنديكت و مارگارت ميد درباره تاثير اجتماع و فرهنگ بر شخصيت انسان
3.روانپزشكي لينفورد ـ ريس ،مقاله اختلالات پسيكوپاتيك ترجمه : دكتر احمد محيط ، صفحه 304
4.براي بررسي تاثير نماز بر عوامل شيميايي دروني شكل دهنده شخصيت رجوع كنيد به
“ تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي ” در ادامه همين مجموعه مقالات .

تاثير نماز بر حافظه و تمركز حواس

 

 

امام محمد باقر (ع) : 
در نماز خود توجه و
تمركز كامل داشته باش
زيرا از نماز تو آن مقدار قبول مي شود كه با توجه خوانده
مي شود .(1)

    

     تمركز  ( concentration) نه تنها شرط لازم ، بلكه در بسياري موارد ، شرط كافي براي بسياري از موفقيت هاي انسان است .

     عرصه كاربرد تمركز ، نه فقط در فعاليت هاي مادي و محسوس انسان ، بلكه گاهي تا حد مسائل ماورائي و مرموز هستي ، گسترده است . 

     بعنوان مثال ، حتي در انواع ورزشهايي كه خاستگاه آنها در ممالك شرق دور مي باشد ( از جمله ورزشهاي رزمي مثل كاراته ، جودو ، ساواته ، كونگ فو و .. ) شرط اصلي براي موفقيت و پيشرفت برخورداري از “ تمركز ” مي باشد . و از اين رو بخش مهمي از تمرينات اين ورزشها به “ تمرين تمركز ” اختصاص يافته است .

     اما در بعد فعاليتهاي مادي و عادي روزمره انسان نيز “ تمركز حواس ” داراي نقش بسيار كليدي است .

     از سردار افسانه اي فرانسويان ، “ ناپلئون بناپارت ” چنين نقل مي كنند كه مي گفت :

“ تنها زماني موفق شدم كه به پيروزيهاي بزرگ در عرصه سياسي و نظامي دست پيدا كنم ، كه توانائي يافتم ، مغز خود را كشو بندي كنم !؟! و در مورد انجام هر كار تنها كشوي مربوط به آن را بگشايم و بر آن تمركز بدهم و ساير كشو هاي مربوط به ديگر كارها را ببندم . بدين معنا كه مثلا زماني كه به حل يك مسئله جنگي مشغول بودم ، تنها كشوي مربوط به آن مسئله در ذهنم بيرون بود و تنها بر روي آن كار مي كردم و در اين زمان همه كشوهاي مغزي ديگرم ، حتي كشوي مربوط به عشق “ ژوزفين ” بسته بود !”

     به همين قياس ، چنانچه مثلا “ يك دانش آموز يا يك دانشجو ، بتواند موقع مطالعه دروس خود ، تنها بر همان موضوع درسي مورد مطالعه تمركز كند و از ساير افكار بر حذر باشد ، موفق خواهد شد كه به پيروزي هاي چشمگيري در زمينه تحصيلي دست يابد.  يا حتي يك كارمند ، يك كاسب ، يك بنا ، يك راننده و .. تنها زماني در كار خود كاملا موفق خواهد بود كه از تمركز حواس كافي ، موقع كار خود ، برخوردار باشد و در اصطلاح مشهور حواسش به كارش جمع باشد .

     به اين ترتيب با اين مثالها مي توان به اهميت زايد الوصف جمع بودن حواس يا همان تمركز پي برد و توجه نمود كه چنانچه در امور مختلف و بخصوص در كارهاي فكري ، باسلاح تمركز به ميدان رفت و با توجه به رابطه تنگاتنگ حافظه و تمركز حواس ، دانسته هاي جديد را با نظم و ترتيب روي يكديگر قرار داد ، قدم بزرگي در جهت تقويت حافظه نيز برداشته خواهد شد .

     مطالعات مختلف علمي و پژوهشي و نظريه پردازيهاي گوناگوني نيز دردانش امروز ، در اين مورد صورت پذيرفته است كه از آن جمله مي توان به مطالعات “ گاردنر مورفي ” پيرامون   canalization  ( متوجه ساختن انديشه و فعاليت به موضوعي معين)  اشاره كرد .(۲)‑

     اما توصيه هاي مؤكد و متعددي كه در تعاليم اسلامي مبني بر “ حضور قلب ” در نماز و برخورداري از اقبال و توجه كامل به نماز به ما رسيده است ، همگي دلالت بر آن  دارد كه نماز ارزشمند در درگاه الهي نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي كه مسلسل و طوطي وار بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود از ارزش بسيار كمي برخوردار است . و حتي در حديث معصوم (ع) آمده است كه عابدي كه بدون فهم و درك ( و در نتيجه آن بدون توجه ) عبادت مي كند ، همچون الاغ آسياب است .(۳) ( كحمار الطاحونه )

     بدين ترتيب اقامه كننده حقيقي نماز ، با برخورداري از حضور قلب در عبادت هاي يوميه خويش ، در واقع “ تمركز حواس ” را بارها و بارها در طول يك شبانه روز ، تمرين مي كند و از اين جهت اين صفت حسنه را در وجود خود ، ملكه مي سازد تا با بهره بردن از آن در همه عرصه هاي زندگي ، موفقيت را در همه ابعاد ممكن نصيب خويشتن سازد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. محجه البيضاء ، جلد 1 صفحه 354
2.روانپزشكي كاپلان ـ سادوك  ترجمه : دكتر پور افكاري جلد 1 صفحه 553
3.
سفينه البحار ، ذيل كلمه “ عبد ” ( اين نماز ، همان نمازي است كه شاعر در
مورد آن سروده است :
غير از خدا كه هرگز در فكر آن نبودي                هر چيز
كز تو گم شد وقت نماز پيداست !

تاثیر نماز برسلامت جسمی کودکان

 

 

و أمر اهلك بالصلوه واصطبر عليها
و خانواده ات را به نماز و
صبر نمودن بر آن امر كن  
( سوره مباركه طه ـ آيه شريفه 132
)

     پزشكان اطفال ضرب المثل مشهوري بدين مضمون دارند كه “ كودكان ” هرگز بزرگسالان كوچك نيستند. بدين معنا كه عوالم رواني وحتي جسمي كودكان به كلي متفاوت از بزرگسالان است و جا دارد حتي آنها را نوع ديگر از انسان به حساب آوريم .

     سلامت كودكان ، از آرزوها و ايده آلهاي همه جوامع بشري است و از اين رو مجامع بين المللي متعددي با قصد حمايت از سلامتي و كمك به پيشرفت كودكان ، بوجود آمده اند . اما آنچه كه كمتر مورد توجه همه اين مجامع بوده است ، شايد توجه به نقش بي نهايت عميق دستورات ديني در ايجاد سلامتي اطفال باشد .

     بعنوان مثال حدود دو دهه پيش ، مجامع علمي جهان ، شيرمادر را براي شيرخواران ، بي كفايت تشخيص دادند و اقدام به تهيه شير خشكي كه گمان مي بردند ، مفيدتر از شير مادر است ، نمودند و انواع و اقسام شير خشك را با تبليغات وسيع بر له آنها و عليه شير مادر ، به بازار فرستادند ، اين در حالي بود كه از قرنها پيش در آيات استوار قرآن از جمله آيه شريفه 233 از سوره مباركه بقره و آيه 12 از سوره مباركه لقمان ، چند بار تاكيد بر استفاده از شير مادر ، آن هم تا دو سال شده بود . با اين وجود بسياري از مادران ( از جمله حتي مادران مسلمان ) ، گول تبليغات علمي را خوردند و به كودكان خود به جاي حياتي ترين و سلامتي بخش ترين ماده غذايي كه توسط آفريدگار هستي توليد و توصيه شده بود ، شير خشك بي خاصيت و بسيار مضر ساخت  انسانها را خوراندند .

     اما با پيشرفت بيشتر دانش و تجهيز بيشتر آزمايشگاههاي علمي ، چند سال بعد برخي برتريهاي شير مادر ،روشن شد و اين بود كه دامنه تبليغ عليه آن محدود تر شد و علم نسبي بشر اعلام كرد : “ شير مادر ، تا حداقل 6 ماه مفيدترين ماده غذايي براي كودكان است ” كه اين دستور نيز هنوز ، با دستور قرآني ، كمي متناقض به نظر مي رسيد ، تا اين كه آخرين تلاشهاي بشر براي شكافتن هر چه بيشتر محتويات شير مادر و شناسايي اجزاي آن به نتيجه رسيد و كار بدانجا كشيد كه سرانجام در سالهاي اخير ، علم به اين حقيقت اعتراف كند كه : شير مادر ، آن هم تا دو سال ، ضروري ترين ، اساسي ترين و حيات بخش ترين نياز كودك به شمار مي آيد و محروميت كودك از شيرمادر ، او را در معرض طيف بسيار وسيعي از بيماريهاي جسمي و رواني ، قرارمي دهد . و آيات شكوهمند قرآن و فرمايشات معصومين (ع) در اين مورد همچنان استوار و درخشان بر جاي خود بود .(1)

     با اين قياس ، مي توان نتيجه گرفت وقتي كه يكي از ساده ترين دستورهاي قرآني غنايي تا بدين حد مثلا “ در تامين سلامت كودكان دارد ، دستورات مؤكد و مكرر آن ( مثل نماز ) ديگر تا چه پايه اي مفيد و سودمندند .

     واقعيت اين است كه سودمندي “ نماز در سلامت جسمي كودكان ، بوضوح قابل مشاهده است . از جمله اين كه با پايبندي به نماز در جامعه مي توان به راحتي با آن گروه از بيماريهاي مادرزادي بسيار شايع در نوزادان كه بر اثر فسادهايي مانند اعتياد ، الكليسم ، بيماريهاي مقاربتي و .. بوقوع مي پيوندد ، وداع نمود .

     “ كودك آزاري “ كه بخش مهمي از علل بستري و مراجعه كودكان به مراكز پزشكي و روانپزشكي را تشكيل مي دهد ، در پرتو نماز و در جامعه نمازگزار ، بي معني به حساب مي آيد . عفونت هاي گوناگوني كه در كودكان ايجاد بيماري مي كنند توسط نماز تعديل مي شوند بعنوان مثال به اثبات رسيده است كه بخش مهمي از مرگ و مير نوزادان در بدو تولد به دليل تماس با بدن آلوده اطرافيان ( از جمله دستهاي آنها ) است . كه طهارت دائمي ناشي از نماز مي تواند يك عامل مهم پيشگيري از اين قبيل مرگها باشد . كه اگر به اين قبيل مثالها ، فوايد ديگري ناشي از زندگي يك كودك ، درر خانواده هاي مذهبي را ، اضافه بكنيم ، مثلا “  به سنت حسنه ختنه اطفال ، كه خطر عفونتهاي ادراري را در آنها تا يكصد برابر ، كاهش مي دهد و يا عادت پيدا كردن به مسواك و .. را اضافه نماييم خواهيم ديد كه چگونه تعاليم اسلامي ، كودكان را در معرض سلامتي جسماني قرار مي دهد. يا اين كه آموزش وضو به كودكان ، كه در واقع نوعي آموزش پاكيزگي و طهارت به آنهاست و از آنجا كه بخش عمده اي از بيماريهايي عفوني شايع در اطفال از جمله حصبه ( تيفوئيد ) ، فلج اطفال ، هپاتيت  A و .. از طريق مدفوعي ـ دهاني  ( Fecal  - Oral) انتقال مي يابند ، مي توان با بهره از طهارت ناشي از نماز ، از ميزان بروز و شيوع اين بيماريها به شدت كم نمود ، همانطور كه امروزه در ممالك پيشرفته غربي ، آموزش شستن دستها قبل از صرف غذا ( كه اتفاقا “ با اوقات نماز ، تقريبا ” مقارنت دارد ) از اصول اوليه اي است كه به اطفال ، در مدارس ابتدايي ، آموزش داده مي شود .  

     علاوه بر محاسن جسمي بسيار متعددي كه از زندگي يك كودك در يك خانوداه مومن و نمازگزار ، براي او حاصل مي شود ( از جمله اين كه مادر با تقوي و مومن كودك ، با اقتداي به قرآن و سخن معصومين (ع) كودكش را تا دو سال كامل شير مي دهد و اين وظيفه بي نهايت بزرگ را به بهانه هاي پوچ و واهي ، از جمله اشتغال در بيرون منزل و .. رها نمي كند و در نتيحه كودك خود را در مقابل طيف بسيار وسيعي از بيماريهاي مرگبار جسمي و رواني و انحرافات و اعتيادات و .. در آينده ايمن و واكسينه مي كند ) (2) . مي توان بدين نكته مهم نيز توجه نمود كه ملكه شدن عادت حسنه نماز ،در كودك صرفنظر از عظمتهاي عبودي بيشمار آن و صرفا ” از ديدگاه پزشكي ، به خاطر محاسن بهداشتي و طبي بيشماري كه بر نماز مترتب است سبب خواهد شد كه همه اين محاسن بيشمار در آينده ،كودك را همراهي كند و او را در راه ساختن زندگي سالم و موفق ياري دهد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1
. علاوه بر آيه شريفه قرآن ، احاديث متعددي از معصومين (ع) ، به خصوص پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) ، مبني بر اين كه شير مادر مفيدترين غذا براي كودك است ، به ما رسيده است .
2. براي مطالعه پيرامون محاسن متعدد تغذيه كودك با شير مادر ، رجوع شود به متن سخنرانيهاي استاد دكتر علي اصغر وحيدي ، در كلاسهاي تئوري اطفال در دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي كرمان

تاثیر نماز برسلامت روانی کودکان

 

 
رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي ربنا و تقبل دعاء
پروردگارا ! من و فرزندانم را اقامه كنندگان نماز قرار ده و دعاي مرا قبول فرما .
سوره مباركه ابراهيم ـ آيه شريفه 40

 

     عبارت مشهور “ العلم في الصغر ، كالنقش في الحجر ” ( دانش در كودكي ، مانند نقش پايدار در سنگ است ) ، امروزه با پيشرفت دانش پزشكي و روانپزشكي و بخصوص با پيدايش “ روانكاوي توجيه كامل علمي پيدا كرده است .

     روانشناسي مدرن ، با تداعي از مكتب روانكاوي فرويد و نظريات “ ژان پياژه ” ، “ جان باولف ” و بسياري از دانشمندان ديگر ، به ما مي گويد كه مهمترين دوران زندگي بشر كه بوجود آورنده شخصيت  نهايي او ، خواهد بود ، دوران كودكي است . بر اين اساس هر قدمي كه در جهت ايجاد سلامت رواني اطفال برداشته شود ، به نوبه خود سبب ايجاد جامعه اي سالم و موفق خواهد شد .

     اما بزرگترين موهبتي كه ممكن است در جهت ايجاد سلامت رواني نصيب يك طفل نورسيده گردد ، پاي گذاشتن او در خانواده اي مومن و نمازگزاراست .

     تعاليم آيين حيات بخش اسلام كه حتي كوچكترين مسائل بشري را بدون پاسخ نگذاشته است ، از همان بدو تولد نوزاد براي او برنامه ها و روشهاي متعددي دارد ، كه عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت هميشگي انسان است .

     از جمله در بعد سلامت رواني ، آيين اسلام به والدين و بخصوص پدر ، مؤكدا حكم كرده است كه مثلا نام نيك بر بچه بگذارند (1) و امروز علماي روانشناسي متفقا به اين نتيجه رسيده اند كه چگونه نام يك كودك در شكل گيري شخصيت او ، تاثير گذار است و چگونه يك نام بد ممكن است موجبات تحقير كودك ( مثلا تمسخر او توسط همسالان ) و در نتيجه تزلزل شخصيتش گردد و يا هنگاميكه روانكاوي در قرن بيستم ، حكايت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسي در وجود اطفال مي كند . آن گاه مفهوم عميق آن بخش عظيم از احاديث و روايات معصومين (ع) كه مثلا “ بوسيدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از 5 ، 6 سالگي منع كرده اند ، يا اجازه نداده اند كودك برهنه در كنار كسي بخوابد و …. روشن مي شود .(2)

     در هر صورت كودكي كه در خانواده مومن و نمازگزار بدنيا مي آيد و زمزمه حيات بخش “ اذان ” و “ اقامه ” در گوش راست و چپش نخستين نغمه زندگي او مي گردد ، كودكي است كه گام در مسيري سعادت بخش گذاشته است .

     تغذيه كودك تا دو سال بوسيله شير مادر و بهره مندي كامل او از آغوش پر مهرش ، كه يك موهبت اسلامي است به او ايمني محير العقولي در مقابل بخش عظيمي از بيماريهاي رواني مي بخشد ، مثلا احتمال اضطراب يا افسردگي كه بر اثر جدايي از مادر به وقوع مي پيوندد ، بسيار كم مي شود. با اين كه امروزه روشن شده است اكثر كساني كه به دام مهلك اعتياد گرفتار مي آيند كساني هستند كه در كودكي ، از شير و آغوش مادرانشان محروم بوده اند .(3)

          همچنين درباره آثار مثبت و متعدد ، قانون مؤكد اسلامي مبني بر آزاد گذاشتن كامل كودكان تا سن 7 سالگي و پرهيز از تنبيه و ايجاد محدوديت ننمودن براي آنها ، مي توان تعمق بسيار نمود .

          اما بعد ديگر ، تاثيري است كه نماز به طور مستقيم بر حالات رواني اطفال دارد و آن بر اثر نماز خواندن خود كودك حاصل مي شود .

     شروع نماز در سنين كودكي ، سبب مي شود كه او اين صفت حسنه را به صورت يك عادت معمول و سازنده در جسم و روان خود ، ملكه نمايد و جزو برنامه هاي هميشگي زندگي خود ، قرار دهد و در نتيجه از همه فوايد مترتب بر نماز ، در بعد سلامت رواني ( كه به برخي از آنها در اين مجموعه مقالات اشاره شده است ) در آينده برخوردار گردد.

     بعلاوه با شروع نماز در دوران كودكي ، مفاهيمي مثل خدا و مذهب و دستوراتي مثل تعاليم اسلامي ، چنان در ذهن پذيرنده و شفاف كودك كه هنوز سنگيني و تيرگي گناهان صفحه وجود او را ( در واقع ظرفيت هاي فكري و مغزي او را ) آلوده نكرده است ، جاي مي گيرد ، كه امكان شكاكي در اين مقولت در آينده و نشخوارهاي منفي بافانه فلسفي ، كه سر منشاء ماده گرايي ها و دنيا طلبي ها و بسياري از بيماريهاي روحي و رواني است ، بسيار كاهش مي يابد .

     اين نكته بخصوص بايد مورد توجه خانواده هايي قرار بگيرد كه با وجود آن كه خود را مسلمان ميدانند اما وقتي كه فرزندشان به سن تكليف مي رسد او را به بهانه اين كه :

“ هنوز خيلي كوچك است ! ” به خواندن نماز تحريك نمي كنند. اين مسئله كه با كمال تأسف به خصوص در مورد دختر بچه ها كه سن تكليف آنها پايين تر است ( 9 سالگي ) ، شيوع بيشتري دارد ، مسبب عوارض مخرب بسياري در آينده كودك خواهد شد .

     در حقيقت پدر و مادراني كه با دلسوزي ساده انديشانه ، فرزند خود را به برپاداري نماز تحريك نمي كنند ، خيانت بزرگي از جهت محروم نمودن كودك خويش از اين نعمت بزرگ مرتكب مي شوند چرا كه به اين ترتيب گويي به آلودگي كودك خويش ، به انواع گناهان و انحرافات و بدبختيها و بيماريهاي جسمي و رواني ، رضايت داده اند و او را به خسارت سنگين در دنيا و آخرت ، محكوم نموده اند  .

     و به همين دليل است كه آيين مقدس اسلام و بخصوص ائمه بزرگوار شيعه (ع) با توصيه هاي مؤكد مسلمانان را به آموزش مرحله به مرحله نماز ، به كودكان فرا خوانده اند و حتي با اين كه از مجازات ها و تنبيهات بدني در مورد كودكان ، بخصوص قبل از 7 سالگي ، منع نموده اند در مورد تحريك به نماز گاهي امر به تنبيه كودكان فرموده اند.  در اين مورد در حديثي معتبر از حضرت امام صادق (ع) آمده است كه فرمودند : چون پسر ، سه ساله شود ، پدر و مادر به او مي گويند كه : هفت مرتبه بگو “ لا اله الا الله ” و چون سه سال و هفت ماه و بيست روز ، از عمرش بگذررد ، به او ميي گويند كه هفت مرتبه بگويد : “ محمد رسول الله ” ، پس چهار سالش تمام شود به او مي گويند كه هفت مرتبه بگويد : “ صلي الله علي محمد و آله ” پس چون پنچ سالش تمام شود او را وا مي دارند ، كه خدا را سجده كند .

     اما چون شش سالش تمام شود . نماز به يادش مي دهند و به نمازش ميدارند و چون هفت سالش تمام شد ، وضو را به او ياد مي دهند و امر به نماز مي كنند او را و چون نه سال تمام شود و وضو و نماز را بخوبي به او مي آموزند و بر ترك وضو و نماز كنك بزنند . پس چون كودك وضو و نماز را ياد گرفت ، خداوند پدر و مادرش را خواهد آمرزيد .(۴)

     مفاهيم عميق اين حديث از جمله اين كه اقامه نماز پس از اقرار به توحيد و نبوت ( كه اساسي ترين اصول اعتقادي اسلام هستند ) قرار گرفته و اين كه عمل به اين حديث ضامن آمرزش پدر و مادر تلقي شده است ، بايد به دقت مورد توجه خانواده ها قرار بگيرد .    

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1.حديث از امام صادق (ع) ـ كافي جلد 6 صفحه 49
2. براي مشاهده اين قبيل احاديث مراجعه كنيد به كتاب ارزشمند حليه المتقين ، اثر علامه بزرگ مجلسي (ره) ، صفحه 49
3.براي مطالعه درباره تاثيرات رواني تغذيه با شير مادر رجوع كنيد به مجموعه مقالات سمينارهاي مربوطه و بخصوص تحقيقات آقاي دكتر ياسمي ( روانپزشك )
۴.حليه المتقين ، علامه مجلسي (ره) صفحه 93