کمان

 

دنیا مثل کمان کج است، واین یعنی که ما باید مثل تیر راست باشیم، واگر راستی پیشه کنیم، همین کج رفتاری های دنیا می توانند ما را اوج داده وپرواز دهند و یه هدف بنشانند.

این بود که سیدالشهدا روز عاشورا فرمود:

صبرأ علی بلائک

خدایا! من براین بلاها- کج رفتاری های مردم زمانه- صبوری و شکیبایی می کنم، چون می دانم آخرش پرواز و اوج گرفتن است.

واین یک فرمول و درس است برای همه ما که هرچه دنیا کج رفتاری بیشتری با ما داشته باشد، اگر ما صداقت و راستی پیشه کنیم راحت تر و سریع تر به هدف خواهیم رسید.


 

بسم الله الرحمن الرحيم

 ا اَللّـهُمَّ لا تُؤاخِذْني فيهِ بِالْعَثَراتِ، وَاَقِلْني فيهِ مِنَ الْخَطايا وَالْهَفَواتِ، وَلا تَجْعَلْني فيهِ غَرَضاً لِلْبَلايا وَالاْفاتِ، بِعِزَّتِكَ يا عِزَّ الْمُسْلِمينَ .

   主啊!我以你的尊严祈求你,求你在斋月里不要因我的过失而惩罚我,求你饶恕我的罪过,求你不要用灾祸考验我。提高穆斯林尊严的主啊!


فرمانده نیروی قدس سپاه حاج قاسم سلیمانی

 

حاج قاسم السلام ای یاور مولا علی

همچو مالک می درخشی در اطاعت از ولی

آفرین از این همه اخلاص و پاکی در نبرد

یادگار با وفای لشگر مردان مرد

کربلا داند که قاسم کیست در میدان جنگ

عرصه را بر دشمنان دین چو شیری کرده تنگ

گشته آمریکا زنام قاسم وقدس و سپاه

گیج و مبهوت و نداند این همه هست از خدا

نام آمریکا چو اسرائیل شد ننگ تمام

بار دیگر باز شد دستش برای خاص و عام

گرچه بر شیطان فتاده لرزه ها از نام تو

زین فضیلت ، کرده شیرین حق تعالی کام تو

مرحبا ای مالک اشتر خدا همراه توست

در تمام عرصه ها نور ولایت راه توست

خشم آمریکا زتو یک هدیه ای از ماوراست

در دفاع از رهبری جان دادن ماها به جاست

ماجرای ظلم آمریکا دگر نابود شد

کاخ اهریمن به فرمان الهی دود شد

جعفری ، آمد ندا از سوی آیات خدا

کاین همه لطف الهی هست از ذکر و دعا

 

 

شعری از برادرجعفری در مورد فرمانده نیروی قدس سپاه

 

 

 

اصحاب عاشورایی

 

آنگاه اصحاب عاشورایی امام عشق به آخرین نماز خویش ایستادند و سفر معراج پایان گرفت. نخستین نمازی كه آدم ابوالبشر گزارد در وقت زوال بود و آخرین نمازی كه وارث‌ آدم گزارد، نیز... و از آن نماز تا این نماز ، هزارها سال گذشته بود و در این هزارها، چه ها كه بر انسان نرفته بود.

سرباز امام زمان اهل ولايت و اطاعت است و سر به فرمان دارد و مي‌داند كه اگر از مرگ نترسد، ديگر شيطان و جنود او را تسلطي نيست و هيچ قدرتي نمي‌تواند او را از صراط حق باز دارد.

تا آن‌گاه كه عدالت بر جهان حاكم شود، ای چشم بیاموز كه گل‌های سفید را این‌گونه بنگری. میدان مین عارضه‌ای نیست كه خواب بامدادی من و تو را پریشان كرده باشد، اگرچه آنها كه مین كاشته‌اند گل‌ها را دوست ندارند. سختی دنیا شیرینی آخرت است.تقدیر حقیقی جهان در كف مردانی است كه پروای نام ندارند. آنان از گمنامی خویش كهفی ساخته‌اند و در آن پناه گرفته‌اند، كهفی كه آنان را از تطاول دهر مصون خواهد داشت. اصحاب كهف، خود را از تعلقات رهانده‌اند و اینچنین، ننگ تعلقات نیز دامان آنان را رها كرده است.
صخره‌ها راه بسته‌اند تا صبر ما را بیازمایند. جاذبه‌ی خاك تن را به پایین مي‌كشد و جاذبه آسمان روح را به بالا، و انسان در حیرت میان این دو جاذبه،راه خود را به سوی حق باز می شناسند.


...و عاقبت کار در اراده شکست ناپذیر مؤمن صبور تقدیر شد.

چهل حدیث در فضیلت کربلا

 

چهل حدیث در فضیلت کربلا

  • حدیث اول: حریم پاک

عن النبی (صلّی الله علیه و آله) قال: ... و هی أطهر بُقاع الأرض و أعظمها حرمةً، و إنُها لمن بطحاء الجنُة.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در ضمن حدیث بلندی می ‏فرماید: کربلا پاکترین بقعه روی زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ ها است و الحق که کربلا از بساطهای بهشت است.

بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نیز کامل الزیارات، ص 264

  • حدیث دوم: سرزمین نجات

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): یُقبر ابنی بأرض یقال لها: کربلا، هی البقعة التی کانت فیها قبّة الاسلام التی نجا الله علیها المؤمنین الذین آمنوا مع نوح فی الطوفان.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: پسرم حسین در سرزمینی به خاک سپرده می ‏شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازی که همواره گنبد اسلام در آن بوده است، چنانکه خدا یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .

کامل الزیارات، ص،269، باب 88، ح 8

  • حدیث سوم:مسلخ عشق‏

قال علی (علیه السلام): هذا... مصارع عشّاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم، و لا یلحقهم من کان بعدهم.

حضرت علی (علیه السلام) روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آنها نمی ‏رسند.

تهذیب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص .116

  • حدیث چهارم: عطر عشق

قال علی (علیه السلام): واهاً لکِ أیتها التربة! لیحشرنّ منکِ قوم یدخلون الجنة بغیر حساب‏.

امیر المومنین (علیه السلام) خطاب به خاک کربلا فرمود: خوش به حالت ای خاک! در روز قیامت قومی از تو بپا خیزند که بدون حساب و بی درنگ به بهشت روند.

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 169

  • حدیث پنجم: ستاره سرخ محشر

قال علی بن الحسین (علیه السلام): تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرِّیِّ، وتنادی: أنا أرض الله المقدّسة الطیّبة المبارکة التی تضمّنت سید الشهداء و سید شباب أهل الجنة.

امام سجاد (علیه السلام) فرمود: زمین کربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدی می‏درخشد و ندا می ‏دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکی که پیشوای شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است .

ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از کامل الزیارات، ص 268.

  • حدیث ششم: کربلا وبیت المقدس‏

قال أبوعبدالله (علیه السلام): الغاضریّة من تربة بیت المقدس.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است.

کامل الزیارات، ص 269، باب 88 ح،.7

  • حدیث هفتم: فرات و کربلا

قال أبو عبد الله (علیه السلام): إنّ أرض کربلا و ماء الفرات أوّل أرضٍ و أوّل ماءٍ قدَّس الله تبارک و تعالی...

امام صادق (علیه السلام) فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبی بودند که خداوند متعال را به قداست وشرافت یاد کردند.

بحار الانوار، ج،98، ص 109 و نیز کامل الزیارات، ص .269

  • حدیث هشتم: کربلا کعبه انبیاء

قال أبو عبدالله (علیه السلام): لیس نبی فی السماوات و الأرض إلاّ و یسألون الله تبارک و تعالی أن یُؤذن لهم فی زیارة الحسین (علیه السلام) ففوجٌ ینزل و فوجٌ یعرج.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: هیچ پیامبری در آسمانها و زمین نیست مگر این که می‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شوند، چنین است که گروهی به کربلا فرود آیند و گروهی از آنجا عروج کنند.

مستدرک الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از کامل الزیارات، ص 111

  • حدیث نهم: کربلا، مطاف فرشتگان‏

قال أبو عبدالله (علیه السلام): لیس من ملک فی السماوات و الأرض إلا یسألون الله تبارک و تعالی أن یُؤذن لهم فی زیارة الحسین (علیه السلام) ففوجٌ ینزل و فوجٌ یعرج.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: هیچ فرشته‏ای در آسمانها و زمین نیست مگر این که می‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شود، چنین است که همواره فوجی از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجی دیگر عروج کنند و از آنجا اوج گیرند.

مستدرک الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از کامل الزیارات، ص 111

  • حدیث دهم: راه بهشت‏

قال أبو عبدالله (علیه السلام): موضع قبر الحسین (علیه السلام) تُرعةٌ من تُرَعِ الجنّة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: جایگاه قبر امام حسین (علیه السلام) دری از درهای بهشت است.

کامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1

  • حدیث یازدهم: کربلا حرم أمن‏

قال أبو عبدالله (علیه السلام): إنَّ الله اتّخذ کربلا حرماً آمناً مبارکاً قبل أن یتّخذ مکّة حرماً.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

به راستی که خدا کربلا را حرم أمن و با برکت قرار داد پیش از آنکه مکّه را حرم قرار دهد

کامل الزیارات، ص 267 بحار، ج،98، ص .110

  • حدیث دوازدهم: زیارت مداوم‏

قال الصادق (علیه السلام): زُوروا کربلا و لا تقطعوه فإنّ خیر أولادِ الانبیاء ضمّنته...

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.

کامل الزیارات، ص 269

  • حدیث سیزدهم: بارگاه مبارک

قال الصادق (علیه السلام): «شاطی‏ء الوادی الأیمن» الّذی ذکره الله فی القرآن(*) هو الفرات و «البقعة المبارکة» هی کربلا.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آن «ساحل وادی ایمن» که خدا در قرآن یادکرده فرات است و آن «بارگاه با برکت» نیز کربلا است.

*. قرآن مجید، سوره قصص آیه 30

بحار الانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذیب‏

  • حدیث چهاردهم: شوق زیارت‏

قال الإمام الباقر (علیه السلام): لو یعلم الناس ما فی زیارة قبر الحسین (علیه السلام) من الفضل، لماتوا شوقاً.

امام باقر (علیه السلام) فرمود:

اگر مردم می ‏دانستند که چه فضیلتی در زیارت مرقد امام حسین (علیه السلام) است از شوق زیارت می ‏مردند.

ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از کامل الزیارات.

  • حدیث پانزدهم: حج مقبول و ممتاز

قال أبو جعفر (علیه السلام): زیارة قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله) و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبر الحسین بن علی (علیهما السلام) تعدل حجّةً مبرورةً مع رسول الله (صلی الله علیه و آله).

امام باقر علیه السلام فرمودند:

زیارت قبر رسول خدا «ص» و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولی که همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود

مستدرک الوسائل، ج 1 ص، 266 و نیزکامل الزیارات، ص 156

  • حدیث شانزدهم: تولدی تازه‏

عن حمران قال: زُرتُ قبرَ الحسین (علیه السلام) فلمّا قدمتُ جاءنی أبو جعفر محمد بن علی (علیه السلام).... فقال (علیه السلام): ابشر یا حمران، فمن زار قبور شهداء آل محمد (صلی الله علیه و آله) یرید الله بذلک، و صلة نبیّه خرج من ذنوبه کیومٍ ولدته اُمُّه.

حمران می‏گوید هنگامی که از سفر زیارت امام حسین (علیه السلام) برگشتم، امام باقر (علیه السلام) به دیدارم آمد و فرمود:

ای حمران! به تو مژده می‏دهم که هر کس قبور شهیدان آل محمد (صلی الله علیه و آله) را زیارت کند مرادش از این کار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد، از گناهانش بیرون می‏آید چون روزی که مادرش او را زاد.

امالی شیخ طوسی، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص 20

  • حدیث هفدهم: زیارت مظلوم

عن أبی جعفر و أبی عبد الله (علیهما السلام) یقولان: من أحبّ أن یکون مسکنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم.

از امام باقر و امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند:

هر کس که می‏خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم (علیه السلام) را ترک نکند.

مستدرک الوسائل، ج 10، ص .253

  • حدیث هجدهم: شهادت و زیارت‏

قال الإمام الصادق (علیه السلام): زُورُوا قبرَ الحسین (علیه السلام) و لا تجفوه فإنّه سیّد شباب أهل الجنة من الخلق، و سیّد شباب الشهداء.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مرقد امام حسین (علیه السلام) را زیارت کنید و با ترک زیارتش به او ستم نورزید چرا که او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

مستدرک الوسائل ج 10 ص 256 و کامل ، ص 109

  • حدیث نوزدهم: زیارت،بهترین کار

قال أبو عبدالله (علیه السلام): زیارة قبر الحسین بن علی (علیهما السلام) من أفضل ما یکون من الأعمال.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) از بهترین کارهاست که می‏توان انجام داد.

مستدرک الوسائل، ج 10، ص .311

  • حدیث بیستم: سفره‏های نور

قال الإمام الصادق (علیه السلام): من سرَّهُ أن یکون علی موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوّار الحسین بن علی (علیهما السلام).

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏های نور بنشیند باید از زائران امام حسین (علیه السلام) باشد.

وسائل الشیعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.

  • حدیث بیست ویکم: شرط شرافت‏

قال الصادق (علیه السلام): من أراد أن یکون فی جوار نبیّه و جوار علی و فاطمة فلا یدع زیارة الحسین (علیه السلام) .

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسی که می ‏خواهد در همسایگی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و در کنار علی و فاطمه (علیهما السلام) باشد زیارت امام حسین (علیه السلام) را ترک نکند.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 331، ح 39

  • حدیث بیست ودوم: زیارت، فریضه الهی

قال أبو عبدالله (علیه السلام): لو أنّ أحدکم حجّ دهره ثمّ لم یزُرِ الحسین بن علی (علیه السلام) لکان تارکاً حقّاً من حقوق رسول الله «صلی الله علیه و آله» لأنّ حقّ الحسین فریضة من الله تعالی واجبة علی کلّ مسلم.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر یکی از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد امّا امام حسین (علیه السلام) را زیارت نکند حقّی از حقوق رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را ترک کرده است، چرا که حقّ امام حسین (علیه السلام) فریضه الهی و بر هر مسلمانی واجب و لازم است.

وسائل الشیعه، ج 10، ص 333

  • حدیث بیت وسوم: کربلا کعبه کمال‏

قال أبو عبدالله (علیه السلام): من لم یأت قبر الحسین (علیه السلام) حتّی یموت کان منتقص الإیمان، منتقص الدین، إن اُدخل الجنّة کان دون المؤمنین فیها.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) نرود تا بمیرد ایمانش نا تمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم که برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 335

  • حدیث بیست و چهارم: از زیارت تا شهادت‏

قال أبو عبدالله (علیه السلام): لا تدع زیارة الحسین بن علی (علیهما السلام) و مُر أصحابک بذلک یمدّ الله فی عمرک، و یزید فی رزقک، و یحییک الله سعیداً، و لا تموت إلاّ شهیداً.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

زیارت امام حسین (علیه السلام) را ترک نکن وبه دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزی و رزقت را زیاد کند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نمیری مگر شهید.

وسائل الشیعه، چ 10 ص،335

  • حدیث بیست و پنجم: حدیث محبت‏

عن أبی عبد الله قال: من أراد الله به الخیر قذف فی قلبه حبّ الحسین (علیه السلام) وزیارته، و من أراد الله به السوء قذف فی قلبه بغض الحسین (علیه السلام) و بغض زیارته.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس که خدا خیر خواه او باشد محبّت امام حسین (علیه السلام) و زیارتش را در دل او می‏ اندازد، و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه وخشم امام حسین (علیه السلام) و خشم زیارتش را در دل او می ‏اندازد.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76

  • حدیث بیست وششم: نشان شیعه بودن‏

قال الصادق (علیه السلام): من لم یأت قبر الحسین (علیه السلام) و هو یزعم أنّه لنا شیعة حتّی یموت فلیس هو لنا شیعة، و إن کان من أهل الجنة فهو من ضیفان أهل الجنة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسی که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست واگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.

کامل الزیارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص 4

  • حدیث بیست و هفتم: سکّوی معراج

قال الصادق (علیه السلام): من أتی قبر الحسین (علیه السلام) عارفاً بحقّة کتبه الله عزّوجلّ فی أعلی علّیّین‏.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس که به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خدای متعال او را در بلندترین درجه عالی مقامان ثبت می ‏کند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ، 581

  • حدیث بیست هشتم: مکتب معرفت

قال أبو الحسن موسی بن جعفر(علیه السلام): أدنی ما یثاب به زائر أبی عبد الله (علیه السلام) بشطّ فرات إذا عرف حقّه و حرمته و ولایته أن یغفر له ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّز.

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمود:

کمترین ثوابی که به زائر امام حسین (علیه السلام) در کرانه فرات داده می ‏شود این است که تمام گناهان مقدّم و موخّرش بخشوده می ‏شود. بشرط اینکه حقّ و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

مستدرک الوسائل، ج 10 ص 236، به نقل از کامل الزیارات، ص 138

  • حدیث بیست ونهم: همچون زیارت خدا

قال الإمام الرضا (علیه السلام): من زار قبر الحسین (علیه السلام) بشطّ الفرات کان کمن زار الله‏.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

کسی که قبر امام حسین (علیه السلام) را در کرانه فرات زیارت کند، مثل کسی است که خدا را زیارت کرده است.

مستدرک الوسائل، ج 10، ص 250؛ به نقل از کامل

  • حدیث سی ام: زیارت عاشورا

قال الصادق (علیه السلام): من زار الحسین (علیه السلام) یوم عاشورا وجبت له الجنة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس که امام حسین (علیه السلام) را در روز عاشوار زیارت کند بهشت بر او واجب می‏شود .

اقبال الاعمال، ص 568

  • حدیث سی ویکم: بالاتر از روسپیدی

قال أبو عبدالله (علیه السلام): من باتَ عند قبر الحسین (علیه السلام) لیلة عاشورا لقی الله یوم القیامة ملطّخاً بدمه کأنّما قتل معه فی عرصة کربلا.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسی که شب عاشورا در کنار مرقد امام حسین (علیه السلام) سحر کند روز قیامت در حالی به پیشگاه خدا خواهد شتافت که به خونش آغشته باشد، مثل کسی که در میدان کربلا و درکنار امام حسین علیه السلام کشته شده باشد.

وسائل الشیعه، ج 10، ص 372

  • حدیث سی دوم: نشانه‏های ایمان‏

قال أبو محمد الحسن العسکری (علیه السلام): علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الأربعین، و التختّم فی الیمین، و تعفیر الجبین، و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم.

امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود:

نشانه‏های مؤمن پنج چیز است: 1 ـ نمازهای پنجاهگانه (*) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست کردن 4 ـ بر خاک سجده کردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 373 و نیز التهذیب، ج 6 ص 52

  • حدیث سی و سوم: رواق منظر یار

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ألا و إنّ الإجابة تحت قبّته، و الشفاء فی تربته، و الأئمّة (علیهم السلام) من ولده.

پیامبر خد(صلی الله علیه و آله) فرمود:

بدانید که اجابت دعا، زیر گنبد حرم او، و شفاء در تربت او، و امامان (علیهم السلام) از فرزندان اوست‏

مستدرک الوسائل، ج 10 ص 335

  • حدیث سی و چهارم: تربت و صیانت

قال الصادق (علیه السلام): حنّکوا أولادکم بتربة الحسین (علیه السلام) فإنّها أمانٌ‏.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کام کودکانتان را با تربت حسین (علیه السلام) بردارید چرا که خاک کربلا فرزندانتان را بیمه می ‏کند .

وسائل الشیعه، ج 10 ص 410

  • حدیث سی و پنجم: بزرگترین دارو

قال أبو عبد الله (علیه السلام): فی طین قبر الحسین (علیه السلام) الشفاء من کلّ داء، و هو الدواء الأکبر.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

شفای هر دردی در تربت قبر حسین (علیه السلام) است و همان است که بزرگترین داروست.

کامل الزیارات، ص 275 و وسائل الشیعه، ج 10، ص 410

  • حدیث سی و ششم: تربت و هفت حجاب

قال الصادق (علیه السلام): السجود علی تربة الحسین (علیه السلام) یخرق الحُجُب السبع.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

سجده بر تربت حسین (علیه السلام) حجابهای هفتگانه را پاره می ‏کند.

مصباح التمهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص 135

  • حدیث سی و هفتم: سجده بر تربت عشق

کان الصادق (علیه السلام) لا یسجد إلاّ علی تربة الحسین (علیه السلام) تذلّلاً لله، و استکانةً إلیه.

رسم حضرت امام صادق (علیه السلام) چنین بود که:

جز بر تربت امام حسین (علیه السلام) به خاک دیگری سجده نمی ‏کرد و این کار را از سر خشوع و خضوع برای خدا می ‏کرد.

وسائل الشیعه، ج 3، ص .608

  • حدیث سی و هشتم: تسبیح تربت

قال الصادق (علیه السلام): السجود علی طین قبر الحسین (علیه السلام) ینوّر إلی الأرض السابعة، و من کان معه سبحة من طین قبر الحسین (علیه السلام) کُتب مسبّحاً و إن لم یسبّح بها...

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

سجده بر تربت قبر حسین (علیه السلام) تا زمین هفتم را نور باران می‏ کند، و کسی که تسبیحی از خاک مرقد حسین (علیه السلام) را با خود داشته باشد، تسبیح گوی حق محسوب می‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 268، وسائل الشیعه، ج 3 ص 608

  • حدیث سی و نهم‏:تربت شفا بخش

عن موسی بن جعفر (علیه السلام) قال: و لا تأخذوا من تربتی شیئا لتبرّکوا به، فإنّ کلّ تربةٍ لنا محرّمة إلاّ تربة جدّی الحسین بن علی (علیهما السلام) فإنّ الله عزّوجلّ جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.

حضرت امام کاظم (علیه السلام) در ضمن حدیثی که از رحلت خویش خبری می‏داد فرمود:

چیزی از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید چراکه خودرن هر خاکی جز تربت جدم حسین (علیه السلام) بر ما حرام است، خدای متعال تنها تربت کربلا را برای شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص .533

  • حدیث چهلم: یکی از چهار نیاز

قال الإمام موسی الکاظم (علیه السلام): لا تستغنی شیعتنا عن أربع: خمرة یصلّی علیها، و خاتم یتختّم به، و سواک یستاک به، و سبحة من طین قبر أبی عبد الله (علیه السلام)...

حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: پیروان ما از چهار چیز بی ‏نیاز نیستند:

1 ـ سجاده‏ای که بر روی آن نماز خوانده شود. 2 ـ انگشتری که در انگشت باشد. 3 ـ مسواکی که با آن دندانها را مسواک کنند. 4 ـ تسبیحی از خاک مرقد امام حسین (علیه السلام) ....

تهذیب الاحکام، ج 6، ص 75


شعارهاى امام حسين(عليه‌السلام)

 

 

 

محرم

برخى از كلمات حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) چه در فاصله مدينه تا كربلا و چه در روز عاشورا، داراى پيام‌هاى مؤثر و ديدگاه‌هاى الهام‏بخش براى جهاد و كرامت است. اين سخنان يا در ضمن خطبه‌‏ها آمده است، يا رجزها و اشعار آن حضرت، و حالت‏ شعارى به خود گرفته ‏است. مى‌‏توان هدف حسينى و انديشه‌‏ها و روحيه‌‏هاى عاشورايى را از آنها دريافت و آن‏ فرازهاى فروزان را شعارهاى نهضت عاشورا دانست. برخى از اين شعارها چنين است:

1- "على الاسلام السلام، اذ بليت الامة براع مثل يزيد" (1)؛ اين را در پاسخ مروان در مدينه فرمود، كه از آن حضرت مى‌‌خواست تا با يزيد بيعت كند.

2- "و الله لو لم يكن ملجا و لا ماوى لما بايعت ‏يزيد بن معاوية‏" (2)؛ در پاسخ برادرش ‏محمد حنفيّه فرمود.

3- "انى لا ارى الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الا برما" (3)؛ خطاب به يارانش در كربلا .

4- "الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على السنتهم يحوطونه مادرت معايشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون‏" (4)؛ در مسير رفتن به كربلا در منزلگاه ذى حسم.

5- "الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهى عنه؟ فليرغب المؤمن في لقاء ربه ‏محقا" (5)؛ در كربلا خطاب به اصحاب خويش فرمود.

6- "خط الموت على ولد آدم مخط القلادة على جيد الفتاة‏" (6)؛ از سخنرانى امام‏ حسين (عليه‌السلام) در مكه پيش از خروج به سوى كوفه، در ميان جمعى از خانواده، ياران ‏و شيعيان خويش.

7- "من راى سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله، ناكثا عهده مخالفا لسنة رسول الله يعمل‏فى عبادالله بالاثم و العدوان فلم يغير عليه بفعل ولا قول كان حقا على الله ان يدخله ‏مدخله‏" (7)؛ در منزلگاه بيضه، در مسير كوفه، خطاب به سپاه حرّ.

8- "ما الامام، الا العامل بالكتاب و الآخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه على ذات‏ الله‏" (8)؛ امام اين صفات امام راستين را در پاسخ به دعوتنامه‌‌هاى كوفيان نوشت و توسط مسلم بن عقيل به كوفه فرستاد.

9- "سامضى و ما بالموت عار على الفتى اذا ما نوى حقا و جاهد مسلما" (9)؛ شعر از ديگرى است، امّا امام حسين ‏عليه السلام آن را در پاسخ به تهديدهاى حرّ، در مسير كوفه خواند.

10- "رضى الله رضانا اهل البيت، نصبر على بلائه و يوفينا اجر الصابرين‏" (10)؛ در خطبه‏ايي كه هنگام خروج از مكه ايراد نمود، خطاب به اصحاب و ياران فرمود.

11- در آستانه ‏خروج (11) از مكه به سوى كوفه فرمود و راه خونين و آميخته به شهادت را ترسيم فرمود.

12- "انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى‏" (12)؛ در وصيت‌نامه سيدالشهدا(عليه السلام‏) به ‏برادرش محمد حنفيه آمده است كه قبل از خروج به سوى مدينه نوشت.

13- "لا اعطيكم بيدى اعطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد [لا افر فرار العبيد]" (13)؛ در سخنرانى صبح عاشورا، خطاب به نيروهاى دشمن فرمود، كه خواستار تسليم شدن آن حضرت بودند.

14- "هيهات منا الذلة، يابى الله ذلك لنا و رسوله والمؤمنون..." (14)؛ (در خطاب به سپاه ‏دشمن فرمود، پس از آن كه خود را سر دو راهى ذلت و شهادت محير ديد.)

15- "فهل هو الا الموت؟ فمرحبا به" (15)؛ (در پاسخ عمر سعد، كه نامه‌‏اى به آن حضرت ‏فرستاد و خواستار تسليم شدن بود).

16- "صبرا بنى الكرام، فما الموت الا قنطرة تعبربكم عن البؤس و الضراء الى الجنان‏ الواسعة و النعيم الدائمة‏" (16)؛ (خطاب به ياران فداكار خويش در صبح عاشورا، پس از آن كه تعدادى از اصحابش شهيد شدند).

(كه روز عاشورا هنگام‏ پيكار با (17) سپاه دشمن به عنوان رجز حماسى مى‌‌خواند و شهادت را بر ننگ تسليم، ترجيح مى‌‏داد).

محرم

18- "موت فى عز خير من حياة في ذل‏" (18)؛ كه مرگ سرخ، به از زندگى ننگين است.

19- "ان لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم" (19)؛ (در آخرين‏ لحظات پيش از شهادت، وقتى شنيد سپاه كوفه به طرف خيمه‏‌هاى حرم او حمله‏ كرده‌‏اند،خطاب به پيروان ابوسفيان چنان فرمود).

20- "هل من ناصر ينصر ذريته الاطهار؟ " (20)، "هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله؟ " (21)؛ (وقتى سيدالشهدا(عليه السلام) اين نصرت‌خواهى و استغاثه را بر زبان آورد كه همه ياران و بستگانش شهيد شده بودند).

از مجموعه اين جملات نورانى و حماسى كه شعارهاى امام حسين ‏(عليه السلام) در نهضتش ‏به شمار مى‌‏آيد، تاكيد آن امام، بر مفاهيم و ارزش‌هاى زير به دست مى‌‏آيد: نابودى اسلام در شرايط سلطه يزيدى، حرمت بيعت با كسى چون يزيد، شرافت مرگ سرخ بر زندگى ‏ذلت بار، اندك بودن انسان‌هاى راستين در صحنه امتحان، لزوم شهادت‌طلبى در عصر حاكميت باطل، زينت بودن شهادت براى انسان، تكليف مبارزه با سلطه جور و طغيان، اوصاف پيشواى حق، تسليم و رضا در برابر خواسته خداوند، همراهى شهادت‌طلبان در مبارزات حق‌جويانه، حرمت ذلت‌پذيرى براى آزادگان و فرزانگان مؤمن، پل بودن مرگ‏ براى عبور به بهشت برين، آزادگى و جوانمردى، يارى خواهى از همه و هميشه در راه ‏احقاق حق و ...

بقا و جاودانگى عاشورا، در سايه همين تعليمات و آرمان‌هاست كه در كلام آن حضرت‏ جلوه‌‏گر است و نهضت‌هاى ضد ستم و ضد استبداد، همواره از اين پيام‌ها و درونمايه‌‏ها الهام ‏گرفته‌‏اند.

درس آزادى به دنيا داد رفتار حسين                            بذر همت در جهان افشاند، افكار حسين

گر ندارى دين به عالم، لااقل آزاده باش                       اين كلام نغز مى‌‏باشد ز گفتار حسين

مرگ با عزت ز عيش در مذلت بهتر است                     نغمه‌‌اى مى‌باشد از لعل درّ بار حسين(22)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 284.

2- بحارالانوار، ج 44، ص 329/ اعيان الشيعه، ج 1، ص 588.

3- بحارالانوار، ج 44، ص 381.

4- تحف العقول(چاپ جامعه مدرسين)، ص 245، بحارالانوار، ج 75، ص 117.

5- مناقب،ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68.

6- لهوف، ص 53، بحارالانوار، ج 44، ص 366.

7- وقعة الطف،ص 172، موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 361.

8- بحارالانوار، ج 44، ص 334.

9- همان، ص 378.

10- همان، ص 366، اعيان الشيعه، ج 1، ص 539.

11- همان.

12- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 89 .

13- مقتل الحسين، مقرم، ص 280.

14- نفس المهموم، ص 131، مقتل خوارزمى، ج 2، ص 7.

15- موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 382.

16- نفس المهموم، ص 135، معانى الاخبار، ص 288.

17- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 1، ص 68.

18- بحارالانوار، ج 44، ص 192.

19- همان، ج 45، ص 51.

20- ذريعة النجاة، ص 129.

21- بحار الانوار، ج 45، ص 46.

22- حسين پيشواى انسان‌ها، ص70(شعر از فضل الله صلواتى).

 

کربلا نشان داد که با شکیبایی در عطشی کوتاه؛


می توان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد ...


 

 

دیدم لب عطشان ،را ای کاش نمی دیدم

ارباب پریشان را ،ای کاش نمی دیدم

بی یار و معین ارباب ،تنها وسط میدان

دیدم شه خوبان را ،ای کاش نمی دیدم

لشکری پر از کینه، خنجر به روی حنجر

بر قلب سلیمان را فای کاش نمی دیدم

وقتی که برون آمد، شمر از وسط مقتل

دیدم سر جانان را ،ای کاش نمی دیدم

از بعد غروب آن روز ،در چنگ حرامی ها

دیده ام یتیمان را ،ای کاش نمی دیدم

آتش وسط خیمه ،ای وای چه می بینم

یک شام غریبان را ،ای کاش نمی دیدم

سرها به روی نیزه، خیمه همه در ناله

اشکان یتیمان را،ای کاش نمی دیدم

از کوفه به شام هردم، در روبرویم آورد

سرهای شهیدان را ،ای کاش نمی دیدم

سختی و اسارت را ،سیلی و جسارت را
بی صبری طفلان را ،ای کاش نمی دیدم

 

چه غروبیست خدا، دلگیر است

زینب از زندگی خود،سیر است

سوی مقتل که نظر افکندم

نیزه ها خورده ،تنت تکثیر است

آمدم بوسه بگیرم،صد حیف

من رسیدم ولی یا رب،دیر است

تو کجا ،گودی گودال کجا

پیکرت سجده گه شمشیر است

زخم ها در بدنت حیرانند

هر طرف می نگرم یک تیر است

حال باید بروم تا کوفه

لیک در مقتل تو،دل، گیر است

غیرت الله ،بیا و بنِگر

اشک هایم به سما ،تبخیر است

خواستم بر بدنت خون گریم

مزد من ،این غل و این زنجیر است

چاره ای نیست غریب مادر

خواب جدم ،به خدا تعبیر است

سر ساقی و سر پاک شما

از نوکِ نیزه مرا تفسیر است


زبان حال زینب کبری(س)- روضه کوفه

 

ارباَ اربا بدنت،قلب مرا از جا کند

زخمِ صد پاره تنت، قلب مرا از جا کند

با شتاب آمدم از تل سوی مقتل ،ای وای

خنجری در دهنت، قلب مرا از جا کند

کهنه پیراهنی هم روی تنت نیست چرا؟

غارت پیرُهنت ، قلب مرا از جا کند

بوریا گشته مقدّر ز برایت ،صد حیف

بدن بی کفنت، قلب مرا از جا کند

قاتلت همسفرم هست ،عزیزم چه کنم

دشمنِ بس لجنت، قلب مرا از جا کند

خیزران هست به دستش که جسارت بِکند

بر لب و آن دهنت، قلب مرا از جا کند

شمس رویت ز نوک نیزه قمر را دیده

وَ تبسّم زدنت، قلب مرا از جا کند

جان عبّاس بگو از سرِ نیزه چه خبر؟

روی نی پر زدنت، قلب مرا از جا کند

طفل بی تاب تو، هر لحظه پدر می خواهد

اشک این یاسمنت، قلب مرا از جا کند

تو که رفتی، ولی ای کاش نمایی نظری

دائماً این مِحنت، قلب مرا از جا کند


روضه زینب کبری(س)-اسرا در کوفه

 

کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهد

زینبت، کسب اجازه به سفر می خواهد

چاره ای نیست وَ باید بروم ای گل من

خواهرت می رود و سایه سر می خواهد

در اسارت ،غل و زنجیر بسی بسیار است

دیدن شمس جمالت،چه خطر می خواهد

خیزران هست تو را منتظر ای خون خدا

دشمن پست شما، جایزه سر می خواهد

وسط مجلس پُر لهو و شرابش ،نامرد

به کنیزی ز یتیم تو، نظر می خواهد!

ناله و اشک شده قوت شب دخترکان

یک سه سااله ز فراق تو،پدر می خواهد

سیلی و صورت ناموس خدا، یا الله

در حرم، طفل یتیم تو، سپر می خواهد

در مسیری که جسارت به حرم بسیار است

همسفر با سرتان، خونِ جگر می خواهد

کشته اشک شدی و سندش دست شماست

ماتمت تا به ابد، گریه ثمر می خواهد

یا قتیل العبرة ، ذکر شما هست شفا

بردن نام شما، دیده تر می خواهد


 

به بهانه ساخت ضریح جدید اباعبدالله الحسین(ع)

 

بار دیگر شده دستم به دعا، بسم الله

هر که دارد هوس کرب و بلا ، بسم الله

صحن چشمان من، انگار توهّم زده است

شده ام زائرت ای خون خدا، بسم الله

چقدر حال و هوای حرمت می آید

زده ام دست توسّل به شما، بسم الله

حس شود عطر خوش سیب، همین نزدیکی

هر طرف گشته به پا شور و نوا، بسم الله

قسمت این است که با لطف دعای رضوی

ملک ایران بشود غرق صفا، بسم الله

عاقبت ماه محرّم حرمت را دیدم

وَ نصیبم شده پاداش عزا، بسم الله

حیف شش گوشه تو ،می رود از پیش همه

می رود تا برسد کرب و بلا، بسم الله

کاش همراه ضریحت برود این دل من

تا زمین پر اندوه و بلا ، بسم الله

ذکر ما هیئتیان ، کلّ محرّم این است

هرکه دارد هوس کرب و بلا، بسم الله


 

اربعین، زبان حال زینب کبری(س)

 

اربعین و جاده های بی کسی

زینب و دنیایی از دلواپسی

حس نمودم اوج غربت را به تن

خورده ام طعنه ز اغیارت بسی

آمدم ،حال مرا بنگر حسین

ای برادر،ای تو هم سنگر حسین

کوله باری از مراثی در دلم

کعب نی هر لحظه بر خواهر حسین

بعد تو،این زینب و این ناله ها

این من و حزن و فراق لاله ها

ای سرت خورشید بام نیزه ها

مانده ام بین گل و آلاله ها

در مسیر کوفه تا شام بلا

من شدم با هر غم تو مبتلا

بوی خون آید هنوز از قتلگه

ای شهید خفته در کرب و بلا

من اسارت رفتم و قدم خمید

نیزه ها از پیکرت گلبوسه چید

ای تنت زخمی چو قلب دخترت

همچو مادر، پهلویت دشمن درید


 

روضه امام سجاد - علیه السلام -

 

بر روی نی دیدم سرت، بس گریه کردم

بر آیه های پیکرت ، بس گریه کردم

با دیدن هر نوجوان و هر جوانی

بر قاسم و بر اکبرت، بس گریه کردم

هرگه صدای طفل کوچک می شنیدم

بر خنده های اصغرت ،بس گریه کردم

وقتی که طفلی پیش مادر گریه می کرد

یاد رُباب ،آن همسرت، بس گریه کردم

هرگه که دیدم مشک آبی، همچو زینب

با روضه آب آورت، بس گریه کردم

در غارت خیمه ،میان آتش و دود

بر غنچه های پرپرت، بس گریه کردم

من ،سال ها با دیدن آب گوارا

از تشنگی حنجرت، بس گریه کردم

کنج خرابه ، روبروی طشت زرّین

بر ناله های دخترت، بس گریه کردم

با کاروان نیزه ها، از کوفه تا شام

از گریه های خواهرت، بس گریه کردم

هرگه که دشمن از جفا بر من کتک زد

بر زخم های پیکرت، بس گریه کردم

وقتی که دیدم نقش دستی روی صورت

بهر سه ساله دخترت، بس گریه کردم

یعقوب چشمانم گرفته ابر و طوفان

بر لحظه های آخرت، بس گریه کردم

باران چشم من دگر پایان ندارد

چون نیزه ها ،دور و برت ،بس گریه کردم

شب های جمعه در کنار قتله گاهت

با گریه های مادرت، بس گریه کردم

آقا خلاصه گویمت هر روز و هر شب

مثل یتیمان درت، بس گریه کردم


 

اربعین، زبان حال زینب کبری(س)

 

چهل روزه برادر، بی قرارم

چهل روزه من و احوال زارم

چهل روزه شده بر نی، سر تو

زند دائم به سر، این دختر تو

چهل روزه من و چشم انتظاری

چهل روزه ز نی، دنبال یاری

چهل روزه ولی گشته چهل سال

شدم از داغ تو، بی پرّ و بی بال

چهل روزه، جسارت بر حرم شد

چهل روزه، چه خاکی بر سرم شد

چهل روزه جمالت را ندیدم

ز رگ های گلو، بوسه نچیدم

چهل روزه شده کارم شب و روز

کنم تفسیر آن، روی دل افروز

چهل روزه مقیم اشک و آهم

چهل روزه به نی، مانده نگاهم


پهباد

 

در این نوشتار با توجه به گستره پهپادهای بکار رفته توسط ارتش آمریکا در سطح جهان به بررسی انواع پهپاد های فعال آمریکا از سال 2006 تا کنون می پردازیم تا از هم اکنون با شکار بعدی سپاه در جنگ پهپادی آشنا شویم. گفتنی است سال 2012 به عنوان سال پهپادهای آمریکا در غرب آسیا به خصوص افغانستان نامیده شده است [1].

1- غاز برفی (CQ-10 Snow Goose)

این نوع از پهپاد نوعی محفظه هوشمند حمل مهمات و اسلحه است و برای تحویل محموله های کوچک (مهمات، تجهیزات) به نیروهای ویژه در نظر گرفته شده است. پرواز اول این هواپیما در سال 2001 بوده و پرواز عملیاتی آن در سال 2005 رخ داده است.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-000.jpg


2- جانور قندهار (RQ-170 Sentinel)

قبل از پرداختن به سری پهپاد های آر کیو ذکر این نکته ضروری است:"در این‌جا، عبارت RQ مخفف پرنده بدون سرنشین شناسایی است، یعنی پهپادی (پهپاد مخفف پرنده هدایت‌پذیر از دور است) که مسلح نیست و فقط به جاسوسی و شناسایی می‌پردازد؛ و عبارت MQ مخفف پهپاد مسلح به موشک است.

این نوع از پهپاد در سال گذشته (در دسامبر سال 2011) توسط نیروهای جنگ الکترونیک سپاه به دام افتاد، از همین رو است که مردم ایران با این نوع پهپاد آشنایی کامل دارند. هزینه تحقیقاتی پروژه آر کیو 170 بالغ بر 40 میلیارد دلار بوده و هزینه هر کدام از این پهپاد 60 میلیون دلار است و سال وارد شدن آن به صنعت نظامی آمریکادر سال 2007 بوده است.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-001.jpg

3- موش خرمایی (Polecat)

این پهپاد توسط شرکت لاکهیلد مارتین ساخته شده و نمونه آزمایشی آن در سال 2005 به پرواز در آمد ولی در نمایشگاه سالانه صنایع هواپیمایی فارن بوروگ در سال 2006 به نمایش در آمد.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-002.jpg


4- آر کیو 16 تی هاک (RQ-16 T-Hawk)

این نوع پهپاد برای حمل در کوله پشتی و عملیات های تک نفره کاربرد دارد، قرارداد طراحی و توسعه سیستم ناوبری این پهپاد 40 میلیون دلار هزینه داشته است؛این هواپیما را پیاده نظام ارتش ایالات متحده در عراق استفاده می‌کند. VTOL T-Hawk با ظاهری شبیه به یک اجاق کوچک و 4 جالباسی به عنوان پایه‌های فرود، می‌تواند به مدت حداکثر 45 دقیقه تا ارتفاع 10 هزار پایی (3000 متری) بالا برود. این پرنده با وزن 7.5 کیلوگرمی آن‌قدر سنگین نیست که نتوان آن را در کوله سربازی حمل کرد.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-003.jpg


5- انتقام گیر(درنده) _ Avenger (Predator C)

اولین پرواز این هواپیمای بدون سرنشین در 4 آوریل 2009 است. بر خلاف قبلی MQ-1 درنده و MQ-9 دروگر، پهپاد انتقام گیر توسط یک موتور توربوفن اختفاگر مجهز شده است که در نوع خود بی نظیر و دارای کمترین گرما بوده است.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-004.jpg


6- دروگر ام کیو 9 - (MQ-9 Reaper)

قادر به کنترل از راه دور و یا پرواز مستقل عملیاتي است و دارای سیستم شکار و طول پرواز بلند برای هدف گیری است، وظیفه این هواپیما، شناسایی و نابودی دشمن در عراق، افغانستان و پاکستان و گشت‌زنی در امتداد مرزهای ایالات متحده با مکزیک در منطقه هواچوکای آریزوناست.

با 20 متر فاصله نوک بال‌ها، اندازه ریپر دو برابر نسل قبلی خود یعنی MQ-1 است و می‌تواند در ارتفاع 5000 پا (15000 متری) به مدت 24 ساعت بماند. با 1360 کیلوگرم مهمات مسلح می‌شود که شامل بمب‌های هدایت شونده لیزری GBU-12 و موشک‌های ضد تانک هیل‌فایر است.

فرماندهان ارتش ایالات متحده اعتقاد دارند که این هواپیما یکی از موثرترین سلاح‌های آنها در جنگ هاي فعلی است، اين پهپاد بعد از پرواز، توسط اپراتورها و با استفاده از تجهیزات کنترل رادیویی یا با اتصال ماهواره‌ای توسط خلبان‌های مستقر در خاک ایالات متحده کنترل می‌شود.


http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-005.jpg

7- عقاب خاکستری (MQ-1C Gray Eagle UAS)

این پهپاد از نوع جنگجو بوده و دارای قابلیت شکار و هدف گیری بوده و طرح توسعه توسط موسسه ژنرال فیزیک هسته ای در حال اجرا است، پرواز آزمایشی این پهپاد در سال 2004 انجامم شده است و پرواز عملیاتی آن در سال 2009 بوده است.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-006.jpg


8- MQM-107D Streaker

این پهپاد مجهز به موتور توربوجت بوده و دارای موشک های هوا به سطح و موشک های تقویت شده FIM-92 استینگر سطح به سطح است.


http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-007.jpg

9- بوئینگ مجهز به سلاح (PMTD)

اینز هواپیما توسط انواع موشک های هوا به سطح مجهز شده و برای پرسه زدن های طولانی در آسمان تهیه شده است.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-008.jpg


10- بوئینگ x-45

این پرنده بدون سرنشین توسط سیستم یکپارچه بوئینگ به روز شده است.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-009.jpg


11- کلاغ آر کیو 11 (RQ-11 Raven UAV)

RQ-11 در اصل به عنوان FQM-151 در سال 1999 معرفی شده اما در سال 2002 به شکل فعلی آن، پدیدار شد. این پهپاد با پرتاب دست به پرواز در می آید و برای ماموریت های دور کاربرد ندارد؛ اين پهپاد يكي از پر كاربردترين هواپيماهاي استفاده شده در عراق و افغانستان براي جمع آوري اطلاعات است.

رِیوِن (به معنی کلاغ‌ سیاه) با یک متر طول و 1.9 کیلوگرم وزن، عموما از یک دوربین ویدیویی رنگی با پایدارسازی الکترونیکی و یا یک دوربین ویدیویی فروسرخ برای ماموریت در شب استفاده می‌کند که می‌تواند با زوم و چرخش 360 درجه اي به واحدهای زمینی، موقعیت را اطلاع دهد. این ناوگان در حال یک ارتقای دیجیتالی است که در صورت نصب آن، هر یک از این پرنده‌ها می‌تواند به یک دستگاه تقویت‌کننده مخابراتی تبدیل شوند و برد 9.6 کیلومتری آن به طرز موثری افزایش یابد. این هواپیما سبک و بادوام است و اگر سقوط کند، بال‌ها به راحتی جایگزین می‌شوند.


http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-010.jpg

12- آرکتوروس t-20

این هواپیمای بدون سرنشین، کاملا کامپوزیتی است و دارای ظرفیت محدود بوده و صرفا برای حمل نمودن محموله های داخلی و خارجی استفاده مي شود.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-011.jpg

13- ای دی 150 (American Dynamics AD-150)

این هواپیمای بدون سرنشین از نوع عمود ژروتزهای استفاده شده در نیروی دریایی ارتش آمریکا است، این عمود پرواز بدون سرنشین پرسرعت رقبی برای دیگر عمود پروازهای استفاده شده در نیروی دریایی است و هدف از ساخت آن، بالابردن سطح عملیاتی و کارایی نیروی دریایی بوده است.
پروژه ساخت این نسل از هواپیماهای بدون سرنشین توسط وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا تصویب شده است، ای دی 150 سال 2007 در نمایشگاه بین المللی دستاورد هواپیماهای بدون سرنشین در واشنگتن رونمایی شد.

http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-012.jpg


14- بوئینگ ای 160 (Boeing A160)

این وسیله بدون سرنشین، در واقع چرخ بال بدون سرنشین است که نسبت به تمامی چرخ بال های استفاده aده در ارتش آمریکا از کارایی بیشتری برخوردار است؛ در تکنولوژی این چرخ بال از فناوری های جدیدی استفاده شده است که تا به حال در موارد قبلی به کار گرفته نشده و همین مسئله سبب شده است که کارایی ای 160 نسبت به دیگر چرخ بال ها بسیار بالاتر باشد..

این چرخ بال بدون سرنشین می تواند 4 هزار کیلومتر مسافت را با توان پرواز 24 ساعاته طی کند و برد هوایی آن نیز 9 هزار 100 متر است. طول این چرخ بال از نوک تا انتها 11 متر است.


http://jahannews.com/images/docs/000259/n00259389-r-b-013.jpg

15- ایکس ۴۷- آ پگاسوس (X-47A Pegasus)

ایکس 47 نام یک هواپیمای بدون سرنشین ساخت شرکت نورثروپ گرومن و سکیلد کامپوزیتس آمریکا است؛ این هواپیما برای نیروی دریایی آمریکا سفارش داده شده‌ است.

با توجه به مإموریت های این پهیادها توسط ارتش آریما در غرب آسیا به خصوص در خلیج فارس، افغانستان و عراق و همچنین تجاوز غیر قانونی این پهپادها به حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران، در آینده ای نزدیک یکی دیگر از همین پهپادها در تور شکار ایران اسلامی گرفتار شود.


[1]- http://www.wired.com/dangerroom/2012/12/2012-drones-afghanistan/

دل شکستگیم عالمی داره...

 

 
پروردگارا

پناهم باش ...
تا مظلوم روزگار نباشم

رهایم نکن ...
تا اسیر دست روزگار نگردم

یاورم باش ...
تا محتاج روزگار نباشم

بال و پرم باش ...
تا که مصلوب این روزگار نگردم

همدمم باش ...
تا که تنهای روزگار نباشم

کنارم بمان ...
تا که بی کس روزگار نگردم

مهربانم باش ...
تا به دنبال روزگار نا مهربان نباشم

عاشقم بمان ...
تا عاشق این روزگار پست و بی حیا نگردم

و ... خدایم باش ...
تا بنده این روزگار نباشم
پروردگارا

پناهم باش ...
تا مظلوم روزگار نباشم

رهایم نکن ...
تا اسیر دست روزگار نگردم

یاورم باش ...
تا محتاج روزگار نباشم

بال و پرم باش ...
تا که مصلوب این روزگار نگردم

همدمم باش ...
تا که تنهای روزگار نباشم

کنارم بمان ...
تا که بی کس روزگار نگردم

مهربانم باش ...
تا به دنبال روزگار نا مهربان نباشم

عاشقم بمان ...
تا عاشق این روزگار پست و بی حیا نگردم

و ... خدایم باش ...
تا بنده این روزگار نباشم

斋月每日祈求词 : 第二十七天

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

 اَللّـهُمَّ ارْزُقْني فيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ، وَصَيِّرْ اُمُوري فيهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَى الْيُسْرِ، وَاقْبَلْ مَعاذيري، وَحُطَّ عَنّيِ الذَّنْبَ وَالْوِزْرَ، يا رَؤوفاً بِعِبادِهِ الصّالِحينَ .

   主啊!求你在斋月里赏赐我“盖德尔”夜的恩惠,求你使我的事情变得容易,求你接受我的忏悔,求你饶恕我的罪过,卸下我的罪孽包袱。主啊!你是仁慈善人的主


 

كيست كه نخواهد زندگى سعادتمندانه داشته باشد؟

 

كيست كه نخواهد زندگى سعادتمندانه داشته باشد؟
كاميابى و سعادت ، گمشده و مطلوب همگان است ، ليكن اينكه كاميابى به چيست و سعادت در چيست و چگونه به دست مى آيد، سؤ الى است كه ذهن بسيارى را به خود مشغول ساخته است .
اگر زندگى ، برخوردار از صلح و صفا، محبت و احترام ، قدر شناسى و همكارى ، حق شناسى و مراعات حقوق و ادب و آداب شايسته باشد، براى افراد، بهشتى دوست داشتنى پديد مى آورد. اما اگر زندگيها از روح تفاهم و معرفت و وفا تهى باشد و نزاع و كشمكش و كينه و كدورت و خود خواهى و خود محورى بر آن سايه افكند، جهنمى بيش نخواهد بود، فرساينده روح و شكنجه گر وجدان !
تا مى توان زندگى را به بهشتى مطلوب تبديل كرد، چرا زيستن در جهنمى سوزان ؟ و تا مى توان با همدلى و صفا و معنويت ، زندگى مشترك را آراست .

یا ستار

اي خداي من از تو مي خواهم به عزتت كه ،بدي رفتار و كردار من دعايم را از اجابت جلوگيري نكند،و رسوا نكني

مرا به آنچه از اسرار پنهاني من كه اطلاع داري و شتاب نكني در عقوبتم براي رفتار بد و كار هاي بدي كه در خلوت

 انجام دادم  

اهاي دختر سرزمين من . . .

 

اهاي دختر سرزمين من . . .
اخ ببخشيد باز جنسيتت را فراموش کردم !
پسر سرزمين من ,
معلوم هست کجايي خيلي وقت است تو را گم کرده ايم :(
ديروز داشتي مردانه در ميدان ميجنگيدي . . .
امروز داري توي آرايشگاه ها ابرو بر ميداري ، مو رنگ ميکني ، دماغت را سر بالا ميکني . . .
اهاي پسر سرزمين من . . .
دختراااااااااااااااااااان سرزمين من نياز به مردي دارند که محکم باشد ، قوي باشد در سختي ها ، در دشواري ها همراه و هميارشان باشد انقدر قوي باشد که همه دنيا در برابرش کم بياورد . . .
اهاي پسر سرزمين کمي اهسته برو . . .
به کجا چنين شتابان . .

because that means ...

 


I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house,
because it means that I am alive

I am thankful for being sick once in a while,
because it reminds me that I am healthy most of the time

I am thankful for the husband who snoser all night,
because that means he is healthy and alive at home asleep with me


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes,
because that means she is at home not on the street
I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag,
because it means I have enough to eat


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day,
because it means I have been capable of working hard


I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning,
because it means I have a home

I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot,
because it means I am capable of walking
and that I have been blessed with transportation

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors,
because it means that I can hear



I am thankful for the pile of laundry and ironing,
because it means I have clothes to wear

I am thankful for the becoming broke on shopping for new year,
because it means I have beloved ones to buy gifts for them


Thanks God... Thanks God... Thanks God

بسم الله الرحمن الرحيم

 اَللّـهُمَّ ارْزُقْني فيهِ طاعَةَ الْخاشِعينَ، وَاشْرَحْ فيهِ صَدْري بِاِنابَةِ الُْمخْبِتينَ، بِاَمانِكَ يا اَمانَ الْخائِفينَ .

   主啊!求你在斋月里使我成为虔诚的顺从者,求你敞开我的胸襟,求你使我成为敬畏的人,你是所有畏惧者的归宿。


همه ی حرف دلم

 
حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟

با توام !با تو!خدایا! بزنم یا نزنم؟

 همه ی حرف دلم با تو همین است که « دوست...»

چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟

 عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم

زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟

 گفته بودم که به دریا نزنم دل اما

کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

  به نگاهی که تماشای گل روی تو بود

خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟

 دست بر دست همه عمر در این تردیدم:

بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟

 

الهی

دخیل می‌بندم ،

نه این که گره بگشایی ؛

می‌بندم تا رهایم نکنی . . .

هنوز ،

با روضه حسین ،

نفسم تازه می‌شود ؛

 

روضه عبـــاس ،

مشق شـب ماست . . .

از ناقه افتاد ،

ولی ،

دستاش براش کاری نکرد ... ،

 

یازده ماه زنده‌ام ،

برای یک ماه . . .

 

ببار ،

بارون ببار ،

باز هم ،

یادم آمد کربلا را ... ؛

 

برسانید این پیــام را ،

به یعقـــوب ،

بوی پیراهن خونین کسی می‌آید ...

 

تا جــان در این تَــن است ،

می‌توان سخن از زلـــف یـــــار گفت . . .

 

دلـــم می‌گیــرد ،

وقتــی می‌بینــم ،

او هـست ،

مــن نیز هستــم ،

امـا قـسمــــت نیــست ...

 

 

دشمنی دشمنا

 

اعتماد به حضرت زهرا - سلام الله علیها -

 

چند وقت پيش توي تهران، توي حسينيه اي منبر ميرفتم، يه جووني اومد نزديک سي سالش. گفت حاج آقا من با شما کار دارم. گفتم بنويس، گفت نوشتني نيست. گفتم ببين منو قبول داري؟ گفت آره. گفتم من چند ساله با جوونا کار ميکنم، کسي که نتونه حرفشو بنويسه بعدشم نميتونه بگه. يک و دو و سه و چهار کن و بنويس. گفت باشه.
فرداشب که اومديم، يه نامه داد به ما، من بردم خونه، نامه را که خوندم ديدم اين همونيه که من در به در دنبالش ميگشتم.
فرداشب اومد گفت که: چي شد؟
گفتم من نوکروتنم، من ميخوام با شما يه چند دقيقه صحبت کنم.
وعده کرديم و گفت که: منو چجوري ميبينيد شما؟
گفتم من نه رمالم نه جادوگرم چي بگم؟
گفت: نه ظاهري، گفتم بچه هيئتي
زد زير گريه گفت: خاک تو سر من کنند، تو اگر بدوني من چه جناياتي کردم، چه گناهايي کردم. فقط خوب خوبه اي که ميتونم بگم از گناهايي که کردم اينه که مادرمو چند بار کتک زدم، پدرمو زدم، ديگه عرق و شراب و کاراي ديگه شو، ديگه...
گفتم پس الآن اينجوري!!!!!
گفت حضرت زهرا دستمو گرفت
گفت حاج آقا من سرطاني بودم، سرطاني ميدوني يعني چي؟
گفتم يعني چي؟
گفت به کسي سرطاني ميگن که نه زمان حاليشه، نه مکان، نه شب عاشورا حاليشه، نه تو حسينيه، نه مکان ميفهمه
گفت من سرطاني بودم
يه خونه مجردي با رفيقامون درست کرده بوديم، هرکي هر کي رو جور ميکرد تو اين خونه مجردي اونجا رختخواب گناه و معصيت...
گفت شب عاشورا هرچي زنگ زدم به رفيقام، هيچکدوم در دسترس نبودند
نه نمازي، نه حسيني، هيچي
ميگفتم اينارو همش آخوندا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه
ميگفت ماشينو برداشتم برم يه سرکي، چي بهش ميگن؟ گشتي بزنم
تو راه که ميرفتم يه خانمي را ديدم، دخترخانم چادري داشت ميرفت حسينيه
خلاصه اومدم جلو و سوار ماشينش کردم با هر مکافاتي که بود، ميرسونمت و ....ـ
خلاصه، بردمش توي اون خانه ي مجردي
اينم مثل بيد ميلرزيد و گريه ميکرد و ميگفت بابا مگه تو غيرت نداري؟ آخه شب عاشوراست!!!! بيا به خاطر امام حسين حيا کن
گفتم برو بابا امام حسين کيه؟ اينارو آخوندا درآوردند، اين عربها با هم دعواشون شده به ما ربطي نداره
گفت توي گريه يه وقت گفتش که: خجالت بکش من اولاد زهرام، به خاطر مادرم فاطمه حيا کن!!! من اين کاره نيستم، من داشتم ميرفتم حسينيه!
گفتم من فاطمه زهرا هم نميشناسم، من فقط يه چيز ميشناسم: جواني، جواني کردن
جواني، گناه
جواني، شهوت
اينارو هم هيچ حاليم نيست
گفت اين خانمه گفت: تو اگر لات هم هستي، غيرت لاتي داري يا نه؟ گفت: چطور؟
_ خودت داري ميگي من زمين تا آسمون پر گناهم ، اين همه گناه کردي، بيا امشب رو مردونگي لوتي وار به حرمت مادرم زهرا گناه نکن، اگه دستتو مادرم زهرا نگرفت برو هرکاري دلت ميخواد بکن
گفت ما غيرتي شديم
لباسامو پوشيدم و گفتم: يالا چادرو سرت کن ببينم، امشب ميخوام تو عمرم براي اولين بار به حضرت زهرا اعتماد کنم ببينم اين زهرا ميخواد چيکار کنه مارو... يالا
سوار ماشينش کردم و اومدم نزديک حسينيه اي که ميخواست بره پياده اش کردم
از ماشين که پياده شد داشت گريه ميکرد
همينجور که گريه ميکرد و درو زد به هم، دم شيشه گفت: ايشاالله مادرم فاطمه دستتو بگيره، خدا خيرت بده آبروي منو نبردي، خدا خيرت بده...
ميگه اومدم تو خونه و حالا ضد حال خورديم و ....
تو صحبت ها که داشتم ميبردمش تا دم حسينيه، هي گريه ميکرد و با خودش حرف ميزد، منم ميشنيدم چي ميگه
اما داشت به من ميگفت
ميگفت: اين گناه که ميکني سيلي به صورت مهدي ميزني، آخه چرا اينقدر حضرت مهدي رو کتک ميزني، مگه نميدوني ما شيعه ايم، امام زمان دلش ميگيره، اينارو ميگفت
منم سفت رانندگي ميکردم
پياده که شد رفت، آمدم خونه
ديدم مادرم، پدرم، خواهرام، داداشام اينا همه رفتند حسينيه
تو اينام فقط لات من بودم
گفت تلويزيونو که روشن کردم ديدم به صورت آنلاين کربلا را نشون ميده
صفحه ي تلويزيون دو تکه شده، تکه ي راستش خود بين الحرمين و گاهي ضريحو نشون ميده، تکه دومش، قسمت دوم صفحه ي تلويزيون يه تعزيه و شبيه خوني نشون ميداد، يه مشت عرب با لباس عربي، خشن، با چپي هاي قرمز، يه مشت بچه ها با لباس عربي سبز، اينارو با تازيانه ميزدند و رو خاکها ميکشوندند
ميگفت من که تو عمرم گريه نکرده بودم، ياد حرف اين دختره افتادم گفتم وااااااي يه عمره دارم تازيانه به مهدي ميزنم
ميگفت پاي تلويزيون دلم شکست، گفتم زهرا جان دست منو بگير
زهراجان يه عمره دارم گناه ميکنم، دست منو بگير
من ميتونستم گناه کنم، اما به تو اعتماد کردم
کسي هم تو خونه نبود، ديگه هرچي دوست داشتم گريه کردم
گريه هاي چند ساله که بغض شده بود، گريه ميکردم، داد ميزدم، عربده ميکشيدم، خجالت که نميکشيدم ديگه، کسي نبود
ميگفت نزديکاي سحر بود، پدر و مادرم از حسينيه آمدند
تا مادرم درو باز کرد، وارد شد تو خونه، تا نگاه به من کرد (اسمش رضاست)، يه نگاه به من کرد گفت: رضا جان کجا بودي؟
گفتم چطور؟ گفت بوي حسين ميدي!
رضاجان بوي فاطمه ميدي، کجا بودي؟
افتادم به دست پدر و مادرم، گريه.... تورو به حق اين شب عاشورا منو ببخش
من کتک زدم، اشتباه کردم
بابام گريه کن، مادرم گريه کن، داداشها، خواهرا... همه خوشحال
داداش ما، پسر ما، پسرم حسيني شده
صبح عاشورا، زنجيرو برداشتم و پيرهن مشکي رو پوشيدم و رفتم تو حسينيه
تو حسينيه که رفتم، ميشناختند، ميدونستند من هيچوقت اينجاها نميومدم
همه خوشحال
رئيس هيئت آدم عاقليه
آمد و پيشوني مارو بوسيد و بغلمون کرد و گفت رضاجان خوش آمدي، منت سر ما گذاشتي
گفت منم هي زنجير ميزدم و ياد اون سيلي هايي که به مهدي زده بودم گريه ميکردم
هي زنجير ميزدم به ياد کتکايي که با گناهانم به مهدي زدم گريه ميکردم
جلسه که تمام شد، نهارو که خورديم، رئيس هيئت منو صدا زد
(من یه خواهشی دارم به کسانی که دستشون به دهنشون میرسه، میتونند سالی چند نفرو کربلا ببرند تورو به خدا یکی از کسانی که کربلا میبرید از این طایفه باشه
اون جوونی که اهل این حرفها نیست اما یه روز عاشورا میاد، همون روز دستشو بگیر بگو خوش آمدی، میای بریم کربلا؟
این جوونا اگر شش گوشه ی حسینو ببینند گریه میکنند، متحول میشن، کربلا آدمو آدم میکنه)
اومد به من گفت: رضاجان میای کربلا؟ گفتم: کربلا؟!! من؟!!! من پول ندارم!!!
گفت نوکرتم، پول یعنی چی؟ خودم میبرمت
میگفت حاج آقا هنوز ماه صفر تموم نشده بود دیدم بین الحرمینم
رئیس هیئت اومد گفت که: آقارضا، بریم تو حرم
گفتم برید من یه چند دقیقه کار دارم
تنها که شدم، زدم تو صورتم گفتم حسین جان میخوای با دل من چکار کنی؟
زهراجان من یه شب تو عمرم به تو اعتماد کردم، کربلاییم کردی؟ بی بی جان آدمم کردی؟
اومدم شبکه رو گرفتم، ضریح امام حسینو، گریه کردم. داد میزدم، حسین جان، حسین جان، دستمو بگیر حسین جان، پسر فاطمه دستمو بگیر، نگذار برگردم دوباره
میگفت رئیس هیئت کاروان داره، مکه مدینه میبره. میگفت حاج آقا به جان زهرا سال تمام نشده بود گفت میای به عنوان خدمه بریم مدینه، گفت همه کاراش با من، من یکی از خدمه هام مریض شده
خلاصه آقا چندروزه ویزای مارو گرفت، یه وقت دیدیم ای بابا سال تمام نشده تو قبرستان بقیع، پای برهنه، دنبال قبر گمشده ی زهرا دارم میگردم
گریه کردم: زهرا جان، بی بی جان، با دل من میخوای چکار کنی؟ من یه شب به تو اعتماد کردم هم کربلاییم کردی هم مدینه ای؟
میگفت خلاصه کار برام پیش اومد و کار و دیگه رفیقای اون چنینی را گذاشتم کنار و آبرو پیدا کردم
یه مدتی، دو سالی گذشت
میگفت حاج آقا همه یه طرف، این یه قصه که میخوام بگم یه طرف
مادر ما گفت: رضاجان حالا که کار داری، زندگی داری، حاجی هم شدی، مکه هم رفتی، کربلایی هم شدی، نوکر امام حسین هم شدی، آبرو پیدا کردی، اجازه میدی بریم برات خواستگاری؟
گفتم بریم مادر، یه دختر نجیب زندگی کن را پیدا کن
رفتند گفتند یه دختری پیدا کردیم خیلی دختر مومنه و خوبیه و اینهاست، خلاصه رفتیم خواستگاری
پدر دختر تحقیقاتشو کرده بود.
چقدر خوبه دختردارها اینجوری دختر شوهر بدن، باریکلا
میگفت منو برد توی یه اتاق و درو بست و گفت: ببین رضاجان من میدونم کی هستی. اما دو سه ساله نوکر ابی عبدالله شدی. میدونم چه کارها و چه جنایات و .... همه ی اینارو میدونم، ولی من یه خواهش دارم، چون با حسین آشتی کردی دخترمو بهت میدم نوکرتم هستم. فقط جان ابی عبدالله از حسین جدا نشو. همین طوری بمون. من کاری با گذشته هات ندارم. من حالاتو میخرم. من حالا نوکرتم.
میگفت منم بغلش کردم پدر عروس خانم را، گفتم دعا کنید ما نوکر بمونیم.
گفت از طرف من هیچ مانعی نداره، دیگه عروس خانم باید بپسنده و خودتون میدونید
گفتند عروس خانم چای بیارند. ما هم نشسته بودیم. پدرمون، خواهرمون، مادررمون، اینها همه، مادرش، خاله اش، عمه اش، مهمونی خواستگاری بود دیگه
عروس خانم وقتی سینی را آورد گذاشت جلوی ما، یه نگاه به من کرد، یه وقت گفت:
یا زهرا!!!!!
سینی از دستش ول شد و گریه و از سالن نرفته خورد روی زمین...
مادرش، خاله اش، مادر من، خواهر ما رفتند زیر بغلشو گرفتند و بردنش توی اتاق
میگفت من دیدم حاج آقا فقط صدای شیون از اتاق بلنده
همه فقط یک کلمه میگن: یا زهرا!!!
منم دلم مثل سیر و سرکه میجوشید، چه خبره! مادرمو صدا زدم، گفتم مادر چیه؟
گفت مادر میدونی این عروس خانم چی میگه؟
گفتم چی میگه؟
گفت: مادر میگه که....
دیشب خواب دیدم حضرت زهرا اومده به خواب من، عکس این پسر شمارو نشونم داده، گفته این تازگیا با حسین من رفیق شده....
به خاطر من ردش نکن
مادر دیشب فاطمه سفارشتو کرده

به خدا جوونا اگر رفاقت کنید، اعتماد کنید، زهرا آبروتون میده، دنیاتون میده، آخرتتون می

مسافر عشق

 

انسان در زیان است....

 

 
 استادی داشتم  همیشه وسط حرفاش میگفت انسان در زیان است

و به حالت تاسف باری سرشو تکون میداد  تقریبا همیشه این حرفو میزد طوری که 

دیگه اکثر بچه های کلاس حرفشو جدی نمیگرفتن و ....

اما من فکر میکنم این حرف علاوه براینکه آیه ی قران هست گفتنش هر جلسه حالت

یاداوری رو داشت ....

دیدن یه عده از ادم ها این روزا منو یاد این  جمله انداخته....

انسان در زیان است .ان الانسان لفی الخسر....

خیلی بد میشه اون وقتی که آدم نتونه از پس هوای نفسش بر بیاد

خیلی بد میشه اون وقتی که نتونی دیگه از پس خودت بربیای و  دیو درونت بیدار بشه

زنجیرشو بندازه دور گردنت و تو رو دنبال خودش بکشه...

ادما هرچی بالاتر بشینن هم انتظارا ازشون بیشتره و هم وقتی سقوط میکنن شکننده تر میشکنن

من نمیخوام اونقد محذور و بسته باشم که یادم بره خودمم انسانم با

کلی خواسته و میل و نیاز و ارزو  به اقتضای انسان بودنم

دلم نمیخواد به بهانه اینکه  میخوام انسان درستی باشم  با کلی فضیلت اخلاقی  

و به بهانه ی اینکه متدینم  یادم بره خدا منو یه انسان آزاد و با اراده خلق کرده 

یه انسان که میتونه فکر کنه و تشخیص بده...

اما دلمم نمیخواد به بهانه ی اینکه خدا منو آزاد و با اراده خلق کرده

افسار عقلم پاره بشه و  هرکاری که به مغزم خطور کرد رو انجام بدم....

یه راه میانه

یه چیزی که نه سیخ بسوزه و نه کباب....


چهل حديث از امام رضا

 

۱-سه ويژگى برجسته مؤمن
لا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِيِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِيِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِيِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِيِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعى نيست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پيامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پيغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است.


2- پاداش نيكى پنهانى و سزاى افشا كننده بدى
«أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعينَ حَسَنَةً، وَ الْمُذيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّيِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.»:
پنهان كننده كار نيك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است.


3- نظافت
«مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِياءِ التَّنَظُّفُ.»:
از اخلاق پيامبران، نظافت و پاكيزگى است.


4- امين و اميننما
«لَمْ يَخُنْكَ الاَْمينُ وَ لكِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ.»:
امين به تو خيانت نكرده [و نمىكند] و ليكن [تو] خائن را امين تصوّر نموده اى.


5- مقام برادر بزرگتر
«أَلاَْخُ الاَْكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ.»:
برادر بزرگتر به منزله پدر است.


6- دوست و دشمن هر كس
«صَديقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ.»:
دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.


7- نام بردن با احترام
«إِذا ذَكَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَكَنِّهِ، وَ إِذا كَانَ غائِباً فَسَمِّه.»:
چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] كنيه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.


8- بدى قيل و قال
«إِنَّ اللّهَ يُبْغِضُ الْقيلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤالِ.»:
به درستى كه خداوند، داد و فرياد و تلف كردن مال و پُرخواهشى را دشمن مى دارد.


9- ويژگيهاى دهگانه عاقل
«لا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فيهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ، وَ لا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(عليه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قيلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(عليه السلام): لا يَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَيْرٌ مِنّى وَ أَتْقى.»:
عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او اميد خير باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد. 4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدايش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدايش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چيست و چيست دهمى؟ به او گفته شد: چيست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.

10- نشانه سِفله
«سُئِلَ الرِّضا(عليه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(عليه السلام):مَنْ كانَ لَهُ شَىْءٌ يُلْهيهِ عَنِ اللّهِ.»:
از امام رضا(عليه السلام) سؤال شد: سفله كيست؟فرمود: آن كه چيزى دارد كه از [ياد] خدا بازش دارد.


11- ايمان، تقوا و يقين
«إِنَّ الاِْيمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ التَّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْيمانِ بِدَرَجَة وَ لَمْ يُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْيَقينِ.»:
ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است و به فرزند آدم چيزى بالاتر از يقين داده نشده است.


12- ميهمانى ازدواج
«مِنَ السُّنَّةِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ التَّزْويجِ.»:
اطعام و ميهمانى كردن براى ازدواج از سنّت است.


13- صله رحم با كمترين چيز
«صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الأَذى عَنْها.»:
پيوند خويشاوندى را برقرار كنيد گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترين پيوند خويشاوندى، خوددارى از آزار خويشاوندان است.


14- سلاح پيامبران
«عَنِ الرِّضا(عليه السلام) أَنَّهُ كانَ يَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَيْكُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِياءِ، فَقيلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِياءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ.»:
حضرت رضا(عليه السلام) هميشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه پيامبران، گفته شد: اسلحه پيامبران چيست؟ فرمود: دعا.


15- نشانه هاى فهم
«إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الَْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَليلٌ عَلى كُلِّ خَيْر.»:
از نشانه هاى دين فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حكمت است. خاموشى و سكوت، دوستىآور و راهنماى هر كار خيرى است.


16- گوشه گيرى و سكوت
«يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَكُونُ الْعافِيَةُ فيهِ عَشَرَةَ أَجْزاء: تِسْعَةٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ.»:
زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن عافيت ده جزء است كه نُه جزء آن در كناره گيرى از مردم و يك جزء آن در خاموشى است.


17- حقيقت توكّل
«سُئِلَ الرِّضا(عليه السلام): عَنْ حَدِّ التَّوَكُّلِّ؟ فَقالَ(عليه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ.»:
از امام رضا(عليه السلام) از حقيقت توكّل سؤال شد.
فرمود: اين كه جز خدا از كسى نترسى.


18- بدترين مردم
«إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَكَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ.»:
به راستى كه بدترين مردم كسى است كه يارىاش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زيردستش را بزند.


19- زمامداران را وفايى نيست
«لَيْسَ لِبَخيل راحَةٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّةٌ، وَ لا لِمُـلـُوك وَفاءٌ وَ لا لِكَذُوب مُرُوَّةٌ.»:
بخيل را آسايشى نيست و حسود را خوشى و لذّتى نيست و زمامدار را وفايى نيست و دروغگو را مروّت و مردانگى نيست.


20- دست بوسى نه!
«لا يُقَبِّلُ الرَّجُلُ يَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَةَ يَدِهِ كَالصَّلاةِ لَهُ.»:
كسى دست كسى را نمىبوسد، زيرا بوسيدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.


21- حُسن ظنّ به خدا
«أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ كانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَليلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْيَسيرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْيَسيرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْيا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ.»:
به خداوند خوشبين باش، زيرا هر كه به خدا خوشبين باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر كه به رزق و روزى اندك خشنودباشد، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد، و هر كه به اندك از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنيا و دوايش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.


22- اركان ايمان
«أَلاْيمانُ أَرْبَعَةُ أَرْكان: أَلتَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْليمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْويضُ إِلَى اللّهِ.»:
ايمان چهار ركن دارد: 1ـ توكّل بر خدا 2ـ رضا به قضاى خدا 3ـ تسليم به امر خدا4ـ واگذاشتن كار به خدا.


23- بهترين بندگان خدا
«سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ خِيارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(عليه السلام):أَلَّذينَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَكَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْا.»:
از امام رضا(عليه السلام) درباره بهترين بندگان سؤال شد.
فرمود: آنان كه هر گاه نيكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بينند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند.


24- تحقير فقير
«مَنْ لَقِىَ فَقيرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَيْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِياءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ هُوَ عَلَيْهِ غَضْبانُ.»:
كسى كه فقير مسلمانى را ملاقات نمايد و بر خلاف سلام كردنش بر اغنيا بر او سلام كند، در روز قيامت در حالى خدا را ملاقات نمايد كه بر او خشمگين باشد.


25- عيش دنيا
«سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(عليه السلام): عَنْ عَيْشِ الدُّنْيا؟ فَقالَ: سِعَةُ الْمَنْزِلِ وَ كَثْرَةُ الُْمحِبّينَ.»:
از حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره خوشى دنيا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زيادى دوستان.


26- آثار زيانبار حاكمان ظالم
«إِذا كَذَبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّكوةُ ماتَتِ الْمَواشى.»:
زمانى كه حاكمان دروغ بگويند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زكات اموال داده نشود چهارپايان از بين روند.


27- رفع اندوه از مؤمن
«مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ يَوْمَ القِيمَةِ.»:
هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى برطرف نمايد، خداوند در روز قيامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.


28- بهترين اعمال بعد از واجبات
«لَيْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ.»:
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ايجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نيست.


29- سه چيز وابسته به سه چيز
«ثَلاثَةٌ مُوَكِّلٌ بِها ثَلاثَةٌ: تَحامُلُ الاَْيّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْكامِلَةِ وَإِسْتيلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداةُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ.»:
سه چيز وابسته به سه چيز است: 1ـ سختى روزگار بر كسى كه ابزار كافى دارد، 2ـ محروميت زياد براى كسى كه در صنعت عقب مانده باشد، 3ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.


30- ميانه روى و احسان
«عَلَيْكُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَليلِ وَ الْكَثيرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى يَعْظُمُ شِقَّةَ الـتَّمْرَةِ حَتّى يَأْتِىَ يَوْمَ الْقِيمَةِ كَجَبَلِ أُحُد.»:
بر شما باد به ميانهروى در فقر و ثروت، و نيكى كردن چه كم و چه زياد، زيرا خداوند متعال در روز قيامت يك نصفه خرما را چنان بزرگ نمايد كه مانند كوه اُحد باشد.


31- ديدار و اظهار دوستى با هم
«تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُوا.»:
به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.


32- راز پوشى در كارها
«عَلَيْكُمْ فى أُمُورِكُمْ بِالْكِتْمانِ فى أُمُورِ الدّينِ وَ الدُّنيا فَإِنَّهُ رُوِىَ «أَنَّ الاِْذاعَةَ كُفْرٌ» وَ رُوِىَ «الْمُذيعُ وَ الْقاتِلُ شَريكانِ» وَ رُوِىَ «ما تَكْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّكَ فَلا يَقِفُ عَلَيْهِ وَليُّكَ».:
بر شما باد به رازپوشى در كارهاتان در امور دين و دنيا. روايت شده كه «افشاگرى كفر است» و روايت شده «كسى كه افشاى اَسرار مىكند با قاتل شريك است» و روايت شده كه «هر چه از دشمن پنهان مى دارى، دوست توهم بر آن آگاهى نيابد».


33- پيمان شكنى و حيلهگرى
«لا يَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَةَ السَّوْءِ مَعَ نَكْثِ الصَّفَقَةِ، وَ لا يَعْدُمُ تَعْجيلُ الْعُقُوبَةِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ.»:
آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پيمان شكنى رهايى يابد، و از چنگال عقوبت رهايى ندارد كسى كه با حيله به ستمگرى مى پردازد.

34- برخورد مناسب با چهار گروه
«إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّديقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعامَّةَ بِالْبُشْرِ.»:
با سلطان و زمامدار با ترس و احتياط همراهى كن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتياط، و با مردم با روى خوش.


35- رضايت به رزق اندك
«مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَليلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَليلِ مِنَ الْعَمَلِ.»:
هر كس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى باشد.

36- عقل و ادب
«أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ كُلْفَةٌ فَمَنْ تَكَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَيْهِ، وَ مَنْ تَكَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ يَزْدِدْ بِذلِكَ إِلاّ جَهْلاً.»:
عقل، عطيّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل يك مشقّت است، و هر كس با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر كه به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمى شود.


37- پاداشِ تلاشگر
«إِنَّ الَّذى يَطْلُبُ مِنْ فَضْل يَكُفُّ بِهِ عِيالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبيلِ اللّهِ.»:
به راستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بيشتر است.


38- به پنج كس اميد نداشته باش
«خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فيهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَةَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الكَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَةَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَةَ لِرَبِّهِ.»:
پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش:1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى،2ـ و كسى كه در سرشتش كَرم نيابى،3ـ و كسى كه در آفرينشش استوارى نبينى،4ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى،5ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد.


39- پيروزىِ عفو و گذشت
«مَا التَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوًا.»:
هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر اين كه نصرت و پيروزى با گروهى است كه عفو و بخشش بيشترى داشته باشد.


40- عمل صالح و دوستى آل محمّد
«لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَةِ إِتِّكالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد(عليهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّد(عليهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّكالاً عَلَى الْعِبادَةِ فَإِنَّهُ لا يُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ.»:
مبادا اعمال نيك را به اتّكاى دوستى آل محمّد(عليهم السلام) رها كنيد، و مبادا دوستى آل محمّد(عليهم السلام) را به اتّكاى اعمال صالح از دست بدهيد، زيرا هيچ كدام از اين دو، به تنهايى پذيرفته نمى شود.

السلام علیک یا حضرت قمر (ع)

 

 
دل را سپرده ام به دو دست شما،قمر

از تو گرفته این مرض دل شفا،قمر

سقا شدی تو پس همه را آب می کنی

سنگ دلم ببین که شد از آبها،قمر

خورشید شد حسین و شدی ماه پیش او

هستم غلام حضرت خورشید با قمر

آقا تو را قسم به همان خاک پایتان

بالی بده که بپّرم از شرق تا قمر

به به ،چنان زدی به دل لشکر فرات

دریا دخیل بسته به پای تو یا قمر

همراه حضرت گل لیلا چه می کنید؟

دو پهلوان ، دو یل ، دو سپهبد ، دو تا قمر

وقتی به نعره تو عدو پاره می شود

دیگر چرا گرفتی شمشیر را قمر؟

 بعد از دو دست و چشم تو فریاد زد حسین

یا کاشف الکروب دلم یا اخا قمر

                                                      «اللهم عجل لولیک الفرج»

هم کلامی با جنس مخالف

 


هم کلامی با جنس مخالف محبت میاره . و اگر این هم کلامی به صورت دیداری هم باشه شدت اون محبت بیشتره. و هر چه مدت اون بیشتر باشه و این ارتباط عمیق تر باشه شدت محبت هم بیشتر میشه . حالا بستگی به قلب داره که در گرو شیطان باشه یا رحمن . که این علاقه و محبت رو خدایی کنه یا شیطانی. ولی اگر قلب جایگاه هر کدومش باشه شیطان بیکار نمی نشینه و سعی در تصرف اون داره . و در 99 درصد اوقات موفق میشه . قلب که به تصرف هر کسی در اومد اون وقت قوه خیال هم در ید قدرت اوست. و هر آنچه را که انسان تصور کنه و پردازش کنه تصدیق می کنه و هر چه را که تصدیق کنه نسبت به اون شوق و علاقه بوجود میاد و هر ان چه را که نسبت به اون علاقه داشته باشه مجبور به عمل می کنه و از اون جایی که قلب و قوه خیال در تصرف شیطان باشه عمل او هم شیطانی میشه .

حاجت خود را با او بگوي...

 


بدان ، خدايي که گنج هاي آسمان و زمين در دست اوست ، به تو اجازه ي درخواست داده ، و اجابت آن را بر عهده گرفته است .

تو را فرمان داده که از او بخواهي تا عطا کند ، درخواست رحمت کني تا ببخشايد ،

و خداوند بين تو و خودش کسي را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد کند ،
و تو را مجبور نساخته که به شفيع و واسطه اي پناه ببري ،

و در صورت ارتکاب گناه دَرِ توبه را مسدود نکرده است ،
در کيفر تو شتاب نداشته ، و در توبه و بازگشت ، بر تو عيب نگرفته است ،

در آنجا که رسوايي سزاوار توست ، رسوا نساخته ، و براي بازگشت به خويش شرايط سنگيني مطرح نکرده است ،

در گناهان تو را به محاکمه نکشيده ، و از رحمت خويش نا اميدت نکرده ، بلکه بازگشت تو را از گناهان نيکي شمرده است .

هر گناه تو را يکي ، و هر نيکي تو را ده به حساب آورده ، و راه بازگشت و توبه را به روي تو گشوده است .

هرگاه او را بخواني ، ندايت را ميشنود ، و چون با او راز دل گويي ، راز تو را ميداند ،

پس حاجت خود را با او بگوي ، و آنچه در دل داري نزد او بازگوي ،
غم و اندوه خود را در پيشگاه او مطرح کن ، تا غم هاي تو را برطرف کند و در مشکلات تو را ياري رساند ...

عباس

 



برادری به تعداد نیست ، به وفاداری است ...

حضرت یوسف یازده برادر داشت ؛ و امام حسین ، تنها "عباس" را . . .


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

یا ابوالفضل...

آموخته ایم از تو وفاداری را ،
خونِ تو نوشت معنی یاری را ؛

ای کاش که آب کربلا می آموخت ،
آن روز زچشمت آبرو داری را ...

مرگ بر اسرائیل به 75 زبان

 

 
 

مرگ بر اسراییل

persian : مرگ بر اسراییل

arabic: الموت لاسرائیل

english: Death to Israel

hebrew: מוות לישראל

afrikaans: Dood aan Israel

albanian: Vdekje Izraelit

armenian: Մահ Իսրայելին

azerbaijani: İsrailə ölüm

basque: Israelen Death

belarusian: Смерць Ізраілю

bengali: ইজরায়েলের মৃত্যু

bulgarian: Смърт на Израел

catalan: Mort a Israel

chinese (simplified): 以色列去死

chinese (traditional): 以色列去死

croation: Smrt Izraelu

czech: Smrt Izraeli

danish: Død over Israel

dutch: Dood aan Israël

estonian: Surm Iisraelile

filipino: Kamatayan sa Israel

finnish: Kuolema Israelille

french: Mort à Israël

galician: Morte a Israel

georgian: სიკვდილი ისრაელის

german: Tod für Israel

greek: Θάνατος στο Ισραήλ

gujarati: ઇઝરાયેલ મૃત્યુ

haitian creole: Lanmò ak pèp Izrayèl la

hindi: इसराइल की मौत

hungarian: Halál Izrael

lcelandic: Death til Ísrael

indonesian: Kematian bagi Israel

irish: Bás ar Iosrael

italian: Morte a Israele

japanese: イスラエルの死

kannada: ಇಸ್ರೇಲ್ ಡೆತ್

korean: 이스라엘에게 죽음을

latin: Mors Israhel

latvian: Nāve uz Izraēlu

lithuanian: Mirtis į Izraelį

macedonian: Смрт за Израел

malay: Kematian kepada Israel

maltese: Mewt għall-Iżrael

norwegian: Death to Israel

polish: Śmierć Izraelowi

portuguese: Morte a Israel

romanian: Moarte Israel

russian: Смерть Израилю

serbian: Смрт Израелу

slovak: Smrť Izraelu

slovenian: Smrt v Izrael

spanish: Muerte a Israel

swahili: Kifo kwa Israeli

swedish: Död åt Israel

tamil: இஸ்ரேலுக்கு இறப்பு

telugu: ఇజ్రాయెల్ కు మరణం

thai: ตายไปยังอิสราเอล\

turkish: İsrail’e Ölüm

ukrainian: Смерть Ізраїлю

urdu: اسرائیل کی موت

vietnamese: Cái chết đến Israel

welsh: Marwolaeth i Israel

yiddish: טויט צו ישראל


هجرتی به وسعت نگاه پروانه در آتش به گل...

 

 

مرحبا بر دل ابری هوا

دست مریزاد دنیا

چه عاشقانه می بارد

نم نم ...

کم کم...

خبر دارد از دل ابری ما

باز هم می نویسم

ای خدا...

امان...

پرم از هیچ

دلگیرم از دنیا

و راه طولانی در پیش

ای خدا

وقتشه

نه!!!!!!!!

                       وقت یه هجرت

از اینجا

تا...

        ته دنیا

هجرتی به وسعت نگاه پروانه در آتش به گل

باید رفت

باید دید

حتی گاه گاهی باید خندید...

به دنیا

به پوچی اش

به تلخی اش

باید گذشت

                     باید گذشت به سادگی

از همه چیز

برای دیدن همه چیز...

راه آسمان باز است...

اما نگاه به جاده خیس از ...

از باران

چقدر دل انگیز است


پی نوشت:

هیهات از ...


غم نوشت:

باید گذشت...


ته نوشت:

شاید عکس بی ربط باشه

اما...

رکعت های عجیب نماز!

 

 
ما هر روز17بار مینویسیم: *احمد*

ظهور

 

ای منتظران!

تنها یک قدم دیگر تا ظهور باقیست و آن ترک گناه من و توست...

اللهم عجل لولیک الفرج...

تحریم

 

سلام بر لب عطشان حسین (ع)

یعنی سلام بر تفکری که با تحریم تن به سازش نداد...

موج اسلام محمد (ص) به فــــــراز آمده است

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 اَللّـهُمَّ وَفِّقْني فيهِ لِمُوافَقَةِ الاَْبْرارِ، وَجَنِّبْني فيهِ مُرافَقَةَ الاَْشْرارِ، وَآوِني فيهِ بِرَحْمَتِكَ اِلى دارِ الْقَـرارِ، بِاِلهِيَّتِكَ يا اِلـهَ الْعالَمينَ .

    主啊!求你佑助我常与善人为友,不与恶为舞,求你以你的仁慈引导我进入“永恒之宅”,你是全宇宙的养主

تو هم میدانی

 

 

دل من بی تو خراب است تو هم میدانی

جگرم بی تو کباب است تو هم میدانی


رخ تو کان نبات است تو هم میدانی

لب تو آب حیات است تو هم میدانی


گفته بودی که زکاتی بدهم ای درویش

وانگه این وقت زکات است تو هم میدانی


هرکه گویدکه حرام است حرامش بادا

بر درویش حلال است تو هم میدانی


 

سلام بر تو

سلام ای مشرق نورانی عشق  

سلام ای زیبای هشتم عشق  

سلام ای تک ستاره آسمان ها و زمین 

 امروز دلم را به یادت چراغانی کرده ام شاید  

که بتوانم در این هوای بارانی دلم را شسته وتو را بیابم  

چشمانم در مقابل گنبد زیبای طلایت استقامت تماشا ندارد 

 به لرزه می افتد پلک هایم در مقابل این عظمت بلند و پرشکوه پنجره فولاد آه پنجره فولاد...  

ای مهربان ترین مهربان مجذوب کن قلبم را به سمت مشرق عشق 

 عظمت نورانی گنبدت زیباترین طلوعی است که در تمام عمرم به چشم دیده ام  

تن سرد و خموشم گرمی نگاهت را می طلبد 

 پناهم ده به این گرمی 

 آتش عشقت را در من شعله ور کن 

 در این بیابان تاریک همچون موسی در طور سینا راهنمایم باش 

 من غریبم غریب عشق ای قریب تو پناهم باش 

 چه کسی گفته که خورشید فقط در آسمان می درخشد  

مگر نه که تو خورشید را روی زمین نشانیده ای ای 

 سخاوت چشمانت از خورشید نرم تر  

ای که دم مسیحایی ات از عیسی گرم تر 

 ای که اعجازت بر تن صدها بیمار گرمی بخش 

 طلوع دوباره ات را محتاجم 

 شعله ای برکن وجودم را پرشراره کن  

آتش عشقت را بر جانم بدوان  

دیرگاهی است انتظارش را می کشم  

عمری را در انتظارش دویده ام  

خوب می دانم خوب می دانم  

جود و بخشش در خاندانت موروثی است 

 سالها در خونتان جاری است 

 انگار تمامی ندارد این دریای بی کران احسان 

 رضا جان سر عصیانی من عجب شور و نوایی دارد  

جز به خلوت حرمت محرمی نمی یابد 

 چه شکوهی دارد دو رکعت نماز عشق به هوای نگاه تو  

نگاه تو که برایم از هر چیزی بالا تر است 

 نگاه تو که از همه نگاه ها گیرا تر است 

 چشمان تو را می طلبد این دل پر درد و خسته من 

 چقدر حرف زیاد است آنگاه که به تو نزدیک می شوم 

 اما خلوتم با تو چه سکوت عجیبی را می طلبد 

 چه سکوتی است چه خلوتی عجیب چه معنویتی دارد این آستان پر از نور و طلا 

 چه عظمتی است وقتی زائرانت با چشمانی پر از آه می آیند  

مگر می شود کسی پا در آستان بگذارد و نگرید 

 مگر می شود در مقابل سرچشمه خوبی ها سر تعظیم فرود نیاورد 

 می دانم آنکه با تو همراه است عالمی را در آغوش خود گنجانده است 

 چه کسی می گوید در شب خورشید نمی درخشد 

 به گمانم آنها تا کنون به عظمت خورشید خراسان پی نبرده اند 

 تو آفتابی هستی در آسمان دل تمامی زائران  

تو آن عظمتی هستی که در آسمان ذهن نمی گنجی 

 ماه نورانی شب های سیاه عمر من 

 تو فرزند همان یاس کبودی 

 تو نوگل ان مادری هستی که عشق را جز با خدا قسمت ننمود  

مادرت آیینه تمام بود یاس بود کوثر جاری در آسمان و زمین 

 همه می گویند فاطمه خورشید بود 

 تمام عظمت خورشید در بزرگی اوست  

من می گویم او ستاره بود 

 کوچک اما بزرگ 

 و به قول آن دوست شاعرم "فاطمه فاطمه بود" 

 من تو را با تمام لحظه های عاشقی دوست دارم 

 تو ای گوشه نشین بین الحرمین  

اکنون در کدامین سمت از حرم پرنور رضا نشته ای به چه می اندیشی؟ 

 

کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت اون ابرها میومد بیرون و گوشم رو محکم میگرفت

و داد میزد که..

آهای! بشین سرجات انقده غر نزن، همینه که هست!

بعد یک چشمک میزد و آروم توی گوشم میگفت:

غصه نخور همه چی درست میشه.گریه ی بر حسین(ع)

 

 

 

 

الهی ادرکنی

هيچ معبودى جز خداوندِ شكيبا و كريم نيست، هيچ خدائى جز خداوندِ بزرگوار و عظيم نيست، هيچ معبودى نيست جز خداوندى كه پروردگارِ آسمانها و زمينهاى هفتگانه و موجوداتى كه در آنها و ميان آنهاست مى باشد، (به اين توحيد معتقدم) برخلاف دشمنانِ حقّ، و به جهت تكذيب كسانى كه به خداوند شرك ورزيدند، و(به اين توحيدمعتقدم) بخاطر اعتراف نمودن به ربوبيّت او، و خضوع و خشوع درمقابل عزّت و شرافت وى، (اوست خدائى كه) اوّل است بدون اوّل، و آخر است تا بى نهايت، به قدرتش برتمام اشياء غلبه نموده، و به دانش و لطف و مرحمتش در هرچيز نفوذ كرده، عقول بشرى برحقيقتِ بزرگى او مطّلع نخواهدشد، و اوهام و خيالات كنهِ ذات اورا درك نمى كند، ومعانىِ كيفيّتِ اورا هيچ ذهنى تصوّر نمى تواندكرد، (اوست) مطّلع وآگاه بر باطنِ اشخاص، و آشنا به تمام امورِ پنهان، خيانت چشمها و پنهانى دلها را خبردارد، بارخدايا! تورا گواه ميگيرم كه رسولت «صلَّى الله عليه و آله» را تصديق مى كنم و به او ايمان دارم،ِ و آگاه به قدر و منزلتِ اويم، و براستى شهادت ميدهم كه اوست پيامبرى كه حكمت به فضيلت و برترىِ او سخن راند، و تمامى پيامبران(گذشته) بشارتِ(آمدنِ) اورا دادند، و (مردم را) به گرويدنِ به دين او دعوت نمودند، و برتصديقِ او برانگيختند، چنانچه خودت در قرآن ميفرمائى: «(او پيامبرى است) كه نام وى را در تورات و انجيلِ خودشان نگاشته مى يابند، او آنها را به نيكوئى امر مى كند و از زشتى نهى مى فرمايد، نعمتهاى پاك و طيّب را برايشان حلال و خبائث و پليديها را بر آنها حرام و ممنوع ميگرداند، و سنگينى و مشقّت هائى كه در اديان سابق چون زنجير برگردن آنها بود همه را برميدارد»، پس درود فرست بر محمّد فرستاده ات به سوى جنّ و انس، و سَروَرِ پيامبرانِ برگزيده، و بر برادرش و پسرعمويش، آنانى كه هيچگاه به قدرِ چشم برهم زدنى به تو شرك نورزيدند، و برفاطمه زهراء سَروَرِ تمامى زنان جهانيان، و بر دو آقاى جوانان اهل بهشت يعنى حسن و حسين، درودى جاويدان و هميشگى، بعدد قطرات بارانها، و همگونِ كوهها و تپه ها، تا آن زمان كه درخت «سلام» برگ ميدهد، و روشنى و تاريكىِ شبانه روز در رفت و آمدند، و برخاندانِ طاهرِ حسين، آن پيشوايان هدايت يافته، آنها كه از حريم دين و آئين دفاع نمودند، يعنى على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن و حضرت حجّت، آنكه عدل و داد را برپا ميدارد و فرزندِ دخترزاده پيامبر است، بارخدايا! از تو درخواست ميكنم بحقِّ اين امامِ بزرگوار، گشايشى نزديك را، و صبرى نيكو را، و پيروزى اى توأم با عزّت را، و بى نيازى از خلايق را، و دوام و استمرار در طريـقِ هدايت را، و توفيق را بر آنچه تو دوست دارى و رضايت تو در آنست ، و روزى اى را كه وسيع و حلال و پاك، و گوارا و ريزان و خوشگوار، فراوان و برتر و پى درپى باشد، بدون هيچ زحمت و مشقّتى، و خالى از هرگونه منّتى از اَحَدى، و (نيز درخواست ميكنم) تندرستى از هر بلاء و ناخوشى و بيمارى را، و شكرگزارى بر هرعافيت و نعمتى را، و هنگامى كه مرگ ما فرارسيد بر نيكوترين حالِ طاعت ما را قبض روح فرمائى، و در حالتى كه نگاهبانِ دستورات تو باشيم، تا آنكه ما را به بهشت هاى پُرنعمت برسانى، به رحمتت اى مهربانترينِ مهربانان ، بارخدايا! بر محمّد و آل او رحمت فرست، و مرا از دنيا در وحشت و هراس قرار ده و به آخرت انيس فرما، چراكه فقط خوف تو از دنيا وحشت زا است، و فقط اميد و دلبندى بتو به آخرت انس بخش است، بارالها! حجّت و دليل باتوست نه بر عليه تو، و شكايت و گلايه بايد به سوى تو باشد نه از تو، پس بر محمّد و آل او درود فرست و مرا برعليه نفس ستمكار و سركش خويش، و برشهوت غالبِ خودم يارى فرما، و پايان كارم رابا عافيت قرارده، بارخدايا! اين كم حيائىِ من است كه (ازطرفى) درِخانه تو استغفار ميكنم و (از طرف ديگر) بر مناهىِ تو پافشارى ميورزم، چنانچه اگر استغفار نكنم با اينكه وسعت حلمِ تو را آگاهم، اين تباه نمودنِ حقِّ اميدوارى است، بارالها! (كثرت) گناهانم مرا از اميدوارى به تو مأيوس ميكند، و آگاهيم به وسعتِ رحمتِ تو مرا از ترس و هراسِ از تو بازميدارد، پس بر محمّد و آلش رحمت فرما، و اميد و دلبندىِ مرا بخودت پابرجا نما، و ترس و وحشتِ مرا از خودت تكذيب فرما، و براى من آنچنان باش كه به تو حُسنِ ظنّ دارم، اى بخشنده ترينِ كريمان، بارخدايا! برمحمّد و آل او درود فرست و مرا به حفظ (ازگناه) مؤيَّد فرما، و زبانم را به حكمت گويا فرما، و مرا از كسانى قرارده كه بر تباهى هاى گذشته خويش نادِم و پشيمانند، و بهره خويش را اكنون ناقص و ضايع نكنند، و اهتمام بر روزى فرداىِ خود ننمايند، بارالها! غنىّ آن كسى است كه به سبب تو بى نيازى جويد و به سوى تو محتاج باشد، و فقير و درمانده كسى است كه از تو (روگردان شده) به جانب مخلوقت بى نيازى طلبد، پس رحمت نما بر محمّد و آل او، و مرا از خَلقِ خودت به سبب خودت بى نياز فرما، و مرا چنان قرارده كه هيچگاه دستى جز بسوى تو دراز نكنم، بارالها! بدبخت كسى است كه با اينكه توبه و بازگشت فراراهِ او و رحمت تو پشتيبانِ اوست نااميد شود، اگرچه عملِ من ضعيف و سُست است لكن اميدِ رحمتِ تو در من قوىّ است، پس ضعف عملِ مرا در قبال قوّت اميدم، برمن ببخشاى، بارخدايا! اگرتو چنان دانى كه درميان بندگانت از من سنگدل تر و پرگناه تر نيست، (درعوض) من هم به يقين ميدانم كه هيچ مولا و سرپرستى فضل و عطايش از تو بيشتر نيست، و رحمت و عفوش از تو وسيع تر نيست، پس اى كسى كه در رحمت و مهربانى يگانه اى، ببخشاى كسى را كه در جُرم و گناهش تنها و يگانه نيست، بارخدايا! تو مارا امرفرمودى و ما سرپيچى نموديم، و ما را بازداشتى ولى ما دست برنداشتيم، ما را يادآورى فرمودى ولى ما خود را به فراموشى زديم ، مارا بينا فرمودى و ما خودرا به كورى زديم، تو مارا تهديد نمودى ولى ما از حدّ گذرانديم، (آرى!) اين در مقابل احسان تو برما پاداش نيكوئى نبود،

عشق را شرمنده کرده ای

 

یا ابالفضل !  آقا جان !
 
حتی عاشق تو بودن هم برای من زیاد است

با تمام بزرگیت به این همه حقیر بودنم نگاه کن

وبا دستی که مثل همه ی داشته هایت از آن گذشتی

دستم را که به این دنیا چنگ زده بگیر

تو مفهوم هستی را تغییر داده ای

این روزها سیاه رنگ امید است

امید به عهدی دوباره

و خون پاک تر است از زلال اشک

و اسارت آزادی است

و مرگ رهایی و زندگی

تو به زندگی معنی می دهی

عشق شرمنده است از تفسیر رفتار تو

و گذشت محتاج سخاوت توست

غباری بودن در کوی تو اوج ارزشمندی است

کاش لایق عشق تو باشیم

کاش ...

امام خامنه ای: بسیج اخلاق اسلامی دارد اما ریا کار نیست



بسيج سياسي است ......................اما سياست‌زده نيست
مجاهد است ..................................اما بي‌انضباط و افراطي نيست
عميقاً متدين و متعبد است ...............اما متحجر و خرافي نيست
بابصيرت است ................................اما از خودراضي نيست
اهل جذب حداكثري است .................اما در اصول تسامح نمي‌كند
طرفدار علم است ...........................اما علم‌زده نيست
اخلاق اسلامي دارد ........................اما رياكار نيست
در آبادكردن دنيا فعال است ...............اما اهل دنيا نيست
بسيج يك مجموعه حزب‌الله واقعي است

مومن

 


"أتبکون و لا تنصرونه"
آیا گریه میکنید ولی او را یاری نمیکنید؟

مومن عاشق خانواده اش است: ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریتنا قره اعین
ولی اگر او را به کربلا بخوانند، طفل شیرخوارش را نیز با خود به قربانگاه می برد

 

می دانم بابا دو بخش است :
بخشی در صحرا و بخشی بر بالای نیزه ...
اما اینکه عمو چند بخش است،
فقط بابا می داند ...

 

باطن عالم زن مستور است

 

کل عالم و مقام عصمت عالم اگر به صورت يک شکل و يک بافت و صورتي در بيايد، قهراً به بافت انسان درمي آيد. همانطور که قوه خيال، حقايق آنسويي را مطابق با مناسباتي که بين شان است، با اشکال اين سويي براي انسان پياده مي کند، قوه خيال عالم، عصمت نظام عالم را در نشئه طبيعت به صورت انسان شکل مي دهد و چون عصمت بيشتر با اسم شريف (الباطن) سازگار است، لذا به صورت زن شکل مي دهد، نه صورت مرد . چون مرد بيشتر با اسم ( الظاهر) و زن بيشتر با اسم شريف (الباطن) در ارتباط است. لذا همان مقام اسم شريف (الباطن ) آمده در شريعت و براي زن به صورت حجاب مطرح شده است.
اين حجاب در حقيقت صفت خدا داشتن زن است، خداوند هم محجوب است. خودش فرمود: ((از پشت هفت هزار حجاب داريد من را مي بينيد)) اگر عدد را بالاتر ببرد باز هم حق است.
نه اين که دين اگر به زن مي گويد (( تو حجاب را نگه داشته باش)) اين العياذ بالله جسارت به زن است؛ اين در حقيقت يک احترامي به زن است.

به او مي گويد : ((چون تو مطابق اسم شريف ((الباطن )) الهي پياده شده اي، ما نمي خواهيم که تو در معرض ديد هر کسي قرار بگيري، لذا محجوب باش. بگذار اگر ديگران مي خواهند تو را ببينند از پشت حجابها ببينند))

اين حجاب برگرفته از حجاب حق است، لذا حجاب دژ زن است، چه اينکه براي خداوند دژ است. فرمود هر چه کوشش کنيد نمي توانيد حقيقت غيبيه ذات مرا ببينيد، آنقدر محجوبم، آنقدر در حجابم، هر چه کوشش کنيد و حجاب ها را خرق کنيد و پاره کنيد، باز هم همچنان مرا در پشت حجاب بايد ببينيد. هرگز من کشف تام نمي کنم، حتي در قرآن هم کشف تام ذاتي نکرد. قرآن هم اگر چه خدا را به ما معرفي کرد، اما يا با الفاظ يا با معاني يا با صور. هم الفاظ حجابند و هم معاني و هم صور حجابند. از پشت حجاب ها خدا خود را معرفي کرد و الا حق آنطوري که حق است، براي خلق جلوه نمي کند، که اگر بخواهد بکند، لازمه جلوه گري حق براي خلق، بساط خلق را جمع کردن است.

یاوران حجاب

زن تا موقعي که در حجاب است، حق است؛ موقعي که از حجاب در آمده است وجهه ي خلقي پيدا مي کند. وقتي وجهه ي خلقي پيدا کرد، ديگر تواناييش شکسته مي شود. اين است که حجاب براي زن يک احترام است که زن بيشتر شبيه به خداوند شود. و اگر مي خواهند ((عصمت اعظم)) را به صورت شکل زني در بياورد، ظاهراً به بهترين شکل در مي آورد که بهتر و زيباتر از اين چهره در نظام هستي پيدا نمي شود. لذا مشابه چهره جناب صديقه طاهره در عالم هرگز زني پيدا نمي شود، چه اينکه مشابه چهره پيغمبر و اميرالمومنين هرگز در عالم پيدا نمي شود .
حال که اين عصمت کبراي الهي را در حضرت صديقه طاهره تجلي کرده است او آنچنان در حجاب قرار مي گيرد که فقط امير المومنين لياقت ديدار همچنين جمالي را خواهد داشت. که به او گفتنند: ((زهراي عزيز اگر علي ابن ابيطالب نبود براي تو هرگز در عالم کفوي پيدا نمي شد)) چون زن وشوهر بايد کفو هم ديگر باشند.

وسیله نیستی

 

یاوران حجاب

سعادت انسان

1 - شما براى آخرت آفريده شده ايد، نه براى دنيا.
2 - همواره در طلب علم باش ، زيرا اگر ثروتمند باشى علم تو را زينت بخشد، و اگر فقير باشى تو را حفظ كند.
3 - آفت علم ، ترك عمل ، و آفت عمل ، عدم اخلاص است .
4 - آرزوهاى دور و دراز عمل انسان را تباه مى كند.
5 - عالم در ميان مردگان ، زنده ، و جاهل در ميان زندگان ، مرده است .
6 - آرامش و آسايش در سه چيز است : زن سازگار، فرزند خوب ، دوست موافق .
7 - تا سخن نگفته اى سخن در بند تواست ، چون سخن گفتى تو در بند آنى .

8 - بياموز و بياموزان .
9 - به ديگران اكرام و احترام كن تا تو را اكرام و احترام كنند.
10 - دوستى دنيا سر چشمه همه گناهان ، و ريشه همه فتنه ها و اساس همه گرفتاريها است .
11 - شيرينى پيروزى ، تلخى صبر و استقامت را از بين مى برد.
12 - سختى عقوبت ، لذت گناه را از بين مى برد.
13 - عاقل كسى است كه هر چيزى را بجاى خود قرار دهد.
14 - تلخى دنيا، شيرينى آخرت ، و شيرينى دنيا، تلخى آخرت است .
15 - از معصيت خدا در خلوت و تنهائى بپرهيز، زيرا شاهد حاكم است .
16 - فقيرى گرسنه نيست مگر اينكه غنى او را از حق خود منع كرده است .
17 - بى نيازى در نوميدى از مردم است .
18 - بزرگترين گناهان آن است كه انسان آن را كوچك و نا چيز بشمارد.
19 - هيچ عزتى بهتر از تقوى ، و هيچ گنجى بهتر از قناعت نيست .
20 - آنچه را نمى دانى مگوى ، بلكه هر چه مى دانى اظهار مكن .
21 - آنچه از دنيا به تو روآورد بگير، و از آنچه از تو روى گرداند روى گردان .
22 - هر كس با حق در افتد، حق او را بر زمين خواهد كوبيد.
23 - كار نيك كنيد به هر مقدار كه مى توانيد، زيرا كوچك آن بزرگ ، و كم آن زياد است . و نبايد يكى از شما بگويد فلانى از من به انجام كار نيك شايسته تر است ، زيرا به خدا سوگند چنين خواهد شد.
24 - هر كس باطن و نهانش را اصلاح كند، خداوند ظاهر و آشكارش را اصلاح خواهد كرد.
25 - هر كس براى دينش عمل كند خداوند امر دنياى او را كفايت خواهد نمود.
26 - هر كس رابطه بين خود و خداوند را نيكو سازد، خداوند رابطه او و مردم را نيكو گرداند.
27 - هر روزى كه انسان در آن روز نافرمانى خدا نكند، عيد است .
28 - بزرگترين حسرتها در روز قيامت حسرت كسى است كه مالى را از راه نامشروع كسب كند و آنرا براى ديگران به ارث گذارد و وارث آنرا در راه خدا به مصرف رساند و داخل بهشت شود، در حالى كه مورث داخل دوزخ مى گردد.
29 - هر كس مصيبتهاى كوچك را بزرگ پندارد، خداوند او را به مصيبتهاى بزرگ مبتلا خواهد ساخت .
30 - نشانه ايمان آنست كه راستى را بر دروغ ترجيح دهى ، در جائى كه راستى به تو زيان ، و دروغ به تو سود مى رساند.
31 - از فرزندان آخرت باشيد نه از فرزندان دنيا، زيرا هر فرزندى در قيامت به مادرش ملحق مى شود.
32 - همچنانكه خورشيد و شب با هم اجتماع نكنند.حب خدا و حب دنيا در يك دل جمع نشود.
33 - هيچ گنجى سودمندتر از علم و عمل صالح نيست .
34 - هيچ ثروتى مانند علم ، و هيچ فقرى مانند جهل نيست .
35 - دنيا سراى گذشتن است نه سراى ماندن .
36 - در حوادث روزگار و دگرگونى اوضاع و احوال ، چهره هاى واقعى انسانها شناخته مى شود.
37 - آنچه را نمى دانيد بر زبان جارى نكنيد. زيرا در بيشتر موارد ، مطالب صحيح و برحق ، ناآگاهانه و ندانسته ، مورد انكار قرار مى گيرد.
38 - در شگفتم از كسى كه سخنى مى گويد كه در دنيا و آخرت برايش سودى ندارد.
39 - سكوتى كه مايه وقار و عزت باشد بهتر است از سخنى كه سبب عار و ذلت گردد.
40 - زبان حيوان وحشى گزنده اى است كه اگر به حال خود رها شود مى گزد

نقش

 

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا

تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن

عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم

راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش

عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش

فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم

گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق

عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع)

گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

«بسیج پرچم‌دار عزت اسلامی»

بسیجی را می‌شناسی؟ * از عاقل پرسیدم. گفت: مرد آخربین! * از عارف پرسیدم. گفت: مبارک بنده‌ای است! * از عامی پرسیدم. گفت: هم‌جنس اویم! * از عالم پرسیدم. گفت: آزادی عالَم طلبد! * از حکیم پرسیدم. گفت: چلچراغ معرفت! * از امام پرسیدم. گفت: لشگر مخلص خدا! * از مکتب پرسیدم. گفت: مدرسه عشق! * از مذهب پرسیدم. گفت: حزب‌الله! * از رهبر پرسیدم. گفت: شجره طیبه‌ای که امام تأسیس فرمود! * از عرش پرسیدم. گفت: رشک ملائک! * از فرش پرسیدم. گفت: زنده باد! * از آسمان پرسیدم. گفت: پاینده باد! * از روز پرسیدم. گفت: شیر بیشه! * از شب پرسیدم. گفت: پارسای من! * از دانشگاه پرسیدم. گفت: مدرّس عشق! * از مدرسه پرسیدم. گفت: معلم عشق! * از جبهه پرسیدم. گفت: دشمن‌شکن! * از تانک پرسیدم. گفت: قاتل من! * از سنگر پرسیدم. گفت: شب‌زنده‌دار! * از خلبان پرسیدم. گفت: قوّت قلب! * از افسر پرسیدم. گفت: صف‌شکن خط! * از سرباز پرسیدم. گفت: همرزم فداکار! * از مرد پرسیدم. گفت: قربان مروّتش! *از زن پرسیدم. گفت: باحیاترین! * از جوان پرسیدم. گفت: پرشور! * از پیر پرسیدم. گفت: باشعور! * از قرآن پرسیدم. گفت: انیس من! * از تاسوعا پرسیدم. گفت: سقای زمان! * از عاشورا پرسیدم. گفت: هیهات منّا الذّله! * از زینب(س) پرسیدم. گفت: پرچمدار کربلا! * از لبنان پرسیدم. گفت: رهبر ما! * از محراب پرسیدم. گفت: همدم من! * از منبر پرسیدم. گفت: شاگرد خوب! * از آمریکا پرسیدم. گفت: از نامش می‌لرزم! * از اسرائیل پرسیدم. گفت: کابوس من! * از هیأت پرسیدم. گفت: مریدشم! * از کربلا پرسیدم. گفت: رجزخوان صحنه میدان! * از کوه پرسیدم. گفت: زیرپایش می‌لرزم! * از دشت پرسیدم. گفت: به وجودش می‌بالم! * از معلم پرسیدم. گفت: شاگرد بامعرفت! * از جهادگر پرسیدم. گفت: عاشقشم