کليني به سند معتبر از « سدير صيرفي» روايت كرده كه :من رورزي از مسجد بيرون ميآمدم و امام باقر (عليه السلام) داخل مسجد مي شد ،دست مرا گرفت رو به كعبه كرد و فرمود:
.اي سدير!مردم مأمور شدند از جانب خداوند كه بيايند و اين خانه را طواف كنند وبه نزد ما آيند وولايت خود را بر ما عرضه نمايند.
سپس فرمود:
اي سدير ! مي خواهي كساني را كه مردم را از دين خدا جلوگيري مي كنند به تو نشان دهم؟آنگاه به ابو حنيفه و سفيان ثوري » (م161هجري) كه در مسجد حلقه زده بودند ،نگريست و فرمود :اينها هستند كه بدون هدايت از جانب خدا و سندي آشكار ،از دين خدا جلوگيري مي كنند اگر اين پليدان در خانه هاي خود بنشينند و مردم را گمراه نكنند ،مردم به سوي ما مي آيند وما ايشان را از جانب خدا و رسول خبر مي دهيم ».
شيخ مفيدبه سند صحيح از امام علي النقي (عليه السلام)روايت كرده است كه «محمد ابن حسين بن ابي الخطاب»در خدمت امام علي النقي (عليه السلام)در مسجد النبي بودم كه در آن حال جمعي از اصحاب ان حضرت شرفياب حضور آن حضرت شدند و درميان ايشان « ابو هاشم جعفري » نيز بود كه او مردي بسيار بليغ و با كمال بود ودر نزد آن حضرت مقام و منزلت عظيمي داشت و چون اصحاب در كنارش قرار گرفتند ،بنا گاه جمعي از صوفيه داخل مسجد شدند و حلقه زدند و مشغول ذكر گرديدند ،حضرت فرمود:
به اين حيله گران اعتنا نكنيد زيرا جانشينان شياطين و خراب كننده قواعد دين مي باشند . زهد ايشان براي راحتي بدنهايشان و تهّجد و شب زنده داريشان براي صيد كردن عوام است. عمري را در گرسنگي به سر برند تا عوام و ناداني را مانند خرها پالان كنند و زين بر پشت آنها گذارند. ذكر نمي گويند مگر براي فريب مردم و خوراك خود را كم نمي كنند مگر براي پر كردن قدح و ربودن دل احمقان ، با مردم دم از دوستي خدا زنند تا ايشان را به چاه اندازند ،اوراد ايشان رقص و كفزدن و غنا و آوازه خواني است و كسي به سوي انها ميل نكند و تابع ايشان نگردد مگر آنكه از جمله سفيهان و احمقان باشد هر كس به زيارت يكي از آنان در حال حيات و يا بعد از مرگ برود ،مانند آن است كه به زيارت شيطان و بت پرستان رفته باشد و هر كس ياري ايشان كند ،گويا يزيد ومعاويه و ابو سفيان را ياري كرده است.»در همان موقع يكي از اصحاب آن حضرت عرض كرد اگر چه آن كس به حقوق شما اقرار داشته باشد ؟! حضرت نگاه تندي به او كرد و فرمود:
اين سخن را ترك كن ،مگر نمي داني هر كس حق ما را بشنا سد ،مخالفت امر ما نمي كند ،آيا نمي داني ايشان پست ترين طوائف صوفيه ميباشند و اين صوفيان كلشان مخالف ما هستندو طريقه آنها باطل و برخلاف طريقه ماست و اين گروه نصاري و مجوس اين امت هستند و آنان سعي در خاموش كردن نور خدا (محو اسلام) ميكنند و خداوند نور خود را تمام ميكند اگد چه كافران خوش ندارند».
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حال بيائيد به نقطه نظرات اين دشمنان اهل بيت درباره شيطان بپردازيم
سيد مرتضى رازى از محمد بن حسين بن ابى الخطاب نقل مى کند که گفت: با امام هادى در مسجد النبى بودم، عده اى از اصحاب به خدمتش رسيدند، مدتى بعد جماعتى از صوفيه وارد مسجد شدند و در گوشه اى به حالت دايره اى نشسته و شروع به گفتن لا اله الا الله نمودند. امام هادى عليه السلام فرمود: به اين مردم فريب کار توجه نکنيد، اين ها هم پيمانان شياطين و ويران کننده مبانى دين هستند.
از جمله تعابير آنها تقدس ابليس و پرسش او به عنوان نماد توحيد است. « ذوالنون مصري » شيطان را يک موجود مخلص پروردگار مطرح کرده است. ابوالعباس قصاب از مشايخ صوفيه مي گويد :سنگ انداختن بر شيطان دور از جوان مردي است. زيرا شيطان مقامي بزرگ در قيامت دارد. غزالي مي گويد : کسي که ابليس را موحّد نداند کافر است. و يا مي گويد : من لم يتعلم التوحيد من ابليس فهو زنديق. يعني کسي که علم توحيد را از شيطان نياموزد زندقه و کافر است
در صورتي که قرآن کريم نه تنها علت اين سجده نکردن ابليس را توحيد وي ندانسته بلکه با تعابير مختلف وي را سرکش و عصيان گر خوانده وافراد را از پيروي او باز مي دارد.
-ابليس دشمن آشکار انسان و رانده شده از درگاه خداست.
-اي فرزندان آدم،مگر از شما عهد نگرفتم که شيطان را نپرستيد که او دشمن آشکار شماست.
-وقرآن بارها از شيطان نقل مي کند که وي به عزت خداوند قسم ياد کرده که انسان را اغوا کرده واز راه خدا دور کند.
-ومگر امر و دستور شيطان به فحشا و منکر وفقر وزشتي نيست؟
-و مگر خداوند به صراحت نفرمود که از گام هاي شيطان پيروي نکنيد که او گام به گام قلب شما را فتح کرده وپاکي را از آن بيرون مي کند؟
سخنان اهل تصوف نيست مگر اراجيف زينت شده اي که از دهان شياطين انسي بيرون مي آيد.
وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً... (سوره انعام-133)
اينچنين در برابر هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جن قرار داديم که سخنان فريبنده و بى اساس (براى اغفال مردم) به طور سرى (و درگوشى) به يکديگر مىگفتند