ارتباط با امام زمان علیه السلام
📗👈 خوب است انسان هر روز ساعتی با حضرت بقیة الله ارتباطی ( از ذکر و دعا و توسل ) داشته باشد.
📗👈 خوب است انسان هر روز ساعتی با حضرت بقیة الله ارتباطی ( از ذکر و دعا و توسل ) داشته باشد.
♣️👈 آن که بین من و امام زمانِ من فاصله انداخته است ؛ حجاب های ظلمانی است که از غفلتها و معصیّت ها ناشی میشود ؛ اینها حجاب و پرده میشود.
این آیات در حقیقت برای این نازل شده که به مۆمنان راستین بشارت دهد که شما هرگز تنها نیستید؛ هرگز احساس غربت نکنید؛ حاملان عرش الهی و مقربترین و بزرگترین فرشتگان او با شما همصدا و دوستدار و طرفدار شما هستند.
آنها پیوسته برای شما دعا می کنند و پیروزیتان را در این عالم و عالم دیگر از خدا می طلبند و این بزرگترین وسیله دلگرمی است برای مۆمنان امروز و آن روز و فردا.
میفرماید: فرشتگانی که حاملان عرشاند و فرشتگانی که در گرداگرد عرش پروردگار قرار دارند تسبیح و حمد خدا میگویند، به او ایمان دارند و برای مۆمنان استغفار میکنند (الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُۆْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا).
وِرد زبانشان این است که پروردگارا رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته (تو از گناهان بندگانت با خبری و نسبت به آنها رحیمی) خداوندا! آنها را که توبه کرده اند و در مسیر تو حرکت می کنند را ببخش و بیامرز و آنها را از عذاب دوزخ نگاه دار (رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ).
و نیز می گویند: پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده ای داخل کن (رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدتَّهُم)
صالحان از پدران و همسران و فرزندان آنها را (وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ).
سپس در چهارمین دعایشان در حق مۆمنان چنین می گویند: آنها را از بدیها نگاهدار که هر کس را در آن روز از بدیها نگاه داری مشمول رحمتت ساخته ای (وَقِهِمُ السَّیِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ).
قرآن کریم پس از آنکه در آیه 52 به تمام بندگان گنهکار الهی مژده آمرزش تمامی گناهان را می دهد (إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا) راه بازگشت و دستیافتن به رحمت الهی را نیز به آنها آموزش می دهد:
گام نخست : توبه و پشیمانی از گناه و روی آوردن به سوی خدا: در آغاز توصیه می کند که به سوی پروردگارتان بازگردید و مسیر زندگی خود را اصلاح کنید (وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّكُمْ).
گام دوم : ایمان آوردن و تسلیم بودن در برابر فرمان او: در این مرحله دستور این است که در برابر او تسلیم شوید و فرمانش را به گوش جان بشنوید و پذیرا گردید (وَأَسْلِمُوا لَهُ).
گام سوم : عمل صالح: بعد از پیمودن آن دو مرحله نوبت به مرحله سوم می رسد که مرحله عمل است. می فرماید: از بهترین دستوراتی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید (وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَیْكُم مِّن رَّبِّكُم).
با وسوسههاي شيطان، ترديد در دلم لانه کرده بود. با خود ميگفتم: «مگر چقدر بايد براي برآورده شدن حاجتي دعا کرد؟ ديگر نا اميد شده بودم. گفتم پيش علي بنموسي الرضا(ع) بروم، شايد مشکلم را برطرف سازد.
نزد امام رفتم و گفتم: چند سال است حاجتي دارم و بسيار هم دعا کردهام، ولي دعايم مستجاب نمي شود. در دلم شک راه يافته است، چه کنم؟ امام، نگاه تندي به من کرد و فرمود: «اي احمدبنمحمد! مراقب باش که شيطان بر تو پيروز نشود و تو را از رحمت پروردگارت نا اميد نسازد. مگر نميداني گاه پروردگار، برآوردن نياز مؤمن را به تأخير مي اندازد تا او بيشتر به راز و نياز بپردازد؛ چرا که خداوند بزرگ، گفتوگوي بندگان را با خود دوست دارد. بهخدا سوگند! دير برآورده شدن نيازهاي بندگان که از خداي خود چيزي خواستهاند، براي آنان بهتر از زود برآورده شدن نيازهايشان است. دنيا چه ارزش دارد که مؤمن، براي آن از خداي خود نااميد شود؟! نيکوست که نيايش او در حال آسايش و دوري از مشکلات، همانند نيايش او در سختيها باشد و اگر [حاجتش] نيز برآورده نشد، سبب نا اميدي او نشود، پس افسرده نشو که دعا در پيشگاه پروردگار بزرگ و بلندمرتبه، بسيار ارزشمند است. بردبار باش و براي بهدست آوردن روزي حلال بکوش! به پيوند با بستگانت پايبند باش و به کسي ستم مکن؛ زيرا ما خانداني هستىم که حتي بريدن از بستگان را به کسي که از او بريدهاند، سفارش نمي کنيم. هرکه به ما بد کند به نيکي پاسخش را مي دهيم، بهخدا سوگند! از اين روش، جز خوبي و نيکي نمي بينم. بدان کسيکه در اين دنيا از نعمتهاي بيشمار بهرهمند است، اگر درخواستي از خدا کند و دعايش برآورده شود، بر اثر آزمندي و فزونخواهى، بيشتر درخواست ميکند و اين سبب مي شود که ديگر از نعمتي سير نشود و بيشتر بخواهد، پس آنگاه که به نعمتهاي او افزوده شد، حقوقي که بايد ادا کند، افزايش مي يابد.
بنابراين، از شکر اين همه نعمت، ناتوان مي ماند و به آزمايش و بلا مبتلا ميشود و به خطر مي افتد. بنابراين، دلبستگيات را به پروردگار استوارتر ساز و در دل خود نسبت به او شک و ترديد راه مده و دروازه دلت را به روي چيزي به جز خير و نيکي مگشا! بدان که اين، تنها راه آمرزيده شدن و برآورده شدن دعاهاست».
با وسوسههاي شيطان، ترديد در دلم لانه کرده بود. با خود ميگفتم: «مگر چقدر بايد براي برآورده شدن حاجتي دعا کرد؟ ديگر نا اميد شده بودم. گفتم پيش علي بنموسي الرضا(ع) بروم، شايد مشکلم را برطرف سازد.
نزد امام رفتم و گفتم: چند سال است حاجتي دارم و بسيار هم دعا کردهام، ولي دعايم مستجاب نمي شود. در دلم شک راه يافته است، چه کنم؟ امام، نگاه تندي به من کرد و فرمود: «اي احمدبنمحمد! مراقب باش که شيطان بر تو پيروز نشود و تو را از رحمت پروردگارت نا اميد نسازد. مگر نميداني گاه پروردگار، برآوردن نياز مؤمن را به تأخير مي اندازد تا او بيشتر به راز و نياز بپردازد؛ چرا که خداوند بزرگ، گفتوگوي بندگان را با خود دوست دارد. بهخدا سوگند! دير برآورده شدن نيازهاي بندگان که از خداي خود چيزي خواستهاند، براي آنان بهتر از زود برآورده شدن نيازهايشان است. دنيا چه ارزش دارد که مؤمن، براي آن از خداي خود نااميد شود؟! نيکوست که نيايش او در حال آسايش و دوري از مشکلات، همانند نيايش او در سختيها باشد و اگر [حاجتش] نيز برآورده نشد، سبب نا اميدي او نشود، پس افسرده نشو که دعا در پيشگاه پروردگار بزرگ و بلندمرتبه، بسيار ارزشمند است. بردبار باش و براي بهدست آوردن روزي حلال بکوش! به پيوند با بستگانت پايبند باش و به کسي ستم مکن؛ زيرا ما خانداني هستىم که حتي بريدن از بستگان را به کسي که از او بريدهاند، سفارش نمي کنيم. هرکه به ما بد کند به نيکي پاسخش را مي دهيم، بهخدا سوگند! از اين روش، جز خوبي و نيکي نمي بينم. بدان کسيکه در اين دنيا از نعمتهاي بيشمار بهرهمند است، اگر درخواستي از خدا کند و دعايش برآورده شود، بر اثر آزمندي و فزونخواهى، بيشتر درخواست ميکند و اين سبب مي شود که ديگر از نعمتي سير نشود و بيشتر بخواهد، پس آنگاه که به نعمتهاي او افزوده شد، حقوقي که بايد ادا کند، افزايش مي يابد.
بنابراين، از شکر اين همه نعمت، ناتوان مي ماند و به آزمايش و بلا مبتلا ميشود و به خطر مي افتد. بنابراين، دلبستگيات را به پروردگار استوارتر ساز و در دل خود نسبت به او شک و ترديد راه مده و دروازه دلت را به روي چيزي به جز خير و نيکي مگشا! بدان که اين، تنها راه آمرزيده شدن و برآورده شدن دعاهاست».
🌠 تنها ۲ چیز است که اگر سالک آن را در خود یافت ، می تواند به آن دل خوش و امیدوار شود :
✨ یکی محبّت
و
✨ دیگری اخلاص.
✨👈 خداوند یک پارچه نور و عشق است.
♣️ این عذاب به خاطر دوری ما از آن عالم نور و محبّت و عشق است و اِلّا از عالم نور عذاب نمی آید.
💦🍃در انوار جزائری است که در سال قحطی، در مسجدی واعظی روی منبر بود و میگفت: کسی که بخواهد صدقه بدهد هفتاد شیطان به دستش می چسبند و نمی گذارند، صدقه بدهد. مؤمنی پای منبر این سخنان را شنید تعجّب کنان به رفقایش گفت: صدقه دادن که این چیزها را ندارد، اینک من مقداری گندم در خانه دارم، می روم و برای فقرا به مسجد خواهم آورد و از جایش حرکت کرد.
💦🍃 وقتی که به خانه رسید و زنش از قصدش آگاه شد. شروع به سرزنش او کرد که در این سال قحطی رعایت زن و بچّه و خودت را نمی کنی؟ شاید قحطی طولانی شد، آن وقت ما از گرسنگی بمیریم و… خلاصه به قدری او را وسوسه کرد که آن مرد مؤمن دست خالی به مسجد نزد رفقا برگشت.
💦🍃 از او پرسیدند چه شد؟ هفتاد شیطانی که به دستت چسبیدند، را دیدی؟ پاسخ داد: من شیطان ها را ندیدم لکن مادرشیطان را دیدم که نگذاشت. انسان می خواهد در برابر شیاطین مقاومت کند اما شیطان به زبان زن یا رفیق و… مصلحت بینی می کند و نمی گذارد.
🔴اخلاص و انفاق- دستغیب- ص۱۵۵
شخصی از آیت الله بهجت پرسید:اینجانب در کاسبی همه چیز را از دست داده ام،کارم درست در نمی آید و ملکی دارم می خواهم به فروش برسانم،خریدار فراوان می آید و مقدمات فراهم می شود،ولی در نهایت به نتیجه نمی رسد.
برای باز شدن گره کار سفارش فرمودند:ذکر شریف"استغفار"را زیاد تکرار کنید و خسته نشوید
منبع:پرسش های شما و پاسخ های آیت الله بهجت،ص۹۰
در مناجات شعبانیه آمده است:« ...الهی هب لی کمال الانقطاع إلیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک.... » جلسات کلاس خصوصی، آن قدر پر بار بود که وقتی عصر از خدمتشان مرخص می شدیم تا فردا که دوباره برویم منگ بودیم و جلسات تأثیر فوق العاده ای برای ما داشت. »از مرحوم عارف واصل آیت الله سید هاشم رضوی کشمیری از تلامذه آقای قاضی نقل شده که فرمود: « ما وقتی محضر آقای قاضی می رفتیم چنان انبساط روحی و بشاشت و ابتهاج به ما دست می داد که تمام مشکلات و سختیها و ناملایمات زندگی روزمره را از جان و تن ما می زدود. »
تو استعدادت را نشان بده وخواهشت را ظاهر کن
امکان ندارد نور بر تو نتابد
اگر زیر خاک مانده ای
لابد خواهش استعلا نداشته ای!
«هر گاه از علامه طباطبایی میپرسیدم:
چگونه قرآن بخوانیم؟
میفرمودند:
«توجه داشته باشید که کلام الله است.»
اهل مفرفتی میفرمود :
در روز های ولادت حضرات ،
هدیه ای به آنها تقدیم کنید
تا آنها نیز به شما هدیه ای دهند
اهل معرفتی میفرمود :
تقوای حقیقی ،
پیدا کردن پروردگار است.
برادرانمان را به مداومت بر طهارت سفارش می کنم . سزاوار است که انسان همیشه با وضو باشد چرا که وضو سلاح مومن است.
دوست دارم هیچ روز و شبی بر برادرانم نگذرد مگر اینکه بر گذشته متاسف باشند و در پیشگاه خدا بر اینکه به درجات عالی دست نیافته اند غبط خورند.
اى طالب قرب الهى!
سالك بايد از جهت كيفيت تمام جدّ و كوشش اش در تطهير طعامش از حرام و شبهات بوده و از آجيل خورى و خوردن اشياء لذيذه، يك مقدار نفس را منع نمايد و در اين مسئله بهترش اين است كه لِلِّذَّة ( به منظور لذت بردن) نخورد بلكه لِلْقُوَّه (و به منظور نيرو گرفتن براى عبادت خداى تعالى بخورد) چنان كه در كَمْ و اندازه هم، ميزان اعلى همين است.
روزی در مشهد مقدس نزد آیتالله خوشوقت تنها بودم و از ایشان سؤال کردم وقتی که به حرم امام رضا(علیه السلام) مشرف میشوید، کدام زیاتنامه را میخوانید و فکر میکردم که پاسخ ایشان زیارت جامعه و زیارت امینالله را مطرح میکند ولی ایشان گفتند، هیچکدام و من تعجب کردم.
آیتالله خوشوقت گفتند هیچ زیارتی نمیخوانم و من پرسیدم پس در حرم چه میخوانید و ایشان در پاسخ گفتند، خودم با حضرت حرف میزنم، میگویم و میشنوم.
من این خاطره را الان که ایشان فوت کردهاند میگویم و بنا نداشتم تا زمانی که زنده هستند، آن را بگویم و خودشان هم راضی نبودند . سپس آیتالله خوشوقت گفت ، روزی در مدینه طیبه در مسجدالنبی بودم و جمعیت زیادی اطراف حرم را گرفته بودند و من در فاصله زیادی از حرم بودم و هرچه فکر کردم چگونه میتوانم نزدیک شوم، امکان نداشت. همانجا خطاب کردم به حضرت که من نمیتوانم بیایم به نزدیک شما. پاهایم هم درد میکند. شما عنایتی کنید و ایشان عنایت کردند.
خاطره از حجت الاسلام محمدی گلپایگانی
رمز موفقيت
يكى از دوستان پرسيده بود: راز موفقيت هاى خود را در چه چيزهايى مى دانيد؟فرمود: اول: كمك و خدمت به پدر و مادر! و جداً در دورانى كه مادر پير خود را نگه مى داشت و يا در مراسم ختم پدرشان شاهد اين امر بوديم. طورى اهتمام مى كرد و عهده دار بود كه خيال مى كردى همه مسئوليت ها با اوست.دوم: براى علم خود فضيلتى قائل نشده ام. راستى با هركس چه باسواد، و چه بى سواد، چنان صحبت مى كرد كه مخاطب خيال مى كرد او را مشرف به موضوع مى داند و خودش فقط راهنماست و نه بيش.سوم: با خود عهد كرده ام كه مراجعين (و به ويژه جوانان) را تحمل كنم. و چه خوب در هدايت و معرفت دستگيرى مى كرد. او در تغذيه دل و روح كار مى كرد و بعد در عمل ارشاد مى نمود. اگر به ازدواج رهنمود مى داد، تا گرفتن وام و واسطگى ازدواج و سپس بعد از آن براى حل اختلافات و تربيت بچه ها كار را ادامه مى داد. او به راستى يادآور اين حديث پيامبر(ص) بود كه: خداوند رحمت كند كسى را كه وقتى كارى انجام داد محكم كارى كند.
بعضي ها دوري از دنيا را در رياضت و عدم سعي و تلاش و پارسايي مي بينند و اين در حالي است كه مسئو ليت نفقه ي خود و اهل و عيال شان برگردنشان است. كما اينكه انجام برخي از امور لازم جز با پول ممكن نيست. آري كم كردن ثروت براي مبتد یهاي سلوك لازم است، زيرا ايشان رامشغول مي كند و ليكن لازم است كه ما بفهميم كه اين مسأله تنها به تعلق قلبي بر مي گردد و نه غير آن پس اگرتو دل را از دوستي مال دنيا تهي كردي و خداوند خواست كه تو مالك همه ي دنيا باشي، هيچ مانعي در سلوك تو نيست. همچنانكه خداوند به پيامبرش حضرت سليمان بن داود علیه السلام پادشاهي و ملك دنيا را عطا فرمود.در اينجا برخي از احاديث را كه بر همين مطلب دلالت مي كند، مي آوريم. پيشواي ما امام صادق علیه السلام فرموده:» رسول خدا صلی الله علیه و اله در عصري زندگي مي كرد كه فقر و قحطي و مشكلات اقتصادي در آن حاكم بود ولي اگر در عصري باشيم كه دنيا روي آورد، پس سزاوارترين افرادي كه بايد ازاين نعمت ها برخوردار باشند نيكان اهل دنيا هستند،نه بدكاران، مؤمنان هستند نه منافقان و مسلمانان هستند نه كفار
مرحوم جزايري.همانا نفس وقتي تكيه گاهي در زندگي دنيا ندارد، صاحب خود را به اضطراب مي كشاند، وهنگامي كه مصرف معيشتي خود را تامين كرد نفسش آرام و مطمئن مي شود. و اما ابوذر، پس اوهم براي امرار معاش چند بچه شتر و گوسفند ذخيره كرده بود .
شاهده آن از قرآن و سنت بر وجود چنين حجاب هايي بسيار است از آن جمله متني است ازمناجات شعبانيه كه آن را متذكر مي شويم:» پروردگارا چشم دل هاي ما را با نور نگاهي كه سوي توست روشن كن، تا چشم دل ها حجاب هاي نوراني را پاره كند و به معدن عظمت تومتصل شود و ارواح ما به جايگاه مقدس عزيزت بياويزد.
استاد محمد صالح کمیلی
دست و پا براى به دست آوردن مقام هر چه باشد- چه مقام معنوى و چه مادى- مزن به عذر آنکه مى خواهم به معارف الهى نزدیک شوم یا خدمت به عباد اللَّه نمایم؛
که توجه به آن از شیطان است چه رسد که کوشش براى به دست آوردن آن.
26 تیر 63، روح اللَّه الموسوی الخمینى
#محاسبه_قبل_از_خواب
"قبل از خواب وضو بگیر و دمی رو به
قبله بنشین و اعمال خود را در روز
گذشته به یاد آر که چه کردی و
سرمایه یک روز را که از دست
دادی ،حال چه بدست آوردی و
اگر غفلتی رفته همین امشب توبه
نما و چه می دانی که از این
بستر باز سر برداری؟
چه بسیار کسان که سر بر بالین
نهادند و بر نداشتند ."
استاد کریم محمود حقیقی
تحلی جلد 1
اگر باب معرفت بر تو گشوده شود،دانی که هر چند این فرج دیرتر رسد،سالک کامل تر شود .چه اگر فرجی در آغاز رسید ،راهرو به خاطر آن دیدار ره رود نه بخاطر رضای محبوب ؛و امید کمالش کمتر.و هر چند بی فرج روی،نشان سلوک در تو بیش بود.
استاد کریم محمود حقیقی
تحلی 2 ص 107
"احترام به والدین"
رضایت و دعای خیر پدر و مادر در جهت کسب توفیقات و عاقبت بخیری فرزندان بسیار مؤثر و نقش آفرین است. در آیات متعددی در قرآن کریم بر لزوم احترام و حفظ جایگاه والدین تاکید شده است. از طرف دیگر عاق والدین و نارضایتی آنان بسیاری از توفیقات را سلب نموده و حتی ممکن است موجب خشم و عقوبت الهی گردد. بی ادبی نسبت به والدین «ولو کافر» توفیقات را از انسان سلب میکند و در روایت است که خداوند فرمود به کسی که احترام والدین را نگه نمیدارد بگو هرچه میخواهد بکند که از او نمیپذیرم. اگر والدین امر به عمل حرامی نموده یا از انجام واجبی نهی نمایند، انسان نباید به حرف آنها گوش دهد. اما این باعث نمی شود که انسان به خود اجازه دهد که کوچکترین بی احترامی نسبت به آنها انجام دهد.
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) میفرمودند: گهگاه که به اسرار وجودی خود و کارهایم میاندیشم، احساس میکنم یکی از مسائلی که باعث خیر و برکت در زندگیام شده و همواره لطف و عنایت الهی را شامل حال من کرده است، احترام و نیکی فراوانی بوده که به والدین خود کردهام؛ بهویژه در دوران بیماری.
و نقل شده، شیخ مرتضی انصاری (ره) شیخ اعظم، فقیه بزرگ، مادرش را تا نزدیک حمّام به دوش میگرفت و او را به زن حمامی سپرده، میایستاد، تا بعد از پایان کار او را به خانه برگرداند. هر شب به دست بوسی مادر میآمد، و صبح با اجازه او از خانه بیرون میرفت.
پس از مرگ مادر به شدت میگریست و می فرمود گریهام برای این است که از نعمت بسیار مهمی چون خدمت به مادر محروم شدم، شیخ پس از مرگ مادر با کثرت کار و تدریس و مراجعات تمام نمازهای واجب عمر مادرش را خواند، با آنکه مادر از متدیّنه های روزگار بود.
در خصوص مقام معظم رهبری نیز نقل شده: در سال 1343، از مکاتباتی که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که یک چشم پدر به علت آب مروارید نابینا شده است، بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند. آیت الله خامنه ای به این نتیجـه رسیدند که به خاطر خدا از قم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمایند. ایشان در این مـورد می فرمایند:
به مشهد رفتم و خدای متعال توفیقات زیادی به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم. اگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است که ناشی از همان بّری «نیکی» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام دادهام». آیت الله خامنه ای بر سر این دو راهی، راه درست را انتخاب کردند. بعضی از اساتید و آشنایان افسوس میخوردند که چرا ایشان به این زودی حوزه علمیه قم را ترک کردند، اگر میماندند در آینده چنین و چنان میشدند!... امّا آینده نشان داد که انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهی برای ایشان سر نوشتی دیگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود.
در خصوص حضرت آیت الله بهجت (ره) نیز نقل شده که ایشان به خدمت آقای قاضی(ره) میرفت، عده ای از فضلای نجف به پدر آیت الله بهجت (ره) نامه مینویسند که پسرت دارد گمراه میشود و نزد فلان شخص (آقای قاضی) میرود. پدر ایشان نیز برایش نامه ای مینویسد که راضی نیستم بجز واجبات عمل دیگری انجام دهی و راضی نیستم درس فلانی بروی، ایشان نامه پدرش را خدمت آقای قاضی (ره) میآورد و میگوید پدرم چنین نوشته است و در این حال تکلیف من چیست؟ آقای قاضی (ره) میگوید مقلد چه کسی هستی؟ میگوید: آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (ره)، مرحوم قاضی به ایشان میگوید بروید و از مرجع تقلیدتان سؤال کنید، ایشان نیز به محضر آقا سید ابوالحسن اصفهانی (ره) میرود و کسب تکلیف میکند، سید میگوید اطاعت پدر واجب است. از آن پس آیت الله بهجت (ره) سکوت اختیار میکند و دیگر هیچ نمیگوید و این رویه ایشان امتداد پیدا میکند و در همان ایام درهایی از ملکوت به روی ایشان باز میشود. (عطش، ص ۲۳۴)
دو درويش خراساني، ملازم صحبت يكدگر سياحت كردندي، يكي ضعيف بود كه به هر دو شب افطار كردي و آن دگر قوي كه روزي سه بار خوردي. قضا را بر در شهري به تهمت جاسوسي گرفتار آمدند و هر دو را به خانه كردند و درش به گل بر آوردند، بعد از دو هفته معلوم شد كه بي گناهند؛ در بگشادند. قوي را ديدند مرده و ضعيف جان به سلامت برده. در اين عجب بماندند. حكيمي گفت خلاف اين عجب بودي، كه آن يكي بسيار خوار بود، طاقت بي نوايي نداشت، هلاك شد؛ و آن ديگر خويشتن دار بود، بر عادت خود صبر كرد و به سلامت بماند.
چو كم خوردن طبيعت شد كسي را
چو سختي پيشش آيد، سهل گیرد
و گر تن پرورست اندر فراخي
چو تنگي بيند، از سختي بميرد
حجاب هايي ظلماني هستند كه سالك در ابتداي سلوك در نفس خود مي بيند. در چنين حالتي براو واجب است آنها را شناسايي كرده و خود را از انها برهاند.بعد از اين نوبت حجاب هاي نوراني ميرسد، حجاب هايي كه شناخت و فهم خوب دقيق آنها لازم است تا سالك فريفته ي آنها نشده، ار آنها بگذرد.بهترين مثال انواري است كه از مكاشفات براي برخي از سالكين گاه گاهي به طور اتفاقي پيش ميآيد و ايشان نيز از روي غفلت به اين نورها اهميت مي دهند و اين توهم بر ايشان پيش مي آيد كه اين انوار آرزوي نهايي هر سالكي است.
استاد محمد صالح کمیلی
عرفان دانش و روش زندگی کردن برای رسیدن بالاترین کمالات ممکنه است. از این جهت به جنبه نظری آن عرفان نظری و به جنبه روشی و عملی آن عرفان عملی می گویند.
عرفان را با اخلاق و عارف را با متخلق مقایسه کنید.
عرفان شامل عرفان نظری و عملی است و اخلاق زیرمجموعه ای از عرفان عملی محسوب می شود. بنابراین عرفان نظری مباحثی را شامل می شود که اصولاً در اخلاق روی آنها صحبتی نمی شود و در عرفان عملی هم مباحثی شامل اخلاق و فراتر از اخلاق مطرح می گردد. به عنوان مثال در عرفان عملی به گرفتن چله تاکید می شود که در اخلاق به آنها پرداخته نمی شود.
به تناسب تفاوت دایره مباحث، توانمندی عارف و متخلق هم با یکدیگر متفاوت است. فرد متخلق حداکثر به اسفل عالم ملکوت(برزخ) می رسد که کشف و شهود و رؤیاهای صادقه و دیدن صورتها و حوادث برزخی است اما برای عارف این امکان وجود دارد که عالم ملکوت را تا انتهای آن طی کند (فرشتگان و موجودات برزخی و عرش و … را ببیند) و وارد عالم جبروت و لاهوت نیز بشود.
استاد آیت اله علوی
زلف محبوب عالم كه از تجلى جلالىت است، چنان با پيچ و خمش ممكنات را اسير و محبوس كند كه همه مجانين واله و در زنجير شوند و به فراق مبتلا گردند. تكثر اسماء و صفات و تخالف آنان در ظهورات چنان غالب است كه اگر كسى درباره قد و قامت محبوب عالم به گفتار آيد، زلف آنها را مخفى گرداند. پس زلف راه را بر طالبان در پيچ و خم اندازد و دشوار نمايد، از اين جهت دلها واله و در زنجير، و خلاصى ندارند، و مشتاقان از او در جوش و خروش هستند و دست و پا مى زنند و كسى از اين حلقه سالم بيرون نيايد.
همه دلها از او گشته مسلسل
همه جانها از او بوده مقلقل
اگر ظهور زلف او كم مى شد، از تكثر و شب كاسته، و بر وحدت و نور روز افزوده مى شد. بله زلف او آرام نيست و در كار است؛ روز را به شب و باز شب را به روز در آورد و نامحدود، تكثر و تحول هر آن، در ممكنات به جا مى گذارد كه هر كس به دقت به اين شوخى ها و جذبه ها و تجليات بنگرد به تعجب وا مى ماند.
ز روى و زلف خود صد روز و شب كرد
بسى بازيچه هاى بوالعجب كرد
گلستان کشمیری
دوم توحید متوسلان است که توحید را با تعقل و دلایل فلسفی و عقلایی پذیرفته اند و در این راه به بحث و استدلال و حجت نشسته اند و این مرتبه ایمان را چون مهتاب در جان ایشان باشد و اینان از خاک بر خاسته و آسمانی اند.
گروه سوم اهل کشفند که وحدت حق تعالی را در کل عالم هستی به مشاهدت نشسته اند .و اینان اهل یقینند که در این منزل نه بحث است و نه استدلال .چرا که" آفتاب امد دلیل آفتاب" و ایمان ایشان در تابش نور یقین است که خورشید معرفت بر جانشان ظاهر گشته و در حقیقت عرشیان اینانند.
ای عزیز
ورود در این منزل دست ندهد جز برای کسانی که کمر عبودیت بر بسته و به پاکی و صفا پیوسته و از غیر دوست بریده و عمر در طلب رضای او گذارده ،نه در کسب از او غافل گشته و نه در اجتماع یاد او را فراموش کرده ، در خلوت با او و در جمع با او،
لب از گفتار بیهوده بر بسته و چشم از دیدار جز او پوشیده و جز خدای در حرمسرای دل ره نداده .روزها اغلب صائم و سحر ها قائم اند.
حضرت استاد کریم محمود حقیقی
پیک مشتاقان ص 221
"غذای حلال"
یکی از مواردی نقش ایجاد زمینه برای کسب توفیقات را دارد، دوری از لقمه حرام و استفاده از غذای پاک و حلال است. زیرا انرژی که از طریق غذای حرام ایجاد میشود قابلیت استفاده در مسیر الهی را نخواهد داشت و باعث قساوت قلب گردیده و حتی فرد را به جایی خواهد رساند که حرف حق دیگر در وجودش اثری نخواهد داشت. همانطور که در واقعه کربلا حضرت اباعبدالله (ع) خطاب به لشگر کوفه فرمودند: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکمْ مِنَ الْحَرَامِ وَطُبِعَ عَلَی قُلُوبِکمْ؛(بحار الانوار، ج 45، ص 8) ترجمه: به تحقیق که شکمهای شما از حرام پر شده و به قلبهای شما مُهر [قساوت] زده شده است.عبادت ده جزء است که 9 جزء آن کسب حلال است. لقمه حرام زباله است و جای زباله در زباله دان؛ سعی کنید شما زباله دان نباشید.
همانگونه که انسان سعی دارد غذایش از هر نوع آلودگی ظاهری به دور باشد، به همین خاطر غذاها را در ظرفهای سرپوشیده و دور از دستهای آلوده و گرد و غبار نگهداری میکند، باید تلاش نماید غذای خود و خانوادهاش را از هر نوع آلودگی به حرام نیز حفظ نماید.
مرحوم آیت الله بهجت (ره) میفرمایند: خوردن غذای شبهه ناک و نیز غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد، هرچند جایز است، ولی انسان را مریض و از عبادات محروم میکند و یا سبب سلب توفیق میشود.(در محضر آیت الله بهجت، ج 2، ص 246)
مرحوم ملأ حسینقلی همدانی (ره) میفرمایند: البته البته از غذای حرام فرار کن. مخور مگر حلال. غذا را کم بخور و زیاد مخور. یعنی زیاده بر حاجت بنیه مخور. نه چندان بخور که تو را سنگین کند و از عمل باز دارد، و نه چندان کم بخور که ضعف بیاورد و به سبب ضعف از عبادت مانع شود. و هر قدر بتوانی روزه بگیر به شرطی که شب، جای روز را پر نکنی. الحاصل غذا به قدر حاجت بدن، ممدوح و زیاده و کم، هر دو مذموم. (تذکره المتقین، ص 211)
آیت الله کوهستانی(ره): زهر، کشنده و مهلک انسان است، ولی غذای حرام دودمان را به هلاکت میرساند.(بر قله پارسایی)
مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی (ره) نیز میفرمایند: عمده نظر در دو مطلب است: یکی غذای حلال و دوم توجه در نماز و اصلاح آن. اگر این دو درست باشد، باقی درست است. (نشان از بی نشانها، ص 126 و 127)
آثاری از قبیل عدم قبولی نماز، قساوت قلب، کاهلی و عدم رغبت به عبادت، لذت نبردن از مناجات با خدا، روی گردان بودن از سخن حق و ... از آثار وضعی غذای حرام میباشند.
عبودیت،انسان را در موقعیتی قرار می دهد که
استعداد کسب نور علم در قلب او پدید می آید
(استاد طاهرزاده)
اهل معرفتی میفرمود :
حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام ،
نفاق را از نفس انسان دور می کند ؛
لذاست که وقتی به ایشان نمازی هدیه می کنیم ،
نشاط برای عبادت پیدا می کنیم
و کسالت روحی بر طرف می شود.
رفق و مدارا
و از این اهم امورى است كه باید سالك الى الله آن را رعایت كند، چه ، اندك غفلتى در این امر سبب مى گردد كه علاوه بر آنكه سالك از ترقى و سیر باز مى ماند، بلكه براى همیشه بكلى از سفر ممنوع خواهد شد . سالك در ابتداى سفر در خود شور و شوقى زاید بر مقدار مترقب مى یابد و یا در بین سفر هنگام ظهور تجلیات صوریه جمالیه ، عشق و شور وافرى در خود حس مى كند و در اثر آنها تصمیم مى گیرد اعمال كثیره عبادیه اى را به جاى آورد، لهذا اكثر اوقات خود را صرف دعا و ندبه مى نماید، به هر عمل دست مى زند و از هر كس كلمه اى مى آموزد و از هر غذاى روحانى لقمه اى بر مى دارد. این طرز عمل علاوه بر آنكه مفید نیست (بلكه ) زیان آور است ، چون در اثر تحمیل اعمال گران بر نفس ناگهان در اثر فشارى كه بر نفس وارد شده ، نفس عكس العمل نشان داده و عقب زده و بدون گرفتن نتیجه ، سالك از همه كارها مى ماند و دیگر در خود میل و رغبتى براى اتیان جزیى ترین جز از مستحبات احساس نمى كند، و بناء علیهذا سالك باید وقتى مشغول به عبادت مى شود با آنكه هنوز میل و رغبت دارد، دست از عمل بكشد تا میل و رغبت به عبادت در او باقى مانده ، همیشه خود را تشنه عبادت ببیند. مثل سالك در به جا آوردن عبادات ، مانند شخصى است كه مى خواهد غذا تناول كند، اولا باید غذایى را انتخاب كند كه مساعد با مزاج او باشدا و ثانیا قبل از اینكه سیر شود، دست از خوردن باز دارد تا پیوسته میل و رغبت در او باقى باشد.
تسکین فرزند بعد از رحلت
و سرانجام وقتی آقای قاضی فوت می کند، دخترش که سال ها پیش به ایران آمده و از دیدارش محروم مانده بود ماه ها و ماه ها بی تابی می کند تا این که خود آقای قاضی به خوابش می آید و او را آرام می کند.
سیده خانم فاطمه قاضی میگوید:« یادم هست که بعد از وفات پدر من خیلی گریه می کردم، چهار ماه برای پدرم گریه می کردم. باور می کنید؟!
حتی همسایه ها هم عاجز شده بودند از گریه های من، تا این که خواب دیدم پدرم در اتاق ایستاده و می گوید : فاطمه، گفتم بله آقا جان؛ گفت: چرا گریه می کنی؟ من الحمدالله خوبم، همین طوری دستش روی سینه اش بود. گفت: من خوبم. ناراحت نباش فقط برای بچه های کوچک نگرانم، و من بعد از آن موقع ساکت شدم. »
سایت ایت اله قاضی ره
"استغفار"
کثرت استغفار برای دور شدن از گناهان و از بین رفتن آثار گناه در وجود انسان مانند: قساوت قلب، کم توفیقی، بی حالی و... مؤثر است. بطوری که بعضی از بزرگان روزی هزار مرتبه "استغفر الله" را برای شروع مناسب میدانستند و همچنین در برخی روایات به 70 بار استغفار بعد از نماز عصر سفارش شده است. و در اواسط راه نیز به ذکر یونسیه (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) که نوعی استغفار محسوب میشود در سجده سفارش مینمودند. و بیشتر به انجام آن در سحرگاه (یعنی از نیمه شب تا اذان صبح) و در حالت سجده به تعداد 400 مرتبه یا بیشتر و یا به هر مقداری که میسر است؛ به مدت یک سال تاکید داشتند.
شیخ محمد بهاری همدانی(ره): پوینده راه تقوا... اگر از اهل ذکر باشد خوب است اوایل امر، ذکرش استغفار باشد و در اواسط، ذکر یونسیه و در آخر کلمه طیبه "لا اله الا الله" به شرط الاستمرار مضافاً علی الحضور. (تذکره المتقین، ص 53-56)
آیت الله بهجت (ره) در جواب سؤال ذیل میفرمایند:
سؤال: لطفاً دستورات عملی بدهید تا عمل نمایم و به لطف الهی به درجات عالیه نائل شوم؟
پاسخ آیت الله بهجت (ره): بسمه تعالی- عنه (ص) ((الا اخبرکم بدائکم و دوائکم، داءوکم الذنوب و دواءوکم الاستغفار))، کلمه ((استغفر الله)) را تا میتوانید از روی اعتقاد کامل، صمیمانه، با التزام به لوازم حقیقیه معلومه اش، تکرار نمایید. (به سوی محبوب، ص 66)
همچنین آیت الله بهجت (ره) در جواب سؤال ذیل میفرمایند:
سؤال: ما آلوده به پستیهای درونی و بیرونی هستیم، ما را طبابت کنید و در پیمودن این طریق ما را راهنمایی بفرمایید.
پاسخ آیت الله بهجت (ره): بسمه تعالی- زیاد بگویید ((استغفرالله)) و خسته نشوید، و خاطر جمع باشید این علاج است. ((داءوکم الذنوب و دواءوکم الاستغفار)). (به سوی محبوب، ص 68)
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) میفرمایند: من از یکی از اساتید بزرگوار خود که حکیمی عارف و معلمی حاذق و طبیبی کامل مانند او ندیدهام، پرسیدم: بهترین عملی که تجربه کردهاید در تأثر قلب کدام است؟ فرمودند: سجده طولانی در هر روز که بر آن مداومت کند و یک ساعت یا سه ربع آن را طول دهد و در آن بگوید: "لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین" در حالی که خود را گرفتار غل و زنجیرهای اخلاق رذیله و در زندان طبیعت زندانی ببیند و خداوند را پاک و منزه بداند از اینکه در حق او ظلمی روا داشته؛ صد مرتبه سوره قدر در شب جمعه و عصر آن را ترک نکند. و ایشان فرمودند: چیزی از اعمال مستحبه را ندیدم که مانند این سه عمل مؤثر باشد. (اسرار الصلوه، ص 183)
از مرحوم استاد علامه طباطبایی(ره) نقل کردهاند که مرحوم قاضی اول دستوری که میدادند ذکر یونسیه بود: «لا اِلهَ اِلّا اَنتَ سُبحانَکَ اِنِّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین» که در مدت یک سال در وقت خاص به حالت سجده خوانده شود.
سوء ظن نداشتن:
سوء ظن از مهلكات است. سالك در گام هاي اوليه ي سير و سلوك به اين حالت خطرناك دچارمي شود و بخاطر همين بدبيني كارهاي مردم را خطا مي بيند و خود را درستكار مي پندارد، نسبت به ديگران از اهل ظاهر سوء ظن پيدا مي كند و حتي به مراجع ديني بد بين شده، پشت سر آنهاحرف هايي كه مورد رضاي خدا نيست مي زند، اين در حالي است كه احترام فقها واجب است،چرا كه ايشان پاسبانان شريعت نوراني هستند.اگر سالك به اصلاح عيب هاي خود بپردارد به عيوب ديگران مشغول نمي شود، سالك راه خدا قدر وقت را مي داند، او اوقات خويش را درچنين اموري كه به او مربوط نيست تلف نمي كند.
استاد محمد صالح کمیلی
"رساله لب الالباب "
تالیف حاج
سیدمحمد حسین حسینی تهرانی
مؤلف این اثر نفیس، مرحوم آیت الله حاج سیدمحمد حسین حسینی تهرانی قدس سره دربارة این رساله، در مقدمه میفرماید: اصل این رساله، اسّ و مخ اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است كه حضرت استاد گرامی ما، علامه طباطبائی روحی فداه در سال 69 – 1368 ق در حوزه مقدسه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس، به رشتة تحریر درآورده بودم ...».
مؤلف گرانقدر كه خود، از چشمة عرفان نوشیده و از سر سفره بزرگانی چون مرحوم سید هاشم حداد، آیتالله انصاری همدانی و... علامه طباطبایی بهرهها برده است، با اطلاعات علمی و عرفانی خود، به این كتاب استحكام بخشیده و به خوبی مباحث عرفانی را ارائه میكند. این رساله بسیار به رساله سیر و سلوك منسوب به علامه بحر العلوم شباهت دارد كه گویا علامه طباطبایی در درس اخلاق و عرفان خود، آن را مبنا و متن درس قرار داده بود. خلاصه مطالب این كتاب، چنین است: مقدمة مؤلف، معرفت اجمالی و طرح كلی سلوك الی الله، شرح تفصیل عوالم مقدم بر عالم خلوص، شرح اجمالی طریق و كیفیت سلوك الی الله و بخش اصلی كتاب كه شرح تفصیلی طریق و كیفیت سیر الی الله و شرایط لازم سلوك است.
"نماز شب"
بسیاری که روزشان تاریک است به خاطر این است که شبشان را با نماز روشن نکردهاند و به قول عرفا امکان ندارد کسی بدون تهجد در سحرگاه و اقامه نماز شب بتواند راه را طی کرده و به مقامات برسد. خداوند متعال میفرماید دروغ میگوید کسی که میگوید مرا دوست دارد ولی تا به صبح همچون مرداری در رختخواب میخوابد.
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
مرحوم سید علی آقای قاضی (ره) میفرمایند: اما نماز شب؛ پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست و تعجب از کسی است که میخواهد به کمال دست یابد، در حالی که برای نماز شب قیام نمیکند؛ و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد، مگر به وسیله نماز شب. (اسوه عارفان،ص137و138)
مرحوم آیت الله بهجت(ره) میفرمایند: گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه... نماز شب مفتاح توفیقات است. (به سوی محبوب، ص79)
علامه طباطبایی (ره) میفرماید: چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم گاهی به محضر مرحوم قاضی(ره) شرفیاب میشدم تا اینکه یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی(ره) از آنجا عبور میکردند چون به من رسیدند دست خود را روی شانهی من گذاردند و گفتند: ای فرزند!دنیا میخواهی نماز شب بخوان، آخرت میخواهی نماز شب بخوان.(نماز در کلام اولیای ربانی، ص 79)
باید به این نکته توجه داشت علت عدم توفیق برای نماز شب تنها گناهان روز نیست بلکه دیر خوابیدن فرد در شب یکی از علل بیدار نشدن در سحرگاه می باشد. به همین دلیل علما به زود خوابیدن در شب بسیار اهمیت می دادند. در اوایل این کار لازم نیست که انسان هر یازده رکعت نماز شب را کامل بخواند بلکه می تواند با مقداری که تمایل و کشش دارد، شروع نماید. مثلا در شب های اول، تنها دو رکعت بخواند تا کم کم برایش ملکه شود و با آن انس بگیرد. و کم کم بیشتر نماید. و در مواقعی که در سحرگاه بیدار نشد، نماز شب را بعد از نماز صبح بخواند تا از توفیقات آن محروم نگردد.
همت و شکم پروری
لا تجتمع عزيمه و وليمه
خ 241/
ترجمه :همت عالى ، با سورچرانى و شكم پرورى ، سازگار نيست .
شرح : كسى كه صاحب همت عالى است به شكم پرورى برود، نمى تواند همت عالى داشته باشد. و به عبارت ديگر، ممكن نيست كه همت عالى ، و شكم پرورى ، در وجود انسان ، يكجا جمع شده باشد.
زيرا شخص سورچران ، بيش از هر چيز، در بند شكم خوش است ، و تمام فكر و كوشش او صرف آن ميشود كه چطور و از چه راهى ، خود را به سفره يى رنگين برساند و شكمش را از خوراكيهاى لذيذ انباشته كند. آشكار است كه چنين كسى ، نه فرصت آن را دارد و نه اصولا در فكر آن است كه ذهن و انديشه اش را در كارهاى با شكوه به كار اندازد، و تصميمهاى عالى و والا بگيرد، و اراده و همت خود را در انجام كارهاى با ارزش و انسانى نمايان سازد. شخص شكم پرور و سورچران ، از آغاز صبح ، دائما به اين فكر ميكند كه ظهر، چگونه ناهار لذيذى بدست آورد، و از ظهر به بعد، ذهن و انديشه اش در اين جهت كار ميكند كه براى شب ، از كجا و چگونه شام چرب و شيرينى فراهم كند. و طبيعى است كه چنين شخصى ، شب هم با اين فكر به بستر ميرود كه صبح ، چه خوراكيهايى سر سفره صبحانه در انتظارش خواهد بود.
اما كسى كه همت عالى دارد، فكر و ذهنش ، آنقدر مشغول مسائل مهم و كارهاى عالى و انسانى است ، كه اصولا فرصتى براى فكر كردن به شكم پيدا نمى كند. و تازه وقتى هم سر سفره بنشيند، غذايش ، ساده ترين غذاها خواهد بود. نمونه درخشان اين افراد، خود حضرت على عليه السلام است كه غذايش ، بيشتر اوقات ، چيزى جز نان خالى ، يا نانى همواره با كمى خرما، يا كمى پياز، يا كمى نبوده است . تا جايى كه اگر اندكى بيش از اين برايش غذا مى آورد، به شدت اعتراض ميرد.
ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﺒﯿﺪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﯿﺮﻯ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻧﺪ، ﻟﺬﺍ ﺍﻭ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﻯ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪ ﻭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯿﮕﻔﺖ :
ﻣﻦ ﻋﻼﻗﻪ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﺣﺎﺻﻞ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺗﻼﺵ ﻣﻦ ﺛﺮﻭﺗﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﻤﺮﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺎﺋﯽ ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ ﺍﺯ ﻓﻼﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﮑﺎﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺛﺮﻭﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩﺍﺭ .
ﺍﯾﻦ ﻭﺻﯿﺖ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﮐﻪ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﺭﺳﯿﺪﮔﻰ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻋﺒﯿﺪ ﻧﯿﺰ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮﺵ ﺑﺎ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ .
ﭘﺴﺮﺍﻧﺶ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻓﻦ ﭘﺪﺭ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﺩﻓﯿﻨﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﺍ ﺣﻔﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺳﺮ ﻭ ﮐﻠﻪ ﺧﻤﺮﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪ .
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﺧﻤﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺩﺍﺧﻠﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﻃﻼ ﺧﺎﻟﯽ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻭﺭﻗﯽ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﺖ ﺷﻌﺮﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﺧﺪﺍﻯ ﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺍﻧﻢ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺍﻧﻰ
ﮐﻪ ﯾﮏ ﻓُﻠﻮﺱ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻋﺒﯿﺪ ﺯﺍﮐﺎﻧﻰ
فلوس=پول خوردعراق،، ریال
"نماز اول وقت"
مقید بودن به خواندن نمازهای پنج گانه در اول وقت مخصوص خود، یکی از مواردی است که بسیار به آن سفارش شده است.
سید علی آقای قاضی (ره): اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند. (در محضر بزرگان، ص 99)
مرحوم آیت الله بهجت (ره) میفرمایند: اگر کسی مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند، به جایی که باید برسد، خواهد رسید. (صدای سخن عشق، ص 42)
همچنین مرحوم آیت الله بهاء الدینی (ره) میفرمودند: اگر میخواهید برکاتی نصیبتان شود نماز اول وقت شما ترک نشود. (نماز در کلام اولیای ربانی، ص 78)
مرحوم آیت الله بهجت (ره) میفرمایند: ترک معصیت در اعتقادات و عملیات و نماز اول وقت، کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه؛ اگر چه – عمر – هزار سال باشد. (صدای سخن عشق، ص 108)
مرحوم آیت الله بهاء الدینی (ره) میفرمایند: اگر این دو کار را انجام دهید، خیلی پیش روی کردهاید: یکی اینکه نماز اول وقت بخوانید، دیگر اینکه دروغ نگویید... اگر این کارها را کردید، فهم شما هم عوض میشود؛ یعنی درک دیگری پیدا میکنید. الان شما نمیتوانید این را از ما قبول کنید، ولی وقتی خودتان به آن رسیدید، قبول میکنید. (سلوک معنوی، ص 132)
آیت الله حق شناس (ره) میفرمایند: شیطان دائماً مراقب شماست؛ ولی به کسانی که نمازشان را در اول وقت میخوانند، کمتر نزدیک میشود. شیطان میفهمد که چه کسی در مقام مراقبه است و همینکه ببیند از حالت مراقبه خارج شد؛ به او نزدیک میشود. شیطان میفهمد که چه کسانی در مقام مراقبه هستند و چه کسانی از یاد خدا روی برگردانند. (زملک تا ملکوت، ص ۲۵۳)
امام خمینی :
با قرائت قرآن
راهی به سوی محبوب باز کنید
وتصور نشود که
قرائت بدون معرفت اثری ندارد
که این وسوسه شیطان است.
عزیزم! از جوانى به اندازهاى که باقى است استفاده کن که در پیرى همه چیز از دست می رود، حتى توجه به آخرت و خداى تعالى. از مکاید بزرگ شیطان و نفس اماره آن است که جوانان را وعده صلاح و اصلاح در زمان پیرى می دهد تا جوانى با غفلت از دست برود، و به پیران وعده طول عمر می دهد. و تا لحظه آخر با وعدههاى پوچ انسان را از ذکر خدا و اخلاص براى او بازمی دارد تا مرگ برسد، و در آن حال ایمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، می گیرد.
🌹منبع:
صحیفه امام،ج20،ص154
آیت الله جوادی آملی:
را ه کشف وشهود، راه محرم شدن با اسرار عالم است وکسی که محرم اسرارشدصدای تسبیح موجودات را هم می فهمد وهم می شنود، زیرا آنها می گویند:
ما سمعیم وبصیریم و هوشیم
با شما نامحرمان ما خامشیم
مردان الهی که شاگردان اهل بیت( علیهم السلام) هستند،صدای تسبیح این موجودات را می شنوند، صدای سبوح قدوس برگهای درختان را در نماز شب می شنوند.
🌷جلسه تفسیر،سوره اسراء
استاد فاطمی نیا:
یک خشم فرو خوردن
آدم را از هزار رکعت نماز مستحبی
زودتر به خدا میرساند.
آیت الله کشمیری:
مداومت بر خواندن سوره توحید
( قل هو الله احد)
باعث ازدیاد یقین در انسان میشود.
آیت الله بهجت :
اگر انسان طرفه العینی به خود واگذار شود ،
از خدا جدا خواهد شد
و شیطان کار خود را کرده
و انسان را فریب خواهد داد
یکی از خرافات شانس است که مردم می گویند ما شانس داشتیم یا بد شانس بودیم.
شانس مثل همان حرف دهریین است که می گفتند:(مایهلکون الا الدهر)حوادث روزگار است که ما را به دنیا آورده وهمین طبیعت وجهان ما را می برد .
انسان مادی تدبیر جهان که از آن خداست را به طبیعت ودهر می دهد قائل به شانس هم در عمل چنین است که به حوادث اتفاقی وهرج ومرج روزگار قائل می شود.
ولی انسان عارف به خدای سبحان می داند که اگر برگی از درخت بیفتد با اذن الهی است.(ما تسقط من ورقه الا یعلمها)
آیت الله بهجت :
اعمال انسان
مخصوصا راستگویی ،
در دیدن رویای صادقانه و صفای روح
خیلی موثر است.
آیت الله خامنه ای :
مهم ترین سفارش اهل سلوک واهل معرفت
خدمت و گره گشایی ازکار خلق الله است
که این اخلاق عملی نامیده می شود.
میرزا اسماعیل دولابی:
هر روز عصر هفتاد بار استغفار را ترک نکنید.
غم هنگام غروب را
استغفار بر طرف می کند.
آیت الله بهجت :
هرچه ما گشتیم و گشتیم ،
ذکری بالاتر از صلوات پیدا نکردیم،
اگر حال قرآن خواندن ندارید ،
صلوات زیاد بفرستید.
آیت الله بهجت:
بین دهان تا گوش شما کمتر از یک وجب است.
قبل از اینکه حرف از دهان شما به گوش خودتان برسد،
به گوش امام زمان (علیه السلام) خواهد رسید.
شیخ رجبعلی خیاط:
اگر چشم برای خدا کار کند ، عین الله میشود.
اگر گوش برای خدا کار کند ، اذن الله میشود.
اگر دست برای خدا کار کند ، ید الله میشود.
تا میرسد به قلب که جای خدامیشود.
سحرها وقتی فرشتگان مرا به اسم صدا میکردند برای بیدار شدن نماز شب،
من صدای فرشتگان را می شنیدم.
آیت الله جوادی آملی می فرماید:
چرا ما از عبادت لذت نمی بریم؟
جواب: اگر انسان مریض، شیرین ترین وخوشمزه ترین گلابی ومیوه رابخورد، لذت نمی برد وگاهی هم به کام او تلخ است. در بعد معنوی وعبادت هم اینگونه است، کسی که ((فی قلوبهم مرض)) یعنی قلبش بیمار است، ازنماز و عبادت لذت نمی برد وگاهی هم خسته می شود.
بیماری قلب همان گناهان است، تا انسان گناه را ترک نکند علاوه بر اینکه از عبادت لذت نمی برد بلکه خسته هم می شود.
آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی:
عمده مطلب برای رسیدن به کمالات ، دو چیز است:
1-غذای حلال.
2-توجه در نماز و اصلاح آن.
آیت الله ناصری می فرماید:
زمانی که در نجف بودیم، حمالی در آنجا بود،روزی از یکی از محلات نجف اشرف عبور می کرد،در همان محله بچه کوچکی به پشت بام رفته بود،مادر از او غفلت کرده،بچه از بالای بام سقوط کرد.آن حمال دست هایش را بلندکرد وگفت: خدایا ! نگهش دار. کودک به آرامی روی زمین آمد.مردم دورش جمع شدند،از او پرسیدند:
چگونه به این مقام رسیدی؟
گفت:تا بحال هرچه خدا گفته،من چشم گفتم،حالا من چیزی گفتم ودعایم را مستجاب کرد.
ایت الله سید علی قاضی:
هر حقی از دیگران بر گردنت باشد ،
تا ادا نکنی
باب قرب و معرفت الهی باز نمی شود.
خداوند رضایتش را در رضایت مردم قرار داده
آیت الله بهجت:
انسان در اثر وسوسه های شیطان ،
تصور میکند که دائم الذکر بودن ، دشوار است،
اما بتدریج میفهمد که نه ، مشکل نیست .
با دیگران حرف می زند ؛ اما دلش پیش خداست.
ثواب دان ما سوراخ است،
یعنی عمل خوبی بجا می اوریم وثواب هم به ما میدهند
ولی عمل حرام دیگری را انجام می دهیم،
مثلا غیبت می کنیم و تمام ثوابها می ریزد واز بین می رود.
شیطان گفت: در سه جا من حتما حضور دارم.
1- هنگامی که مرد نامحرم با زنی نامحرم با هم خلوت کرده اند من سومی آنها هستم.
2- هنگام خشم وعصبانیت.
3- هنگام قضاوت.
امام خمینی (ره):
قیامت بعضیها زبانشان آنقدر دراز می شود
که اهل محشر ازروی زبان آنها راه می روند.
اینها کسانی هستند که در دنیا
با زبانشان آبروی مردم را می بردند.
س) برای دوری از ریا، چه باید کرد؟
ج) با عقیده کامل اکثار «حوقله».
(یعنی زیاد بگوید: «لا حول و لا قوه الا بالله»).
س) برای درمان عصبانیت چه کنیم؟
ج) با عقیده کامل زیاد «صلوات» فرستادن. (اللهم صل علی محمد و آل محمد).
س) برای رفع تنبلی و کسالت در عبادات چه باید کرد؟
ج) در اوقات نشاط، مشغول به عبادت مستحبه شوید؛ و در اوقات کسالت، اقتصار بر واجبات نمایید.
س) برای رفع عصبانیت چه باید کرد؟
ج) جواب دوم را رعایت کنید و صلوات زیاد بفرستید.
همین كه سالك قدم در میدان مجاهده نهاد، حوادثى سخت و ناملایماتى از طرف مردم و آشنایان كه صرفا غیر از هواى نفس و خواسته هاى اجتماعى مقصدى ندارند، متوجه ندارند، متوجه او مى شود و با زبان و عمل او را سرزنش نموده و مى خواهند از رویه و مقصدش دور كنند، و از فى الجمله تنافرى كه بین او و آنان در برنامه زندگى پیدا شده ، سخت در هراس بوده و به هر و وسیله مى كوشند تا سالك تازه به راه افتاده را با تازیانه ملامت و سرزنش از راه انداخته و قدمهاى او را خرد كنند و و همچنین در هر منزل از منازل سفر البته مشكله اى تازه براى سالك پیش خواهد آمد كه بدون صبر و عزم ، دفع آنها محال به نظر مى رسد.
سالك باید به حول و قوه خدا چنان عزمى داشته باشد تا در برابر همه این مشاكل ایستادگى نماید و با حربه صبر و توكل همه آنها را نابود سازد و با توجه به عظمت مقصد از این بادهاى مخوف كه عائق و مانع راه خدا هستند، نهراسد و به هیچ وجه به خود بیمى راه ندهد و على الله فلیتوكل المنومنون ، (97) و على الله فلیتوكل المتوكلون . (98)
اصل پنجم :
"بهره گیری از استاد"
در این مسیر سخت و پرفراز و نشیب که لازم است انسان با آگاهی و احتیاط گام بردارد، بهره گیری از استاد طی طریق کرده ای که یا خود از علمای بزرگ دین بوده و یا مورد تأیید علمای بزرگ دین باشد، اهمیت زیادی دارد. زیرا سالک با راهنماییهای استاد، مسیر خود را درست و راحت تر و بدون خطر گمراهی طی خواهد نمود.
طی این مرحله بی هم رهی خضرمکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی
اگر در این مسیر برای فرد حالات و مکاشفاتی رخ داد باید آن را از غیر استاد پنهان داشته و کتوم بود تا فرد محرم اسرار الهی شده و دچار تظاهر، ریا و منیت نشود و بیان آنها برای استاد هم تنها جهت دریافت راهنمایی و مشاوره باشد، تا موجب سلب توفیق نگردد.
هر که را اسرار حق آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند
نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که باید نهایت دقت صورت گیرد تا انسان در دام شیادانی که از غیر مسیر الهی، مانند: ارتباط با شیاطین و اجنه، ریاضتهای نادرست، سحر و جادو و... به قدرت و تواناییهایی غیر الهی رسیدهاند، گرفتار نشد. لذا باید دانست که طی طریق الهی سالک تنها در مسیر شریعت اسلام ممکن خواهد بود و دستورات استاد نباید با دستورات اسلام در تضاد باشد.
باید دانست که اساتید بزرگ عرفان و اخلاق یا خود از علمای بزرگ دین بودهاند و یا شاگرد بی واسطه و یا با واسطه آنها بودهاند. مثلاً کسانی مانند: شیخ رجبعلی خیاط (ره) که شاگرد مرحوم آیت الله شاه آبادی (ره) بوده و یا مرحوم دولابی (ره) که از شاگردان آیت الله انصاری همدانی (ره) بودهاند.
یکی از کلمات دلنشین مرحوم حاج سید علی قاضی(ره) این است که : اگر انسان نصف عمر خود را در پیدا کردن (استاد)کامل صرف کند جا دارد.(پندهای حکیمانه،ص84)
آیت الله حق شناس (ره) میفرمایند: «لا نجاة الا بالطاعة و الطاعة بالعلم». (الکافی ج 1، ص 13، ح 12) طاعت علم میخواهد. قسم به امامزمان (ع) اگر استاد اخلاق نداشته باشی؛ به جایی نخواهی رسید. همینکه حرف بزنی؛ اهانت میکنی، غیبت میکنی. «لانجاة الا بالطاعة». «لا» برای نفی جنس است، یعنی از نجات خبری نیست؛ مگر اینکه طاعت و بندگی کنی. بندگی هم راه دارد. طاعت و بندگی با علم است. باید بروی و یاد بگیری. (از ملک تا ملکوت، ص 244)
مرحوم نخودکی اصفهانی (ره) در این خصوص میفرمایند: اول آنکه انسان باید خود جد و جهد کند تا اطمینان نماید که طریقی را که میخواهد سلوک کند، طریق حق است. آنگاه که حقیقت طریق معلوم شد، اگر چند روزی فتح باب نشد، سالک نباید دلتنگ شود. نه آنکه انسان از اول بدون آگاهی وارد طریق شود، و در آخر همچنان مشکوک باشد که آیا این طریق حق است؟ و یا این راهنما راستگوست یا دروغگو و به خود بسته است؟ دوم آنکه اگر انسان به وظایف خود عمل کند، خداوند مطالب را در هر وقت و هرجا که باشد، به او میرساند. (نشان از بی نشانها، ص 126)
گويند عاشقى بعد از اين كه به معشوقش رسيد و واصل شد، شروع كرد به نامه عاشقانه خواندن و ناله و حرف زدن مختلف از هر درى. رندى گفت: عاشق در فراق ناله مى كند، اما در وصال، ناله و حرف زدن چيست؟ همانند بلبل كه در فراق گل و بهار ناله مى كند؟ وقتى بهار مى رسد و گل شكوفه مى كند، ديگر چرا بلبل ناله مى كند با اين كه به وصال رسيده است؟
وجوهى را مى توان ياد كرد:
1- عاشق در وصال، دارد حمد مى كند و سپاسگزارى مى نمايد.
2- درد فراق را شرح مى دهد.
3- مى ترسد دوباره به هجران بيافتد «بر جفاى خار هجران صبر بلبل بايدش»
4- از زيادى محبت و تازگى ديدار از آن چه قبلاً نديده و نشنيده، شروع مى كند به حرف زدن و لبريز مى گردد.
5- كنار يار، محرّكى است براى گفتنها. «فكر بلبل همه آن است كه گل شد يارش»
6- از عشوه معشوق است كه عاشق به ناله مى افتد.«گل در انديشه كه چون عشوه كند در كارش»
7- جلوه معشوق، عامل است.
بلبلى برگ گلى خوشرنگ در منقار داشت
وندرآن برگو نواخوش ناله هاى زار داشت
گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست؟
گفت ما را جلوه معشوق بر اين كار داشت
8- فيض معشوق او را وادار مى كند:
بلبل از فيض گل آموخت سخن ور نه نبود
اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش
برگرفته از کتاب شریف تحفه جوانان
اصل چهارم
مراقبه و محاسبه:
در اهمیت مراقبه و محاسبه سخن بسیار است در این خصوص علامه حسن زاده آملی: عزیزان! خودتان را حساب کنید تا مصداق ((یدخلون الجنه یرزقون فیها بغیر حساب)) باشید، از بدیها استغفار کنید و از خوبیها حمد کنید، که محاسبه، مراقبه میآورد و مراقبه، حضور و حضور، فتوح به دنبال دارد! (صراط سلوک، ص 49)
یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشی
شاید که نگاهی کند آگاه نباشی
مرحوم علامه طباطبائی (ره) میفرمایند: کلید اشیاء در مراقبه است. تا مراقبه نباشد و درست صورت نگیرد، بقیه کارها و دستورات در سیر و سلوک، هیچ و بی اثر است. (در محضر علامه طباطبایی (ره)، ص 331
ایشان همچنین در جای دیگری بعنوان راهکار به اهمیت توجه به این موضوع اشاره نموده و میفرمایند:
برای موفق شدن...، لازم است همّتی برآورده و توبه نموده، به #مراقبه و #محاسبه بپردازید. به این نحو که هر روزه که طرف صبح از خواب بیدار میشوید، قصد جدّی کنید که هر عملی که پیش آید، رضای خدا عزّ اسمه را مراعات خواهم کرد. آن وقت در هر کاری که میخواهید انجام دهید، نفع آخرت را منظور خواهید داشت؛ به طوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد، انجام نخواهید داد، هر چه باشد. و همین حال را تا شب، وقت خواب، ادامه خواهید داد. وقت خواب چهار پنج دقیقه ای در کارهایتان که روز انجام دادهاید، فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید؛ هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته، شکر بکنید و هر کدام تخلّف شده استغفار بکنید، و این رویه را هر روز ادامه بدهید. این روش اگر چه در بادی حال، سخت و در ذائقه نفس تلخ میباشد، ولی کلید نجات و رستگاری است...(چهل نامه عرفانی، ص135(
آیت الله حق شناس (ره): راه فهم اینکه شیطان کی میآید، مراقبه است. (زملک تا ملکوت، ص 240)
ایشان همچنین میفرمودند: خدا رحمت کند علامهی طباطبائی (ره) را که فرمود: اول مراقبه است، وسط هم مراقبه است، آخر هم مراقبه است.. (زملک تا ملکوت، ص 255)
👂و اگر گوش برای خدا کار کند می شود "اذن الله"
✋ و اگر دست برای خدا کار کند می شود "ید الله"
❤️ تا می رسد به قلب انسان که فرموده اند :
👈قلبُ المؤمنِ عرشُ الرحمن.
👌یعنی: قلب انسان مؤمن عرش خداوند رحمان است
محاسبه مراقبه می آورد
و مراقبه حضور،
و حضور فتوح به دنبال دارد.
آمادگى براى مرگ
با دورى جستن از حرام
و خیرات دادن به دست مى آید.
وسواس در راه پيش روي سالك امر خطرناكي است كه چاره اي جز آگاهي به خطرات آن و يافتن راه علاج ندارد. وسواس بدين صورت است كه شبهه هايي از هر سو در جنبه هاي خوردن،آشاميدن، پوشيدن و ... از خود سالك و سايرين بر سالك وارد مي شود و ريشه كن كردن آن نيز با نور يقين و امداد غيبي ميسر نخواهد شد، لازم است كه وسواس از ريشه سوزانده شود؛ آن هم با بسيار گفتن»لا حول و لا قوه الا بااالله العلي العظيم« و اعتنا نكردن و ترتيب اثر ندادن به مقتضاي حكم وسواس.
"اخلاص"
دستورات دین انسان باید تنها و تنها رضای پروردگار را در نظر داشته و از داخل نمودن نیتی به غیر از رضای خدا در انجام اعمال خود، اجتناب نماید، تا اعمال فرد مقبول و مؤثر واقع گردد. خداوند عملی را که فقط برای او باشد قبول مینماید. اخلاص روح عمل است و عمل هر چه هم خوب باشد زمانی که اخلاص نداشته باشد بی ارزش است. رمز اخلاص در بزرگ داشتن خدا و کوچک شمردن دیگران است. انسانها روز قیامت با نیاتشان محشور میشوند، نه با ظاهر اعمالشان.
در رساله لبّ اللّباب آمده است: باید دانست که وصول بدین مقامات و درجات بدون اخلاص در راه حقّ صورت نبندد و تا سالک به منزل مخلّصین نرسد کشف حقیقت چنانکه باید برای او نخواهد شد.
بدانکه اخلاص و خلوص بر دو قسم است: اول: خلوص دین و طاعت از برای خدای تعالی. دوم: خلوص خود را از برای او. و دلالت بر اوّل دارد آیه کریمه شریفه: وَ مَا امِرُوا الا لِیعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ و بر دوم دلالت دارد آیه کریمه شریفه: إلَّا عِبادَ اللهِ الْمُخْلَصینَ و حدیث نبوی مشهور: مَن أخلَصَ لِلّهِ أربَعینَ صَباحًا ظَهَرَت ینابیعُ الحِکمَةِ مِن قَلبه إلی لِسانِه دلالت بر قسم دوم دارد.
ترجمه حدیث: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: هر کس چهل روز خدا را خالصانه بندگی کند چشمههای حکمت از دلش جوشیده و به زبانش جاری خواهد شد.
یعنی کسی بدین مرحله میرسد که خود را برای خدای تعالی خالص کند. (رساله لبّ اللّباب در سیر و سلوک اولی الألباب)
حضرت امام خمینی (ره) در کتاب چهل حدیث در حدیث بیستم میفرمایند:
طریق خالص کردن اعمال از جمیع مراتب شرک و ریا و غیر آن، منحصر به اصلاح نفس و ملکات آن است، که آن سرچشمه تمام اصلاحات و منشأ جمیع مدارج و کمالات است. چنانچه اگر انسان، حب دنیا را به ریاضات علمی و عملی از قلب خارج کند، غایت مقصد او دنیا نخواهد بود و اعمال او از شرک اعظم که جلب انظار اهل دنیا و حصول موقعیت در نظر آنهاست خالص شود و جلوت و خلوت و سر و علن او مساوی شود. (چهل حدیث –حدیث 20)
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) در خصوص اخلاص میفرمایند: کسی که میخواهد به درجه اخلاص نائل شود، نیازمند کوشش فراوان است... تا در این راه، اعمال طاقت فرسا در تحصیل علم سودمند، و مشقت تزکیه نفس را تحمل نمایند... کسانی که بیشتر وقتشان به عبادت مشغول است ... اما در قلب خود نورانیت و صفا و معرفتی احساس نمیکنند، باید بدانندکه عملشان فاسد (توضیح: یکی از دلایل فاسد شدن عمل، نداشتن اخلاص است) و در زمرهی زیان دیدگان خواهند بود. (اسرار الصلوه، ص 301)
دیوانهکنی هر دو جهانش بخشی دیوانهی تو هر دو جهان را چه کند
س) گاهی اوقات در عبادات ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم، علاج آن چیست؟
ج) بسمه تعالی- علاج این است که ریا بکند، ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ فافهم إن کنت من أهله.
سالك در اوائل سلوكش نياز به توبه دارد، هرگاه كه از او گناه و مخالفتي سرزد پس اگر از گناه خود غسل توبه كرد، آمرزش طلبيد و دو ركعت براي پروردگارش نماز خواند، كدورت گناه ازدلش بر طرف مي شود و اگر هر چندگاهي اين دو ركعت را با كيفيتي كه حاج شيخ عباس قمي رحمه االله در مفاتيح الجنان در اعمال يكشنبه ي اول ماه ذي القعده ذكر كرده، بخواند مفيدتر است..سالك در باره ي اين تصميم بايد مناجات تائبين و دعاي حزين و ساير ادعيه هاي متناسب با حال خود را بخواند اين دعاها به حال او جدا مفيد هستند.
استاد محمد صالح کمیلی
یک شب آیت الله مرعشی نجفی به مراسم عقد یکی از آشنایان دعوت میشود و مهمانی طول میکشد، موقع برگشتن در تاریکی با یک جوان مست عربده کش مواجه میشوند. جوان با تحکم میگوید: شیخ از کجا میآیی؟ ایشان هم جریان را توضیح میدهند؛ جوان مست میگوید: شیخ برایم روضه بخوان! آقا بهانه میآورند که اینجا منبر و چراغ و روشنایی نیست که روضه بخوانم. جوان روی زمین افتاده و میگوید: خوب این هم صندلی بنشین روی گرده من. پدرم میگفت؛ نشستم روی گرده این جوان مست، تا گفتم یا اباعبدالله، شروع کرد به گریه کردن به حدی که شانههایش تکان میخورد و مرا هم تکان میداد، چنان که من از گریه او متاثر شدم، فکر کردم اگر این طور پیش برود او غش میکند، روضه را خلاصه کردم. گفت« شیخ چرا کم روضه خواندی؟ گفتم که خوب سردم شده ... وقتی خواستم خداحافظی کنم گفت که من باید تا در خانه شما را همراهی کنم تا یکی مثل من مزاحم شما نشود.
ابوی میفرمود: دو سه هفته از این قضیه گذشته بود در مسجد بالاسر در محراب نشسته بودم دیدم جوانی آمد و افتاد دست و پای من، به حضرت معصومه(س) قسمم داد که او را ببخشم، بعد که خودش را معرفی کرد متوجه شدم که همان جوان مست بوده است. از آن شب به بعد به کلی دگرگون شده و توبه کرده بود و به نماز جماعت میآمد.
این جوان تا آخر عمر در صف اول نماز جماعت ایشان شرکت میکردند و محاسن بلندی داشت و عرقچین و عبا میپوشید و اهل تهجد شده بود، وقتی هم که فوت کرد تشییع و مراسم ختمش بسیار شلوغ بود.
منبع کتاب از ایشان نیستی
استاد کریم محمود حقیقی
✅حجت الاسلام سيد شجاع الدين اوليايي از روحانيون با اخلاصي است كه مجالست با آيت الله كشميري - ره را مغتنم ميشمرد و مورد عنايت آن بزرگوار قرار داشت.
روزي به سراغ من آمدند و گفتند:
مدتي است كه آقاي كشميري سكوت اختيار كرده و با كسي سخن نميگويند و به جواب سلام و پرس و جوي كوتاه از اشخاص بسنده مي كنند و ارادتمندان ايشان نگران حال اين بزرگوار هستند.
پرسيدم:
مگر اتفاق تازهاي افتاده؟!
گفتند:
چندي پيش كه آقا در تهران بودند، خانه ايشان مورد سرقت قرار ميگيرد و برخي از چيزهايي كه مورد علاقه ايشان بودند بودند، از جمله انگشتري مخصوص آقا را با خود ميبرند!
پرسيدم:
دوستان در اين مدت براي رفع نگراني ايشان چه كردهاند؟
گفتند:
تلاشهاي زيادي براي پيدا كردن سارق صورت گرفته ولي هنوز به نتيجه نرسيده است. حتي برخي از دوستان ار طريق اداره « آگاهي» اقدام كردهاند و مأموران با حضور در خانه ايشان از نزديك صحنه سرقت را بررسي كرده و رفتهاند!
پرسيدم:
از دست من چه كاري ساخته است؟
گفتند:
حضور شما در جمع دوستان بيفايده نيست. اگر مايل باشيد به اتفاق به منزل آقا ميرويم، شايد خدا فرجي كند!
با هم به ملاقات آیت الله كشميري رفتيم. در اتاق دوستان جمع بودند و آقا سر به زير انداخته و صحبت نميكردند.
سلام كردم و پس از مصافحه با آن مرد خدا، در كنار در ورودي نشستم، و ايشان با گفتن «اهلاً و سهلاً» به عرض ارادت من پاسخ گفتند.
فضاي سنگيني بر اتاق حاكم بود، و دوستان براي رعايت حال آن ولي خدا از صحبت كردن پرهيز داشتند، ولي با نگاههاي خود به من ميگفتند كه بايد سكوت را شكست و باب سخن را آغاز كرد!
با مروري بر غزلياتي كه از لسان الغيب حافظ به خاطر داشتم، دو بيت از آنها را براي عنوان كردن در آن محضر بسيار مناسب ديدم، و هنگامي كه براي چند لحظه نگاه نافذ ايشان به جانب من معطوف شد، گفتم:
حافظ، بيتي دارد كه بسيار پرمعناست و استغناي مردان خدا را در نهايت زيبايي به تصوير ميكشد.
پرسيدند:
كدام بيت؟
عرض كردم:
ولي كه غيب نماي است و جام جم دارد
ز خاتمي كه ازو گم شود، چه غم دارد؟!
با شنيدن اين بيت، تغيير محسوسي در چهره ايشان آشكار شد، و لبخند متيني كه بر لب ايشان نشست حاكي از انبساط خاطري بود كه رضايت آن مرد خدا را به همراه داشت.
از فرصتي كه به دست آمده بود، استفاده كردم و گفتم:
كساني كه فكر ميكنند اگر انگشتري شما را به دست كنند، درهاي آسماني بر روي آنان گشوده خواهدشد! و بدون زحمت و مرارت ناديدنيها را به تماشا خواهند نشست! سخت در اشتباهاند. تا اهليت نباشد خواص اسماء الهي براي كسي آشكار نخوادشد.
حافظ ميگويد:
گر انگشت سليماني نباشد
چه خاصيت دهد نقش نگيني؟!
اين بيت، اثر شگرف خود را در وجود آن ولي خدا نشان داد، و بهجتي كه در رخساره ايشان از شنيدن اين بيت پيدا شده بود، پايان قبض روحي و آغاز بسط باطني آن عالم وارسته را بشارت ميداد.
دوستان حاضر در محضر از تغيير حال ناگهاني ايشان به حدي خشنود شده بودند كه در وصف نميگنجيد. به خود جرأت داده و گفتم:
بيت ديگري از حافظ به يادم آمده كه پرده از روي كار برميدارد و سارق را رسوا ميكند!
خواستم بيت مورد نظر را به خوانم و بگويم كه: سارق از آشنايان است و بيگانه نيست! ولي آن مرد خدا با گزيدن لب به من فهماند كه: سارق را ميشناسد و در ميان دوستان حاضر در جمع حضور دارد! ولي بايد كتوم بود و اين راز سر به مهر را مكتوم نگاه داشت.
و من از نگاه بعضي از دوستان فهميدم كه شخص مورد نظر را شناسايي كردهاند! و از اينكه برخي ناخواسته حريم آن بزرگوار را رعايت نكرده و كار را به «آگاهي» كشاندهاند، ناراحتاند و شرمسار!
شنيده شد كه انگشتري مفقود شده، پس از چند روز به جاي خود برگشت و سارق به اشتباهي كه كرده بود، پيبرد، و با بازگردانيدن آن، اشتباه خود را جبران كرد و به كنه اين مطلب رسيد كه : به دست آوردن« گنج» بدون تحمل « رنج» امكانپذير نيست
✍🏻به نقل از جلد دوم کتاب در محضر لاهوتيان(نوشته مجاهدی