یارازق طفل الصغیر ویا راحم الشیخ الکبیر ادرکنا
سردرگمی انسان یا
معمای چالش برانگیز دوران ما
Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time;
ما امروزه خانه های بزرگتر ،اما خانواده های کوچک تر از ديروز داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر!
we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment;
مدارک تحصیلی ما بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص و داوري کمتر داریم؛
We have more experts, but more problems; more medicine, but less health &wellness.
متخصصان بيشتر اما، مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما، سلامتی کمتر!
We spend time too recklessly, laugh too little, drive too fast, get angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom.
بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، بيشتر تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم.
We have multiplied our possessions, but reduced our values.
We talk too much, love too little and lie too often.
دارايي هايمان را چندين برابر كرده ايم اما از ارزش هايمان کاسته ايم. خيلی زياد حرف مي زنيم ، كم عشق مي ورزيم و خيلی زياد دروغ مي گوييم!
We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years.
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را؛ به سال هاي زندگی افزوده ایم اما زندگی را به سال های عمرمان نه!
We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints.
ما ساختمان های بلندتر داريم اما شخصيت اخلاقي کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر!
We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less.
بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم.
We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor.
ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما مايل نيستيم برای ملاقات و ديدن همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم!
We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice;
فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را!
we write more, but learn less; plan more, but accomplish less.
بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه ريزي مي كنيم اما کمتر به انجام مي رسانيم.
We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals.
عجله کردن را آموخته ايم اما شكيبايي را نه، درآمدهای بالاترو بيشتری داريم اما اصول اخلاقی را كمتر پای بنديم!
We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication.
We are long on quantity, but short on quality
کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطاتمان با يكديگر به همين موازات کمتر مي شود. زندگي امروزين ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری دارد.
These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships.
اکنون زمان دست يابي به غذاهای آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اند اما شخصيت های شان پست، سودهای ما کلان اما روابطمان سطحی است!
More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; too incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes.
فرصت ها بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق هم بیشتر؛ منازل رؤیایی اما خانواده های از هم پاشیده!
That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion.
از اين روي، پيشنهاد مي کنم بياييد از امروز هيچ چيز را برای موقعيتي بهتر كنار نگذاريم ، زيرا هر روز زندگی خود يک موقعيت ويژه است.
Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs.
هماره در جستجوي دانش باشیم، بیشتر بخوانیم، كنار پنجره بنشینیم و منظره اي را تحسین کنیم بدون آن که در آن هنگام به نیازهایمان بينديشيم.
Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love.
زمان بیشتری را با خانواده و دوستانمان بگذرانیم، غذاهایي كه دوست داريم را بخوریم و به جاهایی كه دوست داریم سفر كنيم.
Life is a chain of moments of enjoyment, not only concern about survival.
زندگی تنها دغدغه براي ماندن نيست، بلکه زنجيره ای ازداشتن لحظه های لذتبخش و با خدا بودن است
Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it.
از نعمت هايي كه خداوند به ما داده بهره بگيريم، بهترین عطرمان را برای روز مبادا نگه نداریم و هر لحظه که دوست داریم از آن استفاده کنیم.
Remove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday”. Let’s write that letter we thought of writing “one of these days”.
فرازهايي همانند ”يکی از اين روزها“ و ”يك روزی“ را از فرهنگ واژگان خود خارج کنيم. بياييد كاري را که مي خواستيم
”يکی از اين روزها“ بنويسيم، همين امروز بنويسيم.
Let’s tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life.
بیایید به همسر، فرزندان و دوستانمان بگوییم که چقدر آنان را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی ما بیفزاید به تاُخیر نیندازیم.
Every day, every hour, and every minute is special. And you don’t know if it will be your last.
هر روز، هر ساعت و هر دقيقه براي ما ويژه است و ما نمي دانيم که شايد آن آخرين لحظه زندگي باشد.
If you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it “one of these days “. Just think…”One of these days “, you may not be here to send it!
اگر شما چنان گرفتارید که وقت ندارید این حرف ها را برای کسانی که دوستشان دارید بگوييد يا برايشان بفرستید، و مرتب به خودتان می گویید که ”یکی از این روزها“ آن را خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... ”یکی از این روزها“ ممکن است شما ديگر هرگز نباشید که آن را بفرستید!
Many Thanks
for Your Time!