واسیلی زایتسف تک تیر انداز افسانه ای روسی
واسیلی زایتسف یک تک تیر انداز ممتاز روسی در جنگ جهانی دوم بود .
واسیلی در یک دوره چند ماهه از اکتبر 1942 تا ژانویه 1943 تا زمانیکه بوسیله گلوله های شرانپل آلمانی زخمی شد و ارتش ششم ژنرال پائولوس تسلیم شد توانست 242 آلمانی را (که ثابت شد)شکار کند .
اولین کتاب شرح حال وی در یک چاپ محدود در سال 1956 در ولادی وستوک چاپ شد. این کتاب به صورت خرده یادداشت های یک تک تیر انداز چاپ شد. سرلوحه اصلی آن چنین بود : برای ما در آنسوی ولگا جایی نیست و اشاره به پایداری و عدم عقب نشینی در استالینگراد بود.متعاقب آن آخرین نسخه زبان روسی یادداشتهای یک تک تیر انداز در 1971 در مسکو چاپ و منتشر شد. در همان سال ترجمه زبان انگلیسی آن بر اساس نسخه اصلی چاپ شد که ضمیمه آن گزارش های کوتاه از واسیلی از نبرد 1942 بود.
این کتاب شامل 10 صفحه عکس اتحاد جماهیر شوروی از شهر استالینگراد و چندین عکس از واسیلی با تفنگ تک تیر انداز شخصی اش و همچنین نقشه رنگی و توپوگرافی شهر استالینگراد در 1941 بود.در تابستان گذشته 1941 که ارتش آلمان وارد استالینگراد شد ارتش سرخ گیج و دستپاچه شد و روحیه خود را باخت. استاوکا ستاد فرماندهی ارشد ارتش شوروی هنوز برای محاصره ارتش پائولوس هیچ نقشه و طرحی نداشت.
آنها هیچ استراتژی جنگی نداشتند. آلمانی ها شهر را در تصرف داشتند و روسها تنها پیروزهای آنها را تکذیب می کردند . اما سرانجام از تمام نقاط امپراتوری روسیه شوروی دسته هایی به سوی استالینگراد روان شدند.
بسیاری از سربازان روسی جهت مقابله با پانزرها و پیروز شدن بر نیروی هوایی قدرتمند لوخت واخه بی میل بودند. اما دیگران با ناسیونالیسم روسی و تبلیغات حزب کمونیست دارای انگیزه شدند و با آروزی گرفتن انتقام در برابر آلمانی ها ایستادند و داوطلبانه ندای میهن را پاسخ گفته به خط مقدم جبهه استالینگرد شتافتند.
واسیلی زایستف نمی توانست افسر جزء دفتر دار در ولادی وستوک بود و 5 سال ملوان بود. زایستف تحمل کند و آرام در آنسوی کشور بنشیند و خونریزی در کشورش را شاهد باشد . بنابراین با 20 ملوان داوطلب جنگ در استالینگراد شد. افسر ارشد او تفکر زایستف را درباره جنگ اصولی نم دانست.
به محض رسیدن او به استالینگراد در آغاز برتری ممتاز او زمین گستده جبهه در کنار رود ولگا بود که امنیت او را تامیین می کرد اما او در ادامه به وظایف دفتری اش نیز می پرداخت. زایستف جهت انتقال و تعیین شدن در در یک واحد جنگی درگیر بوروکراسی ارتشی شد که او در شلیک به اهداف دور با تجربه و عالی است اما کسی به این فکر نیافتاد که او را به واحد تک تیر اندازان منقل کند.
زایستف تا وقتی که در گرماگرم نبرد بود هیچ وقت تفنگ دوربین دار ندیده بود. کتاب زایستف این نکته را توضیح می دهد که در آغاز نبرد تشکیلات روسی بی نظم بود و روسها در استالینگراد تنها چند تک تیر انداز ماهر ماهر داشتند. یک روز در اکتبر 1942 که زایتسف در پناهگاهش به یک مسلسل چی آلمانی از فاصله چند صد یاردی با تفنگ معمولی خود شلیک کرد.افسر فرمانده شاهد حادثه گواهی او را تغییر داد این کار باعث شد که او یک دستور جدید دریافت کند و یک تفنگ تک تیر انداز با دوربین برای زایتسف بفرستد و نام او را پر آوازه کند .
زایتسف پس از آن تاکتیکهای و شکارهایش را توسعه داد.بزودی او ماموریت جدیدی دریافت کرد که به او امر شد بود یک آموزشگاه تک تیر اندازی در استالینگراد تاسیس نماید. تفسیر او از کارش این است:معلم من در واقع اولین دانش آموز مدرسه ام بود. تنها معلم من اقرار و جبران اشتباهاتم بوده است. بعدها زایتسف در کتاب خود به یک نفر رجوع کرد و تنها یک نفر که خود او بود. زیرا تک تیر اندازان دیگر استالینگراد(تا آنزمان)جملگی فارغ التحصیل مدارس تک تیر اندازی مسکو بوده اند.
همه افراد ارتش دوم تک تیر اندازان که زایتسف در استالینگراد تاسیس کرده بود از لشکر 284 ام تفنگداران و ملوانان ولادی وستوک بودند که تازه استخدام شده بودند. به عبارت دیگر هر تک تیر انداز در استالینگراد بوسیله زایتسف آموزش دیده و آماده نبرد بودند.
زایستف و تفنگ تک تیر اندازش در استراتژی پیروزی روسها نقش به سزایی داشتند. با هدف قرار دادن افسران آلمانی دیده بانهای توپخانه و مسلسل چی ها بوسیله تک تیر اندازان ارتش سرخ قادر بود ارتش ششم آلمان را بحال راکد نگهدارد. به قول واسیلی زایتسف افسران لشکرهای آلمانی در استالینگراد گردن زده شده بودند و آرمانیها در واکنش به ابتکار عمل ارتش سرخ ناتوان بودند .
واسیلی در یک دوره چند ماهه از اکتبر 1942 تا ژانویه 1943 تا زمانیکه بوسیله گلوله های شرانپل آلمانی زخمی شد و ارتش ششم ژنرال پائولوس تسلیم شد توانست 242 آلمانی را (که ثابت شد)شکار کند .
اولین کتاب شرح حال وی در یک چاپ محدود در سال 1956 در ولادی وستوک چاپ شد. این کتاب به صورت خرده یادداشت های یک تک تیر انداز چاپ شد. سرلوحه اصلی آن چنین بود : برای ما در آنسوی ولگا جایی نیست و اشاره به پایداری و عدم عقب نشینی در استالینگراد بود.متعاقب آن آخرین نسخه زبان روسی یادداشتهای یک تک تیر انداز در 1971 در مسکو چاپ و منتشر شد. در همان سال ترجمه زبان انگلیسی آن بر اساس نسخه اصلی چاپ شد که ضمیمه آن گزارش های کوتاه از واسیلی از نبرد 1942 بود.
این کتاب شامل 10 صفحه عکس اتحاد جماهیر شوروی از شهر استالینگراد و چندین عکس از واسیلی با تفنگ تک تیر انداز شخصی اش و همچنین نقشه رنگی و توپوگرافی شهر استالینگراد در 1941 بود.در تابستان گذشته 1941 که ارتش آلمان وارد استالینگراد شد ارتش سرخ گیج و دستپاچه شد و روحیه خود را باخت. استاوکا ستاد فرماندهی ارشد ارتش شوروی هنوز برای محاصره ارتش پائولوس هیچ نقشه و طرحی نداشت.
آنها هیچ استراتژی جنگی نداشتند. آلمانی ها شهر را در تصرف داشتند و روسها تنها پیروزهای آنها را تکذیب می کردند . اما سرانجام از تمام نقاط امپراتوری روسیه شوروی دسته هایی به سوی استالینگراد روان شدند.
بسیاری از سربازان روسی جهت مقابله با پانزرها و پیروز شدن بر نیروی هوایی قدرتمند لوخت واخه بی میل بودند. اما دیگران با ناسیونالیسم روسی و تبلیغات حزب کمونیست دارای انگیزه شدند و با آروزی گرفتن انتقام در برابر آلمانی ها ایستادند و داوطلبانه ندای میهن را پاسخ گفته به خط مقدم جبهه استالینگرد شتافتند.
واسیلی زایستف نمی توانست افسر جزء دفتر دار در ولادی وستوک بود و 5 سال ملوان بود. زایستف تحمل کند و آرام در آنسوی کشور بنشیند و خونریزی در کشورش را شاهد باشد . بنابراین با 20 ملوان داوطلب جنگ در استالینگراد شد. افسر ارشد او تفکر زایستف را درباره جنگ اصولی نم دانست.
به محض رسیدن او به استالینگراد در آغاز برتری ممتاز او زمین گستده جبهه در کنار رود ولگا بود که امنیت او را تامیین می کرد اما او در ادامه به وظایف دفتری اش نیز می پرداخت. زایستف جهت انتقال و تعیین شدن در در یک واحد جنگی درگیر بوروکراسی ارتشی شد که او در شلیک به اهداف دور با تجربه و عالی است اما کسی به این فکر نیافتاد که او را به واحد تک تیر اندازان منقل کند.
زایستف تا وقتی که در گرماگرم نبرد بود هیچ وقت تفنگ دوربین دار ندیده بود. کتاب زایستف این نکته را توضیح می دهد که در آغاز نبرد تشکیلات روسی بی نظم بود و روسها در استالینگراد تنها چند تک تیر انداز ماهر ماهر داشتند. یک روز در اکتبر 1942 که زایتسف در پناهگاهش به یک مسلسل چی آلمانی از فاصله چند صد یاردی با تفنگ معمولی خود شلیک کرد.افسر فرمانده شاهد حادثه گواهی او را تغییر داد این کار باعث شد که او یک دستور جدید دریافت کند و یک تفنگ تک تیر انداز با دوربین برای زایتسف بفرستد و نام او را پر آوازه کند .
زایتسف پس از آن تاکتیکهای و شکارهایش را توسعه داد.بزودی او ماموریت جدیدی دریافت کرد که به او امر شد بود یک آموزشگاه تک تیر اندازی در استالینگراد تاسیس نماید. تفسیر او از کارش این است:معلم من در واقع اولین دانش آموز مدرسه ام بود. تنها معلم من اقرار و جبران اشتباهاتم بوده است. بعدها زایتسف در کتاب خود به یک نفر رجوع کرد و تنها یک نفر که خود او بود. زیرا تک تیر اندازان دیگر استالینگراد(تا آنزمان)جملگی فارغ التحصیل مدارس تک تیر اندازی مسکو بوده اند.
همه افراد ارتش دوم تک تیر اندازان که زایتسف در استالینگراد تاسیس کرده بود از لشکر 284 ام تفنگداران و ملوانان ولادی وستوک بودند که تازه استخدام شده بودند. به عبارت دیگر هر تک تیر انداز در استالینگراد بوسیله زایتسف آموزش دیده و آماده نبرد بودند.
زایستف و تفنگ تک تیر اندازش در استراتژی پیروزی روسها نقش به سزایی داشتند. با هدف قرار دادن افسران آلمانی دیده بانهای توپخانه و مسلسل چی ها بوسیله تک تیر اندازان ارتش سرخ قادر بود ارتش ششم آلمان را بحال راکد نگهدارد. به قول واسیلی زایتسف افسران لشکرهای آلمانی در استالینگراد گردن زده شده بودند و آرمانیها در واکنش به ابتکار عمل ارتش سرخ ناتوان بودند .
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10:37 توسط ثنا
|