«سیده ملک خاتون»، اولین حُکمران زن شیعه در ایران
سیده ملک خاتون یا شیرین‌دخت دختر رستم بن شروین، اسپهبد طبری از سپهبدان خاندان باوند در مازندران ملقب به "ام رستم" یا «ام‌الملوک» یا از فرمانروایان آل بویه و همسر فخرالدوله دیلمی بود که پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید. او اولین زن حکومتگر شیعی مذهب در تاریخ ایران بود که بر مازندران و گیلان ، ری ، همدان و اصفهان حکم می راند.
ام رستم پادشاه زن ایرانی هشتاد سال زندگی کرد و همواره مردم دار و نیکخو بود. عنصر المعالی درباره سیده خاتون می‌نویسد: «زنی ملک‌زاده و عفیفه و زاهد بود.» گردش امور درباری و دیوانی به دست یک زن در ایران دوره اسلامی تا زمان سیده خاتون سابقه نداشت و او یک زن شیعی مذهب بود که با تدبیر سیاسی، قلمرو وسیعی از ایران را تحت سلطه گرفته بود و بر آن حکومت می کرد. مهم‌ترین نقش سیده خاتون در حکومت شاخه جبال آل بویه، حفظ قلمروش از تهدید و حملات نظامی قدرتمندترین امیر منطقه در آن زمان، سلطان محمود غزنوی، بود. سلطان محمود غزنوی، که همزمان با حکومت مجدالدوله و مادرش، فتوحات بسیاری در خراسان و هند و غزنه داشت، در ادامه توسعه طلبی‌های خود به جانب ری کشیده شد و از سیده خاتون خواست تا نسبت به او اعلام اطاعت کند و در صورت استنکاف، او را تهدید به لشکرکشی به ری نمود. پاسخ سیده خاتون حکایت از تدبیر سیاسی او داشت و همین جواب مانع پیشروی سلطان محمود در آن زمان به ری گردید.زمانی به او خبر دادند سواری از سوی محمود غزنوی آمده است. سلطان محمود در نامه ی خود نوشته بود : « باید خطبه و سکه به نام من کنی و خراج فرستی والا جنگ را آماده باشی.»
ام رستم به پیک محمود گفت: «اگر خواست سرور شما را نپذیرم چه خواهد شد؟»
پیک گفت: «آنوقت محمود غزنوی سرزمین شما را براستی از آن خود خواهد کرد.»
ام رستم به پیک گفت: «که پاسخ مرا همین گونه که می گویم به سرورتان بگویید: در عهد شوهرم همیشه می ترسیدم که محمود با سپاهش بیاید و کشور ما را نابود کند، ولی امروز ترسم فرو ریخته است برای اینکه می بینم شخصی مانند محمود غزنوی که می گویند یک سلطانی باهوش و جوانمرد است برروی زنی شمشیر می کشد به سرورتان بگویید اگر میهنم مورد یورش قرار گیرد با شمشیر از او پذیرایی خواهم نمود؛ اگر محمود را شکست دهم، تاریخ خواهد نوشت که محمود غزنوی را زن جنگاور کشت و اگر کشته شوم باز تاریخ یک سخن خواهد گفت محمود غزنوی زنی را کشت.» پاسخ هوشمندانه بانو ام رستم ، سبب شد که تا او زنده بود محمود به ری لشکر نکشید. با این وجود، بیهقی، مورّخ دوره غزنویان، به گونه ای دیگر به قصد محمود غزنوی برای فتح ری در زمان سیده خاتون اشاره کرده‌است و به نقل از خواجه احمد می نویسد: «امیر ماضی در خلوت با من حدیث ری بسیار گفتی که آنجا قصد باید کرد و من گفتمی: رأی، رأی خداوند است که آن ولایت را خطری نیست و والی آن زنی است. بخندیدی و گفتی: آن زن اگر مرد بودی ما را لشکر بسیار بایستی داشت به نیشابور».
فرزندش مجدالدوله یک بار در سال ۳۹۷ قمری در همان سال‌های کودکی به تحریک اطرافیان بر ضد مادر برانگیخته شد. سیده خاتون با اقتدار تمام و با کسب حمایت از مقتدران محلّی، که با آنان رابطه خویشاوندی نیز داشت، توانست شورش‌های فرماندهان سپاه و توطئه کارگزاران دیوانی و درباری را فرونشاند. به قول عتبی، او «کافله ملک» بود. نقش فعّال او در مسائل سیاسی و نظامی دوره مجدالدوله تا آنجا پیش رفت که وقتی پسرش، مجدالدوله، به کوشش وزیرش سعی در کوتاه کردن دست سیده خاتون از امور حکومتی داشت و برای این منظور حمایت بعضی از سرداران سپاه را نیز کسب کرده بود، سیده خاتون به یاری بدرحسنویه، حاکم کرد دینور، ری را تسخیر کرد و مجدالدوله را برکنار نمود و برادرش شمس‌الدوله را به جای او نشاند. چندی بعد با او دوباره بر سر مهر آمد و او را به امارت ری بازگرداند و شمس‌الدوله را به همدان فرستاد. به گفته عتبی، مادر مجدالدوله معتضد به کثرت اقارب و شوکت عشایر [بود] و از سر تحکّم و تغلّب در حل و عقد و امر و نهی ملک با لشکر دیلم سخن می‌راند و میان او و مادر بدین سبب وحشت افتاد». هرچند سیده خاتون بلافاصله پس از مدتی کوتاه ـ چون شمس الدوله را نسبت به مجدالدوله سرکش‌تر یافت ـ مجدداً حکومت را به مجدالدوله باز گرداند، اما مسلّما این نوع تغییرات سیاسی، آن هم با سرعتی اینچنین، نیاز به اقتدار سیاسی و حمایت نظامی و درایت و کیاست فوق العاده داشت که سیده خاتون آن را دارا بود.
ابوعلی، حسین ابن عبدالله سینا، دانشمند و فیلسوف نامور ایرانی هم عصر این بانو بوده و نیز مدتی از عمرش را نزد سیده خاتون و پسرانش شمس‌الدوله و مجدالدوله دیلمی گذراند. وی که نزد سامانیان به امر مطالعه و تحقیق مشغول بود، با قدرت یافتن محمود غزنوی و مخالفت او با شیعیان، مجبور شد از خراسان خارج شود. پس در فرار از مقابل سپاهیان غزنوی و ضعف بسیاری از مخالفان محمود غزنوی به ری رفت و به خدمت سیده خاتون و مجدالدوله رسید و مورد لطف و محبت آنان قرار گرفت و ایشان چون حالات نفسانی او را شنیده بودند، در تعظیم او کوشیدند. کتابخانه مجدالدوله چنان غنی بود که ابن سینا، فیلسوف معروف شیعی مذهب، مدت‌ها در دربار او اقامت کرد و از کتاب‌هایش، که بیشتر در علم نجوم و حکمت بود، استفاده کرد.
اما صد افسوس زمانی که پس از مرگ سیده ملک خاتون درشهر ری، فرزندش رستم ملقب به مجدالدوله دیلمی به حکمروایی رسید و وقتی از دفع توطئه امرای دیلمی عاجز ماند، از سلطان محمود یاری خواست. سپاه محمود این بار به بهانهٔ اعانت به وی به ری آمد، مجدالدوله را دستگیر نمود و به هندوستان تبعید کرد و به حکومت آل بویه در ری خاتمه داد. محمود ری را تسخیر کرده، کتابخانه معروف ری را به آتش کشیده و صدها نفر از اندیشمندان و متفکران آنجا را به جرم زندیق و ملحد بودن به دار آویخت.
آرامگاه سیده ملک خاتون واقع در جاده خاوران تهران که به زیارتگاه امامزاده سیده ملک خاتون معروف است هرساله مورد بازدید هزاران نفر قرار می‌گیرد.


منابع:
- ناصرنجمی، ملک خاتون شیرزن دیالمه، تهران: نشر علم، ۱۳۷۶.
-زرین‌کوب، عبدالحسین. روزگاران. چاپ دوازدهم. تهران: انتشارات سخن، ۱۳۹۰.
- ابوالفضل محمّد بن حسین، بیهقی، تاریخ بیهقی، ۱۳۶۲، تصحیح و حواشی و تعلیقات دکتر غنی و دکتر فیّاض، تهران، خواجو. ص. 263.
-میرجعفری، حسین، تاریخ تحوّلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۷۹، تهران، سمت.
-میرخواند، میر محمّد بن سید برهان الدین خواوند شاه، تاریخ روضة الصفا، ۱۳۳۹، ج ۶، تهران، مرکزی / خیّام / پیروز.
- هندوشاه بن سنجر بن عبداللّه صاحبی نخجوانی، تجارب السلف، ۱۳۴۴، تصحیح عبّاس اقبال، تهران، کتابخانه طهوری.
-ابوالشرف ناصح بن ظفرجرفادقانی ، ترجمه تاریخ یمینی، تألیف ابونصر محمدبن عبدالجبار عتبی، ۱۳۴۵، به اهتمام جعفر شعار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
-خواجه نظام الملک، سیرالملوک (سیاست‌نامه)، ۱۳۴۰، به اهتمام هیوبرت دارک، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.