عرفان حقیقی

عرفان حقیقی ناشی از عقل است نه خیال

آیت الله نجابت می گوید:
«بنده اول مجلسی که مفصل محضر آقای قاضی رسیدم، ایشان خیلی گرم گرفتند و آقایی فرمودند و ما هم که خوش بودیم، در اثر التفات زیاد ایشان زبانمان باز شد.
گفتیم: آقا این وضعی که اهل معرفت دارند، به خیال است یا به حقیقت؟ _رضوان خدا بر ایشان_ چشمهایش را درشت کرد و فرمود: دیگر این سخن را نگو، اینها همه عاقل هستند، عمرشان را برای خیالی که هیچ ارزش ندارد تلف می کنند؟!
ارزش خیال به اندازه خود خیال است.
یعنی توحید خیالی ارزش ندارد. تا شخصی یگانگی پروردگار عالم را به صرف روح، به صرف نور خدا، به صرف خود خدا، به صرف وجود حقیقی نشناسد، ارزش فوق العاده ای ندارد.»
سایت ایت اله قاضی

#داستانهای_عرفانی_شاه_و_باز


یافتن پادشاه باز خویش را در خانه ی پیر زن

شاهی باز زیبا و بلند پروازی داشت که بر دست او می نشست و هرگاه می خواست به شکار رَوَد آن باز می پرید و بر چشمان شکار حمله ور می شد. روزی این باز از کاخ شاهی گریخت و به خانه پیرزنی پناه برد. پیرزن مشغول الک کردن آرد بود تا آشی برای فرزندان خود بپزد که باز زیبایی را در کنار خود دید. پیرزن از آن باز خوشش آمد؛ پایش را بست که نگریزد و شاهبال و ناخن هایش را برید تا به خیال خود او را زیباتر نماید و جلویش کمی کاه ریخت تا بخورد. او نمی دانست که پر و ناخن باز است که به او ارزش می دهد و وی را سزاوار دست شاهان قرارداده است. هر جاهلی این گونه است.


مهر جاهل را چنین دان ای رفیق !
کژ رود اهل همیشه در طریق


اما شاه که باز خود را ندید، ‌ناراحت و خشمگین به هر سو می گشت، سرانجام شاه ، باز محبوب خود را در خانه ی محقر پیرزن با آن وضع آشفته بی پر و ناخن دید.


دید ناگـــــــــه باز را در دود و گرد
شه بر او بگریست زار و نوحه کرد
گفت : «هر چند این جزای کار توست»
که نباشی در وفــــــــای ما دُرست


نفس ناطقه ی انسان همان باز است که در کاخ عزت حق بوده و از آن جا گریخته و به خانه محقر تن و جهان مادی فرود آمده و روزگار فرتوت بال هایش را بریده و ناخن هایش را چیده است و جای غذاهای روحانی کاه و خاشاک این جهانی بدو داده است و نیز حال آدمی است که از نزد اولیای خدا دور شود، به ناچار در کلبه ی محقر نامردمان بی بال و پر می شود.
داستانهای مثنوی

#سیره_ایت_اله_قاضی

توجه به معنویت همسر
آقای سید محمد حسن قاضی که آن روزها را به یاد می آورد درباره قرآن خواندن مادرشان این گونه می گوید:« بله، مادرم به آقای قاضی می گفت: آخر شما چه آقایی هستی که من سال های سال در منزل شما هستم، و شما یک قرآن خواندن به من یاد ندادی، و البته این قرآن خواندن برای کسی که اصلاً سواد خواندن و نوشتن نداشته باشد خیلی دشوار است.

آقا فرمودند : تو قرآن را باز کن، مقابل هر سطر یک صلوات بفرست و بعد بخوان.

ایشان هم به همین صورت صلوات می فرستادند و قرآن می خواندند. بعداً ما که بزرگ شدیم و خواندن و نوشتن یاد گرفتیم، من می آمدم به مادرم می گفتم این آیه ای که من می خوانم کجای قرآن است؟ و ایشان پیدا می کرد و نشان می داد. یعنی خواندن و نوشتن بلد نبود ولی اشاره می کرد که فلان صفحه است و سطر آن را هم تعیین می کرد.
سایت ایت اله قاضی ره

اگر به معلوماتت  عمل کنی عارف هستی ...

اگر به معلوماتت  عمل کنی عارف هستی ...

مرحوم استاد سيد محمد حسن قاضي (فرزند آيت‌الله سيد علي قاضي):

مرحوم آيت الله سيد علي قاضي، عرفان را يك صورت والايي از زندگي انسان‌هاي صحيح الاسلام (معتقد و اهل عمل به دستورات ديني) مي‌دانستند و توصيه ايشان به هر كس كه نزد ايشان مي‌آمد اين بود كه برو آنچه از نيكي مي‌داني درست عمل كن و بدان كه تو عارف خواهي بود. 


منبع: كيهان فرهنگي شماره 206

#داستانهای_عرفانی_پادشاه_و_قطع_انگشت

#داستانهای_عرفانی_پادشاه_و_قطع_انگشت

پادشاهي وزيري داشت كه هر اتفاقي مي افتادميگفت:خيراست!!
روزي دست پادشاه درسنگلاخها گيركرد ومجبور شدند انگشتش را قطع كنند،وزيردر صحنه حاضر بودگفت:خيراست!
پادشاه ازدرد به خود ميپيچيد،از رفتار وزير عصبي شد،اورا به زندان انداخت،۱سال بعد پادشاه كه براي شكار به كوه رفته بود،در دام قبيله اي گرفتارشد كه بنا بر اعتقادات خود،هرسال ۱نفررا كه دينش باانها مختلف بود،سر ميبرندو لازمه اعدام ان شخص اين بودكه بدنش سالم باشد
وقتي ديدند اسير،يكي از انگشتانش قطع شده،وي را رها كردند
انجا بود كه پادشاه به ياد حرف وزير افتاد كه زمان قطع انگشتش گفته بود:خير است!
پادشاه دستور ازادي وزير را داد
وقتي وزير ازاد شد و ماجراي اسارت پادشاه را از زبان اوشنيد،گفت:خيراست!
پادشاه گفت:ديگرچرا؟؟؟
وزير گفت:از اين جهت خيراست كه اگرمرا به زندان نينداخته بودي و زمان اسارت به همراهت بودم،مرا به جاي تو اعدام ميكردند......
....در طريقت هر چه پيش سالك آيد خير اوست
در صراط مستقيم اي دل كسي گمراه نيست....

تحت اراده قرار دادن  قوه عاقله بر ساير قوا

#معراج_السعاده

سعى در تحت اراده قرار دادن  قوه عاقله بر ساير قوا

پس هر كه را از اندك ‏هوشى بوده باشد، و دشمن نفس خود نباشد، بر او لازم است که  ‏ در تحت اراده گرفتن قوه عقل و بدست اوردن سعادت ابدی سعی نماید و پيرامون شهوات نفسانيه و لذات‏ جسمانيه نگردد مگر به قدر ضرورت.

پس، از غذا اکتفا كند به آنچه در صحت‏ بدن به آن احتياج، و به جهت‏ بقاى‏ حيات از آن چاره ای نیست .و روزگار خود را در تحصيل الوان طعامها و اقسام‏ غذاها ضايع و تلف نكند.و اگر هم از اين تجاوز كند، اين قدر طلبد كه موجب ذلت درنزد اهل و عيال نباشد، و زياده از اين‏ وبال و ‏ باعث ‏خسران است.

و از جامه و لباس، اکتفا  كند بر آنچه بدن را بپوشاند، و دفع سرما و گرما كند.و اگراز اين مرتبه درگذرد به قدرى جويد كه در نظرها خوار، و در برابر همگان بى‏ اعتبارنگردد.

و از مجامعت، نخواهد مگر آنچه به آن حفظ نوع و بقاى نفس و نسل متحقق شود.

و بپرهيزد از اينكه غريق دریای  شهوات نفسانيه و گرفتار قيود و علائق دنيويه شود، و ازاين جهت‏ به شقاوت ابد و هلاكت ‏سرمد رسد.

تو كه در جوانى مقابله با حزب شيطان نكردى، كه هنوز احاطه بر ملك دلت نكرده‏ بودند، چگونه در پيرى با ايشان مجاهده كنى؟!

«و لا تياسوا من روح الله‏»

يعنى:

«اما در هيچ حال نوميدى از رحمت ‏خدا روا نيست و در هر وقتى بايد به قدر قوه سعى و اجتهاد نمود)» .

منقول است از شيخ كامل فاضل احمد بن محمد بن يعقوب مسكويه،  كه استاداست در علم اخلاق، و اول كسى است كه از اهل اسلام كه در اين فن شريف تصنيف وتاليف نمود كه گفته: «من در وقتى از مستى طبيعت هشيار، و از خواب غفلت ‏بيدارشدم كه مايه جوانى بر باد رفته بود، و پيرى مرا فرا گرفته و عادات و رسوم در من‏ مستحكم گشته، و صفات و ملكات در نفس من رسوخ كرده بود، در آن وقت دامن ‏اجتهاد بر ميان زدم، و به مجاهدات عظيمه و رياضات شاقه، نفس خود را ازخواهشهاى آن باز داشتم، تا آنكه خداوند عالم مرا توفيق كرامت فرموده و خلاصى ازمهلكات حاصل شد» .
ملا احمد نراقی

توبه عارف - كمك به خلق خدا - پيروي از دستورات شرع

#توبه_عارف
عارف حقيقتاً در هر لحظه اي از همه اعمالش كه از او صادر شده ، به سوي خداوند بازگشت مي كند ، بازگشت شرعي و توبه حقيقي . توبه شرعي از مخالفت ها و گناهان و توبه حقيقي از هر نيرو و كمكي ، جز قدرت و قوه الهي . پس عارف در زندگي دنيا كه خانه تكليف است ، در همه حالات و در همه اوقاتش تائب است .

#كمك_به_خلق_خدا
روزي از ايشان سوال شد چه كاري انسان را به خدا نزديك تر مي كند ؟ فرمودند : " كمك به خلق خدا . "


#پيروي_از_دستورات_شرع
اگر از آنچه پيامبر و ائمه فرموده اند يك ذره تخطي كني ، جا مي ماني . اخلاق را صد در صد موثر مي دانستند و در مورد ديگران.

رساله سیر و سلوک
سید هاشم حداد ره

ریاضت باطل و ریاضت شرعی

ملاک تشخیص ریاضت باطل از ریاضت شرعی از نگاه مرحوم حضرت آیت الله محمّدعلی شاه آبادی :

 میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح ، "قدم نفس" و "قدم حقّ" است.

 اگر سالک به "قدم نفس" حرکت کرد و هدف او از ریاضت ، رسیدن به قوای نفسانی بود ، سرانجام او به سوء عاقبت و ادّعاهای باطل می انجامد.

 اگر سالک به "قدم حقّ" سلوک کرد و خداجو شد ، ریاضت او حقّ و شرعی است و خداوند از او دستگیری می کند.

ﻋﻼﺝ ﭼﺸﻢ ﭼﺮاﻧﻲ

ﻋﻼﺝ ﭼﺸﻢ ﭼﺮاﻧﻲ
 
 جواني نزد شیخی آمد واز او پرسيد:
 من جوان كم سني هستم اما آرزوهاي بزرگي دارم و نمي توانم خود رااز نگاه كردن به دختران منع كنم، چاره ام چيست؟

شیخ نيز كوزه اي پر از شير به او داد و به او توصيه كرد كه كوزه را به سلامت به جاي معيني ببرد و هيچ چيزاز كوزه نريزد. واز یکی از شاگردانش درخواست كرد او را همراهي كند واگر شير را ريخت جلوي همه ي مردم او را كتك بزند.

جوان نيز شير را به سلامت به مقصدرساند. و هيچ چيز از آن نريخت.

 وقتي شیخ از او پرسيد چند دختر را در سر راهت ديدي؟
 جوان جواب داد: هيچ، فقط به فكر آن بودم كه شير را نريزم كه مبادا در جلوي مردم كتك بخورم و در نزد مردم خوار و خفيف شوم.

شیخ هم گفت: اين حكايت انسان مؤمن است كه هميشه خداوند را ناظر بر كارهايش ميبيند و از روز قيامت و حساب و كتاب بيم دارد.

#سوال_ایت_اله_بهجت_

رذائل اخلاقی
 
س) ما آلوده به پستیهای درونی و بیرونی هستیم، ما را طبابت کنید و در پیمودن این طریق ما را راهنمایی بفرمایید.
ج) بسمه تعالی- زیاد بگوئید «استغفر الله» و خسته نشوید، و خاطر جمع باشید این علاج است. «داؤکم الذنوب و دواؤکم الاستغفار».(کنز العمال، ج 1، ص 479). 


سایت ایت اله بهجت

توبه

توبه نیاز همگانی

لازمه رشد و بالا رفتن مرتبه کمال هر شخص این است که آنچه در مرتبه قبل انجام داده است به نظرش ناقص و ناکافی بیاید و به سبب آن شرمنده و خجل باشد و در مقام پوزش و عذر خواهی برآید .
بنابراین هر کس در هر مرتبه ای که قرار دارد وقتی به آنچه در مراحل قبل انجام داده است توجه و نگاه می کند در پیشگاه خداوند احساس شرمندگی می نماید و درصدد عذر خواهی و توبه بر می آید، لذا از کوچکترین تا بلند مرتبه ترین و کامل ترین انسان ها همگی نیازمند به توبه اند .اما آنچه در هر مرتبه در شخص احساس شرمندگی و ندامت و طلب پوزش می آورد با مراتب دیگر فرق می کند . 


استاد مهدی طیب
شراب طهور ص  74

استغفرالله

ز هرچه غیر یار استغفرالله
ز بود مستعار استغفرالله

دمی کان بگذرد بی یاد رویش
از آن دم بیشمار استغفرالله

زبان کان تر بذکر دوست نبود
ز سرش الحذر استغفرالله

سر آمد عمر و یکساعت ز غفلت
نگشتم هوشیار استغفرالله

جوانی رفت پیری هم سر آمد
نکردم هیچ کار استغفرالله

نکردم یک سجودی در همه عمر
که آید آن بکار استغفرالله

خطا بود آنچه گفتم و آنچه کردم
از آنها الفرار استغفرالله

ز کردار بدم صد بار توبه
ز گفتارم هزار استغفرالله

شدم دور از دیار یار ای فیض
من مهجور زار استغفرالله

#شعر_فیض_کاشانی

#داستانهای_عرفانی_حاتم_طایی

از حاتم پرسیدند بخشنده تر از خود دیده ای
گفت:آری مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود
یکی را شب برایم ذبح کرد
از طعم جگرش تعریف کردم
صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم
کباب کرد
گفتند تو چه کردی؟
گفت:و
پانصد گوسفند به او هدیه دادم
گفتند پس تو بخشنده تری
گفت نه چون او هر چه داشت به من داد اما من اندکی از آنچه داشتم به او
دادم

ریا و خودنمایی

بسم الله الرحمن الرحیم
 در رفع حُجُب کوش نه در جمع کُتب»، گیرم کتب عرفانى و فلسفى را از بازار به منزل و از محلى به محلى انتقال دادى یا آنکه نفس خود را انبار الفاظ و اصطلاحات کردى و در مجالس و محافل آنچه در چَنته داشتى عرضه کردى و حضار را فریفته معلومات خود کردى و با فریب شیطانى و نفس اماره خبیث تر از شیطان محموله خود را سنگین‏ تر کردى و با لُعبه ابلیس مجلس آرا شدى و خداى نخواسته غرور علم و عرفان به سراغت آمد که خواهد آمد، آیا با این محموله‏ هاى بسیار به حُجُب افزودى یا از حجب کاستى؟ خداوند- عزّ و جلّ- براى بیدارى علما آیه شریفه مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْریة را آورده تا بدانند انباشتن علوم- گرچه علم شرایع و توحید باشد- از حُجُب نمى‏ کاهد، بلکه افزایش دهد، و از حُجُب صغار او را به حُجُب کبار مى‏ کشاند. نمى‏ گویم از علم و عرفان و فلسفه بگریز و با جهل عمر بگذران، که این انحراف است، مى ‏گویم کوشش و مجاهده کن که انگیزهْ الهى و براى دوست باشد و اگر عرضه کنى، براى خدا و تربیت بندگان او باشد نه براى ریا و خودنمایى که خداى نخواسته جزء علماى سوء شوى که بوى تعفّنشان اهل جهنم را بیازارد. 


آیت الله سید روح الله خمینی رضوان الله علیه
صحیفه امام ره جلد 18 صفحه 450

محاسبه  

محاسبه 

و آن عبارتست از اینكه وقت معینى ار در شبانه روز براى خود معین كند و در آن وقت به تمام كارهاى شبانه روز خود رسیدگى بنماید. و اشاره به آن است آنچه حضرت موسى بن جعفر (ع ) فرموده است كه :

لیس منا من لم یحاسب نفسه كل یوم مره و جنان كه در محاسبه براى سالك چنین ظاهر شده كه از وظایف خود تخلف نموده است ، باید استغفار كند و در صورت عدم تخلف ، شكر حضرت بارى تعالى شانه را به جاى آور.

رساله لباب الباب طهرانی

#داستانهای_عرفانی

از کاسبی پرسیدند:
چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟
گفت:آن خدایی که فرشته مرگش
مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند
چگونه فرشته روزیش مرا گم میکند

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود
پدر دختر گفت:
تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من دخترش را به وی نداد.
پسری پولدار اما  بدکردار به خواستگاری همان دختر میرود
پدر دختر با ازدواج موافقت میکند و در مورد اخلاق پسر می گوید:
انشاءالله خدا او را هدایت میکند
دختر گفت:
پدرجان
مگر خدایی که هدایت میکند
با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟

#پيروي_از_دستورات_شرع

#رساله_سیر_سلوک_سید هاشم_حداد

#پيروي_از_دستورات_شرع

اگر از آنچه پيامبر و ائمه فرموده اند يك ذره تخطي كني ، جا مي ماني . اخلاق را صد در صد موثر مي دانستند و در مورد ديگران ، سفارش به صفا و صميميت مي كردند .

#هم_و_غم_سالك
بايد تمام هم و غم سالك ، همان مقصور و مطلوب اصلي اش باشد . روزي يكي نزد ايشان مي آيد و مي گويد : " كرامتي براي من حاصل شده است . " سيد حداد از او مي پرسد : " آن كرامت چيست ؟ " شاگرد جواب مي دهد : " ديدم روي آب ايستاده ام و بي اراده حركت مي كنم " . سيد حداد جواب مي دهد : " اهميتي به آن نده ، چيز عجيبي نيست ، چرا كه چوب خشك هم روي آب مي ايستد و حركت مي كند " .

پرهيز از غرور کاذب و توهّمات شيطاني در سلوک (قسمت دوم)

پرهيز از غرور کاذب و توهّمات شيطاني در سلوک (قسمت دوم)


افراد بسياري در اثر اهميّت دادن به تخيّلات ذهني و مشاهدات غير واقعي، دچار وسواس فکري شده‌اند و نه تنها از مدار سير و سلوک خارج گشته‌اند، بلکه با ادّعاهاي عجيب و غريب، از دايره دين داران بيرون رفته و در برابر خداوند و پیامبران او ایستادگی
 کرده‌اند و به واسطۀ توهّمات خود، به اعماق ضلالت و گمراهي فرو رفته‌اند.

عرفان‌های نوظهور و کاذب که در دوران معاصر شیوع فراوانی پیدا کرده است، از دامن‌زدن به تخیّل‌ها و توهّم‌ها توسّط افراد منحرف که در صدد انحراف نسل جوان هستند، سرچشمه می‌گیرد. افراد بسیاری در قالب عرفان و سیر و سلوک، به نشر مطالب خرافی و شیطانی می‌پردازند و از صفای باطن و صداقت جوانانی که نسبت به  سیر و سلوک اشتیاق دارند، سوء استفاده می‌کنند.

یکی از آسیب‌های مهمِّ عرفان‌های نوپدید، ادعاهائی است که عارف نمایان در خصوص امور معنوی می‌کنند. ادعای تشرّف به محضر حضرت ولی ّعصر«ارواحنافداه» و تعيين وقت ظهور آن حضرت و نقل قول از آن امام همام ـ که امروزه بر زبان اشخاص نالایقی جاری شده است‌‌ ـ از جملۀ این ادعاهای دروغین است. تشرّف خدمت امام زمان«ارواحنافداه» و ارتباط با آن حضرت، برای معدودي از افراد متّقی و واجد شرایط و لایق ـ که از اولياء الهي هستند ـ تحقّق می‌پذیرد و ادعاهایی که در زمان حاضر در شهرها و روستاهای مختلف می‌شود، کذب محض است و نباید بدان توجّهی نمود. بلکه مقابله با چنین مدّعیانی لازم و ضروری است. این‌گونه افراد ابتدا ادّعای تشرف می‌کنند و پس از چندی مدّعی می‌شوند ارتباط نزدیک با امام عصر«ارواحنافداه» دارند. حتّی برخی از زنان شیّاد در جلسات عرفان دروغین خود نقل کرده‌اند که همسر حضرت ولیّ عصر«ارواحنافداه» هستند و از این طریق به اغفال زنان ساده لوح پرداخته‌اند. البته کسانی که اطراف این شیّادان و منحرفان جمع می‌شوند و به سخنان نامربوط آنان توجّه کرده و بدان عمل می‌کنند نیز تقصیر دارند. اگر مردم ساده لوح نباشند و چنین افرادی را از جامعه طرد نمایند، زمینۀ خیال‌ پردازی را از دست می‌دهند و فرصت حقّه بازی از آنان سلب می‌گردد. اساساً مراجعۀ مشتاقان سیر و سلوک و عرفان به این افراد عارف‌نما، موجب می‌شود آنان بیشتر در انحراف خود فرو رفته و در پاسخ به تقاضای افراد ساده لوح مبنی بر ارائۀ اذکار خاص و اوراد ویژه‌ای که آنان را به محضر امام زمان«ارواحنافداه» برساند و یا در سیر و سلوک موفّق گرداند، دستورات نامربوطي که خودشان ابداع کرده‌اند و ریشۀ دینی ندارد، بیان نمایند. و به تدريج خود نيز ادعاهائي که بدان تکيّه کرده‌اند را باور مي‌کنند و به جائي مي‌رسند که ادّعاي امامت و نبوّت نيز مي‌کنند.

همان‌طور که قبلاً نیز بیان شد رکن اساسی سیر و سلوک، تقیّد به ظواهر شرع است و سالک باید با مراجعه به علمای ربّانی ـ که دين‌شناسانِ مهذّب و آگاه مي‌باشند ـ از دستورات اخلاقی آنان در جهت پیشرفت سیر و سلوک خود بهره‌برداری کند و با تسلّط به احکام شرعی از طریق مراجعه به رسالۀ فقهاء عظام و مراجع تقلید، طبق موازین دینی رفتار نماید و خود را در صراط مستقیم نگاه دارد. 


شیخ علی مظاهری
رساله سیر و سلوک

پرهيز از غرور کاذب و توهّمات شيطاني در سلوک (قسمت اول)

پرهيز از غرور کاذب و توهّمات شيطاني در سلوک (قسمت اول)

تذکّر اين نکته نيز لازم است که اهل سیر و سلوک، باید مراقب باشند به واسطۀ اعمال نیک و عبادات، یا به جهت توفیقاتی که نصیب آنان می‌شود، مغرور نشوند. چنین غروری انسان را فاسق می‌کند. امام صادق«سلام الله علیه» مي‌فرمايند دو نفر وارد مسجد شدند يكي فاسق و يكي صدّيق. امّا وقتي از مسجد بيرون آمدند آن شخص فاسق، متّقي و صدّيق شده بود و آن شخص متّقي و صدّيق، فاسق. امام صادق«سلام الله علیه» در مورد علّت این امر مي‌فرمايند: وقتي آن فاسق وارد مسجد شد، شرمنده از گناه بود و از گناهش در خود مي‌پيچيد. همان حالت قصور و تقصير، همان حالت خجالت زدگي، او را صدّيق كرد. امّا آن متّقي و صدّيق به اعمالش مي‌باليد؛ و اين غرور كاذب و شيطاني او را فاسق کرد.

برخي اوقات، سالک دچار توهّم و تخيّل شيطاني مي‌شود. يکي از دسيسه‌هاي شيطان براي اهل معرفت اين است که تخيّلاتي در ذهن جويندۀ حقيقت پديد مي‌آورد و از آن تخيّلات در جهت القائات شيطاني استفاده مي‌نمايد؛ مثلاً جواني که مشتاق سير و سلوک است، پس از نمازشب يا عباداتي که دارد، تصوّر مي‌کند نوري ديده است. شيطان که در کمين اوست همان تصوّر را به تخيّل و توهّم تبديل مي‌کند و او را به پردازش آن تخيّل ترغيب مي‌نمايد و به تدريج آن جوان را به جائي مي‌رساند که مرتّباً مشغول پرداختن به امور غير واقعي شده و همواره در صدد مشاهدۀ نور غيبي يا الهامات رحماني خواهد بود. و همین خیال پردازی ها او را به ورطۀ غرور در می‌افکند. خداوند متعال در چند آیه به صراحت فرموده است که چنین انسانی را دوست ندارد.

«إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً

 مختال از مادۀ خيال به معناي متکبّر است و به کسي می گویند که با يک سلسله تخيّلات، خود را بزرگ مي‌پندارد. اگر به اسب خيل گفته مي‌شود به خاطر آن است که هنگام راه رفتن، شبيه متکبّران گام بر مي‌دارد. فخور نیز از مادۀ فخر به معناي کسي است که فخر فروشي مي‌کند. بنابراين تفاوت ميان اين دو واژه اين است که يکي اشاره به تخيُّلات کبر آلود ذهني دارد «مختال» و ديگري اشاره به اعمال تکبّرآميز خارجي «فخور». و اين نشان مي‌دهد که فخر فروشي و اعمال تکبّرآميز خارجي، نتيجه و محصول وهم و گمان‌هاي بيهوده و تخيّلات کبرآلود ذهني است و در حقيقت نماد بيروني و عملي خيال پردازي‌هاي متکبّرانه و پندارهاي باطل برتري جويانه، يک سلسله رفتارهاي زشت و تکبّرآميز است. چنین تخیّلاتی بر سایر اعضای بدن نیز تأثیر می‌گذارد و چه بسا پس از مدّتی منجر به‌ جنون انسان می‌شود.

بنابراین اجتناب از چنين توهّمات و تخيّلات شيطاني بسيار لازم است و تنها راه رهائي از تلبيس ابلیس نیز، بي اعتنائي به توهّماتي است که براي سالک پديد مي‌آيد.

توجّه به تصوّرات ذهني که منجر به تخيّل و توهّم مي‌شود، سبب‌ ساز گمراهي سالک خواهد شد و بي اعتنائي به آن تصوّرات و تلقين به خيالي بودن برخي مشاهدات، موجب رهائي اهل سير و سلوک از دامي مي‌شود که شيطان براي آنان گسترده است.

این تخیّلات و غرور ناشی از آن، سالک را از مسیر تقرّب دور می‌سازد. خداوند متعال در حدیث قدسی که پيامبر اکرم«صلی الله علیه و آله و سلم» آن را نقل فرموده‌اند، می‌فرماید: بندۀ مغرور من خیال زده می‌شود و گمان می‌کند که در حال نزدیک شدن به من است.

«فَيَتَبَاعَدُ مِنِّي عِنْدَ ذَلِكَ وَ هُوَ يَظُنُّ أَنَّهُ يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ»

خداوند عزّ و جل از سر لطف و مهربانی خود و برای پیشگیری از سقوط بندگان در اثر ابتلا به کبر و خودپسندی، گاهی توفیق برخی عبادات مستحب را از آنان سلب می‌کند تا به خود آیند. در بخشی از آن حدیث قدسی می‌فرماید:

«گاه باشد که يکي از بندگان مؤمن من در عبادت من مي‌کوشد و از بستر خود بر‌مي‌خيزد و بالين خويش را رها مي‌کند و شب‌ها به‌ عبادت من مي‌پردازد و در راه بندگي من خود را به رنج مي‌افکند، اما من از روي لطف و محبّت به او و براي حفظ او يکی دو شب چرت را بر او مسلط مي‌کنم و او مي‌خوابد و صبح برمي‌خيزد و نماز صبحش را مي‌گزارد، در حالي‌که از نفس خويش در خشم و غضب است و آن‌را سرزنش‌ مي‌نمايد. اگر من اين بنده را رها سازم تا همچنان به عبادت من ادامه دهد، دچار خودپسندي مي‌شود و اين خودپسندي موجب مي‌گردد تا به کارهايش مغرور گردد و از همين جا آنچه مايۀ هلاکت اوست به وي در مي‌رسد؛ زيرا به عمل خويش مغرور مي‌گردد‌ و چندان از خودراضي مي‌شود و گمان مي‌برد از همۀ عبادت پيشگان برتر است و در عبادتش مرز تقصير را پشت سر گذاشته است. در اين هنگام از من دور مي‌گردد، در حالي که خيال مي‌کند به من نزديک مي‌شود.» 


شیخ علی مظاهری
رساله سیر و سلوک

خود شناسی و خداشناسی

خود شناسی و خداشناسی

    از  ابوسعید ابوالخیر پرسیدند:خدا را کجا جوییم ؟
ابوسعید در پاسخ گفت: کجا جستید که نیافتید؟!

  عارفی گفته است: مراد از خداجویی نه آن است که او را

 پیدا کنی، بلکه تو باید از گمگشتگی پیدا شوی یعنی خود

 را بشناسی. چنانکه مولای عارفان علی فرمود:

«من عرف نفسه فقد عرف ربه»

(هر که خود را بشناسد خدا را شناخته است.)

تو که در علم خود زبون باشی
عارف کردگار چون باشی

چنانکه مولانا،جان جمله علوم را خودشناسی می داند.

قیمت هر کاله میدانی که چیست
قیمت خود را ندانی ابلهی  است

جان جمله علم ها این است این
که بدانم من کی ام در یوم دین

#داستانهای_عرفانی_مزاحم_اهل_ذکر_نشوید

مرحوم آیت الله کشمیری <ره> مرد بزرگی بود. شاگردان برجسته ای داشت. یکی از آنها مرحوم آیت الله شهید سید مصطفی خمینی <ره> بود. مرد عجیبی بود.
یکی از علماء بزرگ حوزه را من دیدم که در فاصله سه متری آمد و زانو به زمین زد و خودش را به زمین کشید, آمد جلو می خواست که دست ایشان را ببوسد که ایشان نگذاشتند.
یکی از نصایح ایشان به بنده و رفقایی که خدمتشان بودیم این بود که هیچ وقت مزاحم اهل ذکر نشوید ولو در دین و مذهب دیگر و یا طریقت دیگری باشند. چون خدا جویان همگی محترم اند. اهل ذکر محترمند و بعد فرمودند : من هر هفته شبهای چهارشنبه می رفتم مسجد سهله, یک شب رفتم بعداز فراغت اعمال نشستم یک گوشه ای از صحن مسجد در فاصله ی نزدیکتری, جمع دیگری نشسته بودند و ذکر <جلی> با هم گرفته بودند و بلند بلند ذکر می گفتند, بعضی از رفقا که مثل خودمان فکر می کردند, گفتند: آقا اینها مزاحم اهل مسجد شده اند به حرف ما گوش نمی دهند, اما شما مرد محترمی هستید, سید هستید و به عنوان عالم همه شما را می شناسند. آنها احترام شما را دارند, لطفا تذکری بدهید.
من رفتم جلو و به آنها گفتم: این چه کاریست می کنید!؟ ذکر می خواهید بگوئید آرام بگوئید.
یکی از آن جوانها گفت: آقای کشمیری مزاحم ما نشو, ما توی حال خوشی هستیم ما به یاد خدا و یاد امام زمان (علیه السلام) هستیم, داریم ذکر می گوئیم, طریقت ما اجازه داده ذکر جلی بگوئیم, طریقت شما اجازه نداده, خب نگوئید.
مرحوم آقای کشمیری <ره> می گفت: من قبول نکردم, دعوا کردم و آنها هم جمع کردند و رفتند به همین علامت که مدتی طولانی دیگر نشد که مسجد سهله بروم هرکاری می خواستم بکنم نمی شد. علتش را هم نمی دانستم بعداز مدتی در بغداد همان جوان را که آن شب جواب داده بود دیدم, باز شروع کردم با او به بحث کردن باز دوباره به من گفت: آقای کشمیری زیاد سر به سر ما نگذار دیدی آنروز مزاحم حال ما شدی نتوانستی این همه مدت مسجد سهله بروی!؟ من گفتم : متوجه شدم, مرا حلال کنید. آن جوان گفت: حلال کردیم ولی بدان آن شب هر چه می گفتیم برای خدا گفتیم اگر ریا هم بود الله الله می گفتیم ولی دیگران پول پول می گویند.

(استاد عبدالقائم شوشتری -خرمن معرفت ص105)

تفاوت دید عارف و عامی

تفاوت دید عارف و عامی

کار معرفت طی طریق نیست،از جایی به جایی رفتن نیست،بلکه پرده ها را واپس زدن است . در عرفان عالم همان عالم و آدم همان آدم است، تفاوت آنکه عامی ،عالم را در هزار پرده بیند وعارف پرده ها واپس زده و گرنه آنچه می بیند همان است که بود.زین رو بود که رسول الله ص با خداوند خویش عرض می کرد :
"الهم ارنی الاشیاء کما هی "
یعنی پروردگارا اشیاء را آن طور که هست به من بنما. 


استاد کریم محمود حقیقی
اندیشگاه ص13

خطر مكاشفات

خطر مكاشفات

كساني از سالكين هستند كه بر مكاشفه و كرامات اصرار مي ورزند، اگر چنين فردي نه از خودش ونه از استادش خواسته خود را  ندید از جلسات باز می ماند، ما به این افراد می گوییم که خطا مرتکب شده اید و هدفی را که به خاطر ان حرکت کرده اید ضایع کرده اید.ایا هدف غیر از خدا هست؟مکاشفات از عالم مثال صورت می گیرد.گاهي به دست مي آيد و گاهي نمي آيد. سالك هر چه به عالم حقيقت نزديك تر شود، اينگونه مطالبات نفساني خود را در خود روز به روز كم رنگ تر ميكند تا ريشه كن شود.
نصيحت من به اين افراد ضعيف آن است كه بايد با چنين طرز تفكري مجاهدت كرد تا دل سالك تنها براي تحصيل معرفت او خالص گردد.از ديدگاه عرفان صحيح ذكر مكاشفات براي اين و آن جايز نيست مگر با مشورت استاد مخصوصبه خود.كتاب »تذكره الاولياء« نوشته ي فريدالدين عطار نيشابوري از اين گونه مكاشفات گوناگون پر است،و به همان علت فوق الذكر خواندن آن را براي هر سالكي توصيه نمي كنم، مگر اينكه سالكي باشدكه در مراتب سلوك پيشرفت كرده باشد و بتواند مكاشفه ي درست و صحيح را از سقيم و نادرست تشخيص دهد. 


استاد محمد صالح کمیلی

عوامل عدم استجابت دعا (قسمت دوم )

عوامل عدم استجابت دعا (قسمت دوم )

10. سرگرم محرمات و لهو و لعب بودن

انـسانی که مشغول انجام محرمات و غرق در لهو و لعب است، یا کسی کـه از راه حرام کسب و کار و درآمد دارد و خوراک خود و اهلش را تامین می کند، چه انتظاری دارد که خداوند دعای او را قبول کند. حـضرت علی(ع) می فرماید: خدای تعالی دعای قلبی را که سرگرم لهو و لعب باشد نمی پذیرد.10


11_خودخواهی

خـداونـد دوست دارد بنده او قبل از دعا و آرزو برای خود به فکر دیـگـران بـاشد. حضرت زهرا(س) برای مردان و زنان اهل ایمان دعا مـی کـرد و بـرای خـویشتن دعا نمی کرد، سبب را پرسیدند، فرمود: نخست هم سایه سپس خانه.

12. ناامیدی

امـیـد در هـر کاری باعث ادامه کار و حرکت به سوی هدف است. دعا نـیـز ایـن چنین است. از این رو می خوانیم: خدایا آرزویم را در امیدواری به رحمتت برآور. نـاامیدی از درگاه خداوند باعث عدم استجابت دعا است، که خود می فـرمـایـد: از رحـمـت خدا ناامید نشوید، زیرا ناامیدی مخصوص گم راهان است.

13. اعراض از امر به معروف و نهی از منکر

فـرامـوش کردن یا ترک امر به معروف و نهی از منکر، این مسئولیت مـهـم اجـتماعی، عامل عدم استجابت دعا است. رسول گرامی اسلام می فرماید: امـر بـه مـعـروف و نهی از منکر کنید وگرنه خدا بدان شما را بر نـیـکان شما مسلط می کند و دعای نیکان شما در آن موقع به اجابت نمی رسد.

14. دعا نکردن در زمان راحتی

انـسـان بـه هـنگام راحتی و نداشتن مشکل نیز باید با دعا انس و الـفـت داشته باشد و آن را مانند واکسنی بداند که در زمان سختی و مـشـکـل به کمک او می آید و او را نجات دهد. امام صادق(ع) می فـرمـایـد: هرکس خوش دارد که در حال سختی دعایش به اجابت برسد، باید در حال راحتی دعا کند.

15. ندانستن سود و زیان از جانب خداوند

انسان همواره در معرض سود و زیان است، گاهی غرق در نعمت و گاهی فـارغ از آن و ایـن هـمه از جانب خداوند است و بشر باید همواره شـکـرگـزار بـاشـد. آن گاه که به سختی و زیان افتد، قبل از دعا بـاید بداند که زیان و سختی وارده از جانب خداوند است و فقط از او بـخـواهـد کـه رفـع زیان کند و او را به سوی راحتی سوق دهد. رسول اکرم(ص) فرموده است: خدای عزوجل این چنین فرمود: هرکه از من چیزی بخواهد و بداند که زیان و سود از سوی من است، اجابتش می کنم.

17. دعا نکردن به صورت جمعی

هـرچـنـد کـه از دعای انفرادی نیز می توان نتیجه گرفت، اما اگر تـعـدادی جـمـع شـونـد و مانند دعای کمیل، ندبه و توسل، یک صدا خـداوند را بخوانند، پروردگار نظر خاصی به آن محفل خواهد کرد و نـتـیـجـه بـهتری حاصل خواهد شد. امام صادق(ع) می فرماید: هرگز چـهـار نـفر در کاری گرد هم نیامدند و دعا نکردند مگر آن که با حاجت روا شده متفرق گشتند.

18. تضرع و زاری و اصرار نکردن

مـداومـت در دعا و تضرع کردن به درگاه الهی، رمز موفقیت در دعا اسـت. کـسی که بدون تضرع و اصرار انتظار فرج و گشایش مشکلات خود را دارد، توفیق چندانی نخواهد یافت. خدای بزرگ می فرماید: خدای خـود را بـه تضرع و زاری و با صدای آهسته بخوانید.18 رسول اکرم مـی فـرماید: به راستی خداوند افرادی را که اصرار در دعا دارند دوست می دارد.19

19. قطع ارتباط با خدا

در روایـت اسـت که خداوند دوست دارد سخن و دعای بنده محبوبش را بـسـیـار بـشـنود و اگر در اجابت دعای بنده خویش عجله نمی کند، عـلـتـش آن اسـت که می خواهد همواره صوت بنده اش را بشنود، لذا کـسـی کـه دعـایـش مـستجاب نمی شود باید به خودش بیندیشد و اگر عـوامـل عـدم اسـتـجابت دعا را در وجودش نیافت امیدوار باشد که بـنـده خـاص خدا است و خداوند به او نظر خاص دارد. امام رضا(ع) مـی فـرماید: امام باقر(ع) فرمود: مومن حاجتی از خدای عزوجل می خـواهـد، امـا اجابتش به تاخیر می افتد، به خاطر دوستی صدایش و شنیدن ناله اش.

عوامل عدم استجابت دعا (قسمت اول )

عوامل عدم استجابت دعا (قسمت اول ) 


عواملی که باعث میشود دعاهایی که می کنیم مستجاب نشود:

1. نشناختن جهت و راه دعا

نـیـل بـه هـر هدفی، راهی دارد، برای استجابت دعا نیز باید راه هـایـی را پـیمود. امام صادق(ع) می فرماید: باید که پیش از دعا حـمـد و سـتـایش خدا کنی، نعمت هایی را که به تو بخشیده به یاد آوری، سـپـس شـکـر و سپاس گویی، آن گاه درود بر پیغمبر و آل او فـرسـتی، سپس از گناهانت یاد کرده اقرار نمایی و از آسیب آن به خدا پناه بری; این است جهت و راه دعا.

2. وقت نشناسی

مـثلی است که می گویند: فلانی خروس بی محل است; هرچند که خداوند از رگ گـردن بـه انسان نزدیک تر است اما باید وقت دعا را رعایت کرد. در حـالات معصومان(ع) می خوانیم که آن ها در اوقات و موقعیت های خـاصی به دعا مشغول می شدند. مواردی چون دعا بین اذان و اقامه، هـنـگـام وزیدن باد، وقت زوال سایه، هنگام بارش باران، و ریختن اولـیـن قـطـره خـون مـومـن و غیر آن در روایات آمده است که در استجابت دعا نقش موثری دارند.

3. وفا نکردن به عهد نسبت به خداوند

شـایـد انسان خود را بسان ماشینی فرض کند که سازنده یا مالک آن بـاید همواره نیازهای آن را برآورد; مثل آب، روغن، سوخت و... و تـصـور کـنـد چون آفریده خداوند است، خداوند باید همواره او را کـمـک کـند، بدون این که عهدی بر گردن او باشد. ولی چنین نیست، بـلـکه خداوند عهدهایی بر گردن بنده اش دارد که باید عملی شوند تا خداوند نیز پیمانش را وفا کند. امام صادق(ع) در پاسخ عده ای کـه از عـلت عدم استجابت دعا پرسیده بودند، فرمود: به دلیل این کـه شما به عهدهای خود در پیشگاه خداوند وفا نمی کنید، در حالی که خدای تعالی می فرماید: به عهد من وفا کنید تا من به عهد شما وفـا کنم. به خدا قسم اگر به عهد خدا وفا کنید، خدای متعال نیز به عهد شما وفا می کند.

از جـمـلـه عـهـدهـایی که انسان بر گردن دارد، عمل صالح است که مـصـادیـق فراوانی دارد; مانند: قرائت قرآن، انجام واجبات، صله رحم، کمک به نیازمندان و....

4. ایمان و یقین ناکافی

کسی که دست به دعا برمی دارد اگر ایمان قلبی به اجابت دعای خود نـداشـتـه بـاشد، نتیجه نمی گیرد و مانند آن است که تشنه ای در بـیـابـان بـی آب و عـلـف به دنبال دریا بگردد. نبی اکرم(ص) می فـرماید: (ادعوا الله وانتم موقنون بالاجابه3; خدا را بخوانید و یـقـیـن بـه اجـابت داشته باشید). امام صادق(ع) نیز می فرماید: (اذا دعـوت فـظن ان حاجتک بالباب4; در وقت دعا یقین کن که حاجت تو بر در خانه آمده است.)

5. شرک در دعا

شـرک بـسـیـار ظـریف است و در هر امری از امور دینی و عبادی می تـوانـد دخـیـل بـاشـد. در دعا نیز این موضوع یکی از عوامل عدم اسـتـجـابـت دعا است. هرگز نمی توان خارج از محدوده توحید قرار گـرفت و انتظار استجابت دعا را داشت. خدای متعال می فرماید: او خـدای زنـده ابـدی اسـت و جز او هیچ خدایی نیست. پس تنها او را بـخـوانـیـد و بـه اخلاص بندگی کنید که ستایش و سپاس مخصوص خدای یکتا و آفریدگار عالمیان است.5

6. همراه نبودن یاد خدا و صلوات در دعا

در دعـا تـوجه به خدا و رسولش اهمیت بسیار دارد. کسی که دعا می کـنـد نـبـاید از یاد خدا و رسولش غافل شود، که اگر غافل گردد، مـانـنـد آن است که غذای بی چاشنی بخورد. مزه و لطف دعا در این اسـت کـه بـا یـاد خـدا و رسـول هـمـراه گردد. امام کاظم(ع) می فـرمـایـد: هرکس پیش از ستایش خداوند و درود و صلوات بر پیامبر دعا کند مانند کسی است که بدون زه تیراندازی کند.6

7. نیت آلوده

در دعـا بـایـد نـیـت، پاک و اخلاص، کامل باشد. امام صادق(ع) می فـرماید: به راستی بنده وقتی که با نیت پاک و قلب با اخلاص خدای را بـخـوانـد اگـر به عهد خدای عزوجل وفا کرد، دعایش مستجاب می شـود و اگـر خدا را بدون نیت پاک و اخلاص بخواند، دعای او اجابت نمی شود.7

8. سنگ دلی

دلـی که سخت باشد، به اعمال زشت فرمان می دهد و ستم و جنایت را پیش نهاد می کند و هرگز نخواهد توانست رضایت خدا را جلب کند. امـام صادق(ع) می فرماید: همانا خدای تعالی دعایی که از دل سخت و سنگ دل برخاسته باشد، مستجاب نمی کند.8

9. ناممکن و نامشروع بودن

خـواسـتن چیزی که ممکن نیست و یا چیزی که خلاف شرع مقدس است، آن هـم از خدایی که ما را آفرید و بر همه امور مسلط است، کاری عبث و بـیـهوده است. کسی که به درگاه خدا دعا می کند باید بداند که چـه مـی خـواهـد، آیا چیزی که می خواهد ممکن است و آیا در حیطه کـارهـای مـشـروع قرار دارد یا خیر؟ امام علی(ع) می فرماید: ای کـسـی کـه دعـا می کنی آن چه را که حلال نیست و آن چه را که نمی شود، (مانند نبوت، امامت و چیزهای دیگر) از خدا مخواه.

ما کاری مهم تر از خودسازی نداریم.»

من خسی بی سرو پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا برد
یکی از کلمات قصار علامه طباطبایی، این بود که: «ما کاری مهم تر از خودسازی نداریم.»
اواخر عمر مبارکشان دائم می فرمودند: «توجه! توجه!» و این، فراتر از «تذکر» و «تفکر» است. و نیز می فرمودند: «بزرگترین (و سخت ترین) ریاضت ها، همین دینداری است.» در روایتی از حضرت امیر علیه السلام هست که می فرماید: «الشریعة ریاضة النفس: آیین اسلام و احکام آن، ریاضت و ورزیدگی نفس می آورد.»
ایشان لفظ «ابد» را بسیار بر زبان می آورد و در مجالس خویش چه بسا این جمله کوتاه و سنگین و وزین را القا میفرمود که:ما_ابد_در_پیش داریم.. هستیم_که_هستیم.»
.پس از واقعه هفـتم تیر که نزدیکان و اطرافیان علامه طباطبایی نمی خواستند خبر شهادت دکتر بهشتی را به علت کسالت علامه به ایشان بدهند، در همین احوال یکی از اطرافیان علامه طباطبایی به اتاق ایشان می روند و علامه به او عبارتی بدین مضمون می فرمایند: «چه به من بگویید و چه نگویید من آقای بهشتی را می بینم که در حال صعود و پرواز است.»
عزیزان! ما ابد در پیش داریم !!!، علامه طباطبایی عقیده داشت که اگر انسانی به عجز خود واقـف شود و از صمیم قلب و با تمام وجود هدایت خویش را خواستار گردد، بدیهی است که خداوند متعال هرگز بنده جویای حق و پویای حقیقت را رها نخواهد نمود، چنانچه در قرآن آمده است: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا: سوره عنکبوت آیه 69

#داستانهای_عرفانی_گفتگوی_شیطان_و_فرعون

گفتگوی شیطان و فرعون

روایت شده كه شیطان، به درگاه فرعون آمد، و در را كوبید، فرعون گفت: كوبنده در كیست؟ شیطان گفت: اگر خدا بودى، مى‌فهمیدى چه كسى در را مى‌كوبد، فرعون گفت: اى ملعون داخل شو، شیطان گفت: ملعونى بر ملعونى وارد مى‌شود، پس داخل شد، فرعون به او گفت: چرا بر آدم سجده نكردى تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوى؟ در جواب گفت چون مانند تو در صلب آدم بود، فرعون به او گفت: آیا بدتر از من و از خودت بر روى زمین سراغ دارى؟ شیطان در جواب گفت: انسان حسود از من و از تو بدتر است. چون حسد عمل نیك انسان را مى‌خورد، همچنان كه آتش هیزم را مى‌خورد و مى‌سوزاند.

طى الارض

طى الارض

براى طى الارض چندین معنا ذکر شده است :

1- نزدیک شدن مکان‏ها به یکدیگر

2- تجدد امثال یعنى ارسال صورتى به مکانى که اراده مى کنیم.

3- اعدام و ایجاد، یعنى در یک مکان وجود عینى خود را نابود و همان زمان در مکان دیگر ایجاد مى کند.

این قدرت را خدا به پیامبران و ائمه و بعضى از اولیاى الهى عنایت کرده است. دیگران هم با اجازه یا به دستور و یا همراه با اولیاى الهى مى توانند طى الارض کنند، البته چنین افرادى مسئله را پنهان نگه مى دارند و به کسى نمى گویند مگر با اذن الهى و براى هدایت شخصى یا امر دیگر.
اگر انسان روحش را از آلودگى‏ها و تعلق‏ها پاک ساخته و خود را به اصل خویش برساند، یعنى روح خدائى انسان ممکن است به این مقام نائل آید.
ممکن است پاک کردن نفس از آلودگى، شرط لازم براى رسیدن به این مقام باشد، ولى شرط کافى براى آن نباشد. عارفان معمولاً به سالکان در این راه سفارش مى کنند که در درجه اوّل از محرّمات اجتناب کنند و واجبات را انجام دهند. در درجه بعد آنان را به انجام دادن مستحبات و اجتناب از مکروهات توصیه مى کنند.
این کار نیاز به مداومت جدى و ریاضت شرعى دارد و باید زیر نظر اساتید واقعى عرفان قرار گیرد، زیرا در این باب مدعیان طى الارض زیاد هستند.
قرآن مجید طى الارض را براى یکى از نزدیکان با ایمان و دوستان خاص سلیمان به نام آصف بن برخیا ذکر کرده که توانست تخت سلیمان را به یک چشم به هم زدن حاضر کند.
قرآن مجید درباره او مى فرماید: «کسى که دانشى از کتاب داشت، این کار را انجام داد».(1)
بسیارى از مفسران گفته‏اند: این مرد با ایمان از اسم اعظم الهى با خبر بود. البته منظور از آگاهى بر اسم اعظم، تخلّق (آراستگى) به آن اسم و وصف است، یعنى انسان از نظر آگاهى و اخلاق و تقوا و ایمان آن چنان تکامل یابد که مظهرى از آن اسم گردد.
این تکامل معنوى و روحانى (که پرتوى از آن اسم اعظم الهى است) قدرت بر این کار را فراهم مى کند.(2)
منبع : کتاب مهرتابان از علامه سیدمحمد حسین حسینی تهرانی، ص ۲۵۷ - ۲۶۶.
پى نوشت‏ها:
1. نمل (27) آیه 40.
2. تفسیر نمونه، ج 15، ص 470، با تلخیص.

موانع طهارت

موانع طهارت

موانع تا نگردانی ز خود دور
درون خانه دل نایدت نور
 
موانع چون در این عالم چهار است طهارت کردن از وی هم چهار است

نخست پاکی از احداث و اجناس
دوم از معصیت و از شر و وسواس

سوم پاکی از اخلاق حمیمه است
که با وی آدمی همچون بهیمه است

چهارم پاکی سر است از غیر
که اینجا منتهی می گردت سیر  


شیخ شبستری

وادی طلب در سیر و سلوک و عرفان 2

وادی طلب در سیر و سلوک و عرفان
(قسمت دوم)

 سلوک سالک باید از هر گونه شائبه و غرضى جز اداى وظیفه و به‌جا آوردن ادب بندگى در محضر پروردگار خالى باشد. بنابراین نفس توفیق گام نهادن در طریق سلوک، بزرگترین موفّقیّتى است که شامل حال او شده است.

- خداى متعال خود، نیل همه سالکان صادق به پیروزى را تضمین کرده است. پس دیر یا زود، سالک به مقصود خواهد رسید.

- رفع حجب و کشف استار، براى کسانى که عقلهاى بزرگتر و پیچیده‌ترى دارند، اغلب دیرتر حاصل می‌شود.

- ممکن است در اثر سلوک، تحوّلات و تغییرات زیادى در سالک پدید آمده باشد، امّا همانگونه که شخص رشد جسمی‌ خود را احساس نمی‌کند، رشد روحى و معنوى خویش را نیز که به‌تدریج صورت می‌گیرد،
 کمتر احساس می‌کند.

- در موارد بسیارى، در عین اینکه خداوند آثار مجاهده و سلوک را به سالک عطا کرده است، امّا آن را از او پنهان می‌دارد. علّتش هم این است که سالک هنوز داراى چنان ظرفیّت و معرفتى نیست که به عُجب و غرور دچار نشود، یا گمان نبرَد به پایان راه رسیده است و به همان دستاوردها دلخوش و قانع نشود.

5) برای اشخاصى که در سنین بالا قصد سلوک می‌کنند و ممکن است سبب نگرانى شود و بر طلب آنها تأثیر منفى گذارد، احتمال فرارسیدن مرگ، پیش از رسیدن به پایان راه سلوک و نیل به مقصود است. باید توجّه کرد که اگر سالک با عزم راسخ راه سلوک را در پیش گیرد و قبل از رسیدن به پایان راه از دنیا برود؛ پس از مرگ، در عالم برزخ سیر او ادامه می‌یابد و به کمال می‌رسد.