وادی  "طلب "در سلوک و عرفان

وادی  "طلب "در سلوک و عرفان
(قسمت اول)

یکى دیگر از پیامدهاى یقظه و بیدارى و پى بردن به عظمتها و کمالاتى که براى شخص دسترسى پذیر بوده و او از آنها محروم مانده است، درخواست نیل به آن عظمتها و کمالات با تمام وجود است. با پدید آمدن چنین طلبى، عزمی‌ قاطع بر طىّ طریق عرفان در سالک ایجاد می‌شود و سالک با خود و خداى خود عهد می‌کند، به هر قیمتى حتّى به بهاى جان، این راه را تا پایان ادامه دهد.

لازمه طلب، دست به کار شدن و تلاش بی‌وقفه براى دستیابى به مقصود است. شخصى که همّ بزرگتر او نیل به تعالى و تقرّب است، سرانجام به جایى می‌رسد که به‌طور کامل از جاذبه دیگر خواسته‌ها رها می‌شود و تمامی‌ خواست او را تعالى و تقرّب به حضرت حق دربرمی‌گیرد. خداى متعال تأمین نیازمندى‌هاى زندگى دنیوى انسانها را تضمین کرده و از آنها خواسته است در پى خودسازى، تعالى معنوى و ساختن آخرتى مطلوب براى خود باشند.

نکته مهمی‌ در سلوک عرفانى این است که تنها خود سالک می‌تواند در اصلاح و تهذیب و کمال خویش مؤثّر باشد و لذا در نیل به کمال، خود باید کار خویش را انجام دهد.

نکته مهمّ دیگر این است که سالک باید با تشخیص، انتخاب و اراده خود گام در مسیر سلوک گذارد. با فشار و تحریک و تشویق دیگران و تحت تأثیر جوّ عمومی به عرصه سلوک وارد شدن، سالک را به مقصد نمی‌رساند.

نکته مهمّ بعدى این است که هرچه مقصدى که شخص در پى رسیدن به آن است، در نظر او ارزشمندتر باشد، شوق دستیابى به آن در او بیشتر و شدیدتر می‌شود.

نکته دیگر این است که به محض اینکه شخصى عزم گام نهادن در مسیر تعالى و تکامل کند، شیطان تمام توان

خود را به‌کار می‌بندد و لشکریان خود را بسیج می‌کند تا او را از طىّ این طریق بازدارد.

برخى از عوامل یأس‌آفرین و سست‌کننده طلب

1) ممکن است سالک پس از مراحل یقظه و توبه به لغزشى دچار شود. برخى از سالکان در این موارد از خود مأیوس می‌شوند و می‌پندارند مرد این راه نیستند و با از دست دادن امید، از ادامه راه دست می‌کشند. سالک باید بداند در این عرصه، انبیا و امامان(ع) به‌منزله اشخاص بزرگسال هستند و لذا معصومند و زمین نمی‌خورند. امّا او به‌مانند طفلى نوپاست و هر آن ممکن است زمین بخورد؛ ضمن اینکه باید تمام تلاش و دقّت خود را در مبتلا نشدن به گناه و اعمال بی‌ارزش به‌کار گیرد، در صورت بروز خطا باید دوباره بلند شود و به حرکتش ادامه دهد.

2( برخى از سالکان در اثنای سلوک احساس می‌کنند نه تنها پیشرفتى برایشان حاصل نمی‌شود، بلکه برخى از حالات و اعمالى را که قبلاً داشتند نیز از دست داده‌اند. جادّه‌اى که از نفس سالک به سوى مقصد می‌رود، برخى جاها سربالایى و در بعضى از قسمتها سرازیر است و لازمه رسیدن به مقصد، پذیرا شدن هر دو است. در اصطلاح اهل عرفان، سربالایى‌ها «بسط» و سرازیرى‌ها «قبض» خوانده می‌شود. حتّى گاهى خطا و لغزش سالک دستاوردهایى همچون مصونیّت از ابتلا به غرور و عُجب یا نجات از آنها، پى‌بردن به ضعفها و نقایص و... و بیشتر شناختن ارزش حالات و توفیقاتى که در حالت بسط، از جانب خداوند نصیب سالک می‌کند.

3) برخى از سالکان پس از مدّتى سلوک، دستاوردهاى خود را با دیگر سالکی که همزمان با آنها شروع به طی طریق کرده‌ است، مقایسه می‌کنند و چون دستاوردهاى او را بسیار بیشتره می‌بینند، از خود مأیوس می‌شوند. باید توجّه کرد زمینه‌هاى پیش از آغاز سلوک در وجود سالکان یکسان نیست. چه بسا سالکى به دلیل شرایط مساعد بیرونى و درونى، در مسیر خودسازى، کارش آسان و راهش کوتاه باشد. اما سالکى که با دشوارى‌هاى بیشترى طىّ طریق می‌کند، اجر و پاداش بیشتر و دستاوردهاى بزرگترى در انتظارش خواهد بود.

4) بعضى از سالکان پس از مدّتى مجاهده و سلوک، به دلیل پدیدار نشدن امرى غیرعادّى براى آنها، همچون رؤیاهاى معنوى و مکاشفات درونى و...، این‌گونه نتیجه می‌گیرند که تلاشهایشان بى‌ثمر بوده است. اما باید دقت کرد که:

- تحوّلات روحى و باطنى، همچون تغییرات اخلاقى و رفتارى، امرى تدریجى و محتاج به تلاش و مجاهده مستمر و گذشت زمان قابل توجّهى است.

- آنچه در جهاد اصغر، اکبر و اعظم از مؤمن خواسته شده است، به‌پاخاستن و مجاهده کردن است. نیل به نتیجه به دست او نیست و در قبال آن مسئولیّتى ندارد.

#اثبات_خدا

ابوشاکر دیصانى مى گوید:از امام صادق(ع) پرسیدم:دلیل شما بر وجود خدا چیست؟
فرمود:وجود خودم؛ زیرا:یا خود، خویشتن را آفریده ام که در این صورت، یا هنگام ساختن خود(هستى من)وجود داشته یا وجود نداشته.
اگر وجود داشته و با این حال باز آن را ساخته ام، این تحصیل حاصل و محال است.
و اگر نبوده ام و خودم را ساخته ام،معدوم نمیتواند چیزى بسازد.
پس ثابت میگردد که برایم آفریننده ای هست.
بحارالانوار/ج3/ص150


سبب سستی و بی حالی در سیر و سلوک

سبب سستی و بی حالی در سیر و سلوک

" بر سالک واجب است که حق هر صاحب حقّی را ادا کند و در آن حقوق اجحاف نکند. و راه عدل را نسبت به دیگران در پیش بگیرد. چرا که سبب سستی و بی‌حالی در سیروسلوک همین اجحاف است و سالک نمی‌داند که از کجاست.

فلذا سالک ناچار است که به طور کلی از آزار دیگران و کوتاهی در حق ایشان – ولو به قدر ناچیز- پرهیز نماید و لازم است که ظاهر و باطن را با هم وفق دهد و به مقدار بندانگشتی از شرع مقدس تجاوز نکند، چرا که در این صورت از چشم خدا خواهد افتاد و خودش نیز نخواهد فهمید، مگر بعد از  گذشت تمام فرصت ها ."


▪️  مشکات دل (بیانات سلوکی حضرت آیت‌الله کمیلی‌خراسانی حفظه‌الله)

#اقسام_نفس

 اقسام نفس 


در اين مطلب تقسيمي از نفس را كه در قرآن كريم آمده است يادآور مي شويم:
الف( نفس اماره:
نفس اماره همان طبيعت اوليه اي است كه صاحبش را به خواسته ها و دستورات بسياري كه مرضي
خدا نيست وا مي دارد.خداوند سبحان فرموده است: ـ از قول حضرت يوسف ـ »من خودم را تبرئه نمي كنم، نفس به بدي دستور ميدهد، مگر اينكه خدايم رحم كند.
«ب( نفس لوامه:
اين نوع نفس نفسي است كه صاحب خود را هنگام ارتكاب خطا و حرام و منكرات و تمام چيزهاييكه رضاي خداوند ـ جل جلاله ـ در آن نيست ملامت مي كند، مرتبه ي نفس لوامه از نفس اماره بالاتر است، نفس لوامه بعد از شروع عمل تزكيه و تهذيب نفس به دست مي آيد و چون اين نفسداراي فضيلت و ارزش در نزد خداست خداوند در سوره قيامت بدان سوگند ياد كرده است؛ آنجاكه خداوند عزيز فرموده: »سوگند به روز قيامت و سوگند به نفس لوامه.

 نفس ملهمه:
نفس ملهمه نفسي است كه سالك بعد از ملامت بسيار نفس اماره و مجاهدت سخت و طولاني، درخود احساس نيروي تشخيص حق از باطل مي كند. خداوند بلند مرتبه فرموده است: »تقواي الهي رادر خود پيدا كنيد. برايتان نيرويي قرار مي دهد كه خوب را از بد بشناسيد.« در جاي ديگر قرآنفرموده:»پرهيزگرا باشيد تا خداوند از عملش به شما بياموزد.«خداوند به اين مرتبه از مراتب نفس در سوره ي شمس اشاره فرموده:»سوگند به نفس انسان وخداوندي كه آن را موزون آفريد، و به او تمييز خوشبختي و بدبختيش را الهام فرمود.«

 نفس مطمئنه:

نفس مطمئنه نفسي است كه در جايگاه صدق آن هم در جوار خداوند پادشاه مقتدر، مستقر و جاگرفته است نفسي است ملكوتي، و كلي الهي كه روح يقين را در گرفته و شك و ترديد در آن راهندارد و حقيقت اصالت وحده الوجود براي او حل شده است. خداوند سبحان فرموده است:»اي نفسي كه آسوده خاطر هستي، در حالي كه هم تو از پروردگارت خوشنودي و هم او از توخوشنود است، به سوي او برگرد.
استاد محمد صالح کمیلی


"الزام به ترک معاصی صغیره و کبیره،مراقبه و محاسبه"

دستور العمل مرحوم آیت اله قاضی در ماه رجب

"الزام به ترک معاصی صغیره و کبیره،مراقبه و محاسبه"

هان اي برادران عزيز و گراميم – كه خداي شما را در طاعت خود موفّق بدارد – آگاه باشيد! متوجه و هشيار باشيد كه ما در قرقگاه(ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان) داخل شده‌ايم و همانگونه كه در زمين‌هاي حرم بايد از محرّمات اجتناب نمود و ارتكاب يك سلسله اعمالي كه در حرم جرم نيست در آنجا جرم محسوب مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني محسوب مي‌شود چنين است و بايد با هشياري و مواظبت در آن وارد شد، و به همان نحو كه در قرقگاه مكاني كه حرم است، انسان به كعبه نزديك مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه در ماه ذوالقعدة الحرام داده اند و در كتب ادعيه مثل «مفاتيح الجنان» آمده و چهار ركعت نماز دارد، و پس از توبه، واجب ترين چيز بر ما پرهيز از گناهان صغيره و كبيره است تا جائيكه

«پس (اي برادران عزير) دستور توبه را در شب جمعه اول ماه (رجب) يا روز جمعه؛ و يا روز يكشنبه آن، انجام داده نماز توبه را بخوانيد؛ سپس آنها را در روز يكشنبه دوّم همان ماه تكرار و

سپس ملتزم شويد به مراقبه، چه مراقبه صغري (باز داشتن نفس از آنچه كه خداوند بدان راضي نيست) و چه مراقبه كبري (نگاه داشتن دل از آنچه محبوب نمي‌پسندد). و نيز خود را وادار به

پس براستي هر كسي كه در صدد متذكر شدن به ذكر حقّ و در مقام خشيت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد مي تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذكر گردد!.»

«پس از اين مرحله، با دلهاي خود بخداوند رو آورده، بيماري‌هاي گناهانتان را معالجه و مداوا نمائيد و بوسيله استغفار، بزرگي و سنگيني عيوب خود را كاهش دهيد. و بپرهيزيد از اينكه

و اما دستورالعمل اين سه ماه:

۱- بر شما باد به اينكه نمازهاي فريضه خود را با نوافل آن كه مجموعاً پنجاه و يك ركعتاست، در بهترين اوقاتشان انجام دهيد؛ و اگر نتوانستيد چهل و چهار ركعت آنرا بجا بياوريد. چنانچه باز هم شواغل دنيا شما را بازداشت، حتماً نافله ظهر را كه به او «صلوة أوّابين» مي گويند، انجام بدهيد. و نماز ظهر را هم در وقت فضيلت انجام دهيد كه در قرآن بدان

2- و امّا در مورد نافله شب بخصوص بايد بدانيد كه: انجام دادن آن در نظر مؤمنين و سالكان حضرت معبود از واجبات است و هيچ چاره اي جز أتيان آن نيست! و تعجّب است از كساني كه

3- بر شما باد به قرائت قرآن كريم در نافله‌هاي شب كه انسان را حركت داده، سير او را سريع مي‌نمايد و براي او بسيار مفيد است. تغنّي به قرآن، انسان را بخدا نزديك مي‌كند! بخلاف

4- بر شما باد اينكه: به انجام دادن اوراد و أذكاري كه هر يك از شما بعنوان دستور در دست داريد، ملتزم و متعهد باشيد! و بر شما باد به مداومت سجده يونسيّه و گفتن ذكر يونسيّه: «لا إلهَ

5- بر شما باد به زيارت مشهد اعظم، كه مراد همان حرم مطهر اميرالمؤمنين و قبر نوراني آن بزرگوار است، و نيز ساير مشاهد مشرفه اهل البيت (ع) و مساجد معظمه مانند: مسجد الحرام،

6- و هيچگاه پس از نمازهاي واجب خود، تسبيحات حضرت صديقه صلَوات الله عليها را ترك ننمائيد، زيرا اين تسبيحات، يكي از انواع «ذكر كبير» شمرده شده است.»

7- يكي از وظائف مهم و لازم براي سالك إلي الله، دعا براي فرج* حضرت حجّت صلوات الله عليه در قنوت «وَتْر» است. بلكه بايد در هر روز و در همه اوقات و همه دعاها، براي فرج آن

8- و يكي ديگر از وظائف لازم و مهم، قرائت زيارت جامعه، معروف به «جامعه كبيره» در روز جمعه است.

9- لازم است كه قرائت قرآن حتماً كمتر از يك جزء نباشد.»

10- تا مي توانيد بسيار به ديدار و زيارت برادران نيكوكار خود بشتابيد، چرا كه براستي آنها برادراني هستند واقعي كه در تمام مسير، همراه انسانند و با رفاقت خويش، آدمي را از كريوه

11- به زيارت اهل قبور ملتزم باشيد ولي نه بصورت مداوم و همه روزه (مثلاً در هفته، يك روز انجام بگيرد) و نبايد زيارت قبور در شب واقع گردد.ما را با دنيا چه كار؟! براستي دنيا ما را فريب داده، به پستي و ذلّت كشانيد! ما را از مقام عزت و رفعت پائين آورد! و دنيا پست تر از آنست كه براي ما هدف قرار گيرد! پس آن را براي اهل دنيا واگذاريد! پس به به! خوشا بحال آن مرداني كه بدنهاي آنان در اين عالم خاكي است ولي قلوبشان در عالم لاهوت، يعني در عالم احديت و واحديّت و عزّ پروردگار در پرواز مي‌باشد! و اين افراد، اگر چه از نظر تعداد بسيار كم هستند وليكن از نظر قوّت و مدد و از جهت واقعيت و اصالت و حقيقت داراي اكثريت مي‌باشند. من مي‌گويم آنچه را كه شما مي شنويد و از ذات

"ریا"

"ریا"
ریا نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال خوب است به منظور جلب قلوب دیگران و کسب منزلت و اعتبار در نزد آنان .و آن در  چند درجه انجام  میشود .
مثلا شخص ریاکار در جمع می گوید که من کسی غیر از خدا را موثر نمی دانم و یا اینکه من به غیر خدا توکل ندارم و یا با کنایه هنگامی که صحبت از توکل و رضای الهی پیش می آید ،شخص ریاکار با یک تکان دادن سر ،خود را جز انسان های متوکل و راضی به رضای الهی نشان می دهد." 


امام خمینی ره
چهل حدیث باب ریا

#داستانهای_عرفانی_جهانگرد_و_زاهد

#داستانهای_عرفانی_جهانگرد_و_زاهد

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.

جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟...
زاهد گفت: مال تو کجاست؟

جهانگرد گفت:من اینجا مسافرم.

زاهد گفت: من هم مسافرم  ...

لیلة الرغایب و اعمال آن

لیلة الرغایب و اعمال آن

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
 تو بیا کز اول شب درِ صبح باز باشد

از پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم روایت شده است که فرمودند:

از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید. زیرا شبى است که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى‏نامند.

یکی از مطالبى که بزرگان مخصوصا سیدنا الاستاد حضرت علامه طهرانی اعلی الله مقامه الشریف به شاگردان و دوستانشان بسیار توصیّه مى‏کردند، اعمال شب جمعه اوّل از ماه رجب است که خودشان هر سال چه وقتی که در طهران اقامه نماز می کردند و چه وقتی که به مشهد مشرف شده بودند، آن اعمال را بین نماز مغرب و عشاء انجام مى‏دادند و حتماً توصیّه مى‏کردند که رفقایشان این اعمال را انجام بدهند.

رغائب: جمع "رغیبه" به معناى پاداشهاى بسیار ارجمند و سَمین و گران سنگ است. البته اینکه از این شب، به شب آرزوها تعبیر می کنند که تعبیر بسیار کوتاه و ضعیفی است صحیح نیست.

لیلة الرغائب شب حیازت و بدست آوردن آن معارف و حقایقی است که بندگان خالص خدا به دنبال او هستند شب وصل و وصال است نه شب آرزو کردن و درخواست داشتن بلکه شبی است که عبد خود را در مقام توحید خدای خویش فانی می بیند و مقام بندگی محض را برای خود رقم می زند.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مورد نامگذارى شب اول جمعه از ماه رجب به لیلة الرغائب، می فرمایند:

این نامگذاری به این جهت است که هنگامى که یک سوم از شب گذشت هیچ فرشته‏اى در آسمان‏ها و زمین نمى‏ماند مگر این که در کعبه و اطراف آن جمع مى‏شوند. آنگاه خداوند بطور غیر منتظره‏اى بر آنان وارد شده و مى‏فرماید: اى فرشتگانم هر چه مى‏خواهید از من درخواست کنید. فرشتگان عرض مى‏کنند: حاجت ما این است که از روزه‏داران رجب درگذرى. خداوند مى‏فرماید: این کار را انجام دادم. 

کیفیت‏ این نماز چنین است:

اولین  پنجشنبه ماه رجب را روزه مى‏دارى، چون شب جمعه داخل شود، ما بین نماز مغرب و عشا، دوازده رکعت نماز بجاى مى‏آورى، هر دو رکعت با یک سلام به این ترتیب که در هر رکعت یک مرتبه سوره«حمد»و سه مرتبه«سوره قدر» و دوازده‏ مرتبه «سوره توحید» مى‏خوانى. 

هنگامى که از نماز فارغ شدى هفتاد مرتبه مى‏گویى: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلَى آلِهِ.

(خدایا! بر محمّد پیامبر درس ناخوانده و خاندانش درود فرست)

سپس به سجده مى‏روى و هفتاد مرتبه میگویى: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ

(پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح)

آنگاه سر از سجده بر مى‏دارى و هفتاد مرتبه مى‏گویى:

رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ

(پروردگارا!مرا بیامرز و بر من مهرورز و از آنچه از من مى‏دانى بگذر،تو خداى برتر و بزرگترى)

دوباره به سجده مى‏روى و هفتاد مرتبه مى‏گویى:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ

(پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح)

سپس حاجت خود را مى‏طلبى که به خواست خدا برآورده خواهد شد

بعد از بیان دستور العمل این شب، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

قسم به کسى که جانم در دست اوست، هیچ بنده یا کنیزى - از بندگان و کنیزان خدا - این نماز را بجا نمى‏آورد، مگر این که خداوند گناهان او را مى‏بخشد گرچه گناهان او مثل کف دریا و بعدد شن و بوزن کوهها و بعدد برگهاى درختان باشد و روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگى سزاوار آتش باشند شفاعت مى‏کند. و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترین صورت، با روى گشاده و خندان و زبان فصیح براى او مى‏فرستد که مى‏گوید: اى محبوب من مژده بده، از هر سختى نجات پیدا کردى. مى‏پرسد: تو کیستى؟ رویى بهتر از روى تو ندیده و بویى به خوشبویى تو مشامم نرسیده. جواب مى‏ دهد: اى محبوب من من ثواب آن نمازى هستم که در فلان شب، فلان منطقه، فلان ماه و فلان سال بجا آوردى، امشب آمده‏ام تا حقت را ادا کرده، مونس تنهایى تو بوده و وحشتت را از بین ببرم، و زمانى که در شیپور دمیده شود، در عرصه قیامت بر سرت سایه افکنم. و تو هرگز هیچ خیرى را از جانب مولایت از دست نخواهى داد. (بخشی از ترجمه کتاب ‏المراقبات،  ص :  112)

حضرت علامه طهرانی به کسانی که  به هر دلیلی نمی توانستند موفق به روزه پنجشنبه قبلِ لیلة الرغائب شوند بر اساس متن روایتی می فرمودند:

مستحب است صد مرتبه ذکر « سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلَّا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ  » را بگویید و مانند سایر روزه داران اعمال لیلة الرغائب را بجا آورید.

صبر و استقامت در سیر و سلوک

صبر و استقامت در سیر و سلوک

ﯾکی از ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻬﻢ در ﺳﯿﺮ وﺳﻠﻮك، اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ و ﭘﺎﯾﺪاری در اﯾﻦ راه اﺳﺖ.

ایت ﷲ ﻧﺠﺎﺑﺖ از ﻗﻮل اﯾﺸﺎن ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:  ﭼﻬﻞ ﺳﺎل اﺳﺖ دم از ﭘﺮوردﮔﺎر ﻋﺎﻟﻢ زدم. ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ
ﻣﺮا ﺑﮑﺸﻨﺪ، آﯾﺖ اﷲ ﺳﯿﺪ اﺑﻮاﻟﺤﺴﻦ اﺻﻔﻬﺎﻧﯽ ﻧﮕﺬاﺷﺖ و ﺧﺪا ﻫﻢ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﺮد! در اﯾﻦ ﻣﺪت ﻧﻪ ﺧﻮاﺑﯽدﯾﺪم، ﻧﻪ ﻣﮑﺎﺷﻔﻪ ای، ﻧﻪ رﻓﯿﻘﯽ، ﻧﻪ ﻫﻤﺪردی، ﭼﻬﻞ ﺳﺎل اﺳﺖ ﮐﻪ در را ﻣﯽ ﮐﻮﺑﻢ و ﺧﺒﺮی ﻧﯿﺴﺖ. ﭼﻪ ﺑﺴﺎ
اﻓﺮادی ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ وادی وارد ﺷﺪه اﻧﺪ وﻟﯽ از آن دﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪه و ﻧﺘﯿﺠﻪ ای ﻫﻢ ﻋﺎﯾﺪﺷﺎن ﻧﺸﺪه اﺳﺖ ﭼﺮا
ﮐﻪ ره ﺻﺪ ﺳﺎﻟﻪ را ﻣﯽ ﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺑﭙﯿﻤﺎﯾﻨﺪ.

آﯾﺖ ﷲ ﻣﺮﻧﺪی ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ: ﺑﻌﻀﯽ اﻓﺮاد ﺑﻌﺪ از ﻫﻔﺖ و ﻫﺸﺖ ﺳﺎل ﮐﻪ در ﺧﺪﻣﺖ ﻋﻠﯽ آﻗﺎ ﻗﺎﺿﯽ ﺑﻮدﻧﺪ
اﯾﺸﺎن را ول ﻣﯽ ﮐﺮدﻧﺪ و ﻣﯽ رﻓﺘﻨﺪ. زﯾﺮا ﮐﻪ اﯾﻦ راه ﺷﺮح ﺻﺪر و ﺻﺒﺮ و اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ.

آﯾﺖ اﷲ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺎس ﻗﻮﭼﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ: دو ﺳﺎل زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺻﻮرت ﮐﻪ ﻓﻘﻂ روزی ﺳﻪ ﻧﺎن
داﺷﺘﯿﻢ، ﺻﺒﺢ ﻫﺎ ﻧﺎن را ﺑﺎ ﭼﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺧﻮردﯾﻢ و ﻋﺼﺮ و ﺷﺐ ﺑﺎ ﺷﺮﺑﺖ ﺳﮑﻨﺠﺒﯿﻦ، اﻣﺎ در اﯾﻦ دو ﺳﺎل ﯾﮏ ﺑﺎر
در ذﻫﻦ ﻣﺎ ﺧﻄﻮر ﻧﮑﺮد ﮐﻪ اﯾﻦ ﭼﻪ زﻧﺪﮔﯿﻪ؟! و ﺑﻌﺪﻫﺎ آﯾﺖ ﷲ ﻗﺎﺿﯽ ﮐﻪ ﺧﻮد ﭼﻬﻞ ﺳﺎل ﭘﺸﺖ در ﻣﺎﻧﺪه، و
ﺻﺎدق ﺑﻮدن ﺧﻮد را در آن ﻋﺸﻖ و ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮب و ﻣﻌﺒﻮد ازل ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮده، درس اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ و ﺻﺒﻮری را ﺑﻪ
ﺷﺎﮔﺮداﻧﺶ ﻫﻢ ﻣﯽ آﻣﻮزد و ﭼﻨﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾد

 اگر به ﺟﺴﺘﺠﻮی آب زﻣﯿﻦ را ﮐﻨﺪی، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﺴﺘﻪ و ﻧﺎاﻣﯿﺪﺷﻮی، اﮔﺮ وﻗﺘﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ آب ﻣﯽ رﺳﯽ، وﮔﺮﻧﻪ ﻧﺎاﻣﯿﺪ ﻣﺸﻮ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﻪ آب ﻣﯽ رﺳﯽ و ﺣﺘﯽ آب ﺑﺮاﯾﺖ،ﻓﻮران ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

و ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺗﺎزه وﻗﺘﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ آب رﺳﯿﺪی و ﺑﺮاﯾﺖ در ﺑﺎز ﺷﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﮐﻢ ﺑﺴﻨﺪه ﻧﮑﻦﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﻦ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﻮاه.

ﻣﺮﺣﻮم ﻗﺎﺿﯽ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮداﻧﺶ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﺑﺮ وﺣﺪاﻧﯿﺖ ﺧﺪا، اﺳﻢ اﻋﻈﻢ ﭘﺮوردﮔﺎر اﺳﺖ. آدﻣﯽ در
... اﯾﻦ اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻃﻮری ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ دﯾﮕﺮان ﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ دﻧﯿﺎﯾﺶ را از او ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ، ﺧﺎﻧﻪ اش را، ﭘﻮﻟﺶ را وﺣﺘﯽ ﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ او را ﺑﮑﺸﻨﺪ. ﺑﮕﻮﯾﺪ ﻣﻦ ﺧﺪاﯾﻢ را ﻣﯽ ﺧﻮاﺳﺘﻢ.آری و ﺑﺎﻻﺧﺮه درﻫﺎی آﺳﻤﺎن ﺑﺮاﯾﺶ ﮔﺸﻮده و ﻓﺘﺢ ﺑﺎب ﻣﯽ ﺷﻮد.

ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:  آن ﭼﻪ را ﻣﯽ ﺧﻮاﺳﺘﻢ، ﺗﻤﺎﻣﺎً ﺑﺪﺳﺖ آوردم و اﻣﺎم ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم در را ﺑﻪ روﯾﻢ ﮔﺸﻮد

او در اﺛﺮ ﻃﻠﺐ ﺣﻘﯿﻘﯽ و ﺻﺒﺮ و اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﻧﻪ، ﺑﻪ ﺧﻮد ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ رﺳﯿﺪه اﺳﺖ و ﯾﺎر او را ﺑﻪ
درون ﺧﺎﻧﻪ راه داده؛ او از ﺣﺼﺎر ﺗﻨﮓ دﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺧﯿﺎل و ﺳﺮاﺑﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮده و ﺣﻘﯿﻘﯽ ﻧﺪارد، ﮔﺬﺷﺘﻪ و ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ
روح و ﻣﺠﺮدات ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ اﺳﺖ.

#سوال_از_ایت_اله_بهجت_

س) مدتی است شیطان و هوای نفس در تزکیه بطن و لسان، کم  خوری، کم گفتن و کم خوابیدن اذیتم می کند، برای رفع این معایب چه کنم؟
ج) بسمه تعالی- گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه؛ ترتیبی برای تقلیل طعام ذکر می شود (إن شاء الله). هر چه را که قصد دارید بخورید، اول جدا نماید، مثلا" در سینی جداگانه و قناعت هم نکنید، آن وقت فقط از آن میل کنید. این را باید عمل نمایید تا معلوم گردد.  


سایت ایت اله بهجت

قواى چهارگانه سر منشا نيكيها و بديها

#معراج_السعاده_

 قواى چهارگانه سر منشا نيكيها و بديها

از آنچه گذشت روشن شد كه: از براى انسان اگر چه قوى و جوارح بسيار است،و ليكن همه آنها به غير از چهار قوه(عقل _غضب _شهوت_وهم )  ، مطيع و فرمانبردارند، و ايشان را مدخليتى درتغيير و تبديل احوال مملكت نفس نيست، و آنچه منشا اثر و باعث نيك و بد صفات، وخير و شر ملكات هستند از اين چهار قوه‏ اند
(عقل _شهوت _غضب _وهم)
.پس همه اخلاق نيك و بد از اين چهارپديد آيد، و منشا صفات خير و شر اينها هستند.

و ليكن، خيرات و نيكيهاى قوه عاقله در حال تسلط و غلبه آن است، و بديها و شرورآن در حالت زبونى و عجز آن در تحت ‏ساير قوا، و آن سه قوه ديگر بر عكس اين‏اند،زيرا كه: آثار خير و نيكوئيهاى آنها در حالت ذلت و انكسار و عجز ايشان در نزد عقل‏است، و شرور و آفات ايشان در وقت غلبه و استيلاى آنها است ‏بر عقل. 


ملا احمد نراقی

"گمنامی‏"

"گمنامی‏"
گمنامی نعمت است و همه از او ابا دارند و شهرت و بلندی عذاب است و همه او را طالبند. و ثروت فتنه و امتحان است همه آرزوی آن می‏کنند و بی چیزی حافظ شخص است همه کراهت از او دارند. مرض موجب ریختن گناه است همه خود را از او حفظ می‏کنند. شخص از برای خود است تا وقتی که معروف نشده ولی وقتی که معروف شد از آن دیگرانست؛ و بعضی او را به حال و اختیار خود نمی‏گذارند. 


منبع:
حاج سید حسین فاطمی
گنجینه اخلاق ره

#داستانهای_عرفانی_علامه_طباطبایی_امام_هشتم_ع

‌وقتی علامه طباطبایی (ره)  به مشهدمقدس مشرّف می‌شدند، از وی تقاضا می‌کردند که در خارج از مشهد، مکان‌هایی چون طرقبه و... را به دلیل اعتدال هوا، محل سکونت خویش قرار دهند و کمتر برای زیارت مشرّف شوند. ایشان ابداً قبول نمی‌کردند و می‌گفتند:
«ما از پناه امام هشتم علیه السلام جای دیگری نمی‌رویم».
مهرتابان، ص56.

(فلينظر الانسان مم خلق).

«انسان بايد بنگرد از چه چيز آفريده شده است»؟! (فلينظر الانسان مم خلق).

🍀سر تا پایم را خلاصه کنند
می شوم "مشتی خاک"
که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه
یا "سنگی" در دامان یک کوه
یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس
شاید "خاکی" از گلدان‌
یا حتی "غباری" بر پنجره

اما مرا از این میان برگزیدند :
برای" نهایت"
برای" شرافت"
برای" انسانیت"
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :
" نفس کشیدن "
" دیدن "
" شنیدن "
" فهمیدن "
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام :
برای" قرب "
برای" رجعت "
برای" سعادت "
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
به" انتخاب "
به" تغییر "
به" شوریدن "
به" محبت "

ادامه نوشته

افشاي سر همت عالي  - عنايت امام_حسين (ع) به سالكان

#رساله_سیر_سلوک_سید_هاشم_حداد_

افشاي سر #منصور_حلاج
منصور حلاج استاد نداشت و همين موجب خطرات براي وي شد و با اينكه اصل مطالبش همان مطالب ساير عرفاست ، چون فاش كننده اسرار الهي بود ، خلقي را به فتنه وفساد انداخت و سرش را بالاي دار برد .

#همت_عالي
همتي عالي دار ، به چيز هاي كوچك قانع مشو ، اين قدر دور خود نگرد ، به او بسپار و جلو برو . مرد بايد عالي همت باشد . حيف است كسي كه مي خواهد به محضر سلطان السلاطين حضور يابد ، در راه مثلاً از گداي سر گذر چيزي بخواهد . ( قل الله ثم ذرهم في خوضهم يلعبون )

عنايت #امام_حسين (ع) به سالكان
سيد حداد مي گفت كه شخصي در مكاشفه ديد امام حسين (ع) مشغول جمع كردن خارهاي بيابان هستند ، از ايشان مي پرسند شما چه مي كنيد ؟ مي فرمايند : " راه سالكان خدا را صاف و هموار مي كنم . "

صبر در سلوک (قسمت اول )

صبر در سلوک (قسمت اول )

یکى از روحیّات دیگر که در پى ثبات در توحید و نیل به مرتبه اطمینان و یقین در سالک پدید می‌آید، صبر است. در برخوردارى از ایمان و طى مراحل سلوک، صبر نقشی کلیدى دارد.

تعریف صبر

صبر یعنى با وجود احساس تلخى و کراهت از امرى در درون خویش، به خاطر نتایج و ثمرات مثبت و مطلوبى که دارد، از آن اظهار شکایت و اعتراض و جزع و بى‌تابى نکردن.

مراتب صبر

براى صبر 10 مرتبه می‌توان برشمرد که چهار مرتبه آن در آستانه سلوک مصداق دارد و شش مرتبه دیگر، مخصوص عارفان در مراحل بعدى سلوک است.

مراتب چهارگانه صبر مبتدیان عبارت است از:

1. صبر در ترک معصیت، هواى نفس و لذّتها و شهوتهاى جسمانى و نفسانى

2. صبر در انجام طاعت و تحمّل دشوارى تزکیه

3. صبر در مصائب، شدائد، ناملایمات و محرومیّتها

4. صبر در نعمت و راحت

مراتب ششگانه صبر عارفان عبارت است از: 1. صبر ِللهِ؛ 2. صبر بِالله؛ 3. صبر عَلَى الله؛ 4. صبر فِى الله؛ 5. صبر مَعَ الله؛ 6. صبر عَنِ الله

آثار و پیامدهاى صبر

نفس با صبر پیشه کردن، به‌تدریج به آنچه خلاف میلش است عادت و بدین وسیله ترقّى می‌کند. این امر در هر مرتبه از صبر به‌نحوى واقع می‌شود.

1) مبتلا بودن به معاصى و غوطه‌ورى در لذّتها و شهوتهاى نفسانى، انسان را از نیل به مدارج کمال بازمی‌دارد، از نیل به مقصود محروم می‌کند و او را به انحطاط و تنزّل به حیات حیوانى دچار می‌سازد. مقاومت در برابر وساوس شیطانى و تمنّیات نفسانى و باز داشتن خویش از آلوده شدن به معاصى، انسان را از معرض خطر محرومیّت از کمال و مبتلا شدن به انحطاط حفظ می‌کند. صبر در برابر معاصى منشأ تقواى نفس است.

2) انجام طاعات و عبادات و پرداختن به تزکیه خویش، شرط نیل به مدارج کمال است. سالک قبل از انجام طاعت و عبادت و پرداختن به تزکیه، باید دشوارى خالص ساختن نیّت خویش را متحمّل شود. در هنگام انجام عمل نیز باید بر راحت‌طلبى و تنبلى خود فائق آید و خود را به تحمّل سختى اداى عمل وادار کند. پس از انجام آن نیز ‌باید دشوارى ممانعت نفس از مبتلا شدن به عُجب و خودپسندى، ریا و... را پذیرا شود. صبر در طاعت و عبادت منشأ انس با حضرت حق است.

3) در زندگى اشخاص، خداوند، چه به دست انسانهاى دیگر و چه از طریق عوامل طبیعى و ماوراء طبیعى، مصائب، شدائد، محرومیت‌ها و ناملایماتى براى آنها پیش می‌آورد. از آنجا که هیچ حادثه و رخدادى در عالم واقع نمی‌شود مگر اینکه کار خداست و از خداى حکیم هم کار عبث و بیهوده سر نمی‌زند، مصائب و بلاهایى هم که خداوند در زندگى انسانها به‌وجود می‌آورد، حکمتهایى دارند. حکمت گرفتارى‌هایى که خداوند بر سر راه زندگى اشخاص قرار می‌دهد، به تناسب ویژگى‌هاى افراد، متفاوت است. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: بلا و گرفتارى براى ظالم، برای تنبیه و تأدیب اوست و براى مؤمن، برای امتحان کردن اوست و براى پیامبران، مایه بالا رفتن درجات کمال آنهاست و براى اولیا، موجب بزرگى و کرامت آنان است.

برخى آثار مثبت مصائب و بلایا براى مؤمن

1. انسانیّت انسان در دل سختی‌ها شکل می‌گیرد. قرآن کریم می‌فرماید: هر آینه انسان را در دل سختى آفریدیم. بنابراین بشر در مواجهه با سختى‌هایى که خداوند در زندگی‌اش ایجاد می‌کند، به مدارج انسانیّت راه می‌یابد و به مقامات انسانى نایل می‌شود.

2. تحمّل سختى‌ها و شدائد، روح انسان را بزرگ و پرظرفیّت می‌کند و وجود او را براى دریافت عطاهاى بزرگ‌تر خداوند آماده می‌سازد.

3. بالاترین منزل سلوک، نیل به دیدار و وصال الهى است و جز با تحمّل سختى و دشوارى، به این منزل نمی‌توان راه یافت. خداى متعال می‌فرماید: اى انسان! تو در سیر به سوى پروردگارت متحمّل سختى‌هاى بزرگى می‌شوى، پس آنگاه به لقا و دیدار او نایل می‌شوى. بنابراین یکى از ثمرات دشوارى‌هاى زندگى، نیل به لقاء الله است.

4. امتحانات الهى براى این نیست که خداوند وضعیّت درونى شخص را تشخیص دهد؛ زیرا هیچ چیز از علم الهى پوشیده نیست. امتحانات الهى براى این است که خود شخص به شناخت دقیق‌تر و بهترى از خویش دست یابد. یکى از حکمتهاى مصائب و ابتلائات، دستیابى انسان به همین شناخت است. امام صادق(ع) می‌فرماید: مؤمن به‌اندازه ایمان و نیکى عملش گرفتار می‌شود. هرکس ایمانش درست و عملش نیکو باشد، گرفتاریش سخت است و هر که ایمانش سست و عملش ضعیف باشد، گرفتاریش اندک است.

5. ابتلائات و سختى‌ها سبب پاک شدن روح مؤمن از آلودگى‌هایى است که در اثر ارتکاب گناهان به آن مبتلا شده است.

6. ابتلائات و گرفتارى‌ها مایه از بین رفتن ناخالصى‌ها در وجود شخص مؤمن است.

7. ابتلائات و مصائب مایه از بین رفتن و فروکش کردن غرور در وجودشخص مؤمن است.

"درک فقر ذاتی خود"

"درک فقر ذاتی خود" 


اگر فقر ذاتی خود دریابی و غنای او بشناسی ،لاجرم گام در راه عبودیت نهی و دست ربوبیت در کار بینی ؛که معرفت دانستن همین حقیقت است و چون این حقیقت دریابی جهان بینی تو نقشی دیگری یابد و بهشت آغازین تو از همین سرای شروع شود و امروز در پرسش خدای که فرمود :"لمن الملک "یعنی سلطنت از آن کیست؟ گویی :"مر خدای یکتای قهار است. 


حضرت استاد کریم محمود حقیقی تجلی 6 ص 36

تصنع در اعمال مستحبي

تصنع در اعمال مستحبي

مثل معروفي هست كه مي گويد:»مجاز پلي است براي رسيدن به حقيقت همچنين به همين جهت مستحب است كه انسان خود را در مصائب امام حسين عليه السلام به حالت گريه بيندازد. پس اگرسالك خود را به اعمال تصنعي مشغول كند به اين اميد كه به معاني طبيعي و حقيقي آن دست پيداكند، نه براي او بد است و نه ضرري به او مي رساند. برخي از عرفا گفته اند: اگر نفس را مشغول نكني، مشغولت خواهد كرد.پس اگر گريه دست نمي دهد، خود را در مناجات به گريه بزند. اگر حضور تمام و كمال در حرم ائمه عليه السلام مقدور نيست، ايشان را به كم ترين مراتب حضور قلبي زيارت كند و خود را اززيارت ايشان محروم نكند مخصوصا اگر وقت او محدود باشد. همچنين نسبت به انجام واجبات وعبادات هم اين ضابطه برقرار است، چرا كه وقتي انگيزه ي خدايي نفس قوي باشد، سالك رابخاطر اخلاص و صداقتش تدريجا او را به تحول روحي ذاتي و حقيقي سوق مي دهد.در تناسب با همين موضوع مي گوييم بر سالك پوشيده نيست كه چاره اي جز پذيرفتن امر استاد،آن هم از روي تعبد و اطاعت و در هر حال ندارد و اين به خاطر تربيت نفس است و همچنين اين مطلب لازم است در هنگام انجام دادن واجبات الهي مثل نماز روزانه كه بايد آن را انجام داد. حتي اگر انسان آمادگي كامل نماز را هم نداشته باشد. 


استاد محمد صالح کمیلی

عارفانه ها اندر معانی عرفان:


ذوالنون مصری :
"مردمانی که خدای را بر همه چیز بگزینند و خدای نیز ایشان را بر همه بگزیند."

ابوسعید ابوالخیر
"انچه در سر داری بنهی و انچه در کف داری بدهی و انچه بر تو اید نجهی"

این عطا
"ابتدایش معرفت است و انتهایش توحید"

ابومحمد رویم:
"توحید حقیقی ان است که فانی شوی در ولای او ،از هوای خود و در وفای او ،از جفای خود،تا فانی شوی کل به کل"

سهروردی "
"صوفی ان باشد که دائم سعی کند در تزکیه نفس و تصفیه دل و تجلیه روح"

خواجه نصیر طوسی :
"در این مرحله همه اوست و غیر او نیست، نه واصفی نه موصوفی، نه سالکی نه مسلوکی نه عارفی و نه معروفی و این است وقوف بر استان  حق
منبع عرفان نظری سید یحیی یثربی

"عدم اختصاص عرفان به قشر تحصیل کرده "

انان که عرفان را به عنوان مکتبی مجاز در حوزه معارف اسلامی می پذیرند ،مردم را با راه و رسم سلوک صحیح آشنا کنند، تا مردم معرفت را بصورت یک چیز تجملی و تخصصی در انحصار طبقه تحصیل کرده ندانند ،که بسا افراد امی و عامی مکتب نرفته ای که می توانند درس غمزه های نکته سنجان عشق و معرفت را بهتر از مسند نشینان علوم قدیمه و جدیده در یابند . 


دکتر سید یحیی یثربی
عرفان نظری ص 21

صبر در سلوک

صبر در سلوک
( قسمت دوم )

8. قرآن کریم می‌فرماید: اى خردمندان، حیات و زندگى در اجرا شدن قصاص است. قصاص دو نوع است: یکى قصاص تشریعى، که بر اساس قانون شرع، با حکم قاضى و از سوى مأموران اجراى قانون انجام می‌شود. دیگرى قصاص تکوینى، که با اراده الهى، در قالب حوا
دث و رخدادهاى زندگى، به اجرا درمی‌آید. بخش اعظم قصاص‌ها در عالم، قصاص‌هاى تکوینی‌اند. یکى از ثمرات ابتلائات و مصائب، اجرا شدن قصاص تکوینى و استمرار یافتن حیات انسانهاست.

9. سختى‌ها و گرفتارى‌هاى زندگى دنیوى مایه دلکنده شدن و رهایى از محبّت و فریفتگى دنیا و باز نماندن از یاد خدا و حرکت در جهت تعالى و کمال است.

10. گرفتارى‌ها و محرومیت‌ها موجب شناخته شدن نعمت فراغت و برخوردارى می‌شود.

11. گاهى خدا براى اینکه عبدى را به خود راه دهد، کارى می‌کند که همه به او پشت کنند، دست رد به سینه‌اش بزنند و تنهایش بگذارند. آنگاه خداى متعال او را به خلوت خویش پذیرا می‌شود. حتى ممکن است براى این منظور عبد را در معرض اتهام ناروایى قرار دهد که عبد هیچ راهى براى انکار و نفى آن نداشته باشد.

12. یکى دیگر از ثمرات مصائب و ابتلائات، اجر عظیمی‌ است که خداوند به کسانى که صبر پیشه می‌کنند و زبان به جزع و فزع نمی‌گشایند، عطا می‌کند و چنین اجرى جز از راه تحمل شدائد و بلایا دسترسى‌پذیر نیست.

بنا به تعبیر روایات، مؤمن همان‌گونه که می‌داند سهمیه‌اى از رزق از جانب خدا برایش مقدر شده و به او خواهد رسید، می‌داند سهمیه‌اى از مصائب و شدائد نیز براى او در نظر گرفته شده و براى او پیش خواهد آمد و لذا براى مواجهه با مشکلات، از پیش آماده است.

4) دل نبستن بر راحت و نعمتى که در زندگى دنیوى براى شخص پیش می‌آید و معتاد نشدن به رفاه و تنعّم در زندگى و کنترل خویش براى غوطه‌ور نشدن بیش از حد در رفاه و تنعّم و...، مستلزم تحمل دشوارى‌هایى است که چهارمین مرتبه صبر را تشکیل می‌دهد. صبر در نعمت و راحت سبب رهایى شخص از جاذبه دنیا و اسارت عالم طبیعت و آمادگى او براى عروج و راه یافتن به عوالم بالاست.

5) انسان تا وقتى اسیر نفس و در حجاب خودى خود است، تمام حرکات و سکنات و مناسک و عباداتش براى خودش است. حق تعالى و توحید و اطاعت او را هم براى خودش می‌خواهد. شخص تا از بیت نفس خود خارج نشده و از انانیّت بیرون نرفته است، سفرش به سوى خدا آغاز نشده و سالک نیست. تحمل سختى خروج از بیت نفس و بیرون آمدن از خود و خواسته‌ها و آرزوهاى خود و آغاز مهاجرت الى‌الله، «صبر ِللهِ» نام دارد. شخص با موفقیت در این امر، دیگر هرچه بکند براى حقّ است نه براى خودش.

6) پس از خروج از نفسانیت و انانیّت و آغاز هجرت الى‌الله، تمام حرکات و سکنات سالک به حول و قوه الهى است و خودش در آن دخالت و نقشى ندارد. در این مرتبه سالک به شهود باطنى، بالعیان مشاهده می‌کند که صبرش، همانند همه چیزهاى دیگرش، بِالله است و خودش در آن نقشى ندارد. سالک در این مرتبه، به «صبر بِالله» نایل شده است.

7) وقتى صبر بِالله در وجود سالک استقرار و ثبات یافت و سالک در وجود خود و در همه عالَم، متصرف و فاعلى غیر از حق ندید، صبرش «صبر عَلَى الله» است. چنین سالکى تمام بلیّات و مصائب را جلوه‌هاى اسما و صفات خدا می‌بیند و همانطور که قبلاً بر بلیّات صبر می‌کرد، اکنون بر خدا و شئون اسمائیّه یا ذاتیّه او صبر می‌کند.

8) پس از اینکه سالک اهل حضور و موفق به مشاهده جمال اسمائى شد، ثبات و پایداریش در آن مشاهدات و جَلَوات و حفظ دلش از استهلاک و اضمحلال، «صبر فِى الله» نام دارد.

9) پس از اینکه سالک از مشاهده اسمائى بیرون رفت و به مشاهده ذاتى رسید، پایدارى و ثباتش در جلوات ذات، «صبر مَعَ الله» نامیده می‌شود.

10) پس از اینکه سالک از محو و سُکر وصال، به صحو و هوشیارى بازگشت و به مملکت وجود خویش بازگردانده شد، در عین اشتیاق و حبّ شدید به جمال محبوب، براى اطاعت از محبوب، باید از جمال جمیل او محجوب باشد. تحمّل سختى این محجوبیّت و فراق، شدیدترین مرتبه صبر است و «صبر عَنِ الله» نامیده می‌شود. در این مقام است که امیرالمؤمنین(ع) به محضر حضرت حق عرضه می‌دارند: فَهَبنى یا اِلهى وَ سَیِّدى وَ مَولاىَ وَ رَبّى صَبَرتُ عَلى عَذابِکَ فَکَیفَ اَصبِرُ عَلى فِراقِکَ.

#پندهای_نهج_البلاغه_1

اگر خدا شریکی داشت !

لو كان لربك شريك لاتتك رسله .
نامه / 31.
ترجمه :اگر پروردگارت شريكى مى داشت ، فرستادگان آن شريك (يعنى پيامبران آن خدا ديگر) نزد تو مى آمدند.
شرح : خداوند توانائى كه ما را، و اين دنياى پهناور و پر از زيبائى را، آفريده است ، خدايى يگانه و بى همانند است .
تمامى پيغمبرانى كه براى راهنمايى افراد بشر، به ميان مردم آمده اند، با آن كه دينهاى گوناگون آورده اند، سخنهايشان درباره خدا، يكسان و همانند بوده است . همه آنها، به پيروان خود گفته اند كه : خدا يكى است و شبيه و شريك ندارد.
فرزند عزيز، اين را بدان كه اگر غير از پروردگار يگانه و بى شريك ، خدا ديگرى هم وجود داشت ، او را به افراد بشر اعلام دارند، هم مردم را به سوى او دعوت كنند.
ولى در طول ميليونها سالى كه از زندگى بشر مى گذرد، واز ميان 124 هزار پيغمبرى كه براى هدايت مردم آمده اند، هرگز پيغمبرى نگفته است :
من ، از سوى خدايى ، غير از خداى يگانه ، به سوى شما فرستاده شده ام .
همين موضوع ، دليل آشكارى است براى آن كه بدانى : خداى تو، و آفريدگار و همه افراد بشر، و خالق اين جهان بزرگ ، همان خداوند يگانه و بى مانند است كه تمام پيغمبران ، از او سخن گفته اند و همه افراد بشر را، به سوى او دعوت كرده اند.

اقلیم خیال از منظر عرفان

ودیعه پاک خداوندی در وجود انسان که هرگز به اسارت در نمی آید و در بند کشیده نمی شود و حد و حصری برایش متصور نیست خیال است که عرفا به تعبیری اقلیم هشتم می‌نامند .

خیال از منظر علم عرفان بر دونوع منفصل و متصل منقسم می شود که خیال منفصل اختصاص به سالکین داشته (توضیح این که خیال را برای این منفصل گویند که گاهگاه و نه مدام به پرواز درآید و به عرش اعلی طیران کند و در این امر اراده سالک و لطف خداوندی دخیل است) و خیال متصل تعلق به مجذوبین حضرت احدیت دارد (این گونه خیال که مدام و علی الدوام است توجه انسان را به کلی از مادیات بر می کند و به عالم روحانیات متوجه می‌نماید و در این حال انسان از زندگی اجتماعی رو بر می‌تابد و در اصطلاح گویند مجنون شده است) و باز هر دوی این تقسیمات به دو قسم خیال الهی گون و غیر الهی منقسم می‌گردد؛ چون خیال قوه ایست در مغز سر انسان که می تواند از هر در بسته‌ایی عبور نموده و آنچه را که می‌خواهد متصور شود، لذا آن خیالی نزد عرفا اهمیت دارد که پس از تزکیه و طهارت ذهن آدمی بر آن خطور می‌کند چنانچه مولوی می فرماید :

آن خیالاتی که دام اولیاست
عکس مه رویان بستان خداست

خیال در عرفان و سلوک عملی نقش برجسته‌ای ایفا می‌کند‌، چه سالک سوار بر سمند سفید خیال گشته به وادی‌های غیبی پای می‌نهد و از نعمات روحانی متلذذ می‌گردد و هر چه ذهن و روح سالک در اثر ریاضات صعبه پاک و مطهر باشد خیال رقیق‌تر و به حقیقت نزدیکتر خواهد نمود.
در انتظار رویت ما و امیدواری
 در عشوه وصالت ما و خیال و خوابی

 شیخ محمود شبستری نیز بر همین اساس فکر نیکو و اندیشه متعالی که از آن بر می‌خیزد را مشرط بر تهذیب و تزکیه روح دانسته است :

بود فکر نکو را شرط تجرید
پس آنگه لمعه‌ای از برق تایید

باید متذکر شد که خیال نه تنها در ذهن بلکه می‌تواند در عالم خارج نیز نمود پیداکند و موجب آثار و اثراتی در خارج گردد و این عمل در بین عرفای هند کاملا مشهود است (این امر را در علم روانشناسی نوعی تلقین قوی و موثر نیز تلقی نموده اند.)
از فحوای کلام عرفا و حکما چنین مستفاد می‌گردد که خیال پاک و الهی گون می تواند انسان را به وادی اشراق سوق دهد و انوار قدسی حضرت جانان را دریافت نماید که به تعبیری به آن خیال فعال الهی یا تخیل خلاق الهی گونه اطلاق می‌شود و منظور از فعال و خلاق همان تلاش و تکاپو و سیران روح و طیران معنویِ روبه بالا و ملأ اعلای خداوندی را گویند.

البته وادی خیال را حدود و ثغوری متصور نیست و التزام به آن در سلوک عملی لاجرم می‌نماید، ولی به مدد ریاضات دشوار و دور از باور و طاقت بشر و نیز اندیشه والای انسانی هستند سالکین تندرو و اخص خواصی از عرفای ایرانی ـ اسلامی که خیال و تخیل را وقعی ننهاده صورت حقیقی ایمان را طالب‌اند بی‌هیچ حجاب و تعینی و از حضرت جانان خواستارند تا ورای عالم خیال به عالم حقیقت پای نهند و حقیقتِ حقیقت الوجود را در یابند نه خیالش را.

"شرط اساسی سیر و سلوک "


اساسی ترین شرط وصول به مقصد اعلا در سیر و سلوک عرفانی این است که سالک در هیچ لحظه ای این حرکت که به طور یقین عالیترین و پر معنی ترین حرکت انسانی در عالم هستی است،احساس هیچ گونه امتیاز و وصول و برتری ننماید.
آفت مهلک حرکت عرفان همین است  و بس که اگر در هر موقعیتی گریبانگیر سالک را بگیرد ،نه تنها از حرکت او به مراحل بعدی جلوگیری می کند ،بلکه نفس کمال جو را به عقب بر می گرداند . 


مرحوم محمد تقی جعفری
عرفان اسلامی  ص 58

#داستانهای_عرفانی_قدرت_روحی


 

در زمان امام صادق(علیه السلام) شخصى مدّعى بود كه قادر است از اشیایى كه دیگران پنهان كرده‏اند، خبر دهد. مردم برای سرگرمى و تفریح، از راه‏هاى مختلف وى را امتحان كردند و او برخلاف انتظار حاضران، به‌ خوبى از پس امتحانات برآمد. خبر به امام صادق(علیه السلام) رسید.

حضرت دست خود را مشت كردند و از او پرسیدند: در دست من چیست؟ او بعد از لحظاتى تأمل و تفكر، با حالت تحیّر به امام خیره شد. امام پرسید: چرا جواب نمى‏دهى؟ گفت: جواب را مى‏دانم؛ ولى در تعجبّم شما از كجا آن را آورده‏اید! آن شخص ادامه داد: در تمام كره زمین، همه چیز مسیر طبیعى خود را مى‏پیماید؛ فقط در یک جزیره، مرغى دو عدد تخم گذاشته كه یكى از آن‏ها مفقود شده؛ آن‌چه در دست توست، باید همان تخم باشد! حضرت او را تصدیق كردند. آن‌گاه از او پرسیدند: چگونه به این‌جا رسیدى؟ جواب داد: «با مخالفت با هواى نفس؛ هر چه دلم خواست، خلافش را انجام دادم».


 حضرت از او خواست که مسلمان شود. جواب داد: دوست ندارم. امام فرمود: «مگر قرار نبود با هواى نفست مخالفت كنى؟ تو طبق عهد خودت، الآن باید مسلمان شوى؛ چون دوست ندارى مسلمان شوى.» او كه هم به قدرت معنوى امام پى‌ برد و هم در مقابل استدلال امام، پاسخى نداشت، مسلمان شد.

 چندی نگذشت که قدرت روحى خود را از دست داد. به سراغ امام آمد و زبان به شكوه گشود: «قبلاً كه مسلمان نبودم این قدرت را داشتم و الآن كه خدا را پذیرفتم، قدرتم را از دست داده‏ام! این چه دینى است؟!» امام فرمود: تاكنون متحمّل زحمتى شده بودى و خداوند در همین عالم، مزد زحمت تو را مى‏داد و بعد از دریافت مزد، طلبى از خدا نداشتى؛ چون با خدا بیگانه بودى. هنری نیست که صبح تا شب از گاو و گوسفند گم شده مردم خبر دهی و بدین کار تعجّب آن‌ها را برانگیزی. از حالا، آن‌چه را عمل مى‏كنى، خداوند براى جایى كه به آن نیازمندى، ذخیره مى‏كند و آن‌چه قبلاً داشتى، براى رسیدن به سعادت ابدى، سودى به تو نمى‏رساند. 

(مصباح یزدى، عرفان اسلامی، ص 241)

#سیره_ایت_اله_قاضی 1


#آرامش و طمانینه در مرگ فرزند  


در برابر مشکلات و مصائب زندگی، صبور و شکست ناپذیر است، آن قدر طمأنینه دارد که در مرگ فرزندش، اطرافیان از آرامش او متعجب می شوند. « سید محمد باقر که نابغه خانواده قاضی است در سن 14-13 سالگی با برق گرفتگی از دنیا می رود. مادرش خیلی جزع و فزع می کند که بچه ام جوان بود، باهوش بود و بدجوری مرد. و آقای قاضی به ایشان می گوید: تو چرا این قدر زیاد برای بچه گریه می کنی؟ فرزندت الان این جا پیش من نشسته. و مادر بعد از شنیدن این حرف آرام می شود و راز آن ماجرا معلوم نمی شود. »

خشم و سلوک

(استاد فاطمی نیا)

امام جواد علیه السلام می فرماید:
راه خدا را شروع کردن از قلب، رساننده تر است، میانبرتر است از اینکه جوارح را به زحمت بیاندازی."

یعنی چی؟

یعنی یک خشم فرو خوردن آدم را از هزار رکعت نماز زودتر به خدا می رساند.

خیلی حرفه بزرگیه، من مومنی را می شناختم که آقا انقدر این تلخ بود، که الان یادش می افتم بی اختیار براش رحمت می فرستم اما باور کنین کامم تلخ میشه، چون می رفت تو مسجد تمام نوافل، تمام مستحبات، سر راهش هر جا یک هیئتی بود یک سری می زد، خونه که میومد انگار اژدها وارد شده، از دم در فریاد شروع می شد، چرا در این روغن بازه؟، چه قدر به شما بگم، کی شما آدم میشین؟! فکر می کرد خودش ملائکه است، وقتی مرد  زن و بچش آرام شدن.

اینجوری که آدم به خدا نمیرسه،مگه اسباب بازیه؟ هی هزار رکعت نماز بخون بعدم برو داد بزن، نه از اینجا باید شروع کنیم. اینجارو درست کن بعد هزار رکعت نماز خودش میاد، خودت مشتاق میشی.

میخواد بره جمکران، از اینجا پا میشه میره اونجا، نمیگم زحمتیه اما بالاخره مسافرتیه، تحولیه،حالا می خواد بره، با مادرش بحثش شده، دوستاشم دم درن، مادرش همینجوری نگاش میکنه، مادری که اینقدر زحمتشو کشیده، این جوان خداحافظی هم نمیکنه میره، خیلی خوب این کارو کردی؟ خیلی معذرت میخوام منو ببخشید، آدم باید خیلی احمق باشه فکر کنه از مادر خداحافظی نکنه، اماما زمان بهش نگاه کنه، این آدم باید براش دعا نوشت، دعا هم درستش نمیکنه، چون میگه لكل شيء دواء الا الحماقه.(اگه عمدی باشه درمان نمیشه، اما

ببین یک خشم فرو خوردن تو رو زودتر میرسونه تا اینکه هزاز رکعت نماز بخونی، یک دل شاد کرد تو رو خیلی زودتر می رسونه، یک مادر خوشحال کردن زودتر می رسونه..

این دین، دین ماست و منافاتی هم با بقیه چیزها نداره، امیرالمومنین علیه السلام امام العارفین امام المتقین، ازهمه بیشتر نماز میخونده عبادت میکرده، و الله العظیم اینها به این معنا نیست ما زیراب این چیزها  رو بزنیم ، اینها به این معناست که از اینجا باید شروع کنیم، از این باطن کارها رو شروع کنیم و پیش بریم ان شاء الله.
سلوک عرفای اسلامی - خشم فرو خوردن آدم را از هزار رکعت نماز زودتر به خدا می رساند

"عرفان مثبت"

"عرفان مثبت" 


اگر منظور از عرفان ،عرفان مثبتی باشد که ذات انسانی را از خارزار عالم طبیعت نجات داده و او را به هر دو جهان انفسی (درونی)  و آفاقی مشرف سازد و در عین ارتباط معقول با جهان هستی و افراد انسانی ،به زندگی آزاد از علایق و خواستنی ها توفیق یابد ،قطعی است که چنین عرفانی، عالی ترین و معقول ترین لذت را برای انسان عارف به ارمغان می آورد . 


محمد تقی جعفری
عرفان اسلامی ص 12

علاج بيماري هاي روحي

علاج بيماري هاي روحي

معالجه ي بيماري هاي روحي مثل معالجه ي بيماريهاي جسمي است.شايسته است كه سالك از داروي مناسب استفاده نمايد. بعنوان مثال براي برطرف كردن بخل، هيچراهي جز عادت دادن نفس به بذل و بخشش و اطعام وپرداخت صدقات و خيرات وجود ندارد وممكن نيست برطرف كردن بخل و پديد آوردن حال بخشش وجود با بسيار خواندن نمازهاي مستجبي و عبادات بدست بيايد. برطرف كردن غفلت نيز اينچنين است.يعني جز با تبديل آن به ضدش امكان پذير نيست. ضد آن تذكر نفس است به اينكه او در محضرخدا و فرشتگان نويسنده است. پس علاج غفلت به راه اندازي مؤسسات خيريه نيست و اينطورنيست كه با اين كارها ملكه ي حضور الهي بدست بيايد.
استاد کمیلی

شاخصه هاي عرفان ناب شيعي:

شاخصه هاي عرفان ناب شيعي:

عرفان و معنويت بخاطرجاذبه فطري كه دارد انسان ها خواه ناخواه به دنبال آن می روند و اگر عرفان اصیل  به انها معرفی نگردد افراد به دنبال عرفان کاذب خواهند رفت.
  ما باید عرفان اصلی و اسلامی و شیعی را بشناسیم ،تادزدان دین و شریعت ما را با جنس قلابی فریب ندهند .
  متاسفانه اقلیتی هم که
 مجذوب معنويت ميشونددچارآسيب ميشوند.

شاخص های عرفان ناب :

1-اولين شاخص عرفان ناب، توحيداست.

2-دومين شاخص عرفان ناب،شريعت است.يعني اهل
عمل به احكام ودستورات

3-سومين شاخص عرفان ناب،اطاعت است.يعني مطيع
بي قيدوشرط دستورات

4-چهارمين شاخص عرفان ناب،ضدعقلاني نيست بلكه
 فوق عقلاني است.

5-پنجمين شاخص عرفان ناب، توازن بين دنياوآخرت است.

6-ششمين شاخص عرفان ناب،اخلاق است.

7-هفتمين شاخص عرفان ناب،فراگيربودن آنست.

8-هشتمين شاخص عرفان ناب،دنبال كرامت سازي و
كارهاي خارق العاده نيست

9- نهمين شاخص عرفان ناب،اعتقادبه معادوزندگي پس ازمرگ است.